نقش الگوهای رفتاری در پرورش احساس مذهبی - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد نقش الگوهای رفتاری در پرورش احساس مذهبی ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت کودک آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

نقش الگوهای رفتاری در پرورش احساس مذهبی



هر قدر الگوهای بزرگسال برای بچه ها مطلوب تر و محبوب تر باشند ، میزان تأثیر پذیری بیشتر و پایدارتر می شود . بچه ها رفتار الگوهای مطلوبشان را بسیار دوست دارند و مایلند که با آنان همانند سازی کنند و رفتاری همسان رفتار الگوهای خود داشته باشند . بچه ها هر قدر بیشتر پدر ، مادر ، دایی ، خاله ، عمه ، عمو و معلم خودشان را قلباً دوست داشته باشند ، به صورت ارادی و غیر ارادی تلاش می کنند که رفتاری نظیر رفتار آنها داشته باشند.

نقش الگوهای رفتاری در پرورش احساس مذهبی
الگو

این امر گرایشی کاملاً طبیعی و فطری است. لذا اگر پدر ، مادر و معلم دلشان می خواهد که فرزندان و شاگردانشان باورها و رفتارهای مطلوب آنها را مورد توجه کامل قرار داده ، وجودشان متصف به ویژگیهای مورد نظر شود ، باید در درجه اول همواره سعی کنند که رفتارشان محبت آمیز باشد تا قلوب آنان را مسخّر نمایند . زیرا هر اندازه پیوندهای عاطفی میان ایشان بیشتر باشد ، همانند سازیها افزون و افزونتر می شود . در این شرایط دیگر نیاز چندانی به پند و اندرز و موعظه مستقیم نخواهد بود.

وقتی که کودک و یا نوجوان نسبت به رفتار بزرگسالانی همچون پدر و مادر والگوهای رفتاری فوق العاده مؤثر همانند دایی ، عمه ، عمو ، خاله و معلم کنجکاو می شود ، باید توجه داشت که کنجکاوی کودک بی هدف و بی نتیجه نیست ، بلکه متضمن مشارکت فعالانه او به صورت بالقوه یا بالفعل در اعمال و رفتار الگوهاست .

زمانی که نوجوانان الگوهای رفتاری مطلوب خویش را در شرایط و موقعیتهای مختلف در حالت اقامه نماز مشاهده می کنند ، احساس خوشایندی سراسر وجودشان را فرا گرفته ، عمیقاً نسبت به رفتار آنها کنجکاو می شوند و با توجه به این که خود فطرتی دارند مستعد و نیازمند نیایش ، با شور و شوق واحساسی زیبا و توصیف ناپذیر به نماز می ایستند.

درباره تأثیر نقش الگو در شکل گیری شخصیت انسان سخن فراوان گفته شده است ؛ دراین جا ذکر خاطره ای از یکی از عارفان بزرگ می تواند شاهد نیکویی بر این موضوع باشد.

روزی ازسهل شوشتریکه از عرفای بزرگ و اهل کرامات بود پرسیدند چگونه به این مقام و مرتبه رسیدی ؟ او پاسخ داد : من درکودکی نزد دایی ام زندگی می کردم ، وقتی هفت ساله بودم ، نیمه شب ادرار به من فشار آورد ، به ناچار از رختخواب برخاستم و به دستشویی رفتم . وقتی برگشتم که بخوابم ، دایی ام را دیدم که رو به قبله نشسته ، عبایی به دوش کشیده ، عمامه ای دور سرش پیچیده و مشغول نماز خواندن است. از حالت او خوشم آمد ، کنارش نشستم تا نمازش تمام شد ، آنگاه از من پرسید : پسر ، چرا نشسته ای ؟ برو بخواب .

گفتم : از کار شما خوشم آمده و می خواهم پهلوی شما بنشینم .

گفت : نه ، برو بخواب .

رفتم و خوابیدم . شب بعد نیز از خواب بیدار شدم. وقتی از دستشویی برگشتم ، باز هم دایی مشغول نماز خواندن بود. کنارش نشستم .

به من گفت : برو بخواب .

گفتم : دوست دارم هر چه شما می گویید ، من هم تکرار کنم.

دایی ام مرا رو به قبله نشانید و گفت : یک مرتبه بگو یا حاضر و یا ناظر .

من هم تکرار کردم. سپس دایی گفت : برای امشب کافی است ، حالا برو بخواب .

این کار چند شب تکرار شد و هر شب عبارت : یا حاضر و یا ناظر را چند بار تکرار می کردم . کم کم ، وضو گرفتن را هم آموختم و پس از آن که وضو می گرفتم ،هفت بار می گفتم : یا حاضر و یا ناظر .

بالاخره کار به جایی رسید که من بدون این که نزد دایی بروم ، خودم قبل از اذان صبح بیدار می شدم و پس از نماز تسبیح به دست می گرفتم و پیوسته تکرار می کردم : یا حاضر و یا ناظر و از این کار حظّ ( بهره ی) روحانی می بردم تا اینکه به این مقام و مرتبه رسیدم .

در این جا لازم است به چند نکته بسیار ظریف و در عین حال مهم توجه نمود :

1- کودک به الگوی رفتاری خود ( دایی ) به لحاظ رفتار عاطفی متقابلی که با او داشته ، عمیقاً ، علاقه مند شده و شخصیت دایی برایش بسیار مطلوب و محبوب بوده است.

2- کودک به لحاظ علاقه مندی به این الگوی محبوب و شخصیت مطلوب ، نسبت به رفتار او ( نماز در نیمه شب) فوق العاده کنجکاو می شود .

3- کودک سعی می کند با اشتیاق فراوان همانندسازی نموده ، رفتاری از خود نشان دهد که مانند رفتار دایی یا الگوی محبوبش باشد .

4- بالاخره علاقه و شوقی که وجود کودک را فرا گرفته و اخلاصی که در او هست سبب می شود که احساس عمیق و خوشایندی نسبت به نماز در وجود او پرورش یابد و اقامه ی نماز برایش لذت بخش باشد.

5- مربی وارسته ، یعنی دایی کودک نیز نقش مهمی در خوشایند جلوه دادن چنین تجربه نیکویی داشته است:

الف) مربی ( دایی ) همراه با چهره ای گشاده و متبسم با کودک مواجه شده است و زمانی که در نیمه شب ، کودک بر حسب اتفاق ، دایی خود را در حالت نماز و نیایش مشاهده می کند ، او را با سیمایی منور ، متبسم و مهربان می یابد.

ب) وقتی که الگوی محبوب کودک ، دیگر بار بر اثر اصرار کودک برای همراهی و همگامی ، با وی مواجه می شود ، برای او تجربه ای بسیار خوشایند فراهم می نماید.

ج) برای اولین نماز کودک ، آن هم در نیمه شب ، برنامه ای بسیار آسان ، مختصر ، دوست داشتنی و لذت بخش فراهم می کند. مربی بزرگوار با علم به این که دوره کودکی ، دوره بازی ، آقایی و مهرطلبی است و طولانی شدن نماز ممکن است از خوشایندی آن برای کودک بکاهد ، به حداقل زمان و کمترین و در عین حال عمیقترین بیان (یا حاضر و یا ناظر) اکتفا می کند و کودک با احساسی زیبا و لطیف و آرزوی تکرار دوباره چنین تجربه خوشایندی از اقامه نماز در کنار الگوی محبوب ، در حالی که رفتار تشویق آمیز و تأیید گرانه دایی یا مربی بزرگ خود را همراه دارد ، به خواب می رود .

واقعیت این است که کودکان صفات اخلاقی مهم ، ارزشها و رفتارهای پسندیده و مطلوب را در درجه اول از خانواده  و از الگوهای رفتاری با باورهای قوی و رفتارهای مستمر می آموزند . به عبارت دیگر کودکان و نوجوانان نظام ارزشها و رفتارهای الگوهای بزرگسال را به عنوان  هدف رفتاری مطلوب می پذیرند ، بخصوص زمانی که رفتار الگوها ترسیمی از شیوه و طریق متعالی زندگی باشد ، پاسخی است برای نیازهای فطری کودکان .

ادامه دارد ...

نقش الگوهای رفتاری در پرورش احساس مذهبی گردآوری توسط بخش اصول تربیتی نوجوان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات