با این غرور بلندت...(شعر خسرو گلسرخی) - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد با این غرور بلندت...(شعر خسرو گلسرخی) ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید


 

در بقعه های ساکتِ بودن ،
همراه خوب من
آن شال ِ سبز کِبر را
به دور بیفکن
و با تمامی وسعت انسانیت بگو
که ما باغی ایم
باغی چنان بزرگ و سبز
که دنیا
 در زیر سایه اش
خواب هزار ساله ی خود را
  خمیازه می کشد .
در بقعه های خامُش ِ بودن
از جوار ضریح
چندی است
طنین ضربه ی برخاستن بزرگ تو را نمی شنوم
همراه خوب من
از پله های بلند غرورت
بگیر دست مرا
تا قلب شب بشکافیم
و با ردای ِ سپیده
    به رقص برخیزیم ...
همراه خوب من
با این غرور بلندت
در سرزمین یائسه ها
تو تمامی خود نرفته ای بر باد ...
اینک
به ریزش رگبار سرخگونه ی خنجر ،
دست مرا بگیر
تا از پل نگاه صادقانه ی مردم
به آفتاب
 سفر کنیم...

منبع:yadolahy.persianblog.ir

گردآوری پرتال اکاایران

شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله با این غرور بلندت...(شعر خسرو گلسرخی) شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

بهترن شعر گلسرخی

با این غرور بلندت...(شعر خسرو گلسرخی) گردآوری توسط بخش شعر ،داستان ، ادبیات، کتاب سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات