آکاایران: منظور از سرمایه گذاری انباشت سرمایه نیست ، بلکه به تاخیر انداختن مصرف ، بمنظور مصرف بیشتر در آینده است. وقتی سرمایه خود را به سپرده های سرمایه گذاری بانک ها واریز می کنیم، چون نرخ سوددهی ثابت و از پیش تعیین شده است پس نقد شوندگی بالاست و هر زمان که بخواهیم پول در دسترس ماست، نرخ بازدهی از قبل تعیین می شود و "درجه ریسک" سود کردن وجود ندارد.

سرمایه گذاری

سرمایه گذاری ( Investment ) عبارت است از هر گونه فدا کردن ارزشی در حال حاضر ( که معمولاً مشخص است ) به امید به دست آوردن هر گونه ارزشی در زمان آینده ( که معمولاً اندازه یا کیفیت آن نامعلوم است ) . به عبارتی سرمایه گذار در حال حاضر ، ارزش مشخصی را فدا می کند تا در قبال آن در آینده ارزش خاصی که مورد نظرش است بدست آورد ؛ مثل پرداخت وجهی بابت خرید سهام به امید بدست آوردن سودهای مشخصی از آن در آینده .

در حال حاضر ، بازار سرمایه نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشورها خصوصا کشورهای توسعه یافته بازی می کند و نقش آن تا آنجا گسترش یافته که  امروزه در دنیا ، بازارهای سرمایه کشورها با یکدیگر ترکیب می شوند و بازارهای سرمایه بین المللی را تشکیل می دهند. از این رو نه تنها فرآیند رشد اقتصادی کشورها تسریع و تسهیل می گردد بلکه با جهانی شدن سرمایه ، تخصیص بهینه سرمایه بین المللی نیز در حال انجام است.

▪ سرمایه گذاری را به روشهای مختلفی تقسیم بندی می کنند :

1) بر اساس موضوع سرمایه گذاری:
سرمایه گذاری بر حسب موضوع به دو دسته سرمایه گذاری واقعی و سرمایه گذاری مالی تقسیم می شود . سرمایه گذاری واقعی نوعی سرمایه گذاری است که فرد با فدا کردن ارزشی در زمان حاضر ، نوعی دارایی واقعی بدست می آورد. در واقع موضوع سرمایه گذاری ، دارایی واقعی است. خرید ملک یا آپارتمان ، نمونه ای از این سرمایه گذاری است . در سرمایه گذاری مالی ، فرد در ازای فدا کردن ارزش حاضر ، نوعی دارایی مالی که نتیجه آن معمولاً جریانی از وجوه نقد است بدست می آورد . سرمایه گذاری در اوراق بهادار مثل سهام عادی یا اوراق مشارکت ، که فرد در ازای پرداخت پول ، محق به دریافت جریانی از وجوه نقد به شکل سود می شود ، سرمایه گذاری مالی محسوب می شود.

2) بر اساس زمان یا مدت سرمایه گذاری :
بر حسب زمان ، سرمایه گذاری را می توان به کوتاه مدت یا حداکثر تا یکسال و بلند مدت یا بیش از یک سال تقسیم کرد.

3) بر حسب خطر یا ریسک سرمایه گذاری :
از آنجا که منافع حاصل از سرمایه گذاری در آینده بدست می آید و نسبت به تحقق این منافع یقین وجود ندارد پس انواع سرمایه گذاریها با درجاتی از احتمال عدم تحقق منافع مورد نظر سرمایه گذار یا ریسک مواجهند. بر اساس اینکه میزان یا احتمال تحقق نیافتن منافع آتی ( یا ریسک ) چقدر باشد ، سه نوع سرمایه گذاری را می توان از یکدیگر متمایز ساخت : 
سرمایه گذاری با ریسک متناسب ،
سرمایه گذاری با ریسک نسبی بیشتر ( سفته بازی ) ،
سرمایه گذاری پر خطر یا ریسکی ( قمار ) .

سرمایه گذاری متناسب یا به طور خلاصه سرمایه گذاری ، نوعی سرمایه گذاری است که ریسک آن متناسب با بازده ای است که از آن انتظار می رود. سرمایه گذاری با ریسک نسبتاً بیشتر یا سفته بازی ، نوعی سرمایه گذاری است که در آن سرمایه گذار برای کسب بازده ، رسیک بیشتری تقبل می کند و بالاخره سرمایه گذاری بسیار ریسکی یا قمار ، نوعی سرمایه گذاری است که در آن فرد برای بدست آوردن بازده ای ولو بسیار کم ، ریسک بسیار زیادی متحمل می شود .

بازار سرمایه دارای عملکردهای زیراست :
  1. نیازهای سرمایه ای شرکت ها و نهادها را تامین می نماید.
  2. به نهادهای مالی امکان می دهد تا از وجوه خود در دوره های بلند مدت استفاده سودآور کنند.
  3. موجب امنیت دارایی های مالی می گردد.
  4. با هدایت پس اندازهای مردم به سمت سرمایه گذاری های مولد ضمن کمک به افزایش تولید کالا و خدمات و تعادل عرضه و تقاضای وجوه ، موجب جلوگیری از افزایش نرخ تورم می گردد.
  5. تامین مالی پروژه های و طرح های سود آور را تسهیل می نماید.
  6. با عث شفافیت ارائه اطلاعات و اطلاع رسانی اثربخش می گردد.
با فراهم کردن زمینه استقراض بلند مدت برای دولت باعث تامین مالی طرح های توسعه ای در بخش عمومی می گردد

● انواع سرمایه گذاران 
سرمایه گذارانی که در بازارهای معامله اوراق بهادار وجود دارند متنوع و به شرح زیرند :

1) اشخاص حقیقی :
گروهی هستند که بیشتر به امید انتفاع از سرمایه گذاری اقدام به خرید یا فروش اوراق بهادار می کنند. در برخی موارد ، وقتی سرمایه این افراد زیاد باشد ، ممکن است هدف دیگری همچون بدست گرفتن کنترل شرکت از طریق خرید درصد بالایی از سهام آن شرکت نیز دنبال شود.

2) اشخاص حقوقی :
این اشخاص که معمولاً به دلیل وسعت عمل و حجم منابع مالی ، تأثیر بسزایی در بازار سرمایه دارند ، متنوع و برخی از مهمترین آنها به شرح زیرند :

2-1) بانکها : 
مؤسساتی هستند که معمولاً به دو دلیل وارد بازار می شوند . اول که بیشتر رایج است ، کسب بازده از وجوهی است که به شکل سپرده نزد آنان قرار دارد و دوم ، که معمولاً تابع شرایط خاصی است عبارت است از ایجاد و حفظ بازاری سیال و نقدینه برای اوراق بهادار . در این نقش بانکها از طریق عرضه یا تقاضای اوراق بهادار هنگامی که برای آنها عدم تعادل وجود دارد ، نقش متعادل کردن بازار را ایفا می کنند.

2-2) شرکت های بیمه :
شرکت های بیمه با دو دسته جریان وجوه مواجهند : جریان ورودی که معمولاً شامل حق بیمه های وصولی بابت موضوعات بیمه اشخاص و غیر اشخاص می گردد و جریان خروجی که عمدتاً شامل خسارتهای پرداختی ، پس انداز عمر افراد و نظایر آن است . برای اینکه بین این دو جریان تعادلی مطلوب برقرار شود ، شرکت های بیمه معمولاً سعی می کنند بخش عمده ای از وجوه خود را سرمایه گذاری کنند. یکی از بازارهای جذاب برای این قبیل شرکت ها ، بازار اوراق بهادار می باشد. شرکت های بیمه معمولاً به لحاظ حجم قابل توجه منابع مالی ، تأثیر بسزایی در این بازار دارند.

2-3) صندوق های بازنشستگی : 
این مؤسسات نیز مانند شرکت های بیمه با دو دسته جریان وجوه مواجهند ؛ یک دسته وصولی های مربوط به کسور بازنشستگی افراد که غالباً در مقایسه با جریان خروجی وجوه ، رقم کمی است و دسته دوم پرداخت های مربوط به حقوق بازنشستگی که معمولاً رقم قابل توجهی می باشد ( جریان خروجی ) . صندوقهای بازنشستگی برای ایجاد تعادل بین این دو جریان ورودی و خروجی ، وجوه در دسترس خود را برای کسب بازده و تقویت جریان ورودی به اشکال مختلف سرمایه گذاری می کنند که سرمایه گذاری در انواع اوراق بهادار یکی از رایج ترین آنها می باشند . این مؤسسات نیز به دلیل منابع قابل توجه مالی ، تأثیر بسزایی در بازار دارند.

2-4) شرکتهای سرمایه گذاری :
شرکت های سرمایه گذاری مؤسساتی هستند که از طریق فروش سهم و برخی موارد ، اوراق قرضه ، منابع مالی پس انداز کنندگان و افراد را جمع آوری کرده ، و آنها را در سهام و اوراق قرضه سایر شرکت ها سرمایه گذاری می کنند. اهمیت این مؤسسات در این است که افراد ، با پس انداز اندک خود ، شاید به راحتی نتوانند در اواق بهادار مورد نظر خود سرمایه گذاری کنند اما این قبیل شرکت ها ، با یک کاسه کردن وجوه ، آنها را در اوراق بهادار متنوع سرمایه گذاری و معمولاً بازده ای بیشتر از این مجموعه عاید می کنند.

2-5) شرکتهای دارنده یا مادر : 
شرکتهای مادر یا دارنده ، شرکتهایی هستند که سهام یک یا چند شرکت فرعی را به منظور کسب کنترل آنها در جهت تحقق یک هدف مشترک در دست دارند. لازم به ذکر است که سهام کنترل کننده لزوماً ۵۱% نبوده و حتی ممکنست برای شرکتهایی که سهام آنها به طور گسترده ای پراکنده شده ، این میزان حتی کمتر از ۱۰% باشد. از آنجا که در بازار بورس اوراق بهادار ، بخاطر معاملات مستمر سهام ، تغییرات مالکیتی رخ می دهد لذا این شرکتها به منظور حفظ موقعیت کنترلی خود دائماً در بازار حضور می یابند.

2-6) شرکتهای کارگزاری :
واسطه های مالی هستند که بین خریداران و فروشندگان اوراق بهادار ، نقش تسهیل کننده مبادله را بر عهده دارند. در ایران ، اساسنامه این شرکتها به آنها اجازه داده تا میزان ۲۰% حجم معاملات ، مشروط بر اینکه از میزان سرمایه آنها تجاوز نکند ، برای خود خرید و فروش کنند.

2-7) سایر اشخاص حقوقی :
معمولاً شرکتها وجوه مازاد خود را جهت کسب بازده در اوراق بهادار سرمایه گذاری می کنند . بعضی اوقات نیز خرید بخشی از اوراق بهادار (سهام عادی یا ممتاز ) یا تمام آن ، به امید جذب یا ادغام شرکت مورد نظر در راستای اهداف رقابتی شرکت اصلی می باشد.

گرداوری: بخش خانواده آکاایران