شکست عشقی و عاطفی - آکا

شکست عشقی و عاطفی

شکست عشقی و عاطفیشکست عاطفی یکی از درد آورترین اتفاقاتیست که ممکن است برای هر کسی رخ دهد اما مسلما آخر دنیا نیست.
شکست عشقی یکی از ۲۳ عامل خودکشی در ایران است.!!!!!!

روانشناسی خانواده,شکست عشقی و عاطفی

یک دفعه از این رو به آن رو می شود.اگر تا دیروز لب به سیگار نمی زد , حالا پاکت پشت پاکت دود می کند.اگر تا دیروز شاد بودن و سرزندگی اش توی تمام دانشگاه سر بان ها بود , امروز دیگر یا خودش را توی اتاق حبس کرده است که دیگر کسی توی محوطه دانشگاه نمی بیندش یا اینکه اسطوره غمگینی و آشفتگی می شود. بعضی وقت ها هم یکدفعه آدم منطقی ای می شود , کسی که همه چیزش نهایت دیوانگی است ; خندیدنش , حرف زدنش , پوشیدن اش و حتی رابطه برقرار کردنش.برای این آدم فرضی فقط یک اتفاق افتاده است; او " نه " شنیده است.
آنهایی که به ادبیات عاشقانه ایران علاقه دارند احتمالا می گویند خیلی نامردی است که شکست عشقی بیاوریم و با خط کش علم روانشناسی اندازه اش را بگیریم و برایش نسخه بپیچیم.
آنها عاشق زندگی شهریارند.آنها عاشق " آمدی جانم به قربانت حالا چرا" هایی هستند که شهریار بعد از شکست عشقی اش گفت.آنها می دانند شکست های عشقی می تواند واسوخت های محشری بوجود بیاورد که وحشی بافقی ورد زبانش بود.آنها مشتری پروپاقرص " عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او /داد رسوایی من شهرت زیبایی او" هستند.آنها دلشان نمی آید لذت گوش دادن به "خیال نکن نباشی " عصار را با توصیه های روانشناسان عوض کنند.به آنها حق می دهم.این هم یکی از راه های کنار آمدن با شکست عشقی است.
▪ پناه بردن به شعر.
برای خیلی ها فرق نمی کنه یک نه جانانه بشنوند یا یک نه محترمانه بشنوند.نفس نه شنیدن برای ازدواج , یعنی یکی از مهمترین درخواست هایی که آدم می تواند در زندگی اش داشته باشد , واکنش هایی را بر می انگیزد. آدم وقتی که از گیج و ویجی انکار کردن شکست و خشمگین شدن از طرف راحت شد , عمیق ترین فکری که آرام آرام به ذهنش می اید , این است که " چرا من؟ " این جمله عمیق ۲ کلمه ای تا پیدا نشدن جواب , دست از سر هیچ کس بر نمی دارد . همین جمله است که می تواند یک نفر را به خودکشی وادارد و یک نفر را شاعر کند.
در واقع متهم اصلی و پنهان شکست عشقی, کسیست که شکست خورده. نه کسی که نه گفته. بعد از اینکه هی سرکوفت زدیم که که " مگر او چه چیزی از من سر دارد؟ " به این می رسیم که "من چه چیزی کم دارم که او به من نه گفته است" بهم می ریزیم, بد جوری بهم می ریزیم. با کمال بی رحمی باید بگویم" آدم خوب" ها بیشتر بهم می ریزند .آنها که زندگی ساده تری داشته اند و کمتر حق خوری کرده اند , حس می کنند سهمشان از زندگی بهشان داده نشده است.خیلی ها ممکن است از این رو به آن رو شوند .ادم خوبها ممکن است بیفتند توی کارهایی که تا به حال فکر کردن به آنها هم اذیتشان می کرده است.یعنی ممکن است شروع کنند به دوستی به قصد خیانت , یعنی فرضشان این است که طرفشان که وابسته شد , می زنند زیر همه چیز و دلشان خنک می شود که توانسته اند انتقام جانانه ای از جنس مخالف بگیرند.
خیلی ها ممکن است ظاهر بین تر شوند.آنها فکر می کنند ظاهرشان مشکلی داشته که جواب رد شنیده اند.آنها شروع می کنند به اصلاحات , سطحی فکر می کنند که دیگر عمرا کسی به آنها نه بگوید.اما همه این کارها جواب سئوال او نیست : " چرا من ؟" چرا من باید شکست عشقی بخورم....
درایران شکل شکست عشقی این طور است که معمولا جوان ایرانی یا یک نه فوری روبرو می شود یعنی اینکه کار به علاقه دو طرفه و بعد جدایی نمی کشد.یعنی او چیز دوطرفه ای بدست نمی آوردتا از دستش بدهد به همین خاطر شکست عشقی از نوع ایرانی خیلی پررنگ تر است ...وقتی یک نفر بدون آشنایی ۲ نفره به تمامیت تو بگوید نه معلوم است که قضیه سهمگین تر می شود.
● چند راه حل که شاید ردر روزهای ترانه و اندوه به کارتان بیاید.
▪ با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟
یکی از دوستان سی و چند ساله ام که با یک تجربه غمگین عاشقانه , بالکل سبک زندگیش عوض شده و در بین همه دوستان الگوی عاشق ماندن است, قضیه جالبی را تعریف می کرد ; او می گفت یک پسر ۱۶ ساله آمده قضیه عاشق شدنش را برایش تعریف کرده و وقتی دوستم راه حل هایی ارائه داده حرف عمیقی شنیده است: "تو نمی فهمی که من دارم چه زجری می کشم"خیلی از ما ها مثل همین پسر ۱۶ ساله فکر می کنیم.قضیه عشق ما سوزناک ترین و پر ماجراترین قضیه عاشقانه دنیاست و هیچ کس دیگری نمی تواند بفهمد که "زجر عشقی کشیده ام که مپرس" ما چطوری است.احتمالا شما هم با این تیتر همین طور برخورد می کنید .حتی بچه های روان شناس هم وقتی خودشان عاشق می شوند در ذهنشان این سئوال پیش می آید که چطوری می شود کاری کرد که مراجعان فردا با شکست عشقی کنار بیایند؟ به هر حال اینها پیشنهادهای روانشناسان است .
خیلی ها بعد از شکست عشقی کارهای عجیب و غریبی انجام میدهند .تا جایی که می توانید لااقل این کارها را انجام ندهید:
▪ پناهگاه روانی قدغن!
تعارف که نداریم .شکست عشقی می تواند یک نفر را یه یک معتاد یا الکلی تمام عیار تبدیل کند.خیلی ها اولین سیگارشان را بعد از شنیدن یک نه کشیده اند اما به خاطر خودتان هم که شده , گریه ها و افسردگی های بعد از شکست را به گیجی بعد از سیگار و الکل ترجیح دهید.لااقل به خاطر انتقام از طرفتان هم که شده , خودتان را تلف نکنید.اگر بگوییم که یکی از بازیگرهای هالیوودی بعد از شکست عشقی اش اتفاقا اعتیادش را ترک کرده, باور می کنید؟
▪ رسوایی قدغن!
اصلا از همان اول که عاشق شدید لازم نیست همه هم اتاقی ها و همکار ها و همکلاسی هایتان بفهمند.اعتماد به نفستان زیاد است که هست .
برون گرا هستید که هستید.عوارض این رسوایی وقتی که نه کشیدید معلوم می شود ; وقتی کهه حتی اگر دیگران هم در موردتان حرف نزنند ,خودتان فکر میکنید که همه جا قصه عشق شما نقل مجالس است .یک سنگ صبور درست و حسابی و رازدار پیدا کنید و خودتان را پیش او خالی کنید.
از بالا به قضیه نگاه کنید.کمی از خودتان و زاویه دیدتان به قضیه فاصله بگیرید.بروید بالاتر و بالاتر.حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید این شکست چقدر توی مسیر زندگیتان موثر بوده است.حالا آدم های دیگر را ببینید .می بینید ؟کافی است به دور و بری های خودتان فکر کنید تا ببینید دنیا پر است از فلش های یکطرفه . پر است از نه هایی که دیگران شنیده اند و حتی نه هایی که خودتان گفته اید .شما تنها نیستید.
به شکست ها به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید.خیلی ها بعد از شکست عشقی آدم مثبت تری می شوند.همان طور که گفتیم حتی ممکن است اعتیادشان را بعد از شکست بگذارند کنار.برای این آدمها دیگر نظر معشوق مهم نیست. آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رویدادهای عاشقانه شروع کرده اند به اصلاح خودشان. شکست عشقی آدم را تمام عیار با خودش , عواطفش و فکر هایش روبه رو می کند .
شکست عشقی می تواند یک بار دیگر تمام شکست های عاطفی بیاورد جلوی چم آدم.این هم می تواند افسرده کننده باشد و هم سازنده ; یعنی اینکه آدم می تواند این مشکل های وجودی را لااقل با خودش حل کند و خود خواهی همیشگی اش را کنار بگذارد . در سطحی ترین حالتش آدم می تواند برود مهارتهای برقرار کردن رابطه را از این ور و آن ور بیاموزد و در عمیق ترین حالتش , هدف زندگیش را عوض کند.
▪ حرف بزنید.
۲ راه قبلی راه حل هایی بود که می شد تنهایی هم انجامش داد اما آدمیزاد بعد از شکست عشقی , از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می شود.مشاور و روانشناس را برای همین موقع ها گذاشته اند.به جای اینکه بگذارید موقع خودکشی ناموفق ببندنتان به داروی ضد افسردگی و شوک الکتریکی , وقتی که داغتان تازه است با یک متخصص حرف بزنید.
امیدوارم که هیچ کس با نه فوری روبرو نشه ... و اگر هم شد بخودش بگه:
من بلبل آن گلم که در گلشن راز ... پژمرده شد و منت شبنم نکشید
شاعر میگه:
عمری که اجل در پی آن می تازد ... هرکس غم دنیا بخورد می بازد

ویرایش و تلخیص:آکاایران

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران