یک وظیفه سخت - آکا

یک وظیفه سخت

یک وظیفه سختدر آغاز زندگی مشترک و پذیرش مسوولیت هدایت کانون مقدس خانواده، صلاحیت و کفایت همسری و لیاقت و قابلیت پدر و مادر بودن، باید به طور همزمان توسط داوطلبان ازدواج و مشاوران ایشان مورد توجه قرار گیرد.

روانشناسی خانواده, وظیفه سخت

 به سخن دیگر زوج های جوان قبل از آنکه به فرزندآوری بیندیشند، باید از احراز قابلیت ها و شایستگی های مقام و منزلت ارجمند پدری و مادری اطمینان حاصل کنند. چرا که فرزندآوری و فرزندپروری مستلزم مسوولیت ها و رسالت های مهم و حیاتی است.
در این مقاله ، رابطه میان پسرها و پدرها در چارچوب وظایف و مسوولیت های پدران خانواده مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
تردیدی نیست که مسوولیت عمده و اساسی تربیت فرزند در مراحل اولیه رشد و تحول کودک، به ویژه در دوره زندگی جنینی، شیرخوارگی و پیش دبستانی بر عهده مادر است، اما مادر زمانی می تواند از عهده این امر مهم به نیکی و درستی برآید که خود از آرامش روانی و امنیت خاطر برخوردار باشد تا به دور از هر گونه اضطراب و دغدغه ، با بهره مندی از دلگرمی، همدلی، همراهی و حمایت مشوقانه و سنگربانی متعهدانه همسر (پدر)، ترسیم گر مسیر سعادت فرزند گردد.
در این رهگذر مادرباید با همفکری و تشریک مساعی پدر، زمینه ای فراهم کند که کانون پربرکت خانواده، همواره مطلوب ترین بستر رشد متعادل و تحول متعالی شخصیت فرزند باشد و کودکان، زیباترین و خوشایندترین تجارب زندگی با الگوهای بزرگسال را کسب نمایند. در اکتساب تجارب زندگی اجتماعی، بالطبع حضور فعال و پرنشاط مادر و پدر در تعامل و ارتباط متقابل و پیوند عاطفی و اجتماعی با فرزندان دختر و پسر، امری کاملا ضروری است.
میزان قدرت سازش یافتگی کودکانی که برای حضور در کلاس های پایه اول، خانه را به قصد مدرسه ترک می کنند، به طور قابل ملاحظه ای به کمیت و کیفیت تجارب زندگی ایشان با الگوهای بزرگسال در کانون خانواده بستگی دارد.
آن دسته از کودکانی که با نگرشی کاملا مثبت و خوشایند نسبت به شخصیت الگوهای بزرگسال مثل پدر و مادر، عمه و خاله، عمو و دایی، مادربزرگ و پدربزرگ پای به عرصه مدرسه می گذارند، در برقراری ارتباط با معلم کلاس و آموزش پذیری بسیار موفق هستند، و بر عکس کودکانی که با کوله باری از تجارب ناخوشایند از زندگی با الگوهای بزرگسال، تعارض ها، کشاکش ها و ستیزها بین والدین، تحمل تحقیرها، سرزنش ها و تنبیه ها وارد مدرسه می شوند، همواره با شک و تردید به شخصیت معلم می نگرند و در برقراری ارتباط مفید و موثر و متقابل با او و سازش یافتگی اجتماعی، با مشکل قابل ملاحظه مواجه می شوند.
فی المثل اگر پسربچه نوآموزی که به تازگی راهی مدرسه و کلاس درس شده، خاطرات تلخی از کلام و رفتار پدر در موقعیت های گوناگون زندگی اجتماعی و در کانون خانه داشته باشد، با این تصور که احتمالا همه مردان این گونه اند، نسبت به شخصیت آقا معلم می اندیشد و به سادگی نمی تواند از صمیم قلب، همانند بسیاری از همسالان خود، با او ارتباط برقرار کند و برقراری چنین ارتباطی گاه ماه ها به طول می انجامد. بدیهی است که در اینجا، این آقا معلم فهیم، بصیر و متعهد است که می بایست با رفتار صمیمانه، صبورانه و مهربانانه و پایداری و ثبات در این شیوه و منش و با حسن اخلاق و پاسخ های مثبت و حسنه در برابر واکنش ها و رفتارهای نامطلوب شاگرد زمینه ای فراهم آورد که کودک باور و بازخورد تازه و درستی نسبت به شخصیت الگوهای بزرگسال در اجتماع پیدا کند و تجربه نو و خوشایندی از ارتباط اجتماعی با الگوهای بزرگسال مرد حاصل نماید.
متاسفانه در جامعه ما به لحاظ برخی کاستی ها و نارسایی ها و ضعف در بینش و وجود پندارهای نادرست فرهنگی، اغلب پسربچه ها تا پایان سنین دبستانی (حدود ۱۲- ۱۱ سالگی)، آنگونه که بایسته و شایسته است نمی توانند با الگوهای بزرگسال مرد در اجتماع ارزشمندی همچون کلاس و محیط مدرسه در تعامل و ارتباط متقابل باشند.
به همین دلیل است که پسرها تا قبل از شروع سن مدرسه و در کانون خانواده، با جنس زن حشر و نشر دارند و در دوران دبستان نیز غالبا با خانم معلم ها در تماس و ارتباط متقابل قرار می گیرند و کمتر فرصت کسب تجارب جامع و موثر با پدر و الگوهای بزرگسال مرد در خارج خانه پیدا می کنند. در حالی که پسر بچه ها نیاز دارند با الگوهای بزرگسال همجنس خود بیشتر آشنا شوند و در همانند سازی با الگوهای مطلوب مردان مهربان، صبور، مقاوم و مقتدر موفق گردند.
پسر بچه ها دوست دارند که در خانه و مدرسه، از نزدیک با ویژگی های اخلاقی و رفتاری، آرمان ها و اندیشه ها، هدف ها و برنامه های پدران و معلمان و مربیان مرد بیشتر آشنا شوند.
نوجوانان پسر دوست دارند و نیازمند هستند که اوقاتی از ساعات روز و شب خود را در حریم حمایتی و هدایتی پدر محبوب، منطقی، استوار و مقتدر سپری کنند.
برای نوجوانان پسر، برقراری ارتباط مفید، موثر و متقابل با الگوهای محبوب و مطلوب مرد، فوق العاده مغتنم و ارزشمند است.
کودکان و نوجوانان که بیش از دیگران دارای ارتباط صمیمی و خوشایند کلامی با «پدر» هستند و از مصاحبت و همنشینی، همراهی و همزبانی و همدلی با پدر لذت می برند، از بیشترین مصونیت روانی و فرهنگی برخوردار هستند و در دوران جوانی، با بالاترین احساس خود ارزشمندی، اعتماد به نفس و صلابت شخصیت همراه می شوند.
لیکن آن دسته از کودکان و نوجوانان پسر که از کمترین ارتباط خوشایند کلامی با پدر محروم هستند و در برابر وجود «پدر» فاقد اختیار و آزادی و قدرت بیان و اظهار مکنونات قلبی و برقراری پیوند کلامی و عاطفی بوده، پیوسته توسط پدر مورد کم توجهی و بی مهری قرار می گیرند. جرات سوال و جواب نیز نمی یابند و با دنیایی از ناآرامی درون، پریشانی خاطر، عقده های روانی و اندیشه و احساسی نه چندان مطلوب نسبت به رفتارهای پدر در تامین نیازهای فطری آنان، پای به دوره جوانی می گذارند، بیش از دیگر همسالان خود، وجودشان مستعد انواع آسیب پذیری های روانی، فکری، اجتماعی و سیاسی خواهد بود.
اینکه گاهی مشاهده می کنیم جوانی به رغم تعلق به یک خانواده متشخص، متدین و متعهد به نظام، پدری فعال و دارای حسن شهرت مذهبی، سیاسی و اجتماعی، اعم از روحانی و غیرروحانی دچار آسیب پذیری های اجتماعی و سیاسی می شود یا انحراف اخلاقی آشکار پیدا می کند، می بایست پیش از هر چیز ریشه آن را در کمبود محبت و فقر پیوندهای عاطفی و ارتباطات خوشایند و پرجاذبه کلامی بین پدر و فرزند در دوران کودکی و نوجوانی جست وجو کرد.
پر واضح است که مشاهیر جامعه و افراد متشخصی که در اداره امور جامعه سهم بیشتری دارند، در این ارتباط مسوولیت مضاعفی دارند. ایشان به رغم مشغله های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می بایست لحظه ای از پیوندهای عاطفی- منطقی با فرزندان خویش به طور عام و با پسران خود به طور خاص غفلت نکنند. اینان باید برای بچه های خود پدری مهربان، گشاده رو و صبور باشند و همواره فرزندان خود را با کلام جاذب و شیرین و پیوندهای عاطفی و روانی، مورد تکریم و تشویق قرار دهند و نیازهای عاطفی و روانی و فطری آنها را به شایسته ترین وجه تامین کنند.
● نیاز به رابطه صمیمی
پدران فهیم و بصیر و مهربان و دلسوز نیک می دانند که فرزندان ایشان به ویژه آقا پسرهایشان که بیشتر از دخترها در معرض تقاضاهای محیطی، محرک های اجتماعی و دریافت های فرهنگی قرار دارند، نیازمند رابطه ای صمیمی و پایدار، موثر و متقابل، سازنده و متعالی و خوشایند و پرجاذبه با آنها هستند.
آقا پسرها دوست دارند رابطه ای صمیمانه و صادقانه، شفیقانه و دوستانه با پدرها داشته باشند.
آقا پسرها از هر گونه ارتباط آمرانه و حاکمانه، غریبانه و متکبرانه، خصمانه و تنبیه گرانه با پدرها سخت گریزانند.
آقا پسرها بعضا به رغم برخورداری از امکانات مطلوب شخصیتی، مدرسه ای پرآوازه، معلمان گوناگون، همکلاسی های فراوان، انواع بازی های کامپیوتری و الکترونیکی ، پول تو جیبی کافی و مادری مهربان و فداکار، تا آن زمان که پدر در قید حیات است و شاغل در یک کار، انتظار دارند صمیمی ترین رابطه ها و شیرین ترین گفت وشنودها و صادقانه ترین شورها و راحت ترین ارتباط ها را با پدر داشته باشند.
بدیهی است زمانی که پدر در قید حیات نباشد و یا به فوز عظیم شهادت نایل آمده باشد، آن وقت پسر با برخورداری از اعتماد به نفس و احساس مسوولیت پذیری، زیباترین رابطه ها را با مادر دارد و مادر نیز با منش و شخصیتی که آمیزه ای است از محبت و عطوفت و منطق و استواری، حمایت و هدایت پسر را با کفایت و قابلیت در خور تحسین بر عهده می گیرد.
پسرها دوست دارند که همیشه پدر را در حالتی آرام و به دور از اضطراب و تشویش، دغدغه و نگرانی، عجله و شتاب دریابند و فرصت گفت و شنود راحت و بیان راز دل با آنان را صمیمانه و صادقانه، صریح و در عین حال با احترام داشته باشند.
خوشا به حال پدرانی که با متانت و صبوری، مهربانی و عطوفت و بیان مستدل و منطقی، هم پدر فرزند خویش هستند و هم صمیمی ترین همراز و دوست او، و این نشانی از سعادتمندی پدر و پسر و حکایتی از زیباترین و افتخارآمیزترین رابطه هاست
در رابطه مطلوب پدرها و پسرهای سعادتمند و موفق، به جای تحقیر و تهدید، تکریم و تشویق حاکم است. به جای زبان انتقاد و تکذیب، کلام اطمینان و تایید جاری است. به جای اضطراب و ناامنی، فضایی آکنده از آرامش و امنیت خاطر حاکم است. به جای فرمانروایی و فرمانبرداری، احساسی از صمیمیت متقابل و رابطه مراد و مریدی در جریان است و به جای رابطه خشک و آمرانه; اقتدار عاطفی، رفتار اخلاقی، مروت و مردانگی، گذشت و صبوری به چشم می خورد.
زیبایی و شکوه رابطه پدرها و پسرها می بایست به گونه ای باشد که مادرها همواره تاییدگر و تحسین گر آن باشند. در سایه برقراری چنین ارتباط پایدار و دوست داشتنی است که کانون خانواده از هرگونه تعارض و دوگانگی احساس به دور می ماند و به جای آنکه مادر همواره مجبور و محکوم به رفتار انفعالی و تحمل کننده رفتار و رابطه ترد و شکننده و پرخاشگرانه پدر و پسر باشد، وحدت رویه و زبان مشترک و پرمهر الگوهای بزرگسال در کانون خانواده حاکم بوده، به جای خشم و پرخاشگری، خودمحوری و خودکامگی، کشمکش و ستیزه جویی، ارزش های والای اخلاقی و معیارها و موازین قرآنی حاکمیت خواهد داشت.
به بیان دیگر در غنا بخشیدن به رابطه پدرها و پسرها، مادرها بیشترین نقش را می توانند عهده دار باشند. مادرها با قابلیت و توان و منزلت ارزشمند خود در کانون خانواده همواره می توانند با بهره مندی از کلام جاذب و بیان گیرا و دلنشین و رفتارهای مطلوب و خوشایند، شخصیت پدر را در نزد فرزندان، در حضور و یا غیاب پدر، مورد تایید و تکریم قرار دهند.
آنگاه که پسرها از دوران اولیه رشد خود تا سنین نوجوانی و جوانی مشاهده می کنند که همیشه مادرشان پدر را مورد احترام و محبت و تکریم قرار می دهد و پیوسته ایشان را با بهترین و والاترین صفات و فضیلت های اخلاقی یاد می نماید، به هنگام خروج از خانه با دعای خیر وی را بدرقه می کند و هنگام بازگشت به خانه با ظاهری آراسته و چهره ای متبسم و گشاده به استقبالش می رود و هرگز پدر را به خصوص در حضور فرزندان مورد انتقاد و تحقیر و سرزنش قرار نمی دهد و همه سعی و تلاشش این است که شخصیت پدر، این سنگربان کانون خانواده را آن گونه که بایسته و شایسته است محترم شمارد و تکریم نماید.
بدون تردید چنین پدری با چنان شخصیت والا و قابل احترام و تکریم، وجودش برای پسرها فوق العاده ارزشمند و محبوب خواهد بود. هر قدر شخصیت پدر برای فرزندان، به ویژه پسرها محبوب و مطلوب باشد، میزان همانندسازی پسرها با پدرها بیشتر شده و نظرات و راهنمایی های پدرها بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. بدیهی است در ارتباط با مادرها نیز چنین است. آنگاه که پدرها پیوسته شخصیت مادر را در حضور فرزندان گرامی می دارند میزان تبعیت از مادرهای محبوب توسط فرزندان بیشتر شده و شاهد زیباترین رابطه مادرها و فرزندان، به ویژه مادرها و دخترها خواهیم بود.
بدون شک زمانی که مادر آگاهانه و هوشیارانه در همه شرایط و در همه موقعیت ها با عنایت به اهمیت حیاتی نقش پدر در رابطه با فرزندان به خصوص پسران نوجوان و جوان می کوشد که شخصیت پدر را نزد فرزندان گرامی داشته و با کلام و رفتار آن را مورد تایید و تکریم قرار دهد، در واقع به سلامت و تعالی کانون خانواده اندیشیده و با تقویت رابطه پدر و پسر از بروز هر گونه رفتارهای ناهنجار و آسیب پذیری های فرزند نوجوان و جوان خود پیشگیری می نماید. چرا که مشکلات فرزندان نوجوان خاص فقط پدر نمی باشد و مادرها را بیشتر متاثر می نماید.
مادرها و پدرها می بایست آنچنان در تایید و تکریم شخصیت یکدیگر بالاخص در حضور فرزندان پسر و دختر از هم پیشی بگیرند که پسرها و دخترها با همه وجود به ایشان اعتماد داشته و از سویدای دل آنها را دوست و محبوب دل خود بدانند تا به آنجا که همواره آماده باشند راز دل خود را با پدر و مادر خود در میان بگذارند و این نهایت ارادت و اعتماد متقابل پدرها و پسرها و مادرها و دخترها خواهد بود.
برای اینکه پدرها محرم راز پسرهایشان گردند می بایست به گونه ای رفتار نمایند که همواره مورد وثوق و محبوب دل آنها باشند و این جز با خوش رفتاری و صداقت و گذشت و ایثار و صبوری و احسان و رفتار محبت آمیز و به دور از هر گونه منت و چشمداشت آنی مقدور نخواهد بود.
و در یک کلام، آنگاه که شاهد زیبایی و شکوه حسن رابطه ها و پیوند عاطفه ها بین پسرها و پدرها می شویم، دیگر سخن از مادرسالاری، پدرسالاری و فرزندسالاری معنایی ندارد و آنچه به چشم می آید، مهربانی و دوستی و شیرینی پیوندها و رابطه ها و حاکمیت ارزش هاست.
بدون شک اندیشیدن درباره رابطه پدرها و پسرها امری است اجتناب ناپذیر. چرا که فراوانی قابل ملاحظه ناخوشایندی در روابط میان پدرها و پسرها، در خانواده های مختلف و با تبار اقتصادی و اجتماعی متفاوت، در داخل و خارج کشور، در شهرها و روستاها، بیانگر این حقیقت است که می باید نگاه دوباره پدرها به این مهم معطوف شود و ایشان آغازگر دوباره رابطه ای خوشایند، پایدار و مطلوب با پسران خود باشند. دستکم همانگونه که در محل کار خود با یک همکار جوان در ارتباطند، یا به همان صورت که با پسر همسایه و یا طلبه جوانی که درست هم سن و سال پسرشان است، ارتباط متقابل برقرار می کنند و با متانت و تواضع و زبان خوش و احترام آمیز با آنان صحبت می کنند و به مشورت و رایزنی می نشینند، با پسر خود نیز که ویژگی ها و نیازهای عاطفی و روانی مشابه آن پسر همسایه و طلبه جوان را دارد، رابطه برقرار کنند و با زبان تکریم، صمیمانه و شفیقانه با وی سخن بگویند.
● وظیفه سخت در دنیای مدرن
در دنیای امروز که شاهد گسترش روزافزون و فزاینده تولیدات فکری و مصنوعات فن آوری جدید در عرصه فرهنگی هستیم و مهاجمان فرهنگی دل و جان و اندیشه و باور نوجوانان و جوانان را مورد حمله قرار داده اند، موثرترین شیوه مقابله با این حملات گسترده در جبهه فرهنگی، ایجاد مصونیت عاطفی در فرزندان و نور چشمان است و این جز با حسن رابطه ها و پیوند عاطفه ها مقدور نخواهد بود.
نصیحت پذیری و عمل به وصایای پدر، زمانی توسط پسر به درستی و کمال میسر می شود که از خوشایندترین تجارب و دلچسب ترین خاطرات در پیوندهای عاطفی و روابط محبت آمیز بهره مند باشد.
پدری که در طول حیات خود و در دوران و ایام اقتدار شخصیتی خویش لحظه ای از حسن رابطه و پیوند عاطفی با فرزندان خود غافل نبوده و صمیمی ترین و صادقانه ترین ارتباط را با آنان داشته است، در پیرانه سر نیز بیش از هر زمان دیگر مورد مهر و محبت فرزندان واقع می شود و هرگز فرزند چنین پدری اندیشه جدایی و طرد پدر از خانه و جای دادن او در خانه سالمندان را به مخیله خود راه نمی دهد، آری، در بررسی علل گوناگون روانه ساختن پدرها به خانه های سالمندان، توجه به این نکته نیز بسیار مهم و درخور تامل است. بدون شک نحوه رابطه پدرها و پسرها در گذشته های نه چندان دور در چنین تصمیم و اقدام نه چندان مطلوب، دخیل است.
امروز بیش از هر زمان دیگر، پدرها و پسرها محتاج خوشایندترین نگرشها نسبت به یکدیگر و صمیمی ترین و محبتآمیزترین رابطه ها، با یکدیگرند. در این ارتباط کارگزاران فرهنگی، مدیران مدارس، مربیان تربیتی، معلمان اخلاق نظری و عملی، دست اندرکاران برنامه های رادیویی و تلویزیونی، صاحبان فکر و اندیشه، اهل کتاب و مطبوعات، همه و همه در برقراری روابط عاطفی میان والدین و فرزندان و به ویژه پدرها و پسرها بیشترین مسوولیت را دارند. چرا که تقویت رابطه ها و غنی کردن روابط محبت آمیز میان پسرها و پدرها بیشترین تاثیر را در کاهش تنش های خانوادگی و اضطراب های فردی به همراه دارد و زمینه سلامت شخصیت و بهداشت روان پدرها و پسرها و اعضای خانواده را فراهم آورده، مناسب ترین بستر را برای رشد و تحول مطلوب شخصیت و رویش جوانه های خلاقیت و نوآوری های فکری و عملی آماده می سازد. بدین ترتیب پدرها و پسرها با احساس و نگرشی حاکی از خوشایندی نسبت به یکدیگر و انگیزه قوی برای تلاش، همه استعدادها و قابلیت های بالفعل و بالقوه را در عرصه های گوناگون به نمایش می گذارند.
خداوند منان، خالق همه هستی، جان آفرین پدرها و پسرها، مادرها و دخترها، در قرآن کریم، کلام حیات بخش عرشی که همواره بر فراز عصرها و نسل ها جاودانه و تضمین گر سعادت و فلاح همه انسان های آزاده و وارسته است، رفتار محبتآمیز پسرها و دخترها را با پدرها و مادرها در کنار عبادت خود ذکر کرده و می فرماید:
«و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احد هما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهر هما و قل لهما قولا کریما. و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا»
پروردگار فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر محبت و نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها، به پیری برسند، هرگز سخنی که موجب رنجش آنها می شود به زبان نیاور و کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن و با کلام لطیف و سنجیده و بزرگوارانه با آنها صحبت کن. همیشه بال های تواضع و تکریم خویش را از محبت و لطف و مهربانی، در برابر آنان بگستران و بگو: پروردگارا! به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند.
آنگاه که پدرها و پسرها در تکریم و رفتار محبت آمیر نسبت به یکدیگر هر فرصتی را مغتنم دانسته و از هیچ کوششی دریغ نمی نمایند، پدر پسر را روشنی بخش چشم و سرمایه هستی خود می داند و پسر، پدر را سنگربان حیات روان خود می داند و با نگاه متواضعانه به پدر آرام می گیرد و تواضع و احسان و محبت به پدر و تکریم شخصیت پدر را عبادت بزرگ و رضایت و خشنودی خالق جان ها می داند. همه قلم ها و زبان ها از توصیف چنین رابطه زیبایی ناتوان می گردند. در این منظر خاطره جاودانه رابطه ابراهیم (علیه السلام) و اسماعیل (علیه السلام) تداعی می گردد.
پدر، ابراهیم (علیه السلام) در برابر آزمون بزرگ الهی و اندیشه عمل به فرمان حق به صورت یگانه فرزند دلبندش می نگرد که در دوران پیری و در پی دعا و نیایش پروردگارش هبه می نماید و پسر، اسماعیل (علیه السلام) در کمال اخلاص و خلوص، با همه وجود ایثارگرانه و ملتمسانه از پدر می خواهد که در اجرای فرمان الهی لحظه ای درنگ ننماید، و از آن جاکه مبادا تلاقی نگاه پدر و پسر ، پدر را متاثر و شرمسار نماید، اسماعیل (علیه السلام) در آخرین تقاضایش از پدر بر اجرای فرمان حق و قربانی نمودن همه هستی و تعلق وجود و بریدن ریشه همه وابستگی های دنیوی و نیل به اوج اخلاص و سکوی وارستگی و توحید چشم های خود را می بندد و با چشمان بسته پدر را به انجام امر حق فرا می خواند و آنگاه که ابراهیم (علیه السلام) قهرمان یکتایی و توحید لبه تیز چاقو را برگردن نوجوان رعنا و عصاره وجودش می گذارد تا با یک فشار فرمان خدا را محقق سازد، دیگر بار ندای آسمانی طنین افکن می شود که ابراهیم! تو در این آزمون بزرگ پیروز شدی و تو پیامبر توحیدی، و این بار ابراهیم (علیه السلام) اسماعیلش را در آغوش می گیرد و با هم سرود تسبیح حق و نغمه توحید، «لااله الاالله» را می سرایند و با گام های استوار برای ایفای رسالت خطیر خویش پیش می روند و به فرمان حق کعبه، خانه خدا را برای طواف مسلمانان و موحدان و آزادگان عالم بنا می کنند. و رابطه ابراهیم و اسماعیل (علیهم السلام) همواره برفراز گستره هستی زیباترین و کامل ترین الگو را برای همه پدرها و همه پسرها در همه زمان ها به یادگار می گذارد. سرمایه چنین رابطه ای ایمان است و اخلاص و ایثار.

روزنامه مردم سالاری
ویرایش و تلخیص:آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات