اجبار بهتر است یا آزادی؟ | آزادی و نوجوان | آزادی کودک - آکا

اجبار بهتر است یا آزادی؟


اولین و مهمترین شرط برای ارتباط با فرزندان ، همدلی با آنان و ابراز محبت به آنهاست . محبت به فرزندان ، زمینه لازم را برای تربیت صحیح آنها فراهم می کند . از آنجا که مسئولیت والدین در انتخاب شیوه تربیت و نقش آنان در پرورش جسمی و روانی فرزندان بسیار مهم است ، با شما دوستان عزیز از چند روش تربیتی سخن می گوییم . اگر از شما بپرسند فرزندتان از طریق چشمانش بیشتر یاد می گیرد یا از گوشهایش ؟

آزادی کودک

چه پاسخی خواهید داد ؟

روان شناسان با بررسی و تحقیق در این زمینه ، گفته اند که کودکان به مراتب بیش از آنچه از گوشهای خود یاد می گیرند ، از چشمانشان می آموزند . این واقعیت ، نکته هایی مهم را در زمینه تربیت فرزندان روشن می کند . اولین نکته اساسی این است که سعی کنیم بین حرف و عمل ما هماهنگی وجود داشته باشد و این هماهنگی در شخصیت ما مشاهده شود ، آنگونه که فرزندان به ما اعتماد کنند . یعنی قبل از هرچیز به آنچه می گوییم ، ایمان داشته باشیم و عمل کنیم . محققان در زمینه روشهای تربیتی ، پژوهشهای متعددی را انجام داده و این روشها را بررسی و طبقه بندی کرده اند .

برخی از خانواده ها در تربیت فرزندان ، سخت گیری می کنند . گروهی دیگر ، خانواده های سهل گیر هستند که در تربیت فرزندان ، راه مسامحه را در پیش می گیرند . گروه سوم ، والدین مقتدری هستند که روش تربیتی آنها متفاوت است و در ارتباط با فرزندان و رفع نیازهای آنها ، تناسب و اعتدال را رعایت می کنند . حال با شیوه های مختلف تربیتی این خانواده ها آشنا می شویم و پیامدهای هر یک از این روشها را بررسی می کنیم .
در شیوه سهل گیرانه ، فرزندان معنی تلاش و سختی را در زندگی به خوبی درک نمی کنند . درنتیجه خود را در کارهای شخصی ناتوان می بینند و به سبب ضعف اراده ، جرأت رویارویی با مشکلات را ندارند .

در خانواده های سخت گیر ، بر قدرت والدین بیش از اندازه تاکید می شود . تربیت در این نوع خانواده ها ، تابع اصول و مقرراتی سخت و انعطاف ناپذیر است . بطوریکه یک نفر بر اعضای خانواده حاکم است و این اصول را برای آنها تعیین می کند . این فرد غالبا" پدر و گاهی مادر است . در خانواده های سخت گیر ، کودکان از حقوق خاص خود بی بهره می مانند . والدین سخت گیر ، با تشخیص خود ، قواعدی را بر کودک تحمیل می کنند . "هافمن " محقق آلمانی پس از بررسی درباره فرزندان والدین سخت گیر ، چنین نتیجه می گیرد : " کودکانی که در خانواده های سخت گیر بزرگ می شوند ، معمولا" مطیع و فرمانبردار هستند . اما در اکثر موارد ، رفتار آنان توام با پرخاشگری است . آنها در بین همبازیهای خود محبوبیت زیادی بدست نمی آورند . زیرا برای حقوق دیگران احترام قائل نیستند . این کودکان دربرابر انتقاد بزرگترها بی تفاوت هستند و از ثبات عاطفی کمی برخوردارند . " کودکان والدین سخت گیر معمولا" در کارهای گروهی شرکت نمی کنند و استقلال کافی ندارند . آنها کمتر به خود متکی هستند و از خلاقیت کمی برخوردارند . اقای شعاری نژاد روان شناس ایرانی می گوید : " فرزندان والدین سخت گیر ظاهرا در حالت تسلیم و اطاعت از پدر و مادر به سر می برند ، ولی در واقع دچار هیجان و اضطرابند . چنین افرادی ناخودآگاه با والدین خود ، همانند سازی می کنند و در برخورد با دیگران ، حالت خصومت به خود می گیرند . درنتیجه به بچه های هم سن خود و یا کوچکتر ، آزار می رسانند . "

کارشناسان علوم رفتاری می گویند : تربیت والدین سخت گیر در درازمدت ، در پسران بیش از دختران ، نتایج منفی به بار می آورد .

درمقابل خانواده های سخت گیر ، خانواده های سهل گیر و مسامحه کار قرار دارند . والدین سهل گیر به فرزندان خود اجازه می دهند که به خواسته هایشان ، آنگونه که می خواهند دست یابند و آرزوهای خود را برآورده سازند . در این خانواده ها ، هرکس هر کاری را که میل دارد ، انجام می دهد و دیگران حق دخالت در کار او را ندارند . طرفداران چنین شیوه تربیتی معتقدند که تمایلات فرزندان بر رفتار آنها حاکم است ، چرا که سلب آزادی کودکان موجب پیدایش عقده های روانی در آنها می شود . از نگاه این گروه ، هر خواسته ای از نیازی درونی حکایت می کند و ضرورت دارد که آن نیاز در اولین فرصت تامین و ارضاء شود . درواقع طبق نظر مدافعان روش تربیتی سهل گیرانه ، تمایلات و خواسته های فرزندان ، بهترین راهنما برای تامین سلامت جسمی و روانی آنان است . در خانواده های سهل گیر ، به آموزش رفتارهای اجتماعی توجهی نمی شود ، دخالت پدر و مادر در کارهای فرزندان ، معنا ندارد و هریک از اعضای خانواده هر کاری که بخواهد ، می تواند انجام دهد .

والدین متعادل با شیوه هایی مستقیم یا غیر مستقیم بر رفتار فرزندان ، کنترل و نظارت دارند و به استقلال و آزادی فکری کودکان آسیبی وارد نمی شود .

مسلما" این شیوه تربیتی نیز پیامدهای زیادی را بدنبال دارد . کارشناسان علوم رفتاری می گویند در نتیجه سهل گیری والدین و آزادی فرزندان ، هرج و مرج بر روابط اعضای خانواده حاکم می شود . افرادی که از تمایلات خود پیروی می کنند ، غالبا" در عالم خیال به سر می برند و از واقعیتهای عینی زندگی فاصله دارند . فرزندان این خانواده ها ، بی بند و بار و بی هدف هستند و در مقابل دیگران احساس مسئولیت نمی کنند . از این رو قادر به ارتباط مطلوب و سازنده با دیگران نیستند . گرچه کودکان خانواده های سهل گیر از استقلال فکری و عملی برخوردارند ، اما به سبب هرج و مرج ، نوعی تزلزل روحی در آنها مشاهده می شود . این تزلزل روحی ، موجب بروز رفتارهای نابهنجار در تعاملات فردی و اجتماعی آنها می شود .

از آنجا که در شیوه سهل گیرانه ، والدین امکانات مختلف را برای ارضای خواسته های فرزندان دراختیار آنها می گذارند ، این فرزندان معنی تلاش و سختی را در زندگی به خوبی درک نمی کنند . درنتیجه خود را در کارهای شخصی ناتوان می بینند و به سبب ضعف اراده ، جرأت رویارویی با مشکلات را ندارند . روان شناسان می گویند کودکان خانواده های سهل گیر ، دچار ضعف تربیتی و اخلاقی هستند و این مسئله ، زمینه بزهکاری را در آنان فراهم می کند .

در مقابل افراط و تفریط این دو روش تربیتی ، روش معقول و متعادل تری نیز وجود دارد . در خانواده های متعادل ، تربیت فرزندان بر اصولی صحیح استوار است و با وجود اینکه والدین با شیوه هایی مستقیم یا غیر مستقیم بر رفتار فرزندان ، کنترل و نظارت دارند ، به استقلال و آزادی فکری کودکان آسیبی وارد نمی شود .

منبع:تبیان


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

گردآوری توسط بخش اصول تربیتی نوجوان سایت آکاایران
تبلیغات