تصویر تربیت   
 
بدیهی است تعلیم و تربیت رسالت احیای انسانهاست، وظیفه هدایت گری که همان وظیفه رسولان الهی است، وظیفه ای بسیار سنگین و مقدس است، زیرا احیای یک انسان موجب احیای جامعه بشری و نابودی یک انسان باعث نابودی جوامع بشری است...

تصویر تربیت

طبیعی است که این رسالت بزرگ ایجاب می کند رسولان تعلیم و تربیت مجهز باشند و بیش از همه با فرهنگ اسلامی انس داشته باشند، اسلام واقعی و ماهیت انقلاب و شکل گیری آن را درک کنند و با شیوه ها و استعدادها آشنا شوند، اینجاست که رسولان تعلیم و تربیت نباید بر موج ها سوار شوند، بلکه باید در عرصه فرهنگ موج آفرین باشند.
پس رسولان تعلیم و تربیت در این مقطع حساس باید همچون پیامبران باشند، رسولانی که هر جا می رفتند جامعه ساز بودند و موج و تحولی را در فکر و اندیشه بشریت ایجاد می کردند، اینان باید خود جامعه شان را بسازند و با برنامه ریزی درست این اهداف مقدس را تحقق بخشند.
مسأله طرح فرهنگ اسلامی و تبیین فرهنگ اسلام ناب از رسالت رسولان تعلیم و تربیت است طبیعی است برخوردهای عجولانه، تعصبات بیجا، اعمال بی روح و ... باعث ضربه به جاذبه های اسلام می شود و آنها را باید از چهره پاک و مقدس اسلام و انقلاب بزداییم. در حقیقت آموزش و پرورش در ترویج اسلام ناب دو رسالت دارد: یکی رسالت زدودن انحرافات، تحجر و برخوردهای عجولانه و غیرآگاهانه.
دوم، ایجاد احساس مسئولیت در نسل جوان تا با دفاع از اسلام و تعصب بیجا نسبت به آن، این روحیه بی تفاوتی را از چهره (جوانان جامعه) بزداید. ما باید نسبت به انقلاب و مذهب تعصب آگاهانه داشته باشیم. غیرت دینی همین جا معنی پیدا می کند. ما باید در رشد و تقویت دینی و احساس مسئولیت در فضایل آرمان های انقلاب و اسلام مان در عرصه تعلیم و تربیت بیش از پیش تلاش کنیم. در عین حال باید به بعد استفاده از تفکر انسانها و نظریات آنها و تقویت روحیه انتقادپذیری توجه داشته باشیم.
در انتقال فرهنگ به دو نکته باید توجه کرد : یکی حفظ ارزشها، دوم اصلاح روشها. نخستین آن ارزشها مکتب اسلام است و بین مکتب و انقلاب در جامعه ما نمی تواند شکاف ایجاد شود وگرنه ماهیت خود را از دست می دهد و فاقد آن دستاوردهای عظیمی می شود که آن همه دل های مشتاق را در میان کشورهای جهان سوم به خود جذب کرده است. موضوع دوم اصلاح روشهاست که درواقع ما باید در مقابل هر یک از رفتارها و کردارهای خودمان به هنگام انتقال انقلاب ناب و فرهنگ اسلامی یک علامت سؤال بگذاریم؟ بدین معنی که آیا می توان همان روشهای قدیمی را به کار برد؟ آیا می توان همان شیوه ها را اصلاح کرد؟ چه باید کرد؟
نهاد امور تربیتی با یک زمینه مستحکم اعتقادی، فرهنگی و اجتمای آغاز به کار کرد و اهداف مقدسی را ترسیم نمود ولی به دلیل نداشتن برنامه ریزی مدون و تعریف شده در یک سامانه ای همچون آموزش و پرورش دستخوش نابسامانی ها و گرایش سلیقه ای گردید .
باید روند شکل گیری و استمرار و سرانجام را با دیدی وسیع تر نگریست. امور تربیتی با اهداف مقدس برپا گردید از جمله:
۱) تبلیغ دینی
۲) کارکرد سیاسی و اجتماعی
از یک سو به عنوان مبلغ دینی و از سوی دیگر به منظور همراهی اجتماعی با انقلاب بدون توجه به جریانات سیاسی و ایجاد قوه تحلیل سیاسی این که آیا این اهداف در سامانه سازمانی آموزش وپرورش منطبق با مقررات است و با چه عملکردی می توان آن را هم راستا و هم سو با مقررات سازمانی کرد بدون اینکه در حیطه اجرایی جایگاه آن تعریف شده باشد.

● ۳ عامل مهم، موجب چالش در این نهاد شد از قبیل:

۱) عدم آموزش نیروی انسانی
۲) عدم جذب نیروهای خلاق و علاقه مند
۳) عدم ارزیابی
البته امور تربیتی به اهداف اولی خود دست یافت ولی نه به شکل یک نهاد مجهز به امکانات، بلکه عده کمی از آنان با انگیزه و اعتقاد راسخ و درست با بهره گیری از راهکارهای اصولی در این مسیر تلاش کردند.
عدم آموزش نیروهای خوب از ابعاد اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی متناسب با نیاز زمان باعث خلأ هایی شد که در بعضی زمان ها دستخوش نیازها و سیاست گذاری های وقت و سلیقه ها و نگرش های فردی شد.
سخن کوتاه، این که کیفیت کار مربیان براساس اهداف تعیین شده بسیار خوب بوده است ولی چون نیروهای کارآمد تحت آموزش قرار نگرفتند و حتی نیروهای خلاق جذب نشدند از حمایت لازم برخوردار نشده و در چارچوب سازمان آموزشی گنجانده نشده و پس از چالش رفته رفته بی انگیزگی به وجود آورده که منجر به گرایش به شاخه های دیگر آموزشی شد و باید در تولد دگرباره به موارد فوق توجه عمیق و گسترده تری داشت.
طرح حذف معاونت پرورشی و ادغام با شاخه های معاونت دیگر شاید می توانست طرح موفقی از جهت کاهش نیروی انسانی و گسترش بنیادی تربیت باشد ولی به دلیل روش نامطلوب اجرایی و عدم پیش بینی درست مراتب اجرایی کار و عدم برنامه ریزی و بسترسازی مناسب و شایسته موجب فروریختن انگیزه های باقی مانده و سرگردانی و عدم رسیدگی به مسائل و مشکلات شد .
چه بسا با ایجاد زمینه مناسب و تعاریف قابل درک و برنامه ریزی اصولی و روش اجرایی صحیح می توانست نتایج مطلوب تری را به همراه آورد ولی این گونه نشد، جایگاه امور تربیتی در سطوح مختلف اجتماعی گردید که این نیز حائز اهمیت است، قابل توجه این که برای طرح و اجرای یک برنامه جدید حتماً آن را به صورت علمی و آزمایشی انجام می دهند و اگر بازتاب مثبت و علمی و عقلایی داشت به اجرا درمی آورند. بهتر است در مورد احیای معاونت پرورشی به صورت یک پروژه علمی سیاست گذاری و برنامه ریزی شود، معایب و محاسن پالایش گردد و پس از آن تولد دگرباره را جشن گرفت و رشد داد تا به اوج فرآیند تربیت واصل شود.

● نقش نیروی انسانی و مربیان تربیتی

نیروی انسانی در سطوح اداری پس از ادغام تقلیل پیدا کرد ولی در سطوح مراکز آموزشی تغییرات خاصی پیدا نکرد ولی انگیزه های روحی و روانی و کاری از دست رفت و احساس بی پناهی و عدم اتصال به منبع قابل اعتبار و اعتماد، تمایل را برای تغییر سمت ها بیشتر نمود. در این عدم انگیزه تشویق فکری و اجرایی برای نیروی انسانی ایجاد کرد زیرا طرح فوق برنامه ای مدون و خلاق برای به نتیجه رساندن مسائل تعلیم و تربیت نداشت به همین علت نیروهای انسانی از سامانه پرورشی خارج شده و به کادر آموزشی و اجرایی، معاونت و مدیریت مدارس گرایش پیدا کردند.
مطلب مهم دیگر، خود کلمه پرورش است که این پرورش به چه بعدی از ابعاد انسانی مرتبط می شود و از طرفی گردش امور و فعالیت به دست مدیران در مراکز آموزشی است و چون هیچگونه نظارت کارشناسی و تخصصی وجود ندارد . برخی درست و برخی هم نادرست عمل می کنند و مسئولان هم که کارها را انجام شده ملاحظه می کنند به چگونگی انجام آن توجهی ندارند و این خود سبب شده که نظارت کیفی بر رفتارهای پرورشی و تربیتی از نظارت کارشناسی ستوه سازمانی و اداری خارج گردد. دیگر اینکه باید به جلسات همفکری و هم اندیشی و کارگاهی و کارگروهی مربیان و نیروی انسانی برای پویایی و بالندگی توجه خاصی داشت و بازدیدهای کارشناسی و مستمر از فعالیت های امور تربیتی و عملکرد مربیان تربیتی باید انجام گیرد. در یک کلام می توان گفت برای احیای معاونت پرورشی سیاست گذاری، برنامه ریزی، فکر پویا و بالنده و اندیشه نو در ساختار آموزش و پرورش تزریق باید کرد و برای نقش فعال و مدبرانه مربیان در مدارس اهمیت ویژه ای قائل شد.

● پیشنهادهایی درمورد احیای معاونت پرورشی در آموزش و پرورش

▪ ترسیم اهداف، تدوین برنامه و ساختاری پویا و علمی و اصولی و اساسی در آموزش وپرورش
▪ داشتن تعریف دقیق و هدفمند از عناوین سازمانی و سیستمی به جهت بعد پرورشی یا تربیتی
▪ داشتن نگرش مدیریتی و تنظیم برنامه ریزی مدرن و مدون با شاخص های معین منطبق با اهداف از پیش تعیین شده آموزش وپرورش
▪ اطلاع رسانی و آگاهی به همه سطوح دست اندر کار تعلیم و تربیت و تعیین شرح وظایف به همراه نظارت دقیق کمی و کیفی
▪ ایجاد زمینه آموزش برای مجموعه آموزشی و تربیتی با در نظر گرفتن نیاز زمان و شرایط اجتماعی و فرهنگی
▪ ارزیابی از مراحل اجرایی مدون و رفع نواقص و اشکالات احتمالی با اهداف اولیه  
منبع:روزنامه ایران
ویرایش وتلخیص:آکاایران
 


تبلیغات