مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه!

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته هنرمندان ایران و جهان از سایت مقالات هنر آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه!

مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه!
,[categoriy]

آکاایران: مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه!

مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه!



مریم سعادت دانش آموخته هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک است که از سال ١٣٦٠ هنرنمایی اش را در همکاری با اجرای نمایش هایی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و خیلی زود با لحن و بازی جدی ای که در کارهای طنز کودک از خود نشان داد، به یکی از هنرمندان دوست داشتنی کودکان تبدیل شد.

به گزارش آکاایران: همشهری شش و هفت - علاقه اش به کار در تئاتر او را محدود به بازیگری نکرد و پس از مدتی با کارگردانی نمایش‎هایی مثل آدمک، بی بی چلچله، جنگ پرپرک و کنسرت حشرات، مسیری دشوار را از سر گذراند،. سعادت، سینما را با عروسک گردانی شهر موش ها آغاز کرد و یکی - دو جین از فیلم های کودک پسند در کارنامه اش به جا گذاشت و خیلی زود به چهره آشنا و شناخته شده تلویزیون تبدیل شد.
 حالا دوستداران تلویزیون، این سالها از او دردسرهای عظیم، باغ سرهنگ، آب پریا و سینماروها بازی او در پدر آن دیگری، عملیات مهد کودک و چک را دیده اند. علاقه مندان تئاتر هم امسال از او خاطرات و کابوس ها را دیدند. آنهایی هم که جشنواره امسال موفق شدند آخرین بازیش در «متولد ٦٥» را ببینند، نظاره گر شمایل زنی ثروتمند، زبر و زرنگ ومثل همیشه شیرین شدند.
شما سه دهه است در سینما، تئاتر و تلویزیون بازی می کنید. در نمایش های رمئو و ژولیت، شازده احتجاب وعروسی خون و در فیلم هایی مثل یک بوس کوچولو، ماهی ها عاشق می شوند و کلاغ پر. در سریال های تلویزیونی نیز کارنامه تان پررنگ است. سریال های آرایشگاه زیبا، خوش رکاب و کتابفروشی هدهد از آن جمله هستند.

 

,[categoriy]

 

چطور خودتان را برای بازی آماده می کنید، روش خاصی دارید؟
اول این که من به صورت مداوم تئاتر بازی نمی کنم؛ چون باید به لحاظ اقتصادی تامین باشم و با خیال راحت سر صحنه بروم.   بی رودربایستی بگویم، کسی که تئاتر بازی می کند اگر جیب پرپولی نداشته باشد نمی تواند تئاتر کار کند؛ چون تئاتر به لحاظ اقتصادی چیزی ندارد. از طرفی دوست دارم زمان هایی تئاتر کار کنم که دلم برای بازی در آن تنگ شده باشد و واقعا دوست داشته باشم که کار کنم تا بتوانم مفید و موثر باشم درغیراین صورت باری به هر جهت می شود و وجود و ورودی انگیزه های دیگر در کار به همه چیز لطمه
مهمترین جذابیتی که تئاتر برای تان دارد چیست؟
همین که نفس تماشاچی به آدم می خورد، همین که بازیگر مجبور است هر روز این نقش را زیرورو کند و خیلی مراقب خودش باشد، هر چیزی نخورد و مراقب سلامتی اش باشد و آن را حفظ کند، جذاب است.  دوره های بازی در تئاتر باعث می شود که آدم هوش و حواسش شش دانگ جمع شود وانگیزه عجیب و غریب برای زندگی پیدا
تحصیلات دانشگاهی شما در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران تئاتر عروسکی بوده و کارهای پر تماشاچی هم داشته اید. کار پیش رو و انجام نداده ای، دارید؟
بیشتر فعالیتم پیش از تمرکز در بازی، کار عروسکی بوده است. گاه کارگردانی تلویزیون می کنم، اما این که بگویم آرزوی انجام کاری را دارم نه، چیز خاصی نیست، بیشتر دوست دارم ببینم چیزی پیش می آید و اگر پیش بیاید از آن استفاده می کنم.
شما دهه سی به دنیا آمده اید و از جوانی کار تئاتر و تلویزیون کردید. فکر نمی کنید قدری دیر وارد عالم سینما شدید؟
خب ! من سال ٦١ که در تلویزیون کار می کردم هنوز دانشجو بودم. انقلاب فرهنگی شده بود و کمی درسم تاخیرافتاد. البته من به هیچ عنوان دغدغه سینما ندارم و اگر پیش بیاید و نقش خوبی باشد و به لحاظ مالی  هم ارزش وقت گذاشتن داشته باشد یا گروه خوبی باشند، می پذیرم کار کنم وگرنه به هیچ عنوان انتخاب اولم سینما نیست.
انتخاب اول تان چیست؟
اول تئاتر بعد تلویزیون.
خب چه شد که فیلم مهمان ناخوانده پای شما را به سینما باز کرد؟
چندین سال قبل از این که مهمان ناخوانده تبدیل به فیلمنامه و بعد فیلم شود، تئاترش را کار کردیم و اجراهای زیادی هم داشتیم. بعد تصمیم گرفتند فیلم شود.
شما در فیلمهای مخاطب پسند مختلفی بازی کرده اید، از تارزن و تارزان و دربدرها بگیرید تا کلاغ پر، بازی در فیلم های عامه پسند فرقی با بازی در آثار کم مخاطب و خاص دارد؟
اعتقادی به این تفکیک ها ندارم و این طور نگاه نمی کنم که آیا  فیلمی که می خواهم بازی کنم، عامه پسند است یا دارای مخاطب خاص. من بازی خودم را می کنم، یعنی آنچه از من می خواهند را بازی می کنم.

 

,[categoriy]

 

بیشترین سعی تان در کدام بخش از بازیگری است؟
 تلاش می کنم در قالب آن فیلم، بازی مورد نظر کارگردان را بگنجانم و کارم بیرون از آن قالب نرود.تمام توانم را برای  بازی می گذارم، اما سعی می کنم از آن حد فراتر نروم.
شما پای ثابت آثار مرضیه برومند هم بوده اید، از کارگاه شمسی و مادام تا کتاب فروشی هدهد و همین اواخر آب پریا، رابطه شما دو نفر چرا ای نقدر با دوام مانده؟
من سر سریال آرایشگاه زیبا خودم از خانم برومند خواستم در آن بازی کنم. ما آن زمان تدارک یک کار عروسکی می دیدیم وقراربر این شده بود که ابتدا آرایشگاه زیبا ساخته شود بعد سراغ آن کار عروسکی برویم. وقتی من به ایشان پیشنهاد بازی دادم، با تعجب از من پرسید می خواهی واقعا بازی می کنی؟ و وقتی جدیت مرا دید نقش کسی  را که برای خواستگاری سراغش می آیند  برای من نوشت و من آن را بازی کردم.
و از همانجا بازیگری را جدی گرفتید، نه ؟
واقعیتش با آن کار که آقای بهبهانی هم در آن همبازیم  بود، بازیم  مورد پسند قرار گرفت و بازی خوبی شد. از آن به بعد سرنوشتم مقداری تغییر کرد.
فکر کنم به نسبت دیگر کارگردانان، خانم برومند توانسته توانایی های بیشتری از شما آشکار کند، درست است؟
خانم برومند، توان مرا می شناسند و وقتی نقشی را می نویسند می گویند این نقش مال توست.
شما ریتم تندی در گفتار و شیوه حرف زدن تان دارید. اگر نقشی باشد که این ویژگی را نداشته باشد، هماهنگ شدن تان با نقش چقدر برای تان  دشوار می شود؟ اصلا در زندگی شخصی هم این قدر ریتم تندی دارید؟
بازیم شاید آن طور که می گویید باشد، اما ریتم زندگیم به هیچ عنوان تند نیست؛ یعنی اصلا شبیه فیلم هایم نیستم، ولی پیش آمده که از ابتدا سر کاری رفته ام و کارگردان به من گفته: این نقش، نقش زن آرامی است، ریتمش کند است و از این جور چیزها. از این نقش ها به من پیشنهاد شده است. خودم هم که ریتم تندی ندارم. در هر حال آنچه را از من بخواهند  بازی می کنم.
شما تئاترهای عروسکی زیادی کار کرده اید . آیا کارهای عروسکی دیگر کشورها را هم دنبال کرده اید؟
درجشنواره های عروسکی جهانی شرکت کرده ام، از دانمارک و لهستان بگیرید تا پاکستان و روسیه تئاترهای خیلی خوبی دیده ام.
سینمای کودک سینمای پر مخاطب و جذابی است. چرا شخصیتهای عروسکی، مثل کلاه قرمزی و موشهای شهر موش ها را وارد سینما نمی کنید؟
من کنسرت حشرات را که کنسرتی عروسکی است نزدیک به ده سال است که دارم اجرا می کنم و آن را خیلی دوست دارم. اگر امکانش فراهم شود خیلی دوست دارم آن کار را سینمایی کار کنم.
شما تئاترهای متعددی بازی کرده اید. نمایشی داشته اید که وسط آن برای شما کسالتی پیش بیاید و مجبور شوید کار را رها کنید؟
مگر می شود آدم با این هوای تهران چیزی اش نشود؟! می توانم بگویم همیشه پیش آمده است. یادم است سر نمایش رومئو ژولیت، تمام لثه هایم چرک کرد و بدن و صورت، گردن و گوشم شدیدا ورم کرد. مانده بودم چه کنم. با کمک پزشک کلی تلاش کردیم تا به اجرا برسم.
شده از هفته های میانی، بازیگری به هر دلیل ناخواسته ای نتواند روی صحنه بیاید و بازیگر دیگری جایگزینش شود؟
بله !شاید این جور اتفاقات افتاده باشد، مثلا اگر آپاندیس بازیگری بترکد و مجبور به عمل باشد، طبیعی است که کارگردان باید به فکر بازیگر جایگزین باشد. اگر در حد سرماخوردگی باشد کارگردان در آخر برنامه به تماشاچیان ماجرا را می گوید و از آنها عذر خواهی می کند که صدای بازیگرش در نمی آمده است.

 

 

,[categoriy]

 

شما امسال نقش مهد علیا را بازی کردیدآیا روش خاصی برای شناخت چنین نقش های دارید؟
از آن  بازیگرانی نیستم که برای نقش بروم  دوره های تاریخی را مطالعه کنم. البته مهد علیا در تاریخ ایران مشهور است و هر کسی مقداری از او می داند، ولی اختصاصا برای این نقش خودم را به راهنمایی های دکتر رفیعی سپردم.
جلسات تمرین ایشان چگونه است؟
 بیشترین تئاترهایم با دکتر رفیعی بوده و در هر دو فیلمی هم که ایشان ساختند بازی کردم .جلسات تمرین ایشان بزرگترین درس برای بازیگران است. ایشان در تمرین از همه افراد گروه بخصوص بازیگران نظر می خواهند و به نوعی کارگاهی کار می کنند به طوری که ممکن است یک نقش را چند نفر حفظ کنند. این شیوه را خیلی دوست دارم. بیست سال است که با ایشان همراهی و کار کرده ام و هیچگاه فضای بد و رقابت ناسالم سر کار ایشان ندیده ام.
اولین اجرای تان را در سالن تالار وحدت به یاد می آورید.آن زمان چه حسی داشتید؟
وقتی برای نخستین بار روی سن رفتم به نظرم آمد که چقدر این سالن و سن بزرگ است. آن چنان عظمتی برای من داشت که هیچ گاه آن لحظه را فراموش نمی کنم، حالا که دیگر بارها روی سن تالار وحدت رفته ام یک طورهایی به بودن در آن عادت کرده ام.
شما هم در سینما هم تئاتر و هم تلویزیون بازی کرده اید. هیچ وقت تفاوتی در بازی تان بر اساس این مدیوم ها رخ داده است؟
نه! بازیگر بازی اش را می کند.
از بین نقش هایی که بازی کرده اید کدام یک را بیشتر دوست دارید؟
نقش ناهید خاله در سریال بدون شرح را دوست داشتم. اوایل سریال که خود آقای آییش هم حضور داشتند خیلی خوب بود. نقش فیروزه در سریال دردسرهای عظیم را هم خیلی دوست داشتم. هر دو طنز بودند.
معلوم است  نقش های طنز را بیشتر می پسندید.
نه اتفاقا! اصلا این طور نیست. آدمی نیستم که در یک قالب حرکت کنم.
با آقای آییش چطور کارکردید؟
 هم کار و هم سلیقه و نگاه ایشان را قبول دارم .بنابراین خودم را به بازیگردانی ایشان سپردم و با کمک همدیگر به این کار رسیدیم.
نقش ناهید و فیروزه را چطور تجزیه تحلیل می کنید؟
آنها  آدم های بسیار ملموس و واقعی هستند. اغلب فکر می کنند بازی طنز حتما باید غلو آمیز باشد در حالی که کار هر چه واقعی تر و هر چه جدی تر به موقعیت طنز بپردازد ، زیباتر و بهتر می شود .
در باجناق ها هم با آقای آییش کار کردید، علاوه بر همکاری، با ایشان و همسرشان هم رابطه دوستی دارید؟
ما دوستان خوبی هستیم. خانم طهماسبی همسر آقای آییش با خانواده ما صمیمی هستند و رفت و آمد داریم.

 

,[categoriy]

 

روش کدام کارگردان تئاتر را دوست دارید؟
به روش دکتر رفیعی خیلی علاقه و اعتقاد دارم. مدل کار کردن بازیگر با او سخت است.
اجرای شهرستان هم داشته اید. وضعیت تماشاچیان دیگر شهرها چطور است؟
 سه گانه اورنگ را با آقای محمد حاتمی در رشت اجرا کردم .رشت تماشاچیان فهیم و تئاتر شناسی دارد.
دو کار آواز خوان کوچک و خاطرات الاغ مهربان را هم برای شبکه نمایش خانگی کارگردانی کرده اید. قرار است در آینده از بازیگری به سمت کارگردانی در سینما و تئاتر و تلویزیون بروید؟
متنی دارم که بسیار کار جدی و سنگینی است و آرزو دارم که روزی آن را روی صحنه ببرم.
موضوعش چیست؟
نمی خواهم وارد جزییات آن بشوم، اما موضوعش مربوط به دوران کودکیم می شود.
دوست دارید چه اتفاقی برای تئاتر ایران بیفتد؟
امیدوارم تئاتر ایران رشد کند، تعداد سالن ها زیاد شود. گفتند در پردیس قلهک سالن تئاتر درست کرده اند و صندلی ها و نورش را از خارج آورده اند.وقتی رفتیم آنجا ،و دیدیم که «سن» ندارد! نمی دانم این سالن ها را برای چه می سازند؟! تئاتر، سن و فضای درست و منطقی اجرا می خواهد.اگر مکان مناسبی برای تئاتر ایران باشد، با همه استعدادهایی که داریم،شاهد اتفاقات عجیبی در این زمینه خواهیم بود.
بهترین دوره تئاتر از نظر شما چه دوره ای است؟
از ١٣٧٦ تا ١٣٨٣ دوره کم نظیری است؛ چون ارتباط ما با دنیای خارج شکل گرفت. هنرمند نمی تواند محدود باشد و در اتاق در بسته کار کند.
حلقه گم شده تئاتر ما چیست؟
دنیای تئاتر ما کوچک و محدود شده است. ما نیاز به گستره ارتباطی وسیعی داریم. این مساله باعث پیشرفت تئاتر می شود. در ایران اتفاقات فرهنگی زیادی می افتد ،اما انگار یک طورهایی همه این ها کوچک و حقیر است. امیدوارم زمینه ای فراهم شود تا زمینه کارهای بزرگ فراهم شود.
از میان بازیگران گوناگون، بازی کدام بازیگر را دوست دارید؟
چندتا از کارهای خانم خیراندیش را دوست دارم . به نظرم ایشان یکی از معدود بازیگران زن است که  خلاقیت عجیبی دارد. همه ما مشکلات معیشتی داریم. به جد می گویم که اگر زندگی بازیگران تامین بود، می توانستند فراتر از آنچه تا کنون نقش آفرینی کرده اند بروند. مرحوم خسرو شکیبایی هم بازی های عجیبی از خود به یادگار گذاشته اند. از میان جوان ها هم آقای شهاب حسینی و خیلی های دیگر خیلی خوب بازی می کنند.

 

 

 گرد آوری مطالب : آکا ایران


منبع :

مریم سعادت دانش: ریتم بازی هایم تند است،ریتم زندگیم نه! گردآوری توسط بخش هنرمندان ایران و جهان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات