چهار شعر از کارگردان «سالو» - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد چهار شعر از کارگردان «سالو» ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید


پیر پائولو پازولینی، شاعر نویسنده، منتقد و سینماگر برجسته ایتالیایی در طول عمر نسبتا کوتاه خود، آثار بسیاری در زمینه سینما و ادبیات خلق کرد و...

او تاثیر عمیقی بر فیلمسازان نسل پس از خود گذاشت. با اینکه بسیاری پازولینی را در زمره مهم ترین شاعران و نویسندگان ایتالیا می‎دانند، اما وی در ایران بیشتر به عنوان یک سینماگر شناخته شده است. در ادامه چهار شعر از این شاعر و فیلمساز ایتالیایی از نظر شما می‎گذرد.

***

شادمانم

در زمختی شب یکشنبه

از تماشای مردم

که در هوای آزاد قهقهه میزنند

شادمانم

قلبم نیز از هوا ساخته شده است

چشمانم خوشی مردم را بازمیتابانند

و در موهایم شب یکشنبه میدرخشد

مرد جوان، من از خست ام شادمانم

شب یکشنبه، با مردم خوشحالم

زنده ام، با هوا خوشحالم.

من به شیطان شب یکشنبه عادت کرده ام.

***

روزهای دزدیده شده

ما که انسان های فقیری هستیم زمان اندکی داریم

برای جوانی و زیبایی:

شما میتوانید بدون ما بخوبی کارتان را انجام بدهید.

تولدمان بنده مان میسازد!

پروانه ها همه‎ی زیبایی ها را برچیده اند،

و ما در زمانمندی پیله کرم ابریشم مدفون گشته ایم.

ثروتمند بخاطر دوران ما بهایی نمیپردازد:

زیبایی آن روزها دزدیده شده اند

توسط پدران مان و خودمان تصرف گشته اند

آیا گرسنگی زمان هرگز نخواهد مرد؟

***
پیر پائولو پازولینی

پیر پائولو پازولینی

ترانه ناقوس های کلیسا

وقتی شبانگاه به درون سرچشمه های آب غوطه ور می گردد

دهکده ام در میان فام هایی گنگ ناپدید می شود.

از دور دست ها بخاطر میآورم

غور غور قورباغه ها را

نور ماه را،

گریه های غمناک جیرجیرک را.

زمین ها ناقوس های کلیسای وسپر را می بلعند

اما من از صدای آن ناقوس ها مرده ام.

ای غریبه، از بازگشت محبت آمیزم از کوهستان ها نترس

من روح ِ عشق هستم

از سواحل دریاهای دور دست به خانه بازگشته ام.

***

راز

با شجاعتی برای حرکت چشمانم

بسوی نوک درختانی خشک

من خدا را نمیبینم، اما نورش

شدیدن میدرخشد.

از همه‎ی آن چیزی هایی که میدانم

قلبم تنها این را میداند:

جوانم، زنده ام، تنهایم،

بدنم خودش را مصرف میکند.

اندکی در علفهای مرتفع استراحت کردم

در کناره رودخانه، زیر درختان لخت،

سپس تا زیر ابرها پیش رفتم

تا روزگار جوانی ام را سپری کنم.



 

منبع : seemorgh.com

چهار شعر از کارگردان «سالو» گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات