من سلطه پذیرم - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد من سلطه پذیرم ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته روانشناسی شخصیت از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

من سلطه پذیرم !!!!!          
 
افرادی که نوعا به شکلی سلطه پذیر رفتار می کنند ، در واقع ، عدم احترام به نیازها و حقوق خود را نشان می دهند ...

شخصیت والا,فضایل اخلاقی,موفقیت فردی

 آنان به شکل های مختلف ، این بی احترامی را نسبت به خود قائل می شوند .
بسیاری از افراد سلطه پذیر ، احساسات خالصانه ، نیازها ، ارزش ها ، و نگرانی های خود را بیان نمی کنند . آنان ، به دیگران اجازه می دهند که به حریمشان تجاوز کنند ، حقوقشان را نادیده بگیرند و به نیازهایشان بی توجه باشند . این افراد به ندرت خواسته های خود را مطرح می سازند و حتی وقتی که امکان ارضای این نیازها وجود دارد ، آنها را نادیده می گیرند .
دیگر افراد سلطه پذیر ، نیازهایشان را بیان می کنند ، اما به گونه ای که چنان مودبانه و نامطمئن است که جدی تلقی نمی شود . آنان ، به صحبت های خود برخی از عبارت های توصیفی ، مثل موارد زیر را اضافه می کنند » ..... اما در واقع ، خیلی هم برایم مهم نیست » یا » .....اما ، هر کاری که دوست داری ، بکن » گاهی اوقات ، آنان تصور می کنند که خیلی واضح صحبت کرده اند ، در حالی که ، به طور ناخودآگاه پیامشان ، آنقدر رمزی بوده است که فرد دیگر نتوانسته است به منظور آنان پی ببرد . رفتارهای غیر کلامی مثل بالا انداختن شانه ها ، فقدان تماس چشمی ، صدای بسیار ملایم ، گفتار تردید آمیز و عوامل دیگر ، می توانند موجب توقف بیان یک نیاز و یا حتی دفاع فرد از حریم شخصی خود شود .
به طور مثال ، در یک گفتگوی خانوادگی ، همه افراد موافقت کردند که سینی ها و ظرف های غذای خود را در ظرفشویی بگذارند تا مادر خانواده شب ها ، وقت کمتری را درآشپزخانه بگذراند ، اما همیشه وقتی کسی ظرفش را فراموش می کرد ، مادر آن را بر می داشت . تا این که رفته رفته یک ماه گذشت و او همچنان به طور منظم خود ، میز غذا را به جای همه افراد دیگر تمیز می کرد .گرچه این مادر از نتیجه کار خود آگاه نبود ، اما در حقیقت او به شکلی نظام مند ، خانواده اش را برای نادیده گرفتن توافقشان آموزش می داد .
برخی افراد ، عادت دارند که از دیگران دعوت کنند تا از آنان بهره کشی کنند . آنان ، پیشنهاد انجام کارهایی را می دهند که روابطشان را نامتعادل می سازد و در نتیجه ، این تضمین را می دهد که دیگران به حقوق آنان تجاوز نموده و نیازهایشان را نادیده بگیرند .
فرد سلطه پذیر ، این موضوع را با دیگران در میان می گذارد که : « من اهمیت ندارم تو می توانی از من بهره مند شوی . من ، همه چیز را از جانب تو تحمل می کنم . نیازهای من مهم نیستند . نیازهای تو اهمیت دارند . احساسات من بی ربطند و احساسات تو مرتبط . عقاید من بی ارزش اند و عقاید تو رازشمند . من هیچ توقعی ندارم ، و این تویی که مستحق هستی . مرا به خاطرزنده بودن ببخش ! »
فرد سلطه پذیر فاقد » احترام به خود » است ، اما رفتار او ، عدم احترام نسبت به دیگران را نیز نشان می دهد . زیرا این ، به طور ضمنی ، به آن معنا است که فرد دیگر ، آسیب پذیرتر از آن است که از عهده مواجهه برآید و مشارکتش را در مسئولیت ها بپذیرد .
رفتار سلطه پذیری به نحو شگفت انگیزی ، در جامعه ما رواج دارد . توماس موریاریتی برای تعیین میزان مقاومت جرات مندانه درگروه های مختلفی از آزمودنی ها چند مطالعه انجام داد . موریایتی دریافت که دانشجویان دانشکده ، تمایل ندارند که از دانشجوی دیگر بخواهند صدای بلند ضبط صوت خود را ( هنگامی که درگیر یک کار ذهنی هستند ) قطع کند . هشتاد درصد دانشجویان ، نیازهایشان را برای فرد ایجاد کننده سر و صدا بیان نمی کردند .
آنان ، به سادگی آنچه را که بعدا اقرار کردند باعث حواس پرتی آنان می شده است تحمل می کردند . پانزده درصد افراد از او می خواستند که صدای موسیقی را قطع کند ، اما هنگامی که اطاعت نمی کرد ، درخواست خود را تکرار نمی کردند . فقط پنج درصد از دانشجویان خواسته خود را دوباره ، تکرار می کردند و نیازشان نیز برآورده می شد .
در موقعیت های دیگر نیز – شامل گروه های سنی مختلف و افراد بزرگسال – الگوی مشابهی مشاهده شد . نوعا ، هشتاد درصد افراد ، یا بیشتر ، حتی یک کلمه برای دفاع از حقوق شخصی خود و یا ارضاء نیازهایشان بر زبان نیاوردند . موریاریتی نتیجه گرفت که ما ، ملتی از قربانیان مشتاق [ قربانی شدن ] هستیم . ظاهرا رفتار سلطه پذیری ، برای اکثر افراد جامعه ، به یکی از شیوه های زندگی تبدیل شده است .
کسی که حق و حقوقش پیوسته پایمال می شود و نیازهایش ارضاء نمی شود ، آزردگی و خشم را در درون خود انبار می کند .
افرادی که معمولا به شکل های سلطه پذیرانه رفتار می کنند ، خشم زیادی را در خود انبار می کنند که درنهایت ، با پاسخی همچون آتشفشان ، فوران کرده و به بیرون می ریزد . این فوران آتشفشانی ، اغلب با حادثه ای جزئی ، گدازه های پرخاشگرانه خشم را بر روی نزدیکان فرو می ریزد . به دنبال فوران پرخاشگری ، فرد سلطه پذیر به احساس گناه شدید دچار می شود و به سمت رفتار سلطه پذیری معمول خود باز می گردد .
اما پس از مدتی ، فشار ، دوباره به نقطه انفجار می رسد و آتشفشانی دیگر ، بر روی قربانی ، که ممکن است کاملا بی گناه باشد . 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران

من سلطه پذیرم گردآوری توسط بخش روانشناسی شخصیت سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات