رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز (سیمین بهبهانی) - آکا

,سیمین بهبهانی, اشعار سیمین بهبهانی, شعرهای بهبهانی,شعر ،داستان و ادبیات

رفتم اما دل من مانده  بر دوست هنوز
میبرم جسمی و دل در گرو اوست هنوز

 

بگذارید بآغوش غم خویش روم
بهتر از غم بجهان نیست مرا دوست هنوز

 

گرچه با دوری او زندگیم نیست ولی
یاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوز

 

همچو گل یکنفسم جا بسرسینه گرفت
سینه ی غمزده زآن خاطره خوشبوست هنوز

 

رشته ی مهر و وفا شکر که از دست نرفت
برسر شانه ی من تاری از آن موست هنوز

 

بعد یک عمر که با او بوفا سر کردم
با که این دردبگویم؟ که جفاجوست هنوز

 

تادل ناله ی جانسوز بر آرم همه عمر
همچو چنگم سر غم بر سر زانوست هنوز

 

با همه زخم که "سیمین" بدل از اودارد
میکشد نعره که آرام دلم اوست هنوز
سیمین بهبهانی

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران