اثرات و فرآیندهای سوء سرزنش در تعلیم و تربیت کودکان
loading...

تربیت کودکان

آکاایران: اثرات و فرآیندهای سوء سرزنش در تعلیم و تربیت کودکان

آکاایران: چه می شود کرد؟ آنگاه که آموزش یا انتقاد و حتی ملامت زبانی آن هم در یک جمع غریبه، تربیت و آداب آموزی چنان پرصدا و حیرت انگیز می شود که... ماجرا این است: واگن مترو با انبوه مسافر در حرکت است. کنار خانمی نسبتاً جوان فرزند پسر ۵ ۴ ساله اش روی نیمکت نشسته است. بچه به عالم خودش گاه چند قدم از لابلای جمعیت این طرف و آن طرف می رود. برمی گردد و سر جایش می نشیند. اندکی بعد بلند می شود. یکبار در این نشست و برخاست ها کفش هایش را درمی آورد کنار خودش می گذارد و پای فاقد کفش کف واگن می ایستد.

 

مادر متوجه می شود و بازوی او را محکم می گیرد، بلندش می کند و می نشاندش روی نیمکت و فاقد درنگ یک سیلی محکم به صورت طفلش می زند که صدایش همه را متوجه خود می کند. پسرک ساکت سر به زیر خم می کند. لحظاتی بعد کم کم و زیرچشمی آدم های روبرو و اطراف را نگاه می کند، اما تا مقصد از جایش نمی جنبد، مردم را نگاه می کردم اغلب مبهوت آن ضربه و حس حقارت پسرک شده بودند.

 

 

سرزنش ها و نکوهش های انسان در هر سن و موقعیتی غیرممکن است نفس شخصیت آدمی را جریحه دار نکند. این تأثیر تلخ در پستوی فکر نیز از سر فراموشی باعث می شود چراغ محبت کورسو بزند و مقام انسانی و تصویر دوستی و دوست هم بودن مه زده شود. این است که گاه عیب کار رفتار و وظیفه مداری عادت و زبانزد می شود.

 

با این حال این سؤال اساسی پیش می آید که چرا در برخی مواقع سرزنش تاوانش ریزش اعتبار آدمی می شود؟

 

در این گزارش دیدگاه های برخی از مردم در خصوص موضوع، تأثیر و فرآیند سرزنش کردن فرد و بعضاً محور تخریب روانی و تحقیر شخصیتی را می خوانیم در همین ارتباط دیگر سوی دیدگاه مردم معطوف به کاربرد زبان خوش، دوستی و همینطور انتقاد سازنده است.

 

بدین سان شخصی که مورد سرزنش واقع می شود نه تنها غفلت و نادرستی رفتار یا کردارش را باید بپذیرد بلکه باید احساس حقارت در میان دیگران نکند. شهروندی هم بر این نظر است که عادت سرزنش کردن ناشی از وضعیت ناخوش حالی و یا خودبزرگ بینی شخص سرزنش کننده است، شهروند دیگری هم ردپای حقارت سرزنش کردن بچه ها و نوجوان ها در محیط های خانه و مراکز آموزشی و اجتماع را در همه سال های زندگیشان برمی تاباند.

 

با این قبیل دیدگاه ها اما همه، سرزنش کردن را امری منفی می خوانند ولیکن در صورت لزوم توصیه و راهنمایی به درست کاری، زبان محبت را مثبت دانسته و بر آن تأکید می ورزند.

 

 

● سرزنش چندان نتیجه مثبت نمی دهد

اگر فردی قصد سرزنش کسی را دارد و فکر می کند با تحقیر می تواند مشکل بین شان را برطرف کند باید گفت این شیوه چندان نتیجه مثبت نمی دهد، چیزی که الان کم و بیش در جامعه رایج است.

 

 

«علی ستوده» کارمند، با این اظهار اما از برخی اشخاص نکوهنده به عنوان کسانی یاد می کند که می خواهند بار فشار روحی و عقده خودشان را کم کنند و به دوش طرف مقابل بگذارند.

 

او در این باره می گوید: «راننده خودرویی در خیابان یک طرفه حرکت می کند. راننده مقابل به او اعتراض می کند. لیکن راننده خلافکار با یک کلمه و یا جمله ای ناپسند، اعتراض آن راننده را به مسخره و طعنه می گیرد. یا این که پدر خانواده ای از محل کار خسته به خانه می آید. سرحال نیست. منتظر یک بهانه از همسر و یا فرزندان است که خستگی و احیاناً بدخلقی همکار و یا معطلی اتوبوس و... را سر آنان خالی کند و خود شاید سبک شود. این گونه برخوردهای ملامت بار می تواند دلایلی دیگر داشته باشد.

 

 

مثلا فشار زیاد روحی، هزینه روزمره زندگی و... به هر جهت، تحقیر شخصیت هر فرد به دلیل اشتباه کاری، سهل انگاری در انجام وظیفه و یا خلف وعده خانوادگی گاه باعث بروز احساس نوعی پوچی و از دست دادن اعتماد به نفس خواهد شد.»

 

● زبان خوش به جای سرزنش

مسئول یک کتاب فروشی، با دوگانه خواندن پیام سرزنش، باز خورد تلخ زبانی در ملامت دیگران را عکس العمل منفی قلمداد می کند. به گفته «مفیدی» سرزنش ممکن است دو صورت داشته باشد:

 

۱) هشدار برای مخاطب که او را به خطای خود واقف می کند.

 

۲) چنانچه سرزنش حالت خشن داشته باشد، امکان عکس العمل منفی را در پی خواهد داشت که نه تنها شخص مخاطب متوجه اشتباه خودش نمی شود بلکه ممکن است واکنش او به معنای نپذیرفتن سرزنش شود. در نهایت، طرف احساس حقارت می کند. با این وصف و حال چنانچه با زبان خوش با چنین فردی صحبت شود دور از انتظار نخواهد بود که موضوع رفع و رجوع شود. ولی اگر زبان ترش و تلخ باشد عکس العمل منفی او غیرمنتظره نخواهد بود.

 

 

● رفتار دوستانه با دوراندیشی

 

یک طراح لباس هم نکوهش را دو روی یک سکه می خواند: یک رو خوبی و طرف دیگر بدی است.

 

به گفته «نیک» گاه سرزنش کردن موجب می شود شخص مقابل، کارش را جدی بگیرد اما بعضی مواقع سرزنش، موقعیت طرف را خرد می کند. این اتفاق بد است. مثلا در مدرسه ای معلمی بخواهد از شاگردی ایراد درسی یا انضباطی بگیرد باید دلیل و لحنش طوری باشد که نقاط قوت و ضعف موضوع در دانش آموز عامل صدمه زدن به روحیه و یا سوءاستفاده او نشود. او در کارگاهش حکم یک معلم را دارد؛ گاه با کارگران از سرمحبت گفتاری صمیمانه دارد لیکن بعضی از آنان از این شیوه سوءاستفاده می کنند.

 

 

این طراح لباس، در ادامه صحبتش این باور خود را مطرح می کند که سرزنش از سرمحبت چیز خوبی است، ولی برخی انسان ها احساساتی هستند که از درشت گویی خوششان نمی آید. در حالی که سرزنش به جا و منطقی یک نوع انتقاد درباره یک عمل و کردار ناصحیح، تلقی می شود.

 

● چند واکنش منفی و یک نتیجه مثبت

او سپس از دو نوع برخورد و دو واکنش با یکی از کارگرانش تعریف می کند که کارگر دوزنده اش را همیشه مورد تشویق زیاد قرار می داده است.

 

 

یک روز او را در حضور کارگران دیگر نکوهش می کند که کارش را خراب کرده است. آن کارگر که انتظار چنین حرف و نظری از جانب کارفرمایش را نداشته است می گوید: «شما همیشه گفته اید کارم خوب است، حالا ایراد می گیرید!...» چند دقیقه بعد کارفرما همان کارگر را احضار می کند و فقط می گوید اگر بار دیگر کار را خراب کند اخراجش خواهد کرد... کارگر به سر کارش برمی گردد و از این جمله تهدیدآمیز و آن سرزنش در میان همکاران و تشویق های پیشتر، به خود می آید و ششدانگ حواسش را جمع کار و موقعیتش می کند. نتیجه این می شود که منبعد کارش هیچ ایرادی پیدا نمی کند.

 

«نیک» اما در جمع بندی این بخش از صحبت هایش اظهار می دارد: «یک مدیر در هر شغل و موقعیتی نباید نسبت به کارکنان و مخاطبان خود حالت سرزنش خشونت بار داشته باشد چون اگر چند بار چنین سرزنش کردن را ادامه دهد ممکن است کارگزار متبوع با وجود تجاربش نتواند کارش را درست انجام دهد.»

 

 

 

● نصیحت به جای ملامت

 

یک کارشناس ارشد مدیریت، اعتقاد خود پیرامون ماهیت و چگونگی ملامت را بر این اصل انسانی می نهد که چنانچه فردی دچار سهل انگاری و اشتباه امور متعارف در زندگیش شود آن که در مقام سرزنش برمی آید بهتر است نصیحت و انتقاد دوستانه را جایگزین عمل ناپسند یا همان به اصطلاح سرکوفت زدن، کند و برخوردش با او جوری باشد که اشتباه خود را بپذیرد فاقد آن که شخصیت فردی و اجتماعی اش خدشه دار شود.

 

گفته «عباسی» محور موضوع تأثیر سرزنش، دلالت به این نظر است که نادرست بودن انجام کار یک کارمند یا شاغل به ویژه که گاه ممکن است اشتباه کاری فاقد نیت و یا اتفاقی رخ دهد و او و امثال او مورد سرزنش قرار بگیرند. چون سرزنش طبیعتاً جنبه منفی دارد و در این حالت اصل هدف الزام رعایت حرمتمداری مطلوب انسانی ممکن است مخدوش شود.

 

 

از این کارشناس سؤال می کنم خود در این زمینه و یا سرزنش شخصی تجربه ای دارد؟ او پاسخ می دهد: «شخصاً از سرزنش خوشم نمی آید. اما اگر بنا باشد با چنان افرادی روبرو شوم با انتقاد دوستانه برخورد می کنم چرا که اعتقاد دارم بهترین روش برای هر انسانی اعم از پدر، معلم، دوستان و ... در مقابل فردی که عمل نادرست انجام داده است با زبان خوش با او صحبت کرده است.

 

معتقدم آدم ها یکدیگر را باید دوست دارا باشند. از سوی دیگر اصولاً تحقیر کردن انسان را هیچ کس قبول نمی کند چرا که نتیجه عکس می دهد اگر چه خیلی پیش آمده است که برخی در مقابل یک کار ناروا علیه شان عصبی و به اصطلاح به جوش و خروش افتاده اند.

 

به نظر من شخص سرزنش کننده اگر حقی هم در این میان داشته باشد، بهتر آن است که قبل از سرزنش فکر کند وقتی می خواهد نتیجه درست از ضرری که به او وارد شده است بگیرد، طرف را دوستانه نصیحت یا از او انتقاد کند. خلاصه این که باید با مهربانی، دوستی و حتی دلسوزی برای شخصی که مورد ملامت قرار گرفته است برخورد کرد طوری که شخصیت انسانی او تحقیر نشود. به نظرم او مستحق دلسوزی است که رفتار یا کار اشتباه قابل توجهی انجام داده است.»

 

 

● گفت وگو با دانشیار دانشگاه

در گفت وگو با «دکتر باقر غباری بناب» دانشیار دانشگاه تهران نظرشان را درباره فرایندهای منفی نکوهیدن و روش های برخورد مناسب با فردی که اقدام به کاری نادرست کرده است، می پرسم. وی در صحبت های خود اظهار می دارد: «سرزنش کردن به لحاظ منفی بودن بیشتر مواقع رافع مشکل نمی شود و نکوهش کردن در میان مردم آسیب های فراوان نیز درپی خواهد داشت.»

 

 

کش وقوس برای حل یک مسئله بین دو یاچند نفر را می شود طرفین یک معادله تصور کرد که یک سویش ملامت و تحقیر و فشار، طرف دیگرش فرسایش اعصاب برای حصول مطالبه است. در این میان، موضوع هرچه باشد هرگز از شأن، آبرو و حفظ سلامت آدمی بالاتر نیست و نخواهد بود.

 

سعدی می گوید: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا سرزنش کردن را شاید بتوان برآمده از تضییع حق، چه مادی و چه معنوی دانست و یا اصلا همین گونه باشد، اما مهم این است که نحوه وصول و تحقق مطالبه، زیان روانی و شخصیتی و اجتماعی حتی برای مطالبه کننده یا همان سرزنش کننده نداشته باشد. در غیر این صورت، غفلتا آرامش، اعصاب و سلامت روحی فرد مذکور با آنچه دلخواسته به دست آورده است، معاوضه شده است.

 

 

سرزنش گاه از یک آزردگی خاطر که شاید چندان هم دوام نداشته باشد، شروع می شود و گاه بین دو نفر خواه جوان، کارمند و کارفرما، پدر و فرزند، زن و شوهر، راننده و مسافر، خریدار و فروشنده و... جروبحث شان بدل به غلیان فشار خون و اعصاب و در نتیجه ازحد سرزنش هم بگذرد و به یک خشونت تمام عیار تبدیل شود. همه این اتفاقات ناخرسند و ناخشنود بعضا آبشخور ضعف اراده و تفکر و بیگانگی با اثرات بسیار مفید و سازنده زبان مهر یار، عدم رعایت مقام انسانی یکدیگر است.

 

منظور از اشاره به این موارد هرگز آن نیست که کسی از حقوق معنوی، شهروندی، انسانی و حقیقی خود چشم پوشی کند چون به نظر می رسد گاه صرف نظر کردن از سرزنش آرام به خاطر موقعیت اجتماعی خود، طرف را دچار خودخواهی فاقد منطق کند و او از گذشت های کوچک هم کم کم سوءاستفاده کند و به شکل یک خشونتگر حرفه ای و متعارض سرسخت نسبت به دیگران درآید... به هر حال شاید شما نیز باور داشته باشید به این که به ازای سرزنش و رفتارهای آزارنده، پیش از درگیر شدن، به فکر اصل سلامت باشید.

 

● روش های منفی و تنبیهی تأثیر موقت دارند

«دکتر باقر غباری بناب»، دانشیار دانشگاه تهران تأثیر سرزنش را منوط به وضعیت فکری و روحی فرد و موقعیت زمانی می داند. به گفته او، سرزنش کردن بیشتر مواقع مشکل میان افراد را حل نمی کند زیرا یک روش منفی است. شاید موقتا تأثیر سرکوب فرد سرزنش شده را برطرف کند بدین سان که او درخصوص شخص تنبیه کننده، امر واجب مورد نظرش را انجام می دهد ولی در فرصت دیگر دوباره آن سرپیچی و کاهلی را ادامه می دهد. به همین خاطر می توان گفت تمام روش های منفی و تنبیهی تأثیر موقت دارند.

 

 

 

از وی می پرسم: بنابراین ممکن است این تصور پیش آید که سرزنش به خاطر اعمال نادرست همیشه جواب نخواهد داد. اما پاسخ وی روایت گونه ای چنین است: «دانش آموزی به جای آن که درس بخواند تنها جلوی تلویزیون نشسته و فیلم تماشا می کند. پدر یا مادر وارد اتاق می شود. می گوید چرا تکالیف مدرسه ات را انجام نمی دهی!، کتابت را نمی خوانی!، برو بچه های دیگر را نگاه کن اول درسشان را می خوانند.

 

تو همیشه نشستی تلویزیون تماشا می کنی!... این سرزنش به بچه اثر نمی گذارد. در این حال بچه جلوی بزرگتر خود می رود سراغ تکالیف درسی اش، اما باز فردا در غیاب بزرگتر خانواده مثل روز پیش و پیشترها، به جای درس خواندن، تلویزیون تماشا می کند. لیکن همین بچه و امثالهم، زمانی که بزرگتر شده و وارد مقطع تحصیلی دیگر می شوند احتمالا در مقابل سرزنش کردن واکنش منفی نشان خواهند داد.»

 

● تشویق امور تربیتی و فرهنگی

سؤال می کنم: چگونه می شود با واکنش ها مواجه نشد؟جواب وی متوجه دست اندرکاران امور تربیتی می شود و این که آنان باید مسائل و رخدادهای فرهنگی و تشویقی را در جهت درست مطرح کنند. مثلا بچه ها را موقع آماده شدن اقامه نماز تشویق کنند که خواندن نماز یعنی این که شما با خداوند یکتای جهانیان ارتباط برقرار کرده اید. به آنان نیز تفهیم شود هر زمان که کار خوبی انجام دهند تشویق می شوند.

 

 

کارمند «علی ستوده» می گوید: تمام معضلات در زندگی قابل حل است اگر طرفین با رعایت احترام و حفظ حقوق به حق خود، زبان خوش و صداقت عمل دارا باشند. مشکلات، اغلب از اشتباه کاری و به اصطلاح بی گدار به آب زدن به وجود می آیند. بلندپروازی و سهل انگاری با هر هدف و تلاش، عاقبت خوش ندارد و گرفتاری آنانی که مورد سرزنش قرار می گیرند برخی توسط خودفریبی و ظاهربینی شان است. با این واقعیت ها، اما هر مسئله ای با سرپنجه سازش و مدارا حل می شود و چه بهتر مسائل دوستانه رفع شوند.»

 

● تشویق کنار سرزنش

«نیک» طراح لباس با بیان این که: «به نوه ۵ ساله ام همیشه محبت می کنم ولی بچه این حس و فکر خود را به نوعی نشان می دهد که همه مردم باید به او خوبی کنند، صحبت دوستانه را خیلی بهتر از سرزنش کردن می داند. او می گوید: «اصولا انسان در هر سن نیاز به تشویق و قدرشناسی دارد چرا که هر شخص شعور انسانی دارد و نمی خواهد روحش از تحقیر و سرزنش آزرده شود. بنابراین با توجه به تجارب خودم، می گویم سرزنش های مکرر خشونت بار توسط هر فردی نشان از کم محبتی و یا احتمالا تنگ نظری است. اما برایم ثابت شده است در کنار سرزنش، محبت و تشویق دوستانه هم لازم است.»

 

 

 

● سرزنش در جمع آفات زیاد دارد

 

«دکتر غباری»، دانشیار دانشگاه تهران اظهار می دارد: «سرزنش کردن شخص خردسال و بزرگسال در حضور جمع آفات زیادی دارد از جمله کاهش اعتماد به نفس و پشیمانی و خجالت زدگی است.» به گفته او برخی سرزنش کردن ها اگر متداول شوند باعث سبک کردن موقعیت طرف در جمع نیز می شود.

 

اما برخی دیگر سرزنش ها که موثر می باشند درواقع امر تنبیه کردن مناسب طرف است طوری که در حقیقت فرد پی می برد راه رفته اش اشتباه است و در درازمدت، خود او زیان خواهد دید. وی در عین حال با اشاره به این که به جای متنبه کردن شخص مورد سرزنش باید شناخت درمانی کرد و این نوع سرزنش، شناخت و زبان شناسی افراد از جمله بزرگسال مهم می باشد، می افزاید: اصولا سرزنش عامل مفیدی برای نتیجه مطلوب گرفتن نیست چون مشکلات، خود شخص سرزنش کننده را عصبی و سرزنش شونده هم احساس شرمندگی می کند.

 

بنابراین تأکید می شود همان طور که اشاره رفت، به جای سرزنش کردن شخص، از واژه ای مناسب حالات طرف، استفاده و سعی شود به رفتار نامناسب اهمیت داده نشود. رفتار مناسب هم تشویق و ترغیب گردد.

 

 

● ضعف فرهنگ تفاهم

 

برخی از ناسازگاری های ارتباطی مردمی در هر بخش از امور زندگی، برآمده از ضعف شناخت از روحیه، پایبندی به تعهدات انسانی و رفتاری و محدود بودن ژرف نگری است.

 

«میرزایی» تحصیلکرده امور تربیتی نظر خود را در علل بروز ناهنجاری های اجتماعی بین فردی که گاهی منجر به سرزنش یکدیگر می شود بیان می کند. او این باور را دارد که عوامل ناسازگاری ها در دادوستد، مشارکت ها، مسائل خانوادگی، نحوه تربیت فرزند، انتخاب محل سکونت و اثاثیه و مبلمان، میهمانی دادن، سفر و... در وهله اول ناشی از عدم شناخت یکدیگر است.

 

یا به عبارت دیگر مجموعه علل ها در موارد مذکور، نوعی پس زدن حق انتخاب و بی توجهی به حق دیگران و کم لطفی به ادای احترام تلقی می شود. حال اگر این بحث را بخواهیم از زاویه علت بروز طعنه زدن و و تحقیر کردن مطرح کنیم، پذیرفتنی است که برآیند چگونگی نگرش و درک هر یک از طرفین افراد یا یک طرف مسئله، همانا ملامت گویی است. در این بستر، علت های دیگر هم موضوع مذکور را تغذیه می کنند و قوت می دهند از جمله مسائل تربیتی، روانی، فرهنگی، اقتصادی و باز همانا ضعف مسئولیت های انسانی می باشند.»

 

 

● نقش مسائل اجتماعی در بروز سرزنش

 

ادامه صحبت این کارشناس با توجه به موارد گفته شده در بالا، بیان تکرار و ترویج مسائل اجتماعی است که در منظر هر شخص قرار می گیرند که چه دلپذیر و چه زشت باشند نقش ظریف و در عین حال تأثیر عمیق در ذهنیت و روح افراد کم سن تا سنین بالا و بالاتر می گذارد. نمونه بارز آن، بروز گاه بدگفتاری و خشونت حتی بر سر این که فلان راننده تلاش کرده راه راننده دیگر را که اتفاقا حق تقدم با او است، را مسدود کند. یا رعایت نکردن بهداشت عمومی و همین طور حرمت گذاری به کهنسالان در محیط خانواده.

 

مثلا پدر بر این نظر است که بچه هایش ملاحظات اصل و نسب اجدادی خانوادگی را با شکل و شمایل های غریب و یا با سرپیچی از نصایح خدشه دار نکنند. حال می بینیم که یک فرزند رعایت نمی کند و همین تضاد ضمن حرمت شکنی نسبت به بزرگتر، می تواند نقطه شروع بگومگو و ایراد و درنهایت، سرزنش کردن شود درحالی که فرزند حقا می باید از والدین خود حرف شنوی داشته باشد.»

 

 

 

   حسن آقایی

برگرفته از: www.kayhannews.ir
گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع : persianpersia.com

گردآوری توسط بخش ارتباطات کودک سایت آکاایران
loading...
تبلیغات