وظیفه والدین هنگام دعوا کردن کودکان

آکاایران: معمولا خواهر و برادرها در سنین پایین زیاد با هم دعوا می کنند و والدین به دنبال راه حلی برای خاتمه دادن به جنگ بین فرزندانشان هستند. د راین مقاله شما را با اصول تربیتی هنگام دعوای کودکان آشنا می کنیم.

در همین دعواهاست که بچه‌ها قوانین و مقررات را می‌آموزند و احترام گذاشتن به یکدیگر را درک می‌کنند.

به کودکان خود دعوا کردن را بیاموزید

دعوا، یکی از مزایای داشتن خواهر یا برادر در خانه است. چون چنین کودکی، قبل از ورود به جامعه، خواهر یا برادری داردکه با او اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دارد و با درگیری هایی روبرو می شود که باید سعی کند آنها را حل کند. والدین باید به فرزندان خود اجازه رویارویی با چنین مشکلاتی را بدهند.

احتمالا برای همه والدین دعوای میان کودکان نگران کننده است. جیغ های ممتد، درگیری های لفظی، کتک کاری و... نه تنها اضطراب، اضطرار و پریشانی والدین را درپی دارد که در شرایط پیچیده تر باعث بیدار شدن حس گناه در والدین می شود.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به خود بگویید:«لابد درست تربیتشان نکرده ام که اینگونه با هم دعوا می کنند». شما قبل از هر چیز نیاز به صبر و تحمل فراوان دارید، باید به خوبی به صحبت های آنان گوش دهید و از میان دعواهای مبهم آنها، پیامشان را درک کنید، برای درک این پیام باید اجازه دهید که آنها شما را با خودشان به عمق دردها و مشکلات شان ببرند؛ آگاهی، قدم مؤثری در راه درمان است.

وظیفه والدین هنگام دعوا کردن کودکان

وظیفه والدین هنگام دعوا کردن کودکان

1- همه تان را به یک اندازه دوست دارم
می گوییم«همه تان را به یک اندازه دوست دارم» اما در عمل اوضاع فرق می کند. ممکن است شما احساس نزدیکی بیشتری به یکی از فرزندانتان داشته باشید. این امر کاملا طبیعی است اما باید به آن آگاه بود. علم به چنین احساساتی باعث می شود که از ارجح دانستن یکی نسبت به دیگری دست بکشید. تبعیض والدین اگر افراطی باشد، عواقب وخیمی در پی دارد. چنین تبعیضاتی به رابطه میان کودکان به شدت آسیب می زند و روابط آنها راتیره وتار می کند.

2- این یک قانون است
اگر شاهد کتک کاری یا فحش ها و تحقیرهای خارج از قوانین خانه هستید نخستین قدمی که باید بردارید این است که بگویید «بسه! دیگه کافیه!» به عبارتی مانع زیاده روی در فحش و کتک کاری شوید. حتی اگر دور از چشم شما در اتاق شان مشغول تکه پاره کردن هم هستند، شما باید به آنجا بروید و متذکر شوید که «مثل اینکه خیلی از دست هم دلخور و عصبانی هستید، اما اجازه ندارید از این جور حرف های زشت به هم بزنید». بچه ها در این مواقع حد و حدود را درک می کنند و خواهند فهمید که چه جملات و کلمات و زد و خوردهایی خارج از قوانین است و باید به آن پایبند باشند.
3- جنبه های مثبت ماجرا
از دعوای بین کودکانتان نترسید؛ هر چقدر هم که تحمل چنین درگیری هایی سخت باشد، باز هم دنیا به آخر نمی رسد. دعوا به کودک اجازه می دهد تا جایگاه خود را در خانواده و موقعیتش را نسبت به دیگری مشخص کند. تنها یک جر و بحث و یک دعوای شدید می تواند کاری کند که کودک زیر بار زورگویی خواهر یا برادر نرود و امتیازاتش را از دست ندهد. دعوا، یکی از مؤثرترین شیوه ها برای عرض اندام است. شاید کودک شما بیشتر از آنکه نیاز به عشق خواهری یا برادری داشته باشد، نیاز دارد که از حریم شخصی اش دفاع کند. نکته ای که در این میان بسیار مهم است، یادگیری این نکته است که بچه ها بفهمند باید در هر شرایطی احترام خواهر یا برادر خود را نگه دارند.

4- لحظات خوب را یادآوری کنید
همانقدر که دعوا میان کودکان زیاد است، عشق و بازی و دوست داشتن هم به وفور میان خواهران و برادران دیده می شود. بهتر است این لحظات را در هنگام دعوا به آنها یادآور شوید. همانطور که به او حق می دهید از دست خواهر یا برادرش ناراحت و عصبانی باشد. می توانید به او بگویید:«تو الان از داداشت ناراحتی اما یادت می آید دیروز چقدر با هم بازی کردید و خندیدید و بهتون خوش گذشت؟ مطمئن باش باز هم همون طوری می شه.

5-از این خائن کوچک متنفرم
فرزند اولی که تا همین دیروز تمام عشق و توجه والدینش را داشته و حالا محبت و عواطف مادرش را حول یک خائن کوچک می بیند که باعث تنهایی و بی توجهی به او شده است، کمترین عکس العملش تنفر است. اگر در چنین شرایطی قرار دارید، بهتر است که در مرحله اول شروع کنید به گفتن خاطراتی از کودکی اش. از اینکه او هم روزی مرکز توجه بوده و به همین شکل تغذیه و مراقبت می شده است. در مرحله دوم از امر و نهی کردن بیش از حد به فرزند بزرگ تر خودداری کنید؛ «دستش نزن، دردش می گیره» «سر و صدا نکن، بیدار می شه» «تکونش نده، تازه شیر خورده» این جملات باعث می شود که فرزند دوم به شکل یک مزاحم برای کودک بزرگ تر جلوه کند. به جای این جملات به او بفهمانید که بزرگ تر بودن به معنای تواناتر بودن است و کمک کنید تا تکیه گاه های جدیدی برای خود پیدا کند و بتواند کارهایش را بدون کمک بزرگ ترها انجام دهد. البته در این مسیر مراقب باشید که هرگز جمله «تو دیگه بزرگ شدی، خودت انجامش بده» را به زبان نیاورید.

6- حالا زمان حرف زدن است
وقتی آنها را از هم جدا کردید و آرام گرفتند، زمان حرف زدن فرامی رسد. بسته به عمق دعوا و میزان عصبانیت کودکان زمان آرام شدن آنها متفاوت است. ممکن است بعد از یک ربع، یا یک ساعت و گاه یک روز کودکان آرامش خود را بازیابند. تشخیص این زمان با شماست. پس از آن، کار شما این است که مانند یک داور بی طرف به بچه ها کمک کنید تا دعوا را تجزیه و تحلیل کنند و به آن مفهوم ببخشند. مراقب باشید که نباید طرف کسی را بگیرید. باید به نوبت و به اندازه به حرف های طرفین گوش کنید و به هر دو طرف به اندازه کافی مهلت حرف زدن بدهید. در این زمان باید سؤالاتی را مطرح کنید که به تقویت ارتباط و ادراک میان طرفین دعوا کمک کند؛ «اسباب بازیت رو از دستت قاپید؟ درست، تو هم زدیش. اما حالا فکر کن ببین به نظرت چرا اسباب بازیت رو از دستت قاپید؟» اینگونه صحبت ها باید در حضور دوطرف دعوا باشد، در اغلب موارد سوا کردن کودکان و تنها صحبت کردن با آنها نتیجه ای در پی ندارد، چرا که یکی فکر می کند حقش خورده شده و دیگری غیبتش را کرده است.

وظیفه والدین هنگام دعوا کردن کودکان

7- آیا باید مداخله کنم؟
بعضی از خانواده ها بر این باورند که والدین هرگز نباید در دعواهای کودکان دخالت کنند. اگر این باور را به شکل یک دستورالعمل کلی و همیشگی و غیرقابل انعطاف می بینید و عمل می کنید، باید بدانید که سخت در اشتباهید. همانگونه که نباید با شنیدن نخستین داد و فریادها به وسط معرکه رفت و میانجگیری کرد، نباید از دستورالعمل «دخالت نکردن دائمی» پیروی کرد.

مهم این است که شما بدانید چه وقت باید مداخله کنید. شرایطی که در آن خطر خشونت جسمانی وجود دارد، نیاز به مداخله والدین دارد. زمانی که خشونت کلامی از بدوبیراه های رایج خواهر و برادرها فراتر برود و کار به تحقیر و بی ارزش کردن و حمله به هویت طرف مقابل برسد. زمانی که دعواهای تکراری و هرروزه، یک نفر را مغلوب و دیگری را غالب معرفی می کند، باید جلوی این زورگویی و زورپذیری همیشگی را بگیرید. کودکان، عدم دخالت والدین را نشانه تأیید آنها می‎دانند، بنابراین یکی تا ابد زورگو و دیگری تا ابد «تو سری خور» بار خواهد آمد.

8- خانواده آرمانی
تصور یک خانواده آرمانی که همه عاشق هم هستند و کودکان از صبح تا شب قربان صدقه هم می روند کار ساده ای نیست. در ارتباطات یک خانواده، عشق هست، کدورت هم هست، دوستی هست، دعوا هم هست. باید تحمل بروز حسادت، رقابت و حتی نفرت و دشمنی کودکان را داشته باشید. نگران احساس دشمنی میان فرزندانتان نباشید. احتمال اینکه شما یک نسخه دیگر از هابیل و قابیل در خانه داشته باشید، خیلی کم است. باید پذیرفت که رابطه خواهر و برادری همیشه بین دو قطب عشق و نفرت در نوسان است و گاهی این رابطه جنبه های تاریک هم دارد.

9- بیا بازی کنیم
کودکان، در زمان آشتی و آتش بس اغلب در حال بازی هستند. «جنگ بازی» «معلم و شاگرد بازی» «مامان بازی» اینها همه بازی هایی هستند که کودکان می توانند به شکل نمادین درگیری هایشان را حین آنها حل کنند. اگر چه ممکن است این بازی ها به دعوا بکشد اما شما فراموش نکنید که رابطه بین عشق و نفرت در نوسان است و بازی کمک می کند که نفرت ها را پشت سر بگذارند.
10- بازگشت به قلمرو خود
اگر با هم کتک کاری می کنند، باید آنها را از هم جدا و کاری کنید که هر کسی به قلمرو خودش بازگردد. بازگشت به میان وسایل و دوست داشتنی ها و به اصطلاح قلمروشان به آنها امکان آرام شدن می دهد. باید مراقب باشید که هرکدام در این مواقع به قلمرو دیگری تجاوز نکند و حریم هم را رعایت کنند.
11- حرف نمی زنی، نقاشی بکش
اگر با بچه ای سرو کار دارید که به هر دلیلی حرف زدن برایش سخت است، از راه های دیگری با او ارتباط برقرار کنید؛ راه هایی از قبیل نقاشی کردن. کودک از طریق نقاشی، نفرت، عصبانیت و حرف های خود را به شکل نمادین عنوان خواهد کرد.

دعوای کودکان و رفتار درست والدین در کاهش دعوا
دعوای‌های خواهر و برادری گرچه مرحله‌ای از فرآیند رشدی است، اما بسیاری از والدین با این سوال اساسی رو‌به‌رو هستند که برای پیشگیری از دعوا چه باید کنیم یا هنگام بروز کشمکش چه برخوردی داشته باشیم؟ دکتر پریناز بنسی، روان‌شناس تربیتی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی درباره این مساله بیشتر توضیح می‌دهد.
ما می‌توانیم مفاهیم فلسفی را به بچه‌ها یاد بدهیم. از آنها سوال کنید که ماجرا چه بوده و چه کسی شروع کرد؟ اجازه بدهید تا ذهن‌شان به کار بیفتد و خودشان بگویند که چه کسی ابتدا اسباب‌بازی دیگری را گرفت یا چه کسی دیگری را هل داد. در این مرحله سعی کنید بیشتر گوش دهید تا خودشان ماجرا را تعریف کنند. باید با این سوالات به این نتیجه برسند که کدام کارشان در آن مقطع غلط یا درست بوده است. حتی اگر بدون جبهه‌گیری از آنان سوال کنید، خودشان به این نتیجه می‌رسند که کجای کارشان اشتباه بوده است و از طرف مقابل عذرخواهی خواهند کرد.
باید عذرخواهی کند؟
ممکن است این‌گونه برداشت شود که به هر نحوی که شده باید کودک را مجبور کنیم تا عذرخواهی کند. اما این‌گونه نیست و ما به زور چیزی را تحمیل نمی‌کنیم. تنها وظیفه ما این است تا با سوال پرسیدن به او کمک کنیم به اشتباه خود پی ببرد و خودش مشتاق به معذرت‌خواهی و رفع کدورت از خواهر یا برادرش شود.
در واقع ما توقع داریم تا شرایطی را فراهم کنیم که او خودش معذرت خواهی کند. معمولا در دعواهای کودکان دو طرف مقصر هستند و بگو مگوها یا کتک‌کاری‌ها به‌طور ناآگاهانه اتفاق می‌افتد و بیشتر حس لجبازی و ناآگاهانه بودن است که باعث بروز این مشکلات می‌شود. مثلا وقتی کسی اسباب‌بازی دیگری را می‌گیرد، کودک دیگر ممکن است بلافاصله او را هل دهد که در این صورت هردوی آنان مرتکب اشتباه شده‌اند و باید از جانب خود متوجه اشتباه‌شان شوند.
این نکته را به یاد داشته باشید که بعد از این‌که با آنان صحبت کردید و از یکدیگر عذرخواهی کردند، آنان اجازه دارند دوباره بازی را ادامه دهند و حتی می‌توانید برای این‌که متوجه اشتباه شدند، و رفع کدورت کرده‌اند، تشویق‌شان کنید.
فایده دعوا
در همین دعواهاست که بچه‌ها قوانین و مقررات را می‌آموزند و احترام گذاشتن به یکدیگر را درک می‌کنند. در دعوا درس‌هایی ارزشمند مانند این‌که نباید خودخواه باشم و کمی فروتن باشم نهفته است، کودکان در دعوا مفهوم نرمش و انعطاف‌پذیری را هرچه بیشتر لمس می‌کنند. پس برای دعواهای فرزندان‌تان کلافه نشوید و سعی کنید آن را به‌عنوان فرآیندی از رشد بپذیرید. این‌که شما به عنوان والدین عصبانی نشوید و به عنوان محرکی دیگر عمل نکنید بسیار مهم است.
شما می‌توانید به عنوان راهنمایی کننده شیوه درست را به آنان بیاموزید اما اجازه ندارید با داد و قیل و قال آنان را بازخواست کنید. بهتر بگویم می‌توانید ناراحتی خود را ابراز کنید، حتی می‌توانید در شرایطی، احساسات خود را نیز بیان کنید که از دعوای آنان ناراحت هستید یا این‌که دوست ندارید آرامش خانه بر هم بخورد. اما نباید نکات و حرف‌های خود را با خشم بیان کنید و مانند پتکی بر سر فرزندانتان خراب شوید.
بازی کودکان ممنوع
برخی از والدین برای پیشگیری از دعواهای همسالان یا خواهر و برادرها قانون‌هایی خلق می‌کنند، مانند این‌که نباید با یکدیگر بازی کنید یا هرکس باید در اتاق خود بازی کند که این‌کار نادرست است. ما اجازه نداریم کودک را از بازی منع کنیم. هر بازی هزاران تجربه در دل دارد که به راحتی آنان را در اختیار فرزند ما می‌گذارد. ممکن است بارها با هم بجنگند اما باز هم حق دارند تا کودکی کرده و با یکدیگر بازی کنند.
هدف ما این است که آنان یاد بگیرند که چگونه مشکلات خود را حل کنند و برای زندگی آینده آماده شوند. به بازی و دعوای کودکان به چشم تجربیات ارزشمند نگاه کنید. این نگاه به شما کمک می‌کند تا فلسفه دعواهای کودکانه را راحت‌تر درک کنید و کمتر عصبانی شوید و در نهایت سعی کنید تا رفتارهای بچه‌ها را هدایت شده‌تر مدیریت کنید.
بیشتر بدانید : بازی کودکتان در آینده اش اثر می گذارد ( روانشناسی بازی کودکان )
دعوا دفعه آخره
حتما شما هم با این واژه آشنا هستید کودکان بارها این جمله «دیگه تکرار نمی‌شه» را می‌گویند و عذرخواهی می‌کنند و باز هم این کار را تکرار می‌کنند. البته که اگر رفتار نادرستی تکرار شد مجازیم تا محدودیت‌هایی برای آنان ایجاد کنیم:
«شما به من قول داده بودی اما باز هم این حرف یا این رفتار را تکرار کردی و به همین دلیل امروز از تماشای تلویزیون (یا هر عامل خوش‌آیند دیگری) محروم هستی».
در این‌کار زیاده‌روی نکنید و بدون عصبانیت موضوع را به او توضیح دهید تا آگاه باشد. هدف از محدودیت‌ها این است تا تلنگری ایجاد کنیم نه این‌که کودکمان را به میزان زیاد آزار دهیم؛ حتی اجازه بازی نکردن با یک اسباب‌بازی خاص هم کافی است تا نتیجه حاصل شود.



گردآوری توسط بخش مشکلات رفتاری کودکان سایت آکاایران
تبلیغات