بحث وراثت، محیط و تأثیر آن ها در تربیت و شخصیت انسان همواره مورد توجه روان شناسان و مربیان تربیتی بوده است ، با این تفاوت که گاه به وراثت ، نقش و اهمیت بیش تری داده می شد و گاه به محیط. در برجسته کردن نقش وراثت برخی به قدری پیش رفته اند که در بحث انحرافات اجتماعی هم نظریه های زیست شناختی و کروموزومی را طرح کرده اند(1).

در برجسته کردن نقش محیط نیز برخی به قدری پیش رفته اند که انسان را لوح پاک و نانوشته ای معروفی کرده اند که همه چیز را محیط در آن خواهد نوشت.( 2)

در میان عالمان و دانشمندان مسلمان نیز کسانی یافت می شوند که بر وراثت یا محیط تأکید بیش تری ورزیده و نقش اساسی را به یکی از این دو عامل داده اند. سروده های سعدی در این زمینه حاکی از اساسی بودن نقش وراثت در تربیت است:

عاقبت گرگ زاده گرگ شود                       گرچه با آدمی بزرگ شود(3)

دقت کن که فرزندت را در چه نسل و نژادی قرار می دهی ، چرا که رگ و ریشه خانوادگی در فرزند دخالت می کند.

با وجود این، در میان دانشمندان مسلمان افراط و تفریط درباره ی نقش محیط و وراثت به اندازه ی دانشمندان غربی نیست و شاید بتوان گفت در میان دانشمندان مسلمان، کسی که وراثتی محض یا محیطی محض باشد ، یافت نمی شود.

پیامبر اکرم(ص) گاهی بر تأثیر وراثت تأکید می کنند و می فرمایند: «وانظر فی ای نصاب تضع ولدک فان العرق دساس؛ دقت کن که فرزندت را در چه نسل و نژادی قرار می دهی ، چرا که رگ و ریشه خانوادگی در فرزند دخالت می کند».(4)

پیامبر اکرم(ص) به تأثیر محیط نیز اشاره می کند و می فرماید: «کل مولود یولد علی الفطرة و انما ابواه یهودانه و ینصرانه ویمجسانه ، هر مولودی بر فطرت الهی از مادر متولد می شود و این پدر  و مادر اویند که او را یهودی، نصرانی یا مجوسی می کنند».(5)

بنابراین، می توان گفت که از نظر اسلام دو دسته عوامل در شخصیت و تربیت کودک دخالت دارد: عوامل پیشینی و عوامل پسینی. عوامل پیشینی نیز خود دو دسته اند: عوامل فطری و ذاتی و عوامل ارثی یا مادرزادی.

فطرت در همه انسان ها هست، ولی با توجه به مسائل مؤثر در جنبه های ارثی پیش از تولد فرزند و مسائل مؤثر محیطی بعد از تولد و رعایت آن ها، و بی توجهی به آن ها، این فطرت شکوفا می شود یا نهفته می ماند.

در اسلام با توجه به قرآن و روایات علاوه بر اشاره و تأکید بر این دو عامل، نقش عامل سومی را نیز گوشزد کرده اند و آن فطرت است:

« فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله (6) پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدا تغییر پذیر نیست.»

البته هیچ کدام از این عوامل به تنهایی کار تربیت را تمام نمی کنند ، بلکه هر کدام به سهم خود بخشی از تربیت و شخصیت فرد را شکل می دهند ، به طوری که اگر به بخشی از این عوامل توجه نشود در بخش دیگر باید سعی و تلاش بیش تری را متحمل شد.

فطرت در همه انسان ها هست، ولی با توجه به مسائل مؤثر در جنبه های ارثی پیش از تولد فرزند و مسائل مؤثر محیطی بعد از تولد و رعایت آن ها، و بی توجهی به آن ها، این فطرت شکوفا می شود یا نهفته می ماند.

پی نوشت ها :

1- در این زمینه به کتاب های آسیب شناسی اجتماعی تألیف یدالله ستوده فصل پنجم مراجعه شود.

2- نظریه لوح پاک یا لوح نانوشته جان لاک انگلیسی، معروف است. رفتار گرایان نیز چنین معتقدند. واتسون در این زمینه می گوید: اگر کودکی را به من بدهید، می توانم از او کشیش یا جنایتکار بسازم (تربیت و شخصیت انسانی؛ تألیف مجتبی هاشمی، ج 1، ص 38).

3- سعدی؛ گلستان؛ تصحیح غلامحسین یوسفی، ص 61.

4- المتقی، علاء الدین بن حسام الدین هندی؛ کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال؛ ج 15، ص 855، ش 4340.

5- الکافی؛ ج 7، ص 16، پاورقی 2.

6- روم، آیه 30.

منبع : tebyan.net

گردآوری توسط بخش اصول تربیتی نوجوان سایت آکاایران
تبلیغات