همشهری آنلاین: خیلی از ما پدر و مادرها وقتی بچه بودیم، جشن تولد نداشتیم. اگر هم چیزی بود لااقل به شکل تولد‌های امروزی نبود. یک مهمانی مختصر فامیلی بود که شاید یک کیک تولد هم داشت. تولد گرفتن یک نوع جشن فانتزی و اعیانی مجلل به‌حساب می‌آمد که از توان بیشتر خانواده‌ها خارج بود.

اما الان دیگر برگزاری این جشن از آن شکل قبلی خودش خارج شده و به یک جشن سالانه و عموما پر هزینه برای خانواده‌ها تبدیل شده است. آنچه ذهن والدین امروزی را مشغول کرده، برگزار کردن یا نکردن این جشن نیست بلکه نوع و کیفیت این مراسم، دغدغه جدی آنها شده است. اغلب جشن‌های تولدی که این روزها برای بچه‌ها برگزار می‌شود، برای بچه‌ها نیست بلکه نوعی خودنمایی و چشم‌و هم‌چشمی‌ به دیگران است. بیشتر این جشن‌های پرهزینه و پر از تجملات افراطی، کودک محور نیست و در واقعیتش هیچ توجهی به کودک ندارد. اگر جشن تولد را برای کودک مان برگزار می‌کنیم چرا شادی‌ها و هیجانات کودکانه در آن جایی ندارد؟ چرا این روزها تنها تفاوت جشن تولد کودکان با یک مراسم عروسی در مدل و متن روی کیک مراسم است؟ می‌دانید راه‌حل‌های برگزار کردن یک جشن شاد و خاطره انگیز و در عین حال ساده و کودکانه چیست؟

بیا شمع رو فوت کن! تولد,جشن,تولد کودک,دنیای کودکانه


شادی‌های کوچک، خاطره‌های بزرگ

سعی کنید از روزهای قبل از جشن فکر کنید که چه برنامه‌ و بازی‌هایی می‌توانید برای بچه‌ها ترتیب بدهید تا با روحیه کودکانه‌ آنها متناسب باشد. جشن تولد لازم نیست شبیه عروسی‌ باشد و دقیقا همان برنامه‌ها برای مهمانان اجرا شود که در مراسم شادی دیگر اجرا می‌شود. سعی کنید خودتان را جای فرزندتان بگذارید. اگر سلیقه او را بدانید به راحتی می‌توانید حدس بزنید که چه چیزهایی خوشحالش می‌کند. راه‌هایی پیدا کنید که بتوانید غافلگیرش کنید. مطمئن باشید بچه‌ها از مسابقه دادن و بازی با دوستانشان بیشتر خوشحال می‌شوند تا کارهای بزرگانه‌ای که فقط از بزرگ‌ترها الگوبرداری کرده‌اند.

از بازی‌های زمان کودکی خودتان الگو بگیرید و آنها را طراحی و خود اجرا کنید. با این کار شما علاوه بر اینکه به فرزندتان و دوستانش یک بازی جمعی جدید آموزش می‌دهید، به آنها ذوق و شوق یک تولد واقعی کودکانه را هم تزریق می‌کنید. مثلا مسابقه صندلی‌بازی یا پانتومیم برایشان برگزار کنید یا بین چند نفرشان مسابقه بگذارید که بدون دخالت دست، شیرینی خامه‌ای یا ماست بخورند. یا حتی می‌توانید برایشان با کاغذ ماسک درست کنید وداستانی تعریف کنید و از آنها بخواهید آن داستان را به‌صورت نمایش اجرا کنند. می‌توانید چند عدد مقوای رنگی و چسب و قیچی به آنها بدهید تا کاردستی درست کنند. می‌شود کاردستی‌های درست شده در آن روز را به‌عنوان یکی از یادگاری‌های تولد کودکتان از دوستانش نگه دارید. البته سن بچه‌ها را هم برای بازی‌ها درنظر بگیرید. مطمئن باشید برای ما بزرگ‌ترها این بازی‌ها تکراری شده اما برای بچه‌ها تازگی و نشاط زیادی دارد. سعی کنید سلیقه بچه‌ها برایتان اولویت داشته باشد تا جشن خاطره‌انگیزی در ذهنشان بماند.

مهمان‌های جشن


جشن شما حتما لازم نیست مهمان‌های زیادی داشته باشد، می‌توانید جشن‌های کوچک خانوادگی بگیرید با حضور پدربزرگ‌ها ومادربزرگ‌ها، دایی و عمو و خاله و بچه‌هایشان یا اینکه دوستان مهد یا مدرسه فرزندتان را دعوت کنید. تولد برای بچه‌هاست پس لازم نیست حتما پدر و مادرهایشان را هم دعوت کنید تا با مشکل کمبود جا در خانه مواجه شوید. مطمئن باشید در این صورت به بچه‌ها بیشتر خوش می‌گذرد.

کجا جشن بگیریم؟

اولین گزینه خانه خودتان است. می‌توانید تعداد مهمان‌ها را با اندازه و ظرفیت خانه‌تان هماهنگ کنید. ولی اگر تعداد آنها بیشتر است می‌توانید در خانه یکی از نزدیکان که محیط بزرگ‌تری دارد جشن را برگزار کنید؛ مانند خانه پدر و مادرخود یا همسرتان. اگر برگزاری جشن در خانه برایتان سخت است، گزینه‌های دیگری هم دارید؛ می‌توانید کیکی بخرید و وسط روز بدون اطلاع فرزندتان به مدرسه یا مهدش بروید و در کنار دوستانش برایش جشن بگیرید، قطعا به‌شدت هیجان زده می‌شود. البته در این صورت بهتر است از بردن کادو و هدیه اختصاصی برای فرزندتان به مدرسه خودداری کنید.

برگزاری جشن در پارک و محوطه‌های باز هم گزینه خوبی است که روحیه بچه‌ها را کاملا شاد می‌کند و هزینه‌‌‌‌‌‌‌ چندانی هم ندارد، شما هم از آماده کردن خانه برای مهمانان راحت می‌شوید. اگر در پارک یا فضای سبز جشن گرفتید، می‌توانید از قبل نمایشی ترتیب دهید درباره مهربانی با درختان و فضای سبز تا بچه‌ها خودشان آن را اجرا کنند. با این کار دوستی با طبیعت و مراقبت از گل‌ها و درختان را به آنها آموزش داده‌اید. سعی کنید حتما و به‌نحوی جشن شما برای فرزندتان و دوستانش جنبه آموزشی هم داشته باشد، البته فضای شاد جشن نباید از بین برود.

حواستان به همسایه‌ها باشد


اگر تصمیم دارید جشن تولد را در خانه‌ آپارتمانی برگزار کنید، حواستان به رعایت حال همسایه‌ها هم باشد. سعی کنید مراسم‌تان را شب نگیرید. ظهر یا عصر زمان بهتری است تا هم بچه‌ها سرحال و شاد باشند و هم مزاحم وقت خواب و استراحت همسایه‌هایتان نشوید.

اگر همسایه‌ها را به جشن دعوت نمی‌کنید، بعد از رفتن مهمان‌ها مقداری کیک برایشان ببرید. در این صورت اگر رفت‌وآمد مهمان‌ها یا سروصدا اذیتشان کرده، راحت‌تر فراموش می‌کنند؛ علاوه بر اینکه با این کار شادی خود را با آنها تقسیم می‌کنید.

چی بپزم؟

وقتی قرار است مهمان‌های تولد شما بیشتر بچه‌ها باشند، باید خوراکی‌هایی داشته باشید که باب میل آنهاست؛ یعنی لازم نیست هزینه و قیمت خوراکی‌ها مدنظر شما باشد. اتفاقا شما می‌توانید با ترکیب چند بسته از ژله‌های رنگی و چند ساندویچ ساده یک میز تولد خوب و چشم‌نواز تهیه کنید. پیشنهاد می‌کنیم چند عدد میوه را پوست بکنید و به یک سیخ چوبی بکشید. با این کار هم در میزان میوه‌ای که باید تهیه کنید خیلی صرفه‌جویی می‌کنید و هم بچه‌ها را برای خوردن میوه‌ها سر ذوق می‌آورید. اگر آنقدر خوش سلیقه باشید که کیک تولد فرزندتان را خودتان بپزید، دیگر هیچ‌چیزی کم ندارید!

خاطره‌های رنگی

 دومین سالگرد تولد دخترم نزدیک بود و من می‌خواستم به هر طریقی که ممکن است تولدش را توی مسجد برگزار کنم. برایم مهم بود که دخترم وقتی بزرگ شد و فیلم تولدش را دید با خودش بگوید: خدا به من اجازه داد توی خونه‌ش شاد باشم و شادی‌ام رو با بقیه تقسیم کنم. تولد دخترم مصادف بود با شب میلاد امام رضا(ع) موضوع را با پیش‌نماز مسجد درمیان گذاشتیم و برای فامیل کارت دعوت فرستادیم و مسجد را خیلی ساده تزیین کردیم. خیلی‌ها این کار ما را مسخره کردند. اما حرف بقیه برای ما اصلا مهم نبود. آن شب خیلی از نمازگزارها از ماجرا خبر نداشتند. بعد از نماز مغرب و عشا حاج‌آقا سخنرانی کوتاهی کردند و در پایان گفتند: امشب میلاد امام هشتم است، علاوه بر این یک دختر خانم کوچولو داریم که امشب تولدشه و جشن تولدش رو تو مسجد گرفته. حاج آقا دخترم را صدا کردند و او برای همه قرآن خواند. نمازگزارها شوکه شده بودند. یک گروه از پچه‌های پنج‌-‌شش ساله تواشیح اجرا کردند. بعد هم مراسم مداحی و پذیرایی بود. آن شب به همه بچه‌ها یک کتاب داستان مذهبی هدیه دادیم. آن جشن توی ذهن خیلی‌ها باقی مانده. آن شب دخترم با چادر سفیدش مثل فرشته‌ها شده بود. عطیه احدزاده

تولد بر مدار دخترم

بعضی والدین، تولد فرزندشان را در سالن‌های تالار جشن می‌گیرند. بعضی اصرار دارند از یک تم خاص برای جشن تولد استفاده کنند. مثلا تم کفشدوزک را انتخاب می‌کنند و برای تهیه همه اسباب و لوازم کفشدوزکی، زحمت زیادی را متحمل می‌شوند. زیاد پیش آمده وقتی به جشن تولد کودکی می‌رویم، او آنقدر مضطرب یا خسته است که شادی چندانی نصیبش نمی‌شود. انگار نه انگار که این جشن بزرگ را برای تولد او گرفته‌اند. آنقدر که نباید به تزیینات دست بزند، نباید چیزی را خراب کند، نباید لباسش را کثیف کند و خیلی نباید‌های دیگر که احتمالا چند روزی با آنها دست به گریبان بوده است. از همه مهم‌تر اینکه آن بچه در روز تولد خودش از دیدن مادرش محروم می‌شود از بس که مادر درگیر تدارکات جشن است. مجبور است با تک‌تک آدم بزرگ‌های فامیل که شاید بعضی از آنها را نشناسد عکس یادگاری بیندازد و در تمام عکس‌ها هم خیلی تصنعی لبخند بزند، گاهی قهر کند و خسته شود و اگر کوچک‌تر است، شاید گریه کند و چند دقیقه‌ای مراسم تولد متوقف شود تا پدر و مادر بتوانند کودک خسته را هر طور شده ساکت کنند و دلش را به‌دست بیاورند تا مراسم روتین و کلیشه‌ای تولد تمام شود.

همه اینها باعث شد به این فکر بیفتم که برای تولد دخترم طرحی نو داشته باشم؛ جشنی ساده و بی‌آلایش که در آن خبری از چشم و هم چشمی نباشد و نگران نباشم که چون فلانی در تولد دخترش آن کار را کرده است، من نباید کمترش را انجام بدهم؛ جشنی ساده که مجبور نباشم از مدت‌ها قبل به فکر لباس و آرایش خودم و بقیه افراد خانواده باشم. این بود که تصمیم گرفتیم تولد دخترمان را «فرزند محور» برگزار کنیم، نه «چشم و هم چشمی محور»، نه «غذا محور» و نه «کادو محور»! جشن تولدش را در پارک برگزار کردیم؛ البته با هدف. هدف مان هم این بود که دخترم بتواند همراه دوستانش به راحتی بازی کند، بدود، لذت ببرد و سرانجام خاطره خوبی در ذهنش بماند. حتی دوست داشتیم از همه بخواهیم به هیچ وجه هدیه نیاورند تا به زحمت نیفتند. به این فکر کردیم که حتی هدیه‌ها را باز نکنیم تا مقایسه‌ای بین آنها پیش نیاید و همچنین بقیه بچه‌ها احساس ناراحتی نکنند. دوستان و مهمان‌ها را به پارک دعوت کردیم. از دو سه روز قبل به فکر یکی‌دو غذای ساده در حد کوکو و الویه بودیم. پارکی را انتخاب کردیم که فضای باز و چمن وسیع داشته باشد و بچه‌ها اجازه داشته باشند در چمن‌ها بدوند و بازی کنند. اصرار خاصی برای عکس گرفتن‌های طولانی با فیگور‌های مختلف و خسته شدن بچه‌ها وجود نداشت. هدیه‌ها خیلی سریع در حاشیه قرار گرفت. بچه‌ها مدت زمان زیادی را با سرخوشی بازی کردند. بعضی از دوستانم نظرشان این بود که ممکن است باعث جلب توجه بقیه بچه‌ها بشود و دل‌شان بسوزد. نکته اینجاست که به‌دلیل سادگی مراسم و تکیه بر بازی و تفریح بچه‌ها، کار خاصی انجام نشد که بچه‌های دیگر دل‌شان بسوزد. سارا عرفانی

گردآوری کودک آکاایران
تبلیغات