این «ربّنا» مال مردم است -آکا

آکاایران: این «ربّنا» مال مردم است

این «ربّنا» مال مردم است
,[categoriy]

آکاایران: این «ربّنا» مال مردم است

این «ربّنا» مال مردم است



,[categoriy]

«من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را 32 سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند.»

به گزارش آکاایران: اینها را «شجریان» درباره ربنا گفته است. همان زمان که دیگر اجازه پخش این اثر را ندادند. بعد از اظهارات شجریان در آن سال خاص، دیگر ربنا از صدا و سیما رفت و انگار برکتی از سفره های افطار کم شد. حالا می گویند دعا باز پخش شده است؛ دعایی که شجریان درباره اش گفته است: «رفتم استودیو و «ربنا» و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر ضبط شده را به چهار نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم تمرین کنند تا برای ضبط آماده شوند. آقای قاسم رفعتی «مثنوی افشاری» را زیبا خواندند اما با اینکه روانشاد صالحی قرآن خوان حرفه ای بودند و صدای خوبی هم داشتند، هرچه تلاش کردند نتوانستند آن طور که مدنظر من بود، ربنا را بخوانند. بالاخره با کمک و راهنمایی های من بعد از 20 روز تمرین برای ضبط آماده شدیم و به استودیو رفتیم.

 

در استودیو هم سه نفری که قرار بود ربنا را بخوانند بارها خواندند و نشد تا اینکه من بخشی از ربنا را می خواندم، این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به ویرایش و تصحیح این آثار کردم. از چهار بعد ازظهر تا سه صبح کارها را تک و تنها در رادیو تصحیح می کردم تا اثر مناسبی برای پخش در ماه رمضان آماده شود. کارها را دو روز مانده به ماه رمضان آماده کردم و به رئیس رادیو ارائه کردم اما از همان موقع و حتی قبل تر از آن فریدون شهبازیان که کار من را شنیده بود، اصرار می کرد با صدای خودم پخش شود و من هم مصرانه می گفتم صدای من نباید این گونه پخش شود و هیچ اجازه ای به آنها برای پخش ندادم. از همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیهی الهی اعلام کردم دیگر به رادیو نمی آیم اما روز اول ماه رمضان دیدم ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد.» ربنای استاد شجریان، مجموعه ای است از چهار آیه شریفه از قرآن (از سوره های بقره، آل عمران، مؤمنون و کهف) که همواره با تضرعِ ربنا آغاز شده است.

 

این دعا در تابستان 1358 در رادیو به ضبط رسید و مدت ها با توجه به اقبال کم نظیر خواص و عوام در ماه رمضان پخش شد. خود شجریان دراین باره گفته انگیزه اصلی اش از خواندن این دعا، تدریس آن به دو هنرجو بوده و این اثر در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده است. شجریان ربنا را در دستگاه سه گاه خوانده و با مرکب خوانی (مدولاسیون یا راه گردانی) سری به دستگاه ها و آوازهای دیگر ردیف موسیقی ایرانی ازجمله آواز افشاری و گوشه عراق (صبا) زده و سپس به سه گاه برگشته است. ربنا در کاستی که محمدرضا شجریان با نام به یاد پدر ضبط کرده، منتشر شده است؛ در این اثر به خوبی می توان تأثیرات شیخ نصرالدین طوبار و شیخ طه الفشنی را مشاهده کرد. این اجرا تقریبا فاقد تحریر است و به جز چند نت، تماما به وسیله غلت و ویبراسیون اجرا شده است. ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای سی بمل و سپس دو اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نت ها گردش دارد و تا نت می بمل به بالاترین نت خود می رسد. روز گذشته خبری به نقل از «سیدفضل الله شریعت پناهی» در گفت وگو با خبرنگار ایلنا، منتشر شد که در آن آمده بود: «هفته گذشته، در جلسه مدیران سیما با ریاست آقای علی اصغر پورمحمدی صحبت هایی شد مبنی براینکه ماه رمضان امسال ربنای استاد شجریان از تلویزیون پخش شود که در آن جلسه تصمیمی مبنی براینکه همه شبکه ها ربنا را پخش کنند یا یک یا چند شبکه خاص گرفته نشده بود. شبکه یک در دوره ریاست آقای سرافراز بر صدا و سیما، برنامه ریزی ویژه برنامه های ماه رمضان را برای تولیدی ها و پخش زنده انجام داده بود اما با حضور آقای عسگری به عنوان رئیس جدید، ایشان مأموریت های جدیدی مانند ویژه برنامه های افطار به ما داد.»

 

این ماجرا به سرعت در شبکه های مجازی منتشر و اعلام شد قرار است ربنا امسال پخش شود اما در فاصله کوتاهی مدیر شبکه یک این خبر را تکذیب و اعلام کرد، این اتفاق رخ نداده  و «حلاجی» - روابط عمومی این شبکه- نیز در گفت و گو با ما می گوید، هنوز تصمیمی دراین باره گرفته نشده اما انتشار این خبر را می توان به فال نیک گرفت؛ اینکه جریانی در صدا و سیما موافق پخش این دعا بعد از هفت سال هستند. طبق گفته شریعت پناهی، این تصمیم در جلسه ای با حضور «مصطفی پورمحمدی» گرفته شده بود و حالا او از سازمان رفته است و به نظر می رسد با فشار بخشی از مدیران صدا و سیما به حالت تعلیق درآمده و گویا انتشار این خبر، رئیس جدید سازمان صدا و سیما را در شرایط تصمیم گیری خاصی قرار داده که بین انتخاب میان خواست مردم و جریان های تندرو، یکی را برگزیند. آریا عظیمی نژاد یکی از آهنگسازان برجسته کشورمان است که ملودی های خاطره انگیزی را خلق کرده و سابقه زیادی در تیتراژ های تلویزیونی دارد و در سریال ها و برنامه های مختلف رد پای او را می توان جست و جو کرد. او امسال هم با آهنگسازی سریال «دودکش» میهمان سفره های افطار ایرانیان است و معتقد است «ربنا»ی استاد شجریان یک اثر شخصی نیست و باید نگاهی جامع تر به آن داشت.


عظیمی نژاد درباره این اثر می گوید: «تلاوت دعا و قرآن به همراه آواز و ملودی از صدر اسلام وجود داشته و بزرگان این توصیه را داشته اند که بهتر است قرآن با صوت و همراه با ملودی خوانده شود و درواقع اثر گذاری ملودی است که می تواند یک کلام را در دل ها بیشتر بنشاند. استاد شجریان هم این دعا را که به نوعی ماحصل پایان یک روز سخت ماه رمضان است را به شکلی کامل، شیوا و رسا ادا کرده اند. استاد با خواندن این دعای خاص که با ملودی بسیار زیبا و اثر گذاری هم همراه شده، رسالت کلام را به طور کامل به پایان رسانده اند و ازسوی دیگر معتقدم ربنا از حیطه استاد شجریان خارج شده و حالتی عمومی تر پیدا کرده است. «ربنا»ی استاد شجریان امروز به میراث فرهنگی جامعه تبدیل شده و به همین دلیل نباید به این اثر نگاهی فردی داشت و باید به شکلی جمعی با آن برخورد کرد.»


او همچنین می گوید: «سفارش دادن دعای ربنا برای جایگزین کردن آن مسئله ای است که از چند سال پیش شروع شد و حتی بسیاری از دوستان به من هم رجوع کردند که چنین چیزی را خلق کنم. پاسخ من به این گروه از دوستان این بود که چنین آثاری خلق شدنی نیست. چیزی که در «ربنا»ی استاد شجریان می شنویم ترکیبی از حس و تکنیک است. استفاده از ترکیب جالبی از گوشه های مختلف موسیقی برای رسیدن به یک اثر ماندگار موسیقی آن قدر جالب اتفاق افتاده که از بُعد تخصصی هم «ربنا»ی استاد شجریان را حائز اهمیت کرده و می تواند درسی برای اهالی و علاقه مندان به موسیقی محسوب شود.

 

از سوی دیگر «ربنا» را می توانیم از جنبه های احساسی هم نگاه کنیم؛ هر هنرمندی با هنر و احساس خودش یک اثر هنری را خلق می کند و به همین دلیل خلق دوباره آن از سوی شخصی دیگر نشدنی است و در نهایت فکر می کنم بزرگ ترین مشکلی که موجب می شود کمتر شاهد خلق چنین آثاری باشیم این است که اغلب آثاری که تولید می شوند سفارشی هستند.» «محسن شریفیان» - آهنگساز - هم دراین باره می گوید: «از دیرباز در ایران اسلامی، مناجات خوان ها ساعاتی پیش از سحر و قبل از افطار، بر فراز بام خانه ها و مساجد می رفتند و با نوای خوش به ذکر دعا و مناجات می پرداختند و مردم با صدای آنها برای روزه گرفتن و افطاری آماده می شدند و در روز عید نیز به آنها پول و هدیه می دادند.


خوانندگان مناجات اکثرا از عبارات مسجع «خواجه عبدالله انصاری» مندرج در کتاب مشهور «مناجات نامه» بهره می گرفتند تا اینکه با پیدایش رادیو، مردم کم کم با صدای مرحوم ذبیحی آشنا شدند و عادت کردند. بعد از انقلاب اسلامی در سال 57 و تغییر سیاست ها و به دنبال مشکلات سیاسی ذبیحی، مسئولان وقت از استاد شجریان خواستند کاری را جایگزین صدای ذبیحی بخواند. استاد شجریان دراین باره می گوید: باید بدانیم عادت را از مردم نمی توان گرفت؛ مردم به ربنا و دعای سحر مرحوم ذبیحی و اذان مرحوم مؤذن زاده اردبیلی عادت کرده بودند و نمی شد به این راحتی این عادت را در مردم تغییر داد. پس باید براساس آن حال و هوا حرکت می کردم اما درعین حال می خواستم اثر، ویژگی های خاصی نیز برای خودش داشته باشد تا بتوان این را نیز به مردم بقبولانیم و کار جدید را جایگزین کرد. ظهر آن روز همان آیاتی را که مرحوم ذبیحی خوانده بود پیدا کردم و دو آیه دیگر نیز از سوره آل عمران و بقره پیدا کردم و یک مطالعه ذهنی کردم که چگونه آن را بخوانم تا علاوه بر نزدیک بودن به کار مرحوم ذبیحی کار جدیدی باشد. ربنا براساس دستگاه های قرآنی خوانده شده، هرچند می توان آن را با دستگاه راست گاه از موسیقی ردیفی ایران نیز تطبیق داد که در خاتمه به دستگاه «عجم» (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. بااین حال من برخلاف نظر بعضی از دوستان حس عربی - مصری آن را غالب تر از حس ایرانی این آواز می دانم ، همان طور که کمتر هم از تحریر های ایرانی استفاده شده و اغلب از ویبراسیون های رایج در بین خوانندگان کلاسیک مصری استفاده شده است. نوع صداسازی آگاهانه استاد شجریان و اوج وفرودهای این آواز جای هیچ تردیدی را از تأثیرپذیری خوانندگان مصری نمی گذارد که البته تأکید بر این موضوع به معنی ضعف کار نیست و فقط خاستگاه و یکی از دلایل مهم تأثیرگذاری کار را مشخص می کند. استاد شجریان دراین زمینه گفته است: لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آوازخواندن است، چون کلمات عربی خوانده می شود، باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود و باوجوداینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی خواستم فقط لحن ربنا قرائت قرآن باشد.

 

من این لحن را به خوبی بلدم و می خواستم ربنا ایرانی پسند باشد؛ برای مثال اذان مؤذن زاده اردبیلی بیات ترک است و به همین دلیل مردم این اذان را دوست دارند و من هم مرکب خوانی و سه گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می کنیم هم در آواز تا هم کسی که به عربی و قرآن آشناست لذت ببرد و هم کسی که از آواز ایرانی شناخت دارد اما نکته اصلی ماندگاری این آواز بیش از موارد تکنیکی که شجریان به زیبایی آن را اجرا کرده، حس نوستالژیک این قطعه است؛ پیوند آن با آیین رمضان و جایگاه آن در بین مردم کافی است تا پس از 30 سال، قرص و محکم در بدنه اجتماعی ایران ماندگار شود. با این توضیح نمی توان نقش چاشنی های سیاسی و سانسور های هنری اخیر درباره شجریان و این آواز را نادیده بگیریم اما همه اینها موجب نشد محبوبیت ربنای شجریان در بین مردم کم شود. همین بس که روزنامه مشهور گاردین درپی ناراضی بودن مردم ایران از عدم پخش ربنای شجریان از صدا و سیمای ملی آن را «صدای گمشده ماه رمضان» بخواند.»

 

اخبار فرهنگی و هنری - وقایع اتفاقیه

 گرد آوری مطالب : آکا ایران


منبع :

این «ربّنا» مال مردم است گردآوری توسط بخش هنرمندان ایران و جهان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات