محنت بسیار (ایرج میرزا) - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد محنت بسیار (ایرج میرزا) ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته شعر ،داستان و ادبیات از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید



 عاشقی محنت بسیار کشید

تا لب دجله به معشوقه رسید

نا شده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به اب

نازنین چشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود

دید در روی شط اید به شتاب

نو گلی چون گل رویش شاداب

خواست کازاد کند از بندش

اسم گل برد در اب افکندش

خوانده بود این مثل ان مایه ناز

که نکویی کن ودر اب انداز

گفت به به چه گل زیباییست

لایق دست چو من رعنایی است

حیف ازون گل که برد اب او را

کند از منظره نایاب او را

گفت رو تا که زهجرم برهی

نام بی مهری بر من ننهی

مورد نیکی خواصت کردم

از غم خویش خلاصت کردم

باری ان عاشق بیچاره چو بط

دل بدریا زد وافتاد به شط

دید ابیست گوارا ودرشت

بنشاط امد ودست از جان شست

دست پایی زد وگل را بربود

سوی دلدارش پرتاب نمود

گفت کای افت جان سنبل تو

ما که رفتیم بگیر این گل تو

بکنش زیب سر ای دلبر من
















یاد ابی که گذشت از سر من

جز برای دل من بوش مکن

عاشق خویش فراموش نکن

خود ندانست مگر عاشق ما

که زخوبان نتوان خواست وفا

عاشقان گر همه را اب برد

خوب رویان همه را خواب برد

 


منبع:irajmirza-sher.blogfa.com

گردآوری پرتال اکاایران
محنت بسیار (ایرج میرزا) گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات