شعر زیبای گول از فریبا شش بلوکی - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد شعر زیبای گول از فریبا شش بلوکی ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید


شعر زیبای گول از فریبا شش بلوکی
,شعر گول از فریبا شش بلوکی, شعر گول, شعر زیبای گول,شعر ،داستان و ادبیات

شعر گول از اشعار فریبا شش بلوکی

 

بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم
بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان  هم داریم

**

و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
وبه آب سنگ زدیم

**

ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست

**

ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!

**

بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود

**

ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم

**

بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
و گرفتیم کتابی سر دست
که بگوییم که دانا هستیم

**

بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم

**

ما حقیقت هارا
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم

**

روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم

              

شعر زیبای گول از فریبا شش بلوکی گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات