وقتی عشق بمیرد - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد وقتی عشق بمیرد ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته روانشناسی طلاق از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

وقتی عشق بمیرد         
 
چه بی معنا می شود زندگی وقتی که عشق نباشد و دوست داشتن به دار خشونت آویخته شود . چه تلخ می شود لحظه های زیستن وقتی که دوست داشتن شکل ترحم به خودش می گیرد...

جدایی از همسر,جدایی والدین,کودکان طلاق

 و چه تلخ می شود بودن وقتی که همه چیز در هاله ای از رنگ سیاه و خاکستری پنهان گردد و صدای هق هق گریه، جایگزین قهقه خنده ها می شود و چه دردناک است در روزگاری که پول معیار رابطه هاست و همه ارزش ها در ترازوی ثروت سنجیده می شود و چه هول انگیز است زیستن در زمانه ای که مهربانی نگاه، در وحشت از رسم رایج در زمانه پرپر می شود و چشم ها به دو تیله شیشه ای و خالی از احساس بدل می گردند و دریغ که روزگار ما چنین روزگاری شده است.
روزگار تنهایی و با خود زیستن و بیگانگی با دیگران، روزگار قتل عام عشق و مهرورزی و روزگار مرگ اعتماد!
در این روزگار هر کس برای خود جزیره ای است تک افتاده بی هیچ ارتباط واقعی با دیگران حتی در بسیاری از خانه ها رسم با هم غذا خوردن ور افتاده است، سفره انداختن، دور هم نشستن و ...
هر کس تنها خودش است، میهمانی هایمان یک جور ادای تکلیف است و این بهانه که هر رفتنی آمدنی دارد و جز این هیچ نیاز عاطفی دور هم بودن را معنا نمی کند. انگار عاطفه مرده است و انگار معنای دوست داشتن مفهومی فراموش شده و عتیقه است که باید در کتابها و قفسه ها به سراغش رفت. زیستن در چنین روزگاری مرگ است . چرا چنین شده ایم و چرا بوی خوش نان و بوی سیب سرخ در هیچ ذهنی معنا نمی شود؟ و چرا مهر و پائیز تنها نام یک ماه شده است و عنوان یک فصل و چرا دیگر فرقی نمی کند رنگین کمان جادویی رنگ های پائیزی با رنگهای حزن آور خاکستری و چرا مهر تنها در باز شدن مدرسه ها معنا می شود بی هیچ شادمانی؟
کاش کمی اندیشه می کردیم به سالهای دور یا نزدیک به سالهای کودکی مان، به سالهایی که وقتی مهر می آمد، هلهله ای از شادمانی فضا را پر می کرد. به روزهایی که دفترچه ها و کتابها بوی اشتیاق می داد و زنگ مدرسه ها طنین انداز صدای خوب دیوارهای دوباره بود و آغاز دوستی های تازه!
امروز اما برای بسیاری مهر آغاز فصل دغدغه است. می شود ؟ و اینکه از کجا فراهم کنیم خرج کتاب و دفتر و لباس مدرسه را و اینکه چشم انتظار باشند کسانی تا از محل هدایای دیگران، نیازهایشان برآورده شود. نیازها و مشکلات معیشتی برای مردم چنان است که دیگر فرصت و فراغتی برای اندیشیدن به مسائل دیگران نمی گذارد و در این وانفسای زندگی جایی برای مهر و مهرورزی نمی ماند. دوستی حساب گرانه است و هر رابطه ای با میزان فایده ای که می تواند داشته باشد، سنجیده می شود. سایه سنگین و شوم نفرت و یائده خواهی بر همه چیز گسترده است و چه عشق ها و عاطفه های نابی که در زیر این سایه سنگین پرپر می شود و در برابر مهریه های سنگین "سکه ای" و چشم و هم چشمی ها برای برگزاری مراسم باشکوه! عروسی و نداشتن اتومبیل و خانه از پا می افتند و ...
و ای کاش می شد که زمانه چرخی می زد و دلها و عاطفه ها رنگ خودش را پیدا می کرد. کاش می شد دوباره پائیز رنگین کمان رنگها باشد و مهر یادآور عشق ها و عاطفه ها باشد. کاش بتوانیم دلهایمان را از غباری که بر آن نشسته است پاک کنیم تا مهربانی نفس بکشد و عشق تولدی دوباره بیابد. می شود؟ 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران
 

وقتی عشق بمیرد گردآوری توسط بخش روانشناسی طلاق سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات