سوپر من ها مظلومند - آکا

مرد نباید گریه کنه !مرد باید همیشه ، همه ی کارها رو درست انجام بده! مرد نباید از خودش ضعف نشون بده.....

مرد

فرق زیادی نمی کند از کدام طبقه اجتماعی و تحصیلی باشی، ثروتمند باشی یا فقیر، شهری باشی یا روستایی، در هر فرهنگی که بزرگ شده باشی این جمله را خطاب به مردان دور و برت زیاد شنیده ای: «در هیچ شرایطی نباید ضعیف به نظر برسی».

قبول! انتظار داشتن مردی قوی که تکیه گاهی محکم برای خانواده باشد به لحاظ بقا ارزش زیادی داشته و دارد، اما آیا وسعت دادن بی حد به مرزهای این توقع تا جایی که حتی نیازهای روانی طبیعی مرد را از او سلب کند نیز به اصل بقا ارتباطی پیدا می کند؟

و باز هم قبول! انتظار «قوی بودن مرد در هر شرایطی» تفکری است که از گذشته به ما رسیده است و ما نقشی در شکل گیری آن نداشته ایم مانند صدها انتظاری که از گذشته تاکنون از زنان می رفته و همچنان می رود. اما آیا ما محکوم به عمل به قالب های فکری غیر منطقی و نادرست گذشتگانمان هستیم؟ حرف من این است، اگر قرار است این باورهای غیر منطقی و زیان آور جایی رنگ ببازند چرا ما، ما زن ها که از مورد ستم واقع شدن مان در ابعاد گوناگون بسیار صحبت شده و می شود پیشقراول این نهضت نباشیم؟ نقش ما زن ها در تحمیل باور غیر منطقی «همه توانی» به مردان چیست؟

چرا انتظار داریم مردان محبوب مان نقش تکیه گاهی دائمی، سترگ و بدون خدشه را در زندگی مان ایفا کنند؟ چرا وقتی پسر کوچک مان در مسابقه شکست می خورد و نیاز دارد گریه کند، وقتی کمر شوهر زحمتکش مان زیر بار قسط و قرض و دیگر مشکلات اقتصادی نزدیک به نود درجه خم شده و نیاز دارد احساس ترسش از اینکه نتواند نیازهای آتی خانواده را تأمین کند ابراز کند، وقتی پدرمان صبرش را نسبت به مشکلی از دست می دهد و نیاز دارد کمی کم طاقتی کند، وقتی برادرمان به آرزویش نمی رسد و نیاز دارد احساس ناامیدی کند، ما زن ها با رفتار و گفتارمان این پیام را به آن ها می رسانیم که: «مرد محبوب من! نمی توانم این ضعف را در تو تحمل کنم، پس لطفاً مرد باش».

 این در حالی است که خود ما مدام از آن ها به خاطر روحیات کم انعطاف، سرسخت و بسته شان انتقاد می کنیم و تمایل داریم آن ها را بازتر، صمیمی تر و حساس تر ببینیم؟ چرا مردان مان را مجبور می کنیم که پشت نقابی از قدرت، آن هم قدرتی خود ویرانگر چهره پنهان کنند و وانمود کنند که همان کسانی هستند که ما انتظار داریم باشند، مردانی «قوی» که اجازه ندارند در هیچ شرایطی ضعیف به نظر برسند؟ چرا تلاش می کنیم آن ها را پشت این نقاب نگه داریم؟ چرا وادارشان می کنیم هیجانات طبیعی خود را سرکوب کنند؟ چرا آن ها را به تحمل فشار سنگین تظاهر به «شکست ناپذیری و بی نقص بودن» سوق می دهیم؟ چرا با تحمیل این چهره ساختگی احساس شرمندگی را در مردان محبوب مان به وجود می آوریم؟

به شوهرمان اجازه دهیم بداند که اشکالی ندارد هیجانش را بروز دهد، اشتباه کند، بیمار شود، بترسد و ناامید شود. اجازه دهیم بداند که اگر اشتباه کرد، گریست، کم تحمل شد و ... ما تحلیلش نمی کنیم. اجازه دهیم بداند که انتظار نداریم در هر شرایطی قوی باشد اما در هر شرایطی که باشد او را دوست خواهیم داشت

بیایید دست از سوپرمن سازی برداریم

ما زن ها توانمندتر از آن چیزی هستیم که تصور می کنیم. ما می توانیم با رفتار و گفتار صادقانه و عقلانی به مردان محبوب مان بفهمانیم که خود واقعی آن ها را بر هر نقابی ترجیح می دهیم. ما می توانیم به آن ها بفهمانیم که عشق مان منوط به بی نقص بودن ایشان نیست. ما می توانیم احساس شرمندگی غیر منصفانه از «قوی نبودن در همه شرایط» را با احساس امنیت و قدرت واقعی عوض کنیم اگر:

* ذهنیت مان را نسبت به مردها تغییر بدهیم و برای خودمان جا بیندازیم که مرد محبوب من یک انسان است، درست مثل من.

* اگر به پسرمان اجازه دهیم بداند که اشکالی ندارد احساس ضعف یا ترسش را با ما در میان بگذارد، اشکالی ندارد اگر در موقع ناراحتی گریه کند، اجازه دهیم بداند که انتظار نداریم مثلاً در ده سالگی «مرد» باشد، بلکه در عوض انتظار داریم خودش باشد با تمام احساسات واقعی اش. اجازه دهیم بداند که می تواند احساساتش را به ما نشان دهد بدون اینکه قضاوتش کنیم و اجازه دهیم یاد بگیرد دریچه های قلبش را به روی عشق و مهربانی باز کند و باز نگه دارد.

 

* اگر به شوهرمان اجازه دهیم بداند که اشکالی ندارد هیجانش را بروز دهد، اشتباه کند، بیمار شود، بترسد و ناامید شود. اجازه دهیم بداند که اگر اشتباه کرد، گریست، کم تحمل شد و ... ما تحلیلش نمی کنیم. اجازه دهیم بداند که انتظار نداریم در هر شرایطی قوی باشد اما در هر شرایطی که باشد او را دوست خواهیم داشت. اجازه دهیم بتواند به ما بگوید که وقتی ناخواسته با رفتاری یا گفتاری طردش می کنیم و یا پاسخ گوی نیاز او در زمان خودش نیستیم چه احساسی به او دست می دهد.

 

* اگر یاد بگیریم که این فقط مرد نیست که باید تکیه گاه ازلی و ابدی خانواده باشد، زن هم تکیه گاه قدرتمندی است که باید هر زمان که نیاز شد به شوهرش اجازه دهد به او تکیه کند.

 

* اگر در برابر ترس ها و ناامیدی های گذرا و ناگزیر زندگی آغوش مان را برای گریه ها و گلایه های آن ها گشوده نگه داریم،

* اگر به مردان مان اجازه دهیم که خود واقعی شان را بپذیرند.

 

* و اگر به خودمان اجازه دهیم که خود واقعی مان را بپذیریم.

 

آری، ما زنان و مردان فقط در کنار یکدیگر می توانیم آن قدرت کامل و زوال ناپذیر آرمانی را به منصه ظهور برسانیم. همین و بس!

راحله فلاح

بخش خانواده ایرانی تبیان

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران