پرسش های مذهبی کودکان (2) - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد پرسش های مذهبی کودکان (2) ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت کودک آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

پرسش های مذهبی کودکان (2)


سؤالات مذهبی کودک عجیب است . پرسش های او حاکی از روح کنجکاوی اوست . او می خواهد از آنچه که نمی داند سر در آورد و دریابد که جهان مذهب و ماوراءالطبیعه چیست . چه بسیارند شک ها و تردیدها و یا علامت های ابهامی که در ذهن کودک قرار دارند و او می خواهد آنها را برای خود روشن کند . و البته اگر مربی روشن و آگاهی در مسیرش قرار گیرد آینده خوبی را برای او می توان پیش بینی کرد .

پرسش های مذهبی کودکان (2)
پرسش های مذهبی,سوالات کودک,کنجکاوی


سؤالات کودک بسیار و تناسب رشد و فهم و درک کودک هم بهتناسب سن متفاوت است. برای نمونه ذیلاً به مواردی از آنها اشاره می کنیم تا والدین و مربیان برای پاسخ آنها آمادگی پیدا کنند:

1- در شش سال اول : در این سن نوع پرسش ها حتی با  آنچه که در سنین هفت سالگی است فرق دارد . مثلاً کودک سه - چهار ساله از منشاء و علت اشیاء سئوال می کند ، می گوید من از کجا آمده ام ؟ این اسباب بازی را چه کسی تهیه کرده ؟ حسین کجا رفت و چرا ؟ آسمان را که درست کرده ؟ چرا؟ فلانیمرد ؟ کجا رفت ؟ ....

همانگونه که ملاحظه می کنید مبنای پرسش ها روی مبدأ و معاد است . می خواهد ببیند منشاء یک امر چیست ؟ و فرجام آن چه می باشد ؟ و این امر همان مسئله ای است که ما معتقدیم ریشه فطری و نهادی در افراد دارد .

2- در سنینهفت تا ده: از سنینهفت به بعد تفکر منطقی در کودک رشد می کند و بدین نظر سؤالات او عمیق تر و ریشه دارتر است. پرسش هایی که درباره خدا دارد حساب شده است و او هم بهسادگی اقناع نمی شود . خواستار آن است که پاسخ ها تا حدودی غنی تر قاطع تر و مستدل تر باشند .

نوع سؤالات آنها از این قبیل است که مثلاً چرا خدا را نمی بینیم ؟ چطور خدا در همه جا هست ؟ خدا چیست ؟ اگر خدا مثل ابر یا نور خورشید نیست پس چه می تواند باشد ؟ خدا اگر ما را دوست دارد چرا به جهنم می برد ؟ آدم چطور در قیامت زنده می شود ؟ آیا در قیامت باز هم ما خانه داریم ؟ چرا نمی توانیم خدا را ببینیم ؟ آیا این کار در قیامت امکان پذیر است ؟ چرا خدا با ما حرف نمی زند ؟ ...

3- در سنین نوجوانی :
بدیهی است که در دوران نوجوانی رشد فکری و عقلی نوجوانان در وضع بهتری است . آگاهی و جهان بینی آنها نسبتاً وسیع تر و طبعاً سؤالاتشان در این رابطه پخته تر و ریشه دارتر است .

آنچه که ذکرش ضروری است این است کهمبانی اعتقادی د ر طول مدت دوران قبل از نوجوانی باید در ذهنکودک جای خود را باز کرده باشد . پاسخ هایی که به سؤالات کودکان قبل از ده سالگی می دهیم در تشکیل این مبانی نقش فوق العاده ای دارد ، ضمن این که والدین کودک در ادای حقوق او ناگزیرند تادر اینسن لااقل دوره ای مختصر از اصول اعتقادی و راه و رسم عملی دینداری را به او بیاموزند .

فراموش نخواهیم کرد که در سنین نوجوانی سه مسئله در رابطه با مذهب برای فرزندان ما مطرح اند :

1- پیدایش و ظهور حس مذهبی و علاقهمندی به مذهب و تعالیم آن ،آن چنان که او را دلباخته به مذهب می کند .

2- پیدایش تردید در او راجع به آنچه که آموخته است و اینک مطلقاً در پی تجدید نظر است تا صحبت آن را مورد تأیید قرار دهد .

3- پیدایش سؤالات متعدد در ذهن او که اغلب ناشی از همان تردیدها و رشد استدلال و منطق در اوست و او معمولاً بهعلت غرور و خودخواهی حاضر نیست آنها را همه گاه مطرح سازد و والدین و مربیان باید بهصورت مستقیم و غیر مستقیم بهسؤالات او پاسخ گویند و او را وادار کنند آنچه در درون دارد ظاهر سازد .
معنی مذهبی بودن از نظر کودک
بههر حال کودکان ما بر اساس فطرت سلیم خود و در اقناع روح کنجکاو خویش به رفتاری مذهبی می پردازند . صورت عقلی گرفتن رفتار مذهبیکودک از حدودهفت سالگی است که شکل می گیرد و می تواند مطالبی را بفهمد و از آن سر در آورد . قبل از این سنین اغلب جنبه احساسی و نشان دادن همراهی و همگامی با والدین و دیگران را دارد .

حالات مذهبی کودک

شاید این سخن بسیار عجیب بهنظر آید که بگوییم طفل ما گاهی دارای حالات مذهبی است ،این امری است که واقعیت دارد . ادای این حالات قبل از چهارسالگیممکن است صورت تقلیدی داشته باشد ولی از حدود سنین هفت به بعد بیش یا کم صورت مستقلی  پیدا خواهد کرد .

او در میان جمع و حتی در تنهائی کلماتی را که بهطور شکسته و بسته یاد گرفته زمزمه خواهد کرد . در مواردی با وضو گرفتن خود را آماده نماز خواندن می کند . روی به قبله می ایستد و اصرار دارد که بد نایستدو از میزان منحرف نشود ، در حالی که در چهار سالگی مادرش روی به قبله می ایستاد و او روی به مادر .

در سنین قبل از هفت اعمال مذهبی انجام می شود ولی اغلب دارای جنبه احساسی و عاطفی و برای خوشامد پدر و مادر است ولی بعد از این سنین عبارات او رنگ و روی عقلانی می گیرند ، آن چنان که گاهی عمل خطایی را انجام می دهد و پشیمان می شود و در این پشیمانی است که جداً توجه می کند و حتی ممکن است گریه و ناله کند و اشک بریزد .

او در سن و موقعیتی نیست که بگوییم مناجاتی دارد و حالیو برای گناه خود احساس شرمندگی در پیش دارد. می توانیم بگوییم این امر از حدودنه سالگی در کودکان دیده می شود. اگر دریابند که عملشان خطا و لغزش بوده و عقوبت دوزخ و آتش را در پی دارد برای آن نگران می شوند و اشک می ریزند و توبه آنها بسی صادقانه تر از توبه دیگران است .
رفتار وارونه
بهعلت محدودیت در درک و فهم و عدم آگاهی از ابعاد مباحث دینی در مواردی ممکن است رفتار مذهبی وارونه ای از او دیده شود مثلاً از جایی چیزی بدزدد و آن را به فقیری دهد تا از این طریق مستحق بهشت گردد !! گاهی ممکن است دو رفتار متضاد از او سر بزند بدین گونه که مثلاً با پدر و مادر در افتد ، به آنها توهین کند و جسارت نماید و دقایقی بعد با حالی و دعایی از خداوند طلب بخشش کرده و از او بخواهد که پدر و مادرش به بهشت بروند .

برای کودکان این منطق بهصورت خوبی جا افتاده است که اشکالی ندارد الان دروغ بگوید و خود را از شر تنبیه والدین و معلم خود رها سازد و ساعتی بعد توبه کند و خدا هم او را ببخشد  و البته این وضع بههنگامی پدید می آید که او خود را در آن تنبیه محق نشناسد و هم تصورش اینباشد که خدا بسیار بخشنده است .

رفتارهای وارونهیمذهبی کودکان اغلب ناشی از سوء آموزش ها ، یک جانبه بودن آموزش ، گفتن یک یا چند بعد یک مسئله برای طفل و فراموش کردن دیگر ابعاد است . بههمین نظر ما معتقدیم که برای کودکان مسئله ای را مختصر و ساده ولی با همهیجوانب و ابعاد مورد نیاز باید شرح داد . اگر سخن از کمک دادن به فقیر است باید این نکته هم به او تفهیم شود که به فقیر از مال خود باید کمک داد نه از مال مردم و یا از طریق دزدی .

منبع :تبیان

پرسش های مذهبی کودکان (2) گردآوری توسط بخش اصول تربیتی نوجوان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات