روانشناسی رنگ یک

روانشناسی رنگ یک

پاره ای از معانی روانشناسی و فیزیولوژی رنگ ها :
خاکستری : گوشه گیری، عدم فعالیت و بی تفاوتی
آبی : نیاز به آرامش کامل و خشنودی خاطر و علاقه زیاد به دوستان و نزدیکان...

روانشناسی رنگها,روانشناسی رنگ بنفش,روانشناسی رنگ زرد,روانشناسی رنگها

سبز : پشت کار و استقامت، قدرت اراده، غرور و بلندپروازی
قرمز : داشتن آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، تهور و قدرت اراده
زرد : پیشرفت بلامانع، امید به حل مشکلات زندگی
بنفش : روحیه شاعرانه و رومانتیک، دوستار هنر و زیبایی، متکی بودن بر دیگران
قهوه ای : نیاز شدید به آسایش جسمی و روحی، فعال، علاقه بسیار زیاد به خانواده
سیاه : بی علاقگی به زندگی، نفی هر چیز، بدبینی، ناباوری و لجاجت
سفید : شروع یک زندگی جدید، خوش بینی و احساس خوشبختی

فیزیولوژی رنگ :    

آزمایش هایی که در آن افراد را وادار به تفکر درباره جنبه روانی رنگ قرمز سیر در زمان هایی با طول مدت متفاوت کرده اند، نشان داده است که این رنگ سیستم عصبی را تحریک می کند، یعنی فشار خون را بالا می برد و تنفس و ضربان قلب را سریعتر می کند. لذا رنگ قرمز از لحاظ تاثیری که بر سیستم عصبی و خصوصا شاخه سمپاتیک سیستم خودکار عصبی دارد، یک عامل محرک به شمار می آید. از سوی دیگر، آزمایش های مشابهی که در مورد رنگ آبی سیر صورت گرفته است، نتایج معکوسی را بدست داده است، یعنی فشار خون پایین آمده و از سرعت تنفس و ضربان قلب کاسته شده است. رنگ آبی مایل به تیره (سرمه ای) تاثیری آرام بخش دارد و اصولا در شاخه پاراسمپاتیک سیستم عصبی خودکار عمل می کند ..

بررسی چهار رنگ اصلی :    

آبی تیره : نشانگر عمق احساسات بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
خود محور
غیرفعال
روحیه مشارکت و همکاری
غیر مستقل
حساسیت طبع
دارای قدرت ادراک زیاد
روحیه اتحاد با دیگران
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
طالب آرامش
خواستار رضایت و خشنودی
ملایمت طبع
عشق و محبت
آبی مایل به سبز : نشانگر نرمش پذیری اراده بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
خودمحور
غیر فعال
حالت دفاعی دارد
مستقل است
مراقب جان خویش است
دارای حس تعلق
تغییرناپذیری
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
روحیه اصرار و سماجت
اظهار وجود و عرض اندام
روحیه ی لجاجت
عزت نفس دارد
رنگ نارنجی مایل به قرمز : نشانگر نیروی اراده بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
برون محوری
فعالیت
مهاجم، متجاوز
مستقل است
دارای حس رقابت
اهل عمل و فعالیت
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
آرزومندی
هیجان پذیری
سلطه طلبی
تمایلات قوی جنسی
زرد روشن : نشانگر خود انگیختگی بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
برون محوری
فعالیت
آینده نگری
غیر مستقل
توسعه طلبی
بلندپروازی
اهل تحقیق و پژوهش
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
تغییرپذیری
پرتوقع
داشتن اصالت و نیروی ابتکار
نشاط و زنده دلی

رنگ های اصلی مخلوط :    

رنگ های آبی و سبز هر دو خودمحور (غیر فعال) هستند. هر جا که هر دوی آنها با یکدیگر در یک مکان باشند، صفت خودمحوری قویا مورد تاکید است.
به همین ترتیب، رنگ های سبز و قرمز هر دو مستقل (خودکار، سبب ساز) می باشند. هر جا که هر دوی آنها در یک مکان باشند، صفات ابتکار و خودتصمیم گیری از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما از سوی دیگر، نحوه ی تاکید و اهمیت آنها بستگی به محل ظاهر شدنشان دارد.
رنگ های قرمز و زرد برون محور (فعال) هستند و از بیرون هدایت می شوند. هر جا که هر دوی آنها با یکدیگر در یک مکان باشند، صفت فعالیت از اهمیت بیشتری برخوردار است.
رنگ های آبی و زرد هر دو غیر مستقل (یعنی از منابع خارجی هدایت می شوند) هستند و لذا هر جا که هر دوی آنها با یکدیگر در یک مکان باشند، فاقد قدرت تصمیم گیری کاملا نشان داده می شود.

رنگ های کمکی :    

رنگ های کمکی، شامل بنفش، قهوه ای، خاکستری و سیاه در یک طبقه ی نسبتا متفاوتی قرار دارند. اگر بخواهیم با صراحت کلام سخن گوییم، سیاه و خاکستری اساسا رنگ به شمار نمی آیند. زیرا سیاه اصولا رنگ نیست و رنگ خاکستری نیز کاملا بی رنگ و خنثی است. به همین جهت این دو را بی رنگ می نامند. بنفش ترکیبی است از رنگ آبی و قرمز، در حالی که قهوه ای مخلوطی از نارنجی (قرمز) و سیاه است و یک رنگ تیره و نسبتا بی روح را بدست می دهد. ترجیح دادن هر یک از سه رنگ سیاه، خاکستری یا قهوه ای به ی رنگ های دیگر را می توان نشانه ای از یک نقطه نظر منفی نسبت به زندگی دانست.

آبی، سبز، قرمز، زرد :    

آبی : رنگ آبی تیره (سرمه ای) نشان دهنده ی آرامش کامل است. اندیشیدن درباره ی این رنگ، از یک تاثیر آرام بخش در سیستم اعصاب مرکزی برخوردار است. فشار خون، نبض و تنفس کاهش می یابد، در حالی که مکانیسم های خودمحافظ برای تجدید نیروی موجود زنده فعالیت می نماید. بدن انسان خود را با آرامش و تجدید قوا تطبیق می دهد، به طوری که در هنگام بیماری و خستگی نیاز به این رنگ بیشتر می شود. از نظر روانشناسی، گرایش به حساس بودن و سهولت دل آزرده شدن نیز افزایش می یابد.
وقتی که رنگ آبی برای مکانی انتخاب می شود، به آرامش عاطفی، صلح و صفا، هماهنگی و خشنودی و یا یک نیاز روحی به استراحت، تسکین و فرصتی برای تجدید قوا نیاز است. هر کس که طالب رنگ آبی است، خواستار آرامش و محیطی بی سروصدا، دور بودن از ناراحتی ها و اضطراب هاست، محیطی که در آن رویدادها در طول خطوط کمتر مرسوم، پیشامد می کنند و رشد می یابند. محیطی است که روابط فرد با سایرین راحت و آسوده بوده و به دور از ستیز می باشد.
سبز : رنگ سبز رگه ای از رنگ آبی دارد و نشانگر وجود شرایط روحی اضطراب انعطاف پذیر است. انتخاب کننده ی این رنگ دارای صفات روحی اراده در انجام کار، پشت کار و استقامت است و به همین جهت سبز مایل به آبی نمایانگر عزم راسخ، پایداری، و مهمتر از همه، مقاومت در برابر تغییرات می باشد.
هر کس که رنگ سبز را انتخاب می کند، مایل به تاثیر گذاردن در محیط پیرامون خویش است. چنین شخصی نیاز به شناخته شدن و داشتن راه و روش خاص خود در برابر مخالفت و ایستادگی دارد.
قرمز : رنگ قرمز، که با ترکیب آن با زرد یک نارنجی کم رنگ بوجود می آورد، نشانگر یک شرایط جسمانی به کار بردن انرژی است. نبض را سریع می کند، فشار خون را بالا می برد و تنفس را بیشتر می کند. قرمز بیانگر نیروی حیات فعالیت عصبی و غددی بوده و لذا معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را داراست. قرمز یعنی لزوم بدست آوردن نتایج مورد نظر و کسب کامیابی. نشانگر آرزوی شدید برای تمام چیزهایی است که شدت زندگی و کمال تجربه را در پوشش خود داراست. قرمز یعنی محرک، اراده برای پیروزی، و تمام شکل های شور زندگی از تمایلات جنسی گرفته تا تحول انقلابی. انگیزه ای است برای فعالیت شدید، ورزش، پیکار، رقابت، شهوت جنسی و بارآوری تهورآمیز. قرمز یعنی تاثیر اراده یا قدرت اراده در حالی که رنگ سبز مظهر انعطاف پذیری اراده می باشد.
هر کس که رنگ قرمز را انتخاب می کند، مایل است که از طریق فعالیت هایش زندگی پرجنب و جوش و کاملی داشته باشد. هر شکلی که فعالیت هایی نظیر همکاری با روحیه ی تهورآمیز، رهبری، تلاش خلاق، رشد و توسعه، شهوت جنسی، ارضای شهوات جسمی یا فعالیت بسیار خیالبافانه و مبالغه شده به خود می گیرند اساسا در رنگی که همراه با رنگ قرمز است نشان داده می شود.
زرد : رنگ زرد، روشن ترین رنگ به شمار آمده و اثر آن به صورت روشنی و شادمانی ظاهر می شود. چون قرمز به صورت غلیظ تر و سنگین تر از رنگ زرد ظاهر می گردد، لذا از قدرت تحریک بیشتری برخوردار است. از سوی دیگر، چون رنگ زرد سبک تر و غلظت کمتری در مقایسه با رنگ قرمز دارد، لذا به جای اینکه محرک باشد بیشتر جنبه ی تلفیقی دارد. برای مثال، در حالی که رنگ زرد نیز موجب افزایش فشار خون و تسریع نبض و تنفس به طریق مشابه رنگ قرمز می شود، با این حال مکانیسم آن از ثبات کمتری برخوردار است. صفات اصلی رنگ زرد عبارت اند از روشنی بازتاب، کیفیت درخشان و شادمانی زودگذر آن. زرد نمایانگر توسعه طلبی بلامانع سهل گرفتن یا تسکین خاطر است.
چنانچه رنگ زرد برای مکانی انتخاب شود، نشانه ی رهایی و امید یا انتظار خوشبختی بزرگتری را داشتن است، و معنای ضمنی آن برخی تضادهای کوچک یا بزرگ است که نیاز به رهایی از آنها وجود دارد. این امید به سعادت، در تمام شکل های بی شمار آن (از شهوت جنسی گرفته تا فلسفه هایی که روشنگری و کمال را عرضه می کنند) همواره سمت گیری آن به سوی آینده است، زرد نشانگر پیشرفت به جلو، به سوی چیزهای تازه، نوین، تحول و ترقی است.

 خاکستری، بنفش، قهوه ای، سیاه :           

خاکستری : خاکستری، نه دارای رنگ است، نه تیره است و نه روشن، بلکه کاملا آزاد از هر محرک یا گرایش روانی می باشد. خاکستری خنثی است، نه ذهنی است، نه عینی، نه درونی است و نه برونی، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش. خاکستری فاقد حیطه و قلمرو بوده و فقط یک مرز است، مرزی مانند سرزمین هیچ کس، در حکم یک منطقه ی غیرنظامی تجزیه شده میان مناطق متضاد دو طرف. خاکستری همچون دیوار برلین (دیواری است که در سال 1961 والتر اولبریخت، صدراعظم آلمان شرقی، آن را در فاصله ی دو برلین شرقی و غربی کشید تا مانع فرار ساکنان قسمت شرق به غرب شود) و پرده ی آهنین (اصطلاحی است که سروینستون چرچیل آن را درباره ی شوروی دوران استالین پس از جنگ جهانی دوم به کار برد و مقصود بسته بودن مرزهای شوروی به روی جهان خارج است) است که در هر سوی آن یک برداشت و دیدگاه متفاوت وجود دارد.
هر کس که رنگ خاکستری را انتخاب کند، معنایش این است که می خواهد دور هر چیز دیوار بکشد و خود را غیرمتعهد و فاقد فعالیت بیرونی نماید، به طوری که بتواند خود را در برابر هر نفود یا محرک خارجی حفظ کند.
بنفش : بنفش ترکیبی است از قرمز و آبی. اگر چه رنگ مستقل و مشخصی به شمار می آید، ولی مایل به حفظ خواص هر دو رنگ یاد شده به صورت ترکیب قرمز و آبی است. بنفش تلاش می کند تا جنبه تسخیری (سلطه گرانه) بی ارادی رنگ قرمز و تسلیم متین رنگ آبی را حفظ کرده و به صورت مظهر همانندسازی درآید. این همانندسازی نوعی اتحاد عارفانه و درجه بالایی از صمیمیت همراه با حساسیت است که منجر به ادغام کامل ذهن و هدف می گردد، به طوری که هر چیزی که اندیشیده شده و مطلب شده باشد می بایست واقعیت یابد. به تعبیری، این نوعی سحر و جادوست که رویایی به حقیقت می پیوندد، یک حالت سحرآمیز که در آن آرزوها برآورده می شوند. لذا شخصی که رنگ بنفش را ترجیح می دهد، خواستار دست یافتن بر یک رابطه ی جادویی است. او نه فقط می خواهد که به خودش عظمت بدهد، بلکه در عین حال خواستار افسون شدن شادمانی دیگران است تا بتواند درجه ای از سحر را در مورد آنان به کار برد.
قهوه ای : رنگ قهوه ای یک زرد قرمز تیره شده است. خصلت شور زندگی بی ارادی رنگ قرمز از طریق این زمینه تیره شده، کاهش یافته و سردتر شده و ملایم تر می گردد، و گفته ی نقاشان درهم شکسته می شود. لذا رنگ قهوه ای انگیزه ی خلاق وسیعی را که نیروی فعال رنگ قرمز است، از دست می دهد. شور زندگی فاقد قدرت تاثیر فعال بوده و به گونه ای انفعالی، پذیرنده (غیرفعال) و حسی است. رنگ قهوه ای نشانگر احساس به صورت کاربرد آن در حواس جسمانی است.
چنانچه قهوه ای برای مکانی انتخاب شود، نشانگر نیاز روزافزون به آسایش جسمی و خشنودی حسی است تا بدین طریق از وضعیتی رهایی یابد که موجب یک احساس عدم آرامش می گردد. علت این وضعیت شاید نوعی ناامنی و بیماری واقعی جسمانی و یا شاید یک محیط تضاد و یا وجود مشکلاتی باشد که شخص خود را قادر به مقابله با آنها نمی بیند. صرف نظر از علت آن، شرایط حسی بدن به طرزی زیانبار تحت تاثیر قرار می گیرد و اهمیت بیشتری برای نیاز به یک محیط امن تر به وجود می آید.
سیاه : سیاه تیره ترین رنگ است و در واقع خود را نفی می کند. سیاه نمایانگر مرز مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقف می گردد، و لذا بیانگر فکر پوچی و نابودی است. سیاه به معنای نه (جواب منفی) بوده و نقطه مقابل بله (جواب مثبت) رنگ سفید است. سفید به صفحه ی خالی می ماند که داستان را باید روی آن نوشت ولی سیاه نقطه ی پایانی است که در فراسوی آن هیچ چیز وجود ندارد.
سیاه و سفید دو حد افراط و تفریط هستند و حکم آلفا (اولین حرف الفبای یونانی) و امگا (آخرین حرف الفبای یونانی) را از لحاظ شروع و پایان دارند. نزدیکترین رنگ به سفید، زرد روشن است. چنانچه سیاه و زرد در یک مکان یافت شوند، در این صورت نشانگر نوعی رفتار افراطی است.
سیاه، به عنوان نفی کننده خود، نشانگر ترک علاقه، تسلیم یا انصراف نهایی بوده و از تاثیر قوی بر هر رنگی برخوردار است و خصلت آن رنگ را مورد تاکید و اهمیت قرار می دهد.
هر کس که سیاه را انتخاب می کند، چنین شخصی می خواهد هر چیزی را نفی کند که بیرون از دایره اعتراض لجوجانه ار نسبت به وضع موجودی است که در آن وی احساس می کند هیچ چیز آن طور که باید و شاید نیست.
ویرایش و تلخیص:آکاایران                                                                                                                      

سبز : پشت کار و استقامت، قدرت اراده، غرور و بلندپروازی
قرمز : داشتن آرزوهای بسیار، شور و شوق زندگی، تهور و قدرت اراده
زرد : پیشرفت بلامانع، امید به حل مشکلات زندگی
بنفش : روحیه شاعرانه و رومانتیک، دوستار هنر و زیبایی، متکی بودن بر دیگران
قهوه ای : نیاز شدید به آسایش جسمی و روحی، فعال، علاقه بسیار زیاد به خانواده
سیاه : بی علاقگی به زندگی، نفی هر چیز، بدبینی، ناباوری و لجاجت
سفید : شروع یک زندگی جدید، خوش بینی و احساس خوشبختی

فیزیولوژی رنگ :    

آزمایش هایی که در آن افراد را وادار به تفکر درباره جنبه روانی رنگ قرمز سیر در زمان هایی با طول مدت متفاوت کرده اند، نشان داده است که این رنگ سیستم عصبی را تحریک می کند، یعنی فشار خون را بالا می برد و تنفس و ضربان قلب را سریعتر می کند. لذا رنگ قرمز از لحاظ تاثیری که بر سیستم عصبی و خصوصا شاخه سمپاتیک سیستم خودکار عصبی دارد، یک عامل محرک به شمار می آید. از سوی دیگر، آزمایش های مشابهی که در مورد رنگ آبی سیر صورت گرفته است، نتایج معکوسی را بدست داده است، یعنی فشار خون پایین آمده و از سرعت تنفس و ضربان قلب کاسته شده است. رنگ آبی مایل به تیره (سرمه ای) تاثیری آرام بخش دارد و اصولا در شاخه پاراسمپاتیک سیستم عصبی خودکار عمل می کند ..

بررسی چهار رنگ اصلی :    

آبی تیره : نشانگر عمق احساسات بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
خود محور
غیرفعال
روحیه مشارکت و همکاری
غیر مستقل
حساسیت طبع
دارای قدرت ادراک زیاد
روحیه اتحاد با دیگران
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
طالب آرامش
خواستار رضایت و خشنودی
ملایمت طبع
عشق و محبت
آبی مایل به سبز : نشانگر نرمش پذیری اراده بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
خودمحور
غیر فعال
حالت دفاعی دارد
مستقل است
مراقب جان خویش است
دارای حس تعلق
تغییرناپذیری
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
روحیه اصرار و سماجت
اظهار وجود و عرض اندام
روحیه ی لجاجت
عزت نفس دارد
رنگ نارنجی مایل به قرمز : نشانگر نیروی اراده بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
برون محوری
فعالیت
مهاجم، متجاوز
مستقل است
دارای حس رقابت
اهل عمل و فعالیت
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
آرزومندی
هیجان پذیری
سلطه طلبی
تمایلات قوی جنسی
زرد روشن : نشانگر خود انگیختگی بوده و صفات زیر در انتخاب کننده ی این رنگ وجود دارد :
برون محوری
فعالیت
آینده نگری
غیر مستقل
توسعه طلبی
بلندپروازی
اهل تحقیق و پژوهش
جنبه های عاطفی شخصیت انتخاب کننده ی این رنگ عبارت اند از :
تغییرپذیری
پرتوقع
داشتن اصالت و نیروی ابتکار
نشاط و زنده دلی

رنگ های اصلی مخلوط :    

رنگ های آبی و سبز هر دو خودمحور (غیر فعال) هستند. هر جا که هر دوی آنها با یکدیگر در یک مکان باشند، صفت خودمحوری قویا مورد تاکید است.
به همین ترتیب، رنگ های سبز و قرمز هر دو مستقل (خودکار، سبب ساز) می باشند. هر جا که هر دوی آنها در یک مکان باشند، صفات ابتکار و خودتصمیم گیری از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما از سوی دیگر، نحوه ی تاکید و اهمیت آنها بستگی به محل ظاهر شدنشان دارد.
رنگ های قرمز و زرد برون محور (فعال) هستند و از بیرون هدایت می شوند. هر جا که هر دوی آنها با یکدیگر در یک مکان باشند، صفت فعالیت از اهمیت بیشتری برخوردار است.
رنگ های آبی و زرد هر دو غیر مستقل (یعنی از منابع خارجی هدایت می شوند) هستند و لذا هر جا که هر دوی آنها با یکدیگر در یک مکان باشند، فاقد قدرت تصمیم گیری کاملا نشان داده می شود.

رنگ های کمکی :    

رنگ های کمکی، شامل بنفش، قهوه ای، خاکستری و سیاه در یک طبقه ی نسبتا متفاوتی قرار دارند. اگر بخواهیم با صراحت کلام سخن گوییم، سیاه و خاکستری اساسا رنگ به شمار نمی آیند. زیرا سیاه اصولا رنگ نیست و رنگ خاکستری نیز کاملا بی رنگ و خنثی است. به همین جهت این دو را بی رنگ می نامند. بنفش ترکیبی است از رنگ آبی و قرمز، در حالی که قهوه ای مخلوطی از نارنجی (قرمز) و سیاه است و یک رنگ تیره و نسبتا بی روح را بدست می دهد. ترجیح دادن هر یک از سه رنگ سیاه، خاکستری یا قهوه ای به ی رنگ های دیگر را می توان نشانه ای از یک نقطه نظر منفی نسبت به زندگی دانست.

آبی، سبز، قرمز، زرد :    

آبی : رنگ آبی تیره (سرمه ای) نشان دهنده ی آرامش کامل است. اندیشیدن درباره ی این رنگ، از یک تاثیر آرام بخش در سیستم اعصاب مرکزی برخوردار است. فشار خون، نبض و تنفس کاهش می یابد، در حالی که مکانیسم های خودمحافظ برای تجدید نیروی موجود زنده فعالیت می نماید. بدن انسان خود را با آرامش و تجدید قوا تطبیق می دهد، به طوری که در هنگام بیماری و خستگی نیاز به این رنگ بیشتر می شود. از نظر روانشناسی، گرایش به حساس بودن و سهولت دل آزرده شدن نیز افزایش می یابد.
وقتی که رنگ آبی برای مکانی انتخاب می شود، به آرامش عاطفی، صلح و صفا، هماهنگی و خشنودی و یا یک نیاز روحی به استراحت، تسکین و فرصتی برای تجدید قوا نیاز است. هر کس که طالب رنگ آبی است، خواستار آرامش و محیطی بی سروصدا، دور بودن از ناراحتی ها و اضطراب هاست، محیطی که در آن رویدادها در طول خطوط کمتر مرسوم، پیشامد می کنند و رشد می یابند. محیطی است که روابط فرد با سایرین راحت و آسوده بوده و به دور از ستیز می باشد.
سبز : رنگ سبز رگه ای از رنگ آبی دارد و نشانگر وجود شرایط روحی اضطراب انعطاف پذیر است. انتخاب کننده ی این رنگ دارای صفات روحی اراده در انجام کار، پشت کار و استقامت است و به همین جهت سبز مایل به آبی نمایانگر عزم راسخ، پایداری، و مهمتر از همه، مقاومت در برابر تغییرات می باشد.
هر کس که رنگ سبز را انتخاب می کند، مایل به تاثیر گذاردن در محیط پیرامون خویش است. چنین شخصی نیاز به شناخته شدن و داشتن راه و روش خاص خود در برابر مخالفت و ایستادگی دارد.
قرمز : رنگ قرمز، که با ترکیب آن با زرد یک نارنجی کم رنگ بوجود می آورد، نشانگر یک شرایط جسمانی به کار بردن انرژی است. نبض را سریع می کند، فشار خون را بالا می برد و تنفس را بیشتر می کند. قرمز بیانگر نیروی حیات فعالیت عصبی و غددی بوده و لذا معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را داراست. قرمز یعنی لزوم بدست آوردن نتایج مورد نظر و کسب کامیابی. نشانگر آرزوی شدید برای تمام چیزهایی است که شدت زندگی و کمال تجربه را در پوشش خود داراست. قرمز یعنی محرک، اراده برای پیروزی، و تمام شکل های شور زندگی از تمایلات جنسی گرفته تا تحول انقلابی. انگیزه ای است برای فعالیت شدید، ورزش، پیکار، رقابت، شهوت جنسی و بارآوری تهورآمیز. قرمز یعنی تاثیر اراده یا قدرت اراده در حالی که رنگ سبز مظهر انعطاف پذیری اراده می باشد.
هر کس که رنگ قرمز را انتخاب می کند، مایل است که از طریق فعالیت هایش زندگی پرجنب و جوش و کاملی داشته باشد. هر شکلی که فعالیت هایی نظیر همکاری با روحیه ی تهورآمیز، رهبری، تلاش خلاق، رشد و توسعه، شهوت جنسی، ارضای شهوات جسمی یا فعالیت بسیار خیالبافانه و مبالغه شده به خود می گیرند اساسا در رنگی که همراه با رنگ قرمز است نشان داده می شود.
زرد : رنگ زرد، روشن ترین رنگ به شمار آمده و اثر آن به صورت روشنی و شادمانی ظاهر می شود. چون قرمز به صورت غلیظ تر و سنگین تر از رنگ زرد ظاهر می گردد، لذا از قدرت تحریک بیشتری برخوردار است. از سوی دیگر، چون رنگ زرد سبک تر و غلظت کمتری در مقایسه با رنگ قرمز دارد، لذا به جای اینکه محرک باشد بیشتر جنبه ی تلفیقی دارد. برای مثال، در حالی که رنگ زرد نیز موجب افزایش فشار خون و تسریع نبض و تنفس به طریق مشابه رنگ قرمز می شود، با این حال مکانیسم آن از ثبات کمتری برخوردار است. صفات اصلی رنگ زرد عبارت اند از روشنی بازتاب، کیفیت درخشان و شادمانی زودگذر آن. زرد نمایانگر توسعه طلبی بلامانع سهل گرفتن یا تسکین خاطر است.
چنانچه رنگ زرد برای مکانی انتخاب شود، نشانه ی رهایی و امید یا انتظار خوشبختی بزرگتری را داشتن است، و معنای ضمنی آن برخی تضادهای کوچک یا بزرگ است که نیاز به رهایی از آنها وجود دارد. این امید به سعادت، در تمام شکل های بی شمار آن (از شهوت جنسی گرفته تا فلسفه هایی که روشنگری و کمال را عرضه می کنند) همواره سمت گیری آن به سوی آینده است، زرد نشانگر پیشرفت به جلو، به سوی چیزهای تازه، نوین، تحول و ترقی است.

 خاکستری، بنفش، قهوه ای، سیاه :           

خاکستری : خاکستری، نه دارای رنگ است، نه تیره است و نه روشن، بلکه کاملا آزاد از هر محرک یا گرایش روانی می باشد. خاکستری خنثی است، نه ذهنی است، نه عینی، نه درونی است و نه برونی، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش. خاکستری فاقد حیطه و قلمرو بوده و فقط یک مرز است، مرزی مانند سرزمین هیچ کس، در حکم یک منطقه ی غیرنظامی تجزیه شده میان مناطق متضاد دو طرف. خاکستری همچون دیوار برلین (دیواری است که در سال 1961 والتر اولبریخت، صدراعظم آلمان شرقی، آن را در فاصله ی دو برلین شرقی و غربی کشید تا مانع فرار ساکنان قسمت شرق به غرب شود) و پرده ی آهنین (اصطلاحی است که سروینستون چرچیل آن را درباره ی شوروی دوران استالین پس از جنگ جهانی دوم به کار برد و مقصود بسته بودن مرزهای شوروی به روی جهان خارج است) است که در هر سوی آن یک برداشت و دیدگاه متفاوت وجود دارد.
هر کس که رنگ خاکستری را انتخاب کند، معنایش این است که می خواهد دور هر چیز دیوار بکشد و خود را غیرمتعهد و فاقد فعالیت بیرونی نماید، به طوری که بتواند خود را در برابر هر نفود یا محرک خارجی حفظ کند.
بنفش : بنفش ترکیبی است از قرمز و آبی. اگر چه رنگ مستقل و مشخصی به شمار می آید، ولی مایل به حفظ خواص هر دو رنگ یاد شده به صورت ترکیب قرمز و آبی است. بنفش تلاش می کند تا جنبه تسخیری (سلطه گرانه) بی ارادی رنگ قرمز و تسلیم متین رنگ آبی را حفظ کرده و به صورت مظهر همانندسازی درآید. این همانندسازی نوعی اتحاد عارفانه و درجه بالایی از صمیمیت همراه با حساسیت است که منجر به ادغام کامل ذهن و هدف می گردد، به طوری که هر چیزی که اندیشیده شده و مطلب شده باشد می بایست واقعیت یابد. به تعبیری، این نوعی سحر و جادوست که رویایی به حقیقت می پیوندد، یک حالت سحرآمیز که در آن آرزوها برآورده می شوند. لذا شخصی که رنگ بنفش را ترجیح می دهد، خواستار دست یافتن بر یک رابطه ی جادویی است. او نه فقط می خواهد که به خودش عظمت بدهد، بلکه در عین حال خواستار افسون شدن شادمانی دیگران است تا بتواند درجه ای از سحر را در مورد آنان به کار برد.
قهوه ای : رنگ قهوه ای یک زرد قرمز تیره شده است. خصلت شور زندگی بی ارادی رنگ قرمز از طریق این زمینه تیره شده، کاهش یافته و سردتر شده و ملایم تر می گردد، و گفته ی نقاشان درهم شکسته می شود. لذا رنگ قهوه ای انگیزه ی خلاق وسیعی را که نیروی فعال رنگ قرمز است، از دست می دهد. شور زندگی فاقد قدرت تاثیر فعال بوده و به گونه ای انفعالی، پذیرنده (غیرفعال) و حسی است. رنگ قهوه ای نشانگر احساس به صورت کاربرد آن در حواس جسمانی است.
چنانچه قهوه ای برای مکانی انتخاب شود، نشانگر نیاز روزافزون به آسایش جسمی و خشنودی حسی است تا بدین طریق از وضعیتی رهایی یابد که موجب یک احساس عدم آرامش می گردد. علت این وضعیت شاید نوعی ناامنی و بیماری واقعی جسمانی و یا شاید یک محیط تضاد و یا وجود مشکلاتی باشد که شخص خود را قادر به مقابله با آنها نمی بیند. صرف نظر از علت آن، شرایط حسی بدن به طرزی زیانبار تحت تاثیر قرار می گیرد و اهمیت بیشتری برای نیاز به یک محیط امن تر به وجود می آید.
سیاه : سیاه تیره ترین رنگ است و در واقع خود را نفی می کند. سیاه نمایانگر مرز مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقف می گردد، و لذا بیانگر فکر پوچی و نابودی است. سیاه به معنای نه (جواب منفی) بوده و نقطه مقابل بله (جواب مثبت) رنگ سفید است. سفید به صفحه ی خالی می ماند که داستان را باید روی آن نوشت ولی سیاه نقطه ی پایانی است که در فراسوی آن هیچ چیز وجود ندارد.
سیاه و سفید دو حد افراط و تفریط هستند و حکم آلفا (اولین حرف الفبای یونانی) و امگا (آخرین حرف الفبای یونانی) را از لحاظ شروع و پایان دارند. نزدیکترین رنگ به سفید، زرد روشن است. چنانچه سیاه و زرد در یک مکان یافت شوند، در این صورت نشانگر نوعی رفتار افراطی است.
سیاه، به عنوان نفی کننده خود، نشانگر ترک علاقه، تسلیم یا انصراف نهایی بوده و از تاثیر قوی بر هر رنگی برخوردار است و خصلت آن رنگ را مورد تاکید و اهمیت قرار می دهد.
هر کس که سیاه را انتخاب می کند، چنین شخصی می خواهد هر چیزی را نفی کند که بیرون از دایره اعتراض لجوجانه ار نسبت به وضع موجودی است که در آن وی احساس می کند هیچ چیز آن طور که باید و شاید نیست.
ویرایش و تلخیص:آکاایران                                                                                                                      

ابربرچسب : آرام بخشهای طبیعی ، داروی آرام بخش ، آرام بخش ، قرص آرام بخش

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب