زنان‌ بیشترین‌ متقاضیان‌ طلاق‌ در دادگاه‌ها            
 
وقتی‌ پزشکان‌ و پرستاران‌ بیمارستان‌ شهید مطهری‌ ناامیدانه‌ تلاش‌ خود را برای‌ زنده‌ نگه‌داشتن‌ پریسای‌ ۳۰ ساله‌ که‌ دچار ۸۰ درصد سوختگی‌ شده‌ بود به‌ کار گرفته‌ بودند، زن‌ جوان‌ به‌ این‌ می‌اندیشید که‌ دیگر زندگی‌ پر رنجش‌ تمام‌ شده‌ و مجبور نیست‌ سیلی‌های‌ پردرد شوهر را که‌ هر روز به‌ صورتش‌ می‌نشست‌ تحمل‌ کند. پریسا در طول‌ ۱۰ سال‌ زندگی‌ مشترک‌ با شوهرش‌ سه‌ بار تقاضای‌ طلاق‌ کرد...

زنان‌ بیشترین‌ متقاضیان‌ طلاق‌ در دادگاه‌ها

 اما هربار بخاطر نبود دلایل‌ محکمه‌ پسند تقاضای‌ جدایی‌ را رد کردند و سرانجام‌، تصمیم‌ شوم‌ پریسا برای‌ خودسوزی‌اش‌ عملی‌ شد. وقتی‌ پزشک‌ جوان‌ از پریسا پرسید، چقدر در بدنت‌ احساس‌ سوزش‌ داری‌ او جواب‌ داد، بیشتر از سوزش‌ سیلی‌های‌ شوهرم‌ که‌ هر روز بر صورتم‌ می‌نشست‌ نیست‌. این‌ آخرین‌ کلمه‌ پریسا بود که‌ برزبان‌ آورد.
مطابق‌ قوانین‌ مدنی‌، حق‌ طلاق‌ همیشه‌ با زوج‌ بوده‌ و زوجه‌ مگر در مواردی‌ نمی‌تواند از همسرش‌ جدا شود، اما اثبات‌ همان‌ چند مورد جزیی‌ هم‌ بسیار سخت‌ است‌. مطابق‌ آنچه‌ در قانون‌ خانواده‌ آمده‌ است‌، زن‌ زمانی‌ می‌تواند از شوهرش‌ جدا شود که‌ شوهر،۱ نفقه‌ و هزینه‌ زندگی‌ را نپردازد و حاضر به‌ طلاق‌ هم‌ نباشد، یا اینکه‌ قادر به‌ پرداخت‌ هزینه‌ نباشد، ۲ اگر شوهری‌ همسرش‌ را بیازارد ۳ هرگاه‌ مردی‌ همسرش‌ را رها کرده‌ و او را بلاتکلیف‌ بگذارد طوری‌ که‌ گویا شوهر ندارد ۴ شوهر بیماری‌ لاعلاج‌ داشته‌ باشد، طوری‌ که‌ زندگی‌ زناشویی‌ تحت‌ تاثیر قرار گیرد و... که‌ مجموع‌ این‌ حقوق‌ به‌ ۱۴ مورد می‌رسد.
در تاریخ‌ زندگی‌ انسان‌ بیشتر مرد عهده‌دار امر طلاق‌ بوده‌ گرچه‌ گاهی‌ نیز این‌ امر به‌ دست‌ زنان‌ سپرده‌ شده‌ است‌، اما در ایران‌ تقریباً در تمام‌ طول‌ تاریخ‌ حق‌ انتخاب‌ برای‌ ادامه‌ زندگی‌ مشترک‌ به‌ مرد سپرده‌ شده‌ است‌.
همین‌ مساله‌ باعث‌ شده‌ تا بسیاری‌ از مردان‌ برای‌ آزار همسرانشان‌ تصمیمی‌ را بگیرند که‌ نه‌ از سرخیر و صلاح‌ که‌ از سر لجبازی‌ باشد، مطابق‌ ماده‌ ۱۱۳۳ قانون‌ مدنی‌، طلاق‌ قانوناً در اختیار شوهر است‌، اما هیچ‌ مردی‌ اجازه‌ ندارد بدون‌ رعایت‌ تشریفات‌ قانونی‌ همسرش‌ را طلاق‌ دهد. بطور کلی‌ دادخواست‌ طلاق‌ در سه‌ حالت‌ تنظیم‌ می‌شود، به‌ تقاضای‌ مرد، به‌ تقاضای‌ زن‌ یا توافقی‌ و فقط‌ در یک‌ حالت‌ است‌ که‌ دادگاه‌ بدون‌ چون‌ و چرا با آن‌ موافقت‌ می‌کند آن‌ هم‌ در صورتی‌ است‌ که‌ مرد تقاضای‌ طلاق‌ داشته‌ باشد و قضات‌ بدون‌ اینکه‌ دلیل‌ قانع‌کننده‌یی‌ از مرد بخواهند با این‌ تقاضا موافقت‌ می‌کنند. زمانی‌ که‌ زن‌ متقاضی‌ طلاق‌ باشد، ولی‌ شوهر راضی‌ به‌ طلاق‌ دادن‌ نباشد در چنین‌ حالتی‌ با استناد به‌ ماده‌ ۱۱۳ قانون‌ مدنی‌ زن‌ باید در دادگاه‌ ثابت‌ کند که‌ دوام‌ زوجیت‌ باعث‌ عسر و حرج‌ وی‌ است‌.
مینو عبادی‌ حقوقدان‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: اینکه‌ چه‌ اموری‌ از مصادیق‌ عسروحرج‌ است‌ کاملاً بستگی‌ به‌ نظر دادگاه‌ دارد. مواردی‌ از قبیل‌ ترک‌ انفاق‌ ایراد ضرب‌ و جرح‌، خیانت‌، بی‌وفایی‌ شوهر، اعتیاد و ترک‌ کانون‌ خانوادگی‌ از مصادیق‌ عسروحرج‌ به‌ حساب‌ می‌آید.
وی‌ می‌افزاید: مثلاً اگر در عقدنامه‌ ذکر نشده‌ باشد که‌ شوهر می‌تواند همسر دیگری‌ اختیار کند زنش‌ می‌تواند طلاق‌ بگیرد، نمی‌توان‌ این‌ مورد را از موارد عسروحرج‌ به‌ حساب‌ آورد و حق‌ طلاق‌ به‌ زن‌ داده‌ نمی‌شود، فقط‌ زمانی‌ زن‌ حق‌ جدایی‌ دارد که‌ پس‌ از ازدواج‌ مجدد، شوهر سوء معاشرت‌ یا ترک‌ انفاق‌ کند یا به‌ منزل‌ نیاید. این‌ حقوقدان‌ می‌گوید: متاسفانه‌ قانون‌ تقریباً تمام‌ اختیارات‌ را برای‌ جدایی‌ یا ادامه‌ زندگی‌ مشترک‌ به‌ مرد داده‌ و این‌ مساله‌ شرایط‌ را برای‌ زنان‌ بسیار سخت‌ کرده‌ است‌. بسیاری‌ از زنان‌ که‌ در شرایط‌ نامساعد زندگی‌ زناشویی‌ هستند، بخاطر عدم‌ حمایت‌ دقیق‌ و کامل‌ قانون‌ مجبور به‌ سکوت‌ می‌شوند، چراکه‌ قانون‌ اجازه‌ جدایی‌ به‌ آنها نمی‌دهد یا در بهترین‌ حالت‌، نگهداری‌ فرزندان‌ را برعهده‌ پدر قرار می‌دهد و مادر فقط‌ هفته‌یی‌ یک‌ بار می‌تواند آنها را ببیند.
از طرفی‌ چون‌ قانون‌ ازدواج‌ مجدد مرد را غیرقانونی‌ و خلاف‌ ندانسته‌، بسیاری‌ از مردان‌ برای‌ اینکه‌ همسرشان‌ را مجبور به‌ جدایی‌ و گذشت‌ از حق‌ و حقوق‌ مثل‌ مهریه‌ و نفقه‌ بکنند، با زن‌ دیگری‌ ازدواج‌ می‌کنند و شرایط‌ خانوادگی‌ را طوری‌ فراهم‌ می‌آورند که‌ زن‌ چاره‌یی‌ به‌ جز گذشت‌ از حقوق‌ خود نداشته‌ باشد.
پیشرفت‌ فرهنگی‌ جامعه‌ و تحصیلات‌ و سواد زنان‌ امروزی‌ باعث‌ شده‌ تا آنان‌ چون‌ مادران‌ خود در برابر سرکشی‌ مردانشان‌ سکوت‌ نکنند و حق‌ و حقوق‌ خود را از جامعه‌ و قانون‌ طلب‌ کنند، اما متاسفانه‌ قانون‌ در این‌ زمینه‌ پیشرفت‌ نکرده‌ و همچنان‌ مردان‌ را یکه‌تاز تصمیم‌گیری‌ در مورد زندگی‌ مشترک‌ می‌داند، همین‌ مساله‌ باعث‌ بروز مشکلات‌ بسیار دیگری‌ چون‌ تقاضای‌ مهریه‌های‌ بسیار سنگین‌ در بدو ازدواج‌ برای‌ تضمین‌ زندگی‌ مشترک‌ می‌شود یا گاه‌ کار به‌ جایی‌ می‌رسد که‌ زن‌ برای‌ رهایی‌ از زندگی‌ مشترک‌ تلخش‌ اقدام‌ به‌ قتل‌ شوهر می‌کند.
مینو عباسی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: اگر قانون‌ تا این‌ حد در دادن‌ حق‌ طلاق‌ به‌ زن‌ سختگیری‌ نکند و حق‌ و حقوق‌ را آنطور که‌ نیاز جامعه‌ است‌ به‌ رسمیت‌ بشناسد پرخاشگری‌های‌ اجتماعی‌ و ناهنجاری‌های‌ ایجاد شده‌ از سوی‌ زنان‌ بسیار کمتر خواهد شد. نگاهی‌ به‌ پرونده‌های‌ دادگاه‌ خانواده‌ به‌ وضوح‌ این‌ مساله‌ را نشان‌ می‌دهد که‌ سستی‌ بنیان‌ اعتقاد در خانواده‌، نبود شناخت‌ کامل‌ طرفین‌ از یکدیگر عدم‌ مسئولیت‌پذیری‌ و وظیفه‌شناسی‌ طرفین‌، نرسیدن‌ زوجین‌ به‌ بلوغ‌ روانی‌، عاطفی‌ و اجتماعی‌، مشکلات‌ اقتصادی‌، اعتیاد، ناپختگی‌ یا رشد ناقص اجتماعی‌، فاصله‌ کم‌ میان‌ خواستگاری‌ تا ازدواج‌، بد رفتاری‌ شوهر با زن‌ از جمله‌ موارد مهم‌ تقاضای‌ طلاق‌ است‌. بسیاری‌ از زنانی‌ که‌ تقاضای‌ طلاق‌ می‌کنند، افرادی‌ هستند که‌ از سوی‌ شوهرانشان‌ مورد آزار روحی‌ و جسمی‌ قرار می‌گیرند و از این‌ مساله‌ شکایت‌ دارند، اما در این‌ زمینه‌ قانون‌ اختیار تصمیم‌گیری‌ را به‌ قاضی‌ داده‌ است‌، یعنی‌ اینکه‌ به‌ صرف‌ کتک‌ خوردن‌ یک‌ زن‌ از شوهرش‌، وی‌ نمی‌تواند جدا شود. حتی‌ در مواردی‌ اگر پزشکی‌ قانونی‌ تشخیص دهد فرد دچار بیماری‌ روحی‌ روانی‌ است‌ اما این‌ بیماری‌ در حد جنون‌ نیست‌، زن‌ نمی‌تواند از شوهرش‌ جدا شود.
روند رو به‌ رشد شوهرکشی‌ زنگ‌ خطری‌ است‌ که‌ مسئولان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ بی‌توجه‌ هستند، چراکه‌ این‌ پدیده‌ تلخ‌ و شوم‌ نشان‌ دهنده‌ روح‌ بیمار و آزرده‌ زنان‌ است‌ که‌ از روح‌ لطیف‌ و مهربان‌ خود فاصله‌ گرفته‌ و به‌ انتقامجویی‌ روی‌ می‌آورند. به‌ گفته‌ جامعه‌شناسان‌ این‌ زنان‌ در پی‌ تحقیرهایی‌ که‌ از سوی‌ مردان‌ خانواده‌ می‌بینند در پی‌ انتقام‌ برآمده‌ و به‌ بدترین‌ شکل‌ ممکن‌ دست‌ به‌ این‌ کار می‌زنند، اما با توجه‌ به‌ تمام‌ این‌ مسائل‌ آمارها نشان‌ می‌دهد ۶۰ درصد پرونده‌های‌ تشکیل‌ شده‌ در دادگاه‌ خانواده‌ با تقاضای‌ زنان‌ بوده‌ است‌.
دکتر امان‌الله‌ قرایی‌ مقدم‌، در این‌ باره‌ می‌گوید: اگر به‌ حرف‌های‌ زنان‌ شوهرکش‌ بطور دقیق‌ و کارشناسانه‌ توجه‌ کنیم‌ متوجه‌ می‌شویم‌ که‌ در ۹۰ درصد موارد آنها قبلاً یا اقدام‌ به‌ جدایی‌ کرده‌اند یا اینکه‌ تصمیم‌ به‌ جدایی‌ گرفته‌اند، اما حمایتی‌ در این‌ زمینه‌ از آنها نشده‌ است‌، چراکه‌ حتی‌ اگر در دادگاه‌ با تقاضای‌ طلاق‌ آنها موافقت‌ می‌شد، حضانت‌ فرزندان‌ به‌ پدر سپرده‌ می‌شد و پذیرش‌ این‌ مساله‌ توسط‌ مادران‌ بسیار سخت‌ است‌. از طرفی‌، وقتی‌ اجازه‌ سوءاستفاده‌ از قانون‌ بطور ناخودآگاه‌ به‌ مردان‌ داده‌ می‌شود، بستر مجرم‌ شدن‌ زنان‌ را فراهم‌ می‌آورد. اما بطور کلی‌ باید گفت‌ بررسی‌ اجمالی‌ قانون‌ مدنی‌ توسط‌ حقوقدانان‌ این‌ نکته‌ را مشخص کرده‌ که‌ قوانین‌ مربوط‌ به‌ دادگاه‌ خانواده‌ و حمایت‌ از زنان‌ در برابر شوهران‌ خشن‌ شان‌ مساله‌یی‌ است‌ که‌ قانونگذاران‌ باید بررسی‌ آن‌ را در دستور کار خود قرار دهند. 
 منبع:روزنامه اعتماد
ویرایش وتلخیص:آکاایران

گردآوری توسط بخش روانشناسی طلاق سایت آکاایران

تبلیغات