کودکان، آینه ی رفتار والدین هستند؛ هر آن چه مقابل این آینه ی حساس قرار گیرد، به همان سان آن را منعکس خواهد کرد. بدین ترتیب کودکان، رفتارهای والدین را تقلید می‏نمایند و آن را در زندگی خود اجرا می‏کنند، زیرا محیط خانواده، اوّلین محیطی است که نوزاد زندگی خود را شکل می‏دهد. در پایه‏ریزی شخصیت و چگونگی رشد عواطف انسانی، هیچ عاملی به پای محیط کوچک خانواده نمی‏رسد.

 تار و پود روانی اشخاص ،در کانون خانواده به هم تنیده می‏شود. و والدین در تکوین شخصیت سالم، توانا، باتقوا و سازنده ی فرزندان خود نقش انکارناپذیری دارند.

کودک در اوّلین سال‏های زندگی، قبل از این که زبان باز کند، در اثر ارتباطاتی که با اعضای خانواده دارد، تصویری از خویشتن در او ایجاد می‏شود، و هنگامی که زبان می‏گشاید درس‏های زیادی برای سازگاری بیشتر با محیط اطراف می‏آموزد. کودک به تدریج رشد می‏کند و توجه او با قضاوت دیگران درباره ی خود بیشتر می‏شود و خودپنداری او انعکاسی از قضاوت‏ها و ارزیابی‏هایی می‏شود که افراد و اعضای خانواده در مورد او به عمل می‏آورند.

اگر این ارزیابی‏ها نادرست و ناپسند باشد و جنبه ی تحقیرآمیزی به خود بگیرد، کودک خود را تحقیر شده و بی‏ارزش می‏شمارد و این امر در او حس خود کم‏بینی و حقارت ایجاد می‏کند که در مراحل بعدی زندگی باعث آزارهای روحی و عقده‏های روانی می‏گردد.

اگر کودک در رابطه ی خود با خانواده، از پذیرفتن و گرمی و محبّت و از احترام متقابل برخوردار باشد ،که در آن برای شخصیت و سلامت روانی کودک ارزش قائل شوند و به اصطلاح او را آن گونه که هست بپذیرند، کودک خود را عضو با ارزش و مفیدی می‏پندارد و در نتیجه فردی خوش بین و با اعتماد به نفس بار خواهد آمد.

کانون خانواده، تنها پناهگاه فرزند و تکیه‏گاه او است هر چند خانواده کوچک‏ترین واحد اجتماعی است، ولی هسته ی اصلی جامعه، سرچشمه ی اجتماع بزرگ‏تر است؛ یعنی زمانی که نوزاد چشم به جهان می‏گشاید، با افکار، احساسات، نظرها، آرزوها و انتظارات اعضای خانواده احاطه می‏شود.

 محیط خانواده، محلی است که کودک چگونگی زندگی کردن را یاد می‏گیرد و شیوه‏های فرهنگ را عموماً و فرهنگ خانواده را خصوصا می‏آموزد. در این محیط باید عواطف و احساسات هیجانی کودک در پناه امنیت و آرامش نضج گیرد و پرورده شود.

 او در هر زمینه‏ای نیاز به راهنمایی دارد. در رفتارش باید توجّه کامل و مراقبت صحیح به عمل آید. باید محیط را به گونه‏ای جلوه داد تا کودک به خوبی احساس کند که در پناه حمایت والدین است. باید کودک درک کند که راهنمایی آنها بر پایه ی صحیح و منطقی استوار است. اگر طفل از وضع نوین و غیر منتظره‏ای احساس آشفتگی و اضطراب کند، باید با توضیح کافی و سازگار با منطق و درک او، ذهن وی را روشن کرد. اغلب عوارض و مشکلات رفتاری بزرگسالی، ریشه در زمان کودکی دارد.

هرگاه والدین در هر مرحله‏ای از رشد، به کودک مسؤولیتی در خور توانش بدهند، به تدریج درباره ی خود به عنوان یک فرد قابل اعتماد و شایسته می‏اندیشد.

 اگر والدین صادقانه به او محبّت کنند، او دوست داشتن دیگران و مورد علاقه ی دیگران بودن را یاد می‏گیرد؛ و بالاخره اگر والدین از اعتماد به نفس او نسبت به استقلال یافتن جلوگیری نکنند، او قادر خواهد بود در خلال دوره نوجوانی به درجه‏ای از اعتماد به نفس دست یابد و به تدریج خود را از وابستگی کودکانه رها سازد.

از پیامبر گرامی اسلام(ص) روایت شده است که فرمودند: «رَحِمَ اللهُ مَنْ اَعانَ وَلدَه عَلی برّه. قال قُلْتُ کَیفَ یُعینُهُ عَبرهّ؟ قالَ یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ و یتجاوَزُ عن مَعسورِه و لایُرْهِقُهُ و لایَخرُقُ بِه؛ خدا رحم کند بر کسی که فرزندان خود را بر نیکی مدد رساند. شخصی می‏گوید پرسیدم: چگونه او را بر نیکی کردنش اعانت کند؟ حضرت فرمودند: کار آسانی که از او به عمل آید، قبول کند و کاری که بر او دشوار باشد و او انجام ندهد، از او درگذرد و تکلیف‏های دشوار به او معین نکند و با سفاهت و تندی با او برخورد نکند.»

نگرش‏ها و رفتار والدین می‏تواند تسهیل کننده و یا مانع جریان رشد و تکامل کودک باشد. والدین سخت‏گیر و خشن، مانع می‏شوند فرزندانشان از روابط مثبت و سازنده با همسالان خویش که برای استقلال آنان بسیار مهم است، بهره گیرند.

توقعات و محدودیت‏های والدین، اغلب فرآیند رشد را در کودکان و نوجوانان دشوار می‏سازد. نتیجه رفتار والدین، بستگی تام به این دارد که کودک چگونه رفتار والدین را مشاهده و معنای آن را چگونه درک می‏کند.

خانواده باید ضمن حمایت از کودک، فرصت‏هایی برای او فراهم آورد که بتواند به روش خود و با توجه به رشد و توانایی‏های خویش، مهارت‏هایی را فرا گیرد و با مسائل خود به طور نسبی دست و پنجه نرم کند. کودک بدین ترتیب احساس خودارزشی و اعتماد به نفس می‏کند، ولی حمایت بیش از اندازه و یا عدم حمایت،موجب می‏شود کودک در توانایی‏های خود شک کند و نتواند استعدادهای خود را بشناسد.

والدین باید در محیط خانواده به احساسات کودکان توجّه کنند و بی‏تفاوت نباشند. پدر و مادری که به احساسات کودکان خود و حتی احساسات سایر مردم بی‏تفاوت‏اند، به احتمال زیاد بازتاب همان ویژگی را در خصوصیات بزرگسالی فرزندانشان خواهند دید. والدینی که آرای دیگران را برنمی‏تابند و پیوسته از دیگران انتقاد و ثروت خود را بیهوده صرف می‏کنند، یا در گفت و گوهای خود از مذهب، درستی و مهربانی و سایر ارزش‏های اخلاقی با بدی و بی‏ارزشی یاد می‏کنند، بی‏تردید الگوهای نادرستی برای فرزندانشان خواهند بود.

امام سجاد(ع) در این زمینه می‏فرمایند: «فاعْمَلْ فی أَمرِه عَمَلَ المُتزَیَّن بِحُسْنِ اثره علیه فی عاجل الدُّنیا؛1 با فرزندت آن‏چنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو مایه زیبایی و جمال اجتماعی او شود. چنان بار بیاور که بتواند در شؤون مختلف، دنیای خود را با عزّت و آبرومندی زندگی کند و مایه زیبایی و جمال تو باشد.»

ادامه دارد...

پی نوشت:

1- مکارم اخلاق، ص232.

منبع : tebyan.net

گردآوری توسط بخش اصول تربیتی نوجوان سایت آکاایران
تبلیغات