کودک شما کودن نیست!

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد کودک شما کودن نیست! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

کودک شما کودن نیست!
,[categoriy]

آکاایران: کودک شما کودن نیست!

آکاایران هفته نامه زندگی مثبت: بسیاری از والدین علاقه مند هستند که کودکان تحصیل کرده ای را تحویل جامعه دهند که البته این انتظار طبیعی و به جایی است. اصولا مادر و پدر حق دارند کاری کنند که فرزندشان از آنها برتر و بالاتر باشد. حتی از نظر سطح تحصیلات. این انتظار می تواند به فرزند منتقل شده و باعث سعی و تلاش بیشتر او شود. اما اگر در این مورد مانند هر مورد آموزشی و پرورشی دیگر افراط و تفریط صورت بگیرد، نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت.

,[categoriy]

به گزارش آکاایران جدیت در مقابل حقارت

در تمام دنیا سن شروع تحصیل کودک ۶ سال تمام و ابتدای هفت سالگی است. در این سن بچه ها از لحاظ روان شناسی وارد فازی می شوند که به آن «جدیت مقابل حقارت» می گویند.

جدیت یعنی کودک سعی و تلاش خود را در زمینه آموزش به کار بگیرد، مانند نوشتن و خواندن، اما حقارت یعنی پدر و مادر اعمالی را مرتکب شوند که فرزندشان احساس حقارت کند. برای مثال به محض اینکه فرزندشان مرتکب اشتباهاتی در امور خواندن، نوشتن یا امور تحصیلی اش شود، بچه های دیگر را به رخ او بکشند یا جملات منفی به کار ببرند. برای مثال: «ما از دست تو خسته شده ایم، از پسرعمو یا دخترعمویت یاد بگیر که چقدر اوضاع درسی شان خوب است اما تو حتی خط خوبی هم نداری» و…

به کار بردن این جملات باعث می شود کودک به جای اینکه خود را فرد جدی احساس کند در عوض احساس حقارت کند.

کمال طلبی وسواسی مادر

به صورت طبیعی مادران از اینکه در امور آموزشی فرزندشان به آنها کمک کنند بسیار لذت می برند اما گاهی اوقات این لذت شکل افراطی به خود گرفته و با کمال طلبی مادر همراه می شود. به این معنا که همه یچز باید در جای خودش باشد، فرزند من حتما باید شاگرد اول شود و حتی یک سر سوزن هم دچار اشتباه نشود. نتیجه این می شود که مادر کنار فرزندش می نشیند و پا به پای او به درس و مطالعه می پردازد و اجازه نمی دهد فرزندش به تنهایی تکالیف خود را انجام دهد. در این شرایط کمال طلبی وسواسی مادر باعث عقب ماندن کودک از امور درسی اش می شود، چون کودک خوش را «کسی» حس نمی کند و این همان حقارت است. درواقع این تصور در کودک به وجود می آید تا زمانی که مادر در کنار او نباشد او از عهده انجام تکالیف خود بر نمی آید.

,[categoriy]

عملی ترین راه کمک به فرزندان

عملی ترین راه کمک به امور تحصیلی فرزندان این است که مادر به فرزند خود اجازه دهد که به تنهایی تکالیف خود را انجام دهد و تنها در مواردی که فرزند دچار اشکال شد به او کمک کند. این یک رفتار طبیعی است و باعث اتکا به نفس کودک می شود. همچنین با این نوع برخورد مادر، کودک می تواند از قدرت ذهنی خود را در انجام امور تحصیلی استفاده کند. مهم تر از همه در کلاس درس که مادر در کنار فرزندش حضور ندارد، کودک می تواند با استفاده از قدرت ذهن خود به تنهایی از انجام امور بربیاید.

ذهن ما انسان ها با تمرین، ممارست و کنکاش تقویت می شود و اگر مدام در امور تحصیلی فرزندان دخالت کنید، اجازه بالارفتن قدرت ذهنی را از کودکان خواهید گرفت.

دانش آموز باید با معلم هماهنگ باشد نه معلم با دانش آموز

در کنار نقش والدین، نقش معلم مدرسه خصوصا معلم کلاس اول در رشد تحصیلی کودکان بسیار حیاتی و مهم است. زیرا نوع برخورد معلم باعث می شود که کودک تا پایان عمر به درس و امور تحصیلی علاقه مند یا متنفر بشود. البته این موضوع به این معنی نیست که معلم باید خودش را با دانش آموز وفق دهد. معم تا حدودی اما کودک باید تا ۹۰درصد خود را با معلم مدرسه اش وفق دهد. معلم باید با دانش آموز دوست باشد اما نباید از موضع قدرت خود پایین بیاید. اینکه عده ای از خانواده ها به معلم مدرسه رجوع می کنند که معلم توجه ویژه ای به فرزندشان نشان داشته باشد، برای مثال دیکته را کمی آرام تر بگوید و… درست نیست. رفتار معلم نباید خشن و نامعقول باشد بلکه می تواند جدی و باقدرت باشد.

,[categoriy]

اختلال های یادگیری

برخی اختلال های یادگیری مانند خواندن، نوشتن و ریاضیات می تواند باعث بی علاقگی فرزندان به تحصیل شود. کودک دارای هوش طبیعی است اما قادر به سریع خواندن یا نوشتن نیست. این دسته از بچه ها «خنگ» نیستند بلکه با روش «کاردرمانی» قابل اصلاح هستند. برخی تغییرات در شروع سال تحصیلی ممکن است باعث بی علاقگی فرزندان به تحصیل شود که والدین باید نسبت به این موارد آگاه باشند. برای مثال جابجایی منزل نزدیک شروع سال تحصیلی باعث آسیب به دانش آموز می شود. یا برگزاری یک تولد برای یکی از اعضای خانواده یا فامیل ممکن است باعث اختلال هایی مانند حسادت در کودک شده و به امور درسی او لطمه وارد کند. همچنین اختلاف های زناشویی و طلاق خصوصا در آغاز سال تحصیلی باعث بی علاقگی و عدم پیشرفت تحصیلی دانش آموز شود.

اختلاف نظر مادر و پدر

گاه مادر و پدر دلیل بی علاقگی فرزندشان به تحصیل هستند. برای مثال با وجود تاکید مادر برای پیگیری امور تحصیلی، پدر خانواده با این دلیل که در انجام ندادن تکالیف مدرسه اتفاق خاصی نمی افتد و ایرادی در کم انجام دادن آن نیست، قدرت مادر را کم می کند و در نتیجه کودک درس خواندن را چندان جدی نمی گیرد.

اضطراب جدایی

بعضی از بچه ها در شروع سال تحصیلی دچار اختلال هایی از جمله «اضطراب جدایی» می شوند. بهتر است در ماه شهریور و یک ماه مانده به شروع سال تحصیلی بچه ها را دورتر از خانواده نگه داشت برای مثال در منزل اقوام یا مادربزرگ و پدربزرگ تا حس جدایی از خانواده برای کودکان چندان سخت نباشد. درواقع اضطراب جدایی هم می تواند یکی از دلایل عدم علاقه کودکان به تحصیل باشد.

,[categoriy]


مدرسه چندزبانه علاقه ایجاد نمی کند

عده ای از خانواده برای علاقه مند کردن بچه ها به تحصیل، آنها را به مدارس خاصی می فرستند از جمله مدارس چندزبانه. اما یادمان باشد اکثریت بچه ها با هوش معمولی می توانند در مدارس دولتی و غیردولتی به تحصیل ادامه دهند، اما در مورد کودکان بیش فعال بهتر است از مدارس خلوت تر کمک گرفت، البته باز هم منظور مدارس غیرانتفاعی نیست و بعضی مدارس نمونه دولتی و… هم می تواند انتخاب خوبی باشد.

کارشناس: دکتر بهروز جلیلی، روان پزشک و دانشیار دانشگاه

تنظیم: ملیحه مهدوی

منبع : برترینها

منبع :

کودک شما کودن نیست! گردآوری توسط بخش روانشناسی کودک - روان شناسی کودکان و نوجوان سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات