شعر کودکانه | مادر بزرگ قصه گو
loading...

آکاایران: مادربزرگم
جانم فدایش
سرمی گذارم
روی پاهایش
دستی می کشد
بر سرو رویم
من مثل گل ها
او را می بویم
قصه می گوید
از دیو و پری
می زنم با او
هر کجا سری
خوابم می برد
با قصه هایش
یک رختخواب است
روی پاهایش
من هم می خواهم
مثل او باشم
مادر بزرگی
قصه گو باشم۰

به گزارش آکاایران: بچه های عزیز اگه میخوایین شعر های دیگرم بخونین روی لینک های زیر کلیک کنید:

شعر کودکانه درباره فصل بهار

شعر کودکانه صابون

منبع :


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

قصه مادربزرگ و حیوانات

تبلیغات