او نمى خواهد سلام کند - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد او نمى خواهد سلام کند ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته تربیت کودک از سایت کودک آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

او نمى خواهد سلام کند


صورتش را با دستکش هایش مى پوشاند، با  لجبازى  اداى لال ها را درمى آورد، یک کلمه هم حرف نمى زند، انگار کر است و صداى پدر و مادرش را نمى شنود که او را تشویق مى کنند: «برو جلو عزیزم، بچه خوبى باش و بگو سلام...» آیا این کودک واقعاً خجالتى است یا دوباره نوبت ما پدر و مادرهاست که یکى دیگر از خوان هاى تعلیم و تربیت کودکمان را پشت سر بگذاریم؟

 

 

او نمى خواهد سلام کند
احترام به بزرگتر,سلام کردن,ادب کودک




« متشکرم»، «سلام»، «خداحافظ»... ما به تدریج و کم کم این چیزها را به کودک یاد مى دهیم . این که موقع غذاخوردن روى میز لم ندهد، از دستمال و چنگال استفاده کند، مرتب وسط حرف دیگران نپرد، اگر به دیگران تنه زد معذرت خواهى کند، حرف هاى زشت نزند و... بله درست است. این قوانین نشانه ادب هستند ولى این قوانین مانند قراردادهایى بین بزرگترها وضع شده اند ولى براى کودک هنوز مفهوم زیادى ندارند. کودک در این سن دوره خودمحورى را مى گذراند که دوره اى کاملاً طبیعى و نرمال است، بنابراین ابتدا او باید از دوره خودمحورى خارج شود تا بتواند شخصیت افراد دیگر را نیز مورد توجه قرار دهد.
قوانین ادب یک روزه به دست نمى آیند، تنها روشى که مى توان به کودک آموخت که با ادب باشد این است: کودک کم کم به حرف شما گوش مى دهد و در برابر خواسته شما تسلیم خواهد شد، او این کار را مى کند چون مى خواهد دنباله رو شما باشد و شما را خوشحال کند، بنابراین، فراموش نکنید که براى این کار به او تبریک بگویید.

ادب به سادگى یک کلمه است: سلام
آیا صحیح است که بگوییم این روش گذشتگان بوده که در باره ادب کودک سخت مى گرفتند؟ آیا با ادب بودن دیگر قدیمى شده است؟ نه به هیچ وجه. با ادب بودن حتى در نظر تعداد زیادى از پدر و مادرها به عنوان یک «سیستم ارزشى» استنباط مى شود که باعث شرف و بزرگى خانواده مى شود. آنها ادب را در نزد کودک خود بیشتر از یک کلمه ساده مى دانند. با ادب بودن از نظر دیگران نشانه یک تربیت خوب است. (باید قبول کنیم که وقتى خانم همسایه درباره بچه ما مى گوید «این بچه چقدر باتربیت است!» واقعاً براى ما دلپذیر است...) همچنین با ادب بودن مثل دانستن رمز قفل دلهاست و البته رمز جا بازکردن در اجتماعات و وارد شدن در گروه دوستان (مثلاً اگر یک دختر کوچولو با لجبازى بخواهد خود را به مادر دوستش خشن نشان بدهد، مسلم است که این مادر دیگر دختر کوچولو را به خانه شان دعوت نخواهد کرد.) و بالاخره این مسئله از همه مهمتر به نظر مى رسد که ادب روشى است که به دیگرى نشان دهیم که برایش احترام قائلیم. بنابراین ادب یک ارزش بسیار مهم است که همه دوست دارند به کودکانشان یاد بدهند.


آیا سن مشخصى براى با ادب شدن وجود دارد؟
به یک بچه سه یا پنج ساله چه نوع از قوانین ادب را مى توان آموخت؟ به صورت تئورى در کتاب ها نوشته شده که در این سنین کودک قادر است سلام کند، با افراد ناشناس دست بدهد، پدربزرگ و مادربزرگش را بغل کند و... ولى در عمل طور دیگرى است! باید گفت که این دوره براى کودک دوره دشوارى است. او در وجود خود توفان هاى داخلى مانند بحران تضاد، و بحران وابستگى شدید به پدر و مادر را دارد که موجب مى شود رفتارهاى عجیبى از خود بروز دهد. او گاهى پرخاشگر و گاهى مثل «یک شیشه عسل» است، گاهى برون گرا  و مهربان، گاهى متواضع و خجالتى است. براى کودک به این سادگى ها هم نیست که همیشه آن طور که پدر و مادرش مى خواهند، باادب باشد. مثلاً ممکن است خوددارى او از سلام کردن، روشى براى تقویت اقتدار درونى باشد. این نوع مخالفت را در این دوره از سن کودک، اراده مخرب مى گوییم. مثلاً میترا دختر کوچولوى چهار ساله خجالتى و گوشه گیر، یک روز با گفتن یک حرف بسیار زشت همه اطرافیانش را تعجب زده کرد؛ وقتى همسایه پدربزرگش به خانه آنها آمده بود رو کرد به آقاى همسایه و گفت: «سلام آقاى اهى!»
با ادب بودن از نظر دیگران نشانه یک تربیت خوب است. همچنین با ادب بودن مثل دانستن رمز قفل دلهاست و البته رمز جا بازکردن در اجتماعات و واردشدن در گروه دوستان و بالاخره این مسئله از همه مهمتر به نظر مى رسد که ادب روشى است که به دیگرى نشان دهیم که برایش احترام قائلیم.

رعایت ادب کم کم آموخته مى شود...
واقعیت این است که طرز رفتار کودکان ما درست برعکس رفتارهاى ماست. مثلاً ما وقتى طرف مقابل خود را مى بینیم، حتى اگر از او خجالت بکشیم و یا او به نظرمان خیلى مهربان نیاید، تقریباً به طور غیر ارادى و بلافاصله به او سلام مى کنیم. ولى کودکان بلافاصله با دیگران ارتباط برقرار نمى کنند، مگر این که مدتى زمان بگذرد، او را نگاه کنند و سپس به محض این که احساس اعتماد کنند، رابطه برقرار مى کنند. و در این موقع است که کودکان سلام مى کنند، ولى به روش خودشان و به خصوص با استفاده از کلماتى غیر از کلمات معمول و مرسوم. آنها چنین شروع مى کنند: «من، من کفش نو دارم» و یا «خواهر کوچولوى من همه اش گریه مى کند» و یا ممکن است اسباب بازى که در دست دارند را به طرف مقابل نشان دهند و یا حتى نقاشى خود را که در خانه کشیده اند به او هدیه بدهند... بنابراین هیچ فایده اى ندارد که کودک را مجبور کنیم که مثل یک آدم بزرگ بگوید: «سلام». اگر او را مجبور کنیم مثل این است که با اسلحه او را نشانه گرفته ایم و مى خواهیم با او بجنگیم، در حالى که اصلاً نیازى به جنگ نیست. وقتى کودک از سلام کردن به آشنایان شما خوددارى مى کند، این مسئله را خیلى بزرگ نکنید، در عوض به او چنین بگویید: عزیزم این دفعه من به جاى تو سلام مى کنم، ولى دفعه بعد تو باید خودت سعى کنی که سلام کنى. و یا وقتى مى خواهید با هم به مهمانى بروید از قبل او را آماده کنید: «داریم مى رویم به منزل خانم احمدی؛ من خیلى دوست دارم تو به او سلام کنى چون این کار تو او را واقعاً خوشحال مى کند...»
قوانین ادب یک روزه به دست نمى آیند، تنها روشى که مى توان به کودک آموخت که با ادب باشد این است: کودک کم کم به حرف شما گوش مى دهد و در برابر خواسته شما تسلیم خواهد شد، او این کار را مى کند چون مى خواهد دنباله رو شما باشد و شما را خوشحال کند، بنابراین فراموش نکنید که براى این کار به او تبریک بگویید...


ترجمه: شادى جمشیدى

او نمى خواهد سلام کند گردآوری توسط بخش اصول تربیتی نوجوان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات