لطفاً سرجای خودتان باشید - آکا

لطفاً سرجای خودتان باشید

لطفاً سرجای خودتان باشید!● بررسی شیوه های تداخل نکردن مرزهای خانوادگی
«... یه چیز مهمی که می خواستم بگم اینه که من به خانواده ام خیلی اهمیت می دم، حرف من و حرف پدرم یا حرف من و حرف داداشم نداره.

روانشناسی خانواده, تداخل نکردن مرزهای خانوادگی

حرف اونا حرف منه و حرف من حرف اونا. من معتقدم آدم می تونه چند تا زن داشته باشه اما نمی تونه چند تا پدر و مادر داشته باشه...»
اینها نمونه ای از صحبت برخی از زوجین در زندگی خانوادگی و یا برخی از افراد در مراسم خواستگاری است که گاه سبب می شود پای زن و شوهر به دادگاهها و یا مراکز مشاوره باز شود.
گرچه این جملات به خودی خود می تواند در مواردی پذیرفته شده باشد، اما استفاده از آن در همه موارد نادرست و نوعی سفسطه گری است. به عبارت دیگر، حرف حقی است که می تواند برداشت و استفاده ای غیرمنطقی از آن شود. شاید شما هم تا کنون با برخی از این افراد برخورد کرده باشید.
پس اگر یکی از این افراد خواستگار شماست، از من به شما نصیحت که تا قبل از خواندن این مطلب و صحبت در مورد آن به او جواب مثبت ندهید و اگر هم کار از کار گذشته است پس بنشینید و با یکدیگر این مطالب را خوانده و در مورد آن گفتگو کنید. گمان می کنید چگونه دیگران در زندگی شما دخالت می کنند؟ چگونه گاهی فرزند شما نیز از دخالتهای دلسوزانه شما ناراحت می شود؟ می خواهم این را برای شما توضیح دهم.
بسیاری از دخالتهای خانوادگی به این بر می گردد که یا مرزهای زندگی خانوادگی شما نامشخص بوده و یا اگر هم مشخص است آنقدر سست و کوتاه است که دیگران براحتی از آن عبور می کنند. فرض کنید همسری به شوهر خود (و متقابلاً) دخالتهای بی مورد خانواده اش (پدر، مادر، خواهر، یا برادر) وی را متذکر می شود، این می تواند با واکنشهای چندگانه همسر مواجه شود.
۱) حالت اول:
وقتی است که همسر خودرأی و مستبد بوده، در این صورت ممکن است بگوید: «یعنی چه؟ یعنی تو میگی من از خانوادم دست بکشم، نخیر... همین که هست...»
۲) حالت دوم:
زمانی است که همسر فردی آرام است و در این صورت ممکن است، بگوید: «آخه زن، من چیکار کنم اون مادرمه/ پدرمه/ خواهرمه/ تو میگی من چیکار کنم؟... نه عزیزم نمی شه...»
۳) حالت سوم:
در مورد زوجینی است که با مشخص بودن مرزها در خانواده، دیگران این حق را به خود ندهند که وارد حریم زندگی دیگری شده و یا در صورت ورود توان تأثیرگذاری چندانی نداشته باشند و مجبور به خروج شوند. حالت اول در کوتاه مدت و حالت دوم در درازمدت می تواند تنش زا باشد و احساس بی مهری، دوری، سردی روابط و حتی خشم و کینه را در افراد به وجود آورد.
● کارآمدترین راهکار
در پیش گرفتن یک روند سالم مستلزم این است که بتوانیم مرزهای خانوادگی خود را مشخص کنیم. اما کدوم مرز؟ مگر خانواده را هم می توان مرزبندی کرد؟ بلی می شود مرزبندی کرد اما نه با کشیدن دیوار یا خط های رنگی، بلکه بوسیله قوانین، اصول و قواعدی که وضع و اجرای آن می تواند موجب تمایز مرزهای خانواده شوند. حال مشخص کردن مرزها به شناخت و تمایز زیرگروههای خانواده نیاز دارد؛ زیرا مرز معمولاً چیزی را جدا می کند.
فرض کنید شما ازدواج کرده و صاحب فرزندانی هستید، با کمی دقت متوجه می شوید که دارای چندین نقش هستید و متقابلاً به چندین زیرگروه تعلق دارید. بگذارید در خانواده خودتان دقیق تر شویم، به عنوان یک مرد: شوهر و پدر و به عنوان یک زن: زن و مادر بوده و فرزندانتان نیز فرزند و خواهر و برادر می باشند. ضمن اینکه در خانواده بزرگ و اصلی، خواهر و برادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمو، عمه و... هستند، جدای از اینها همه شما انسانهایی آزاد و اندیشمند هستید و متناسب با آنها نقشها، وظایف، انتظارات و اهدافی دارید. براستی آیا نقش و وظایف شما در همه این موارد یکسان است؟ می دانم که می گویید نه و غیرمنطقی است اگر بگویید بلی . پس نتیجه می گیریم که خانواده خود متشکل از زیرگروههایی است که همه آنان نقش ها و عملکردهای خاص خودشان را دارند و اگر چه از یکدیگر مستقل اند، اما جدای از یکدیگر نیستند و اجتماع آنها کل نظام خانواده را به وجود می آورد.
● شاخص ترین زیر گروه خانواده
مهمترین و شاخص ترین زیر گروه خانواده، زیر گروه زن و شوهری است که کلید ثبات خانواده می باشد. وجود تنش در درون آن می تواند همه زیرگروههای دیگر و در نهایت نظام خانواده را دچار بحران کند. در کنار زن و شوهری زیرگروههای مهمی چون زیرگروه والدینی، فرزندی و خواهر، برادری قرار دارند، اما مرزهای اینها از یکدیگر متفاوت هستند. یکی از موارد مهم اختلاط مرزها - که منجر به درگیری و کشمکشهای پنهان خانوادگی می شود - اختلاط و نامشخص بودن مرزهای زن و شوهری با والدینی است.
بسیاری از زوجین از یاد برده اند که آنان ابتدا پیمان همسری بسته اند نه پیمان والدینی. اما به محض تولد فرزند، همسر فراموش می شود؛ همسری که در حال مادر شدن است، قسمت اعظم وقت خود را با کودک می گذراند، پدر بازیها و نوازشهای خود را با کودک انجام می دهد. دیگر از اظهار محبتها، شوخیها و فراغتهای سابق خبری نیست.
گمان می کنید چه می شود؟ شاید بگویید طرف مقابل شما نیز قبول کرده است که بچه دار شود، ولی باور کنید برخی از زندگیها با آمدن بچه چنان دچار تغییر می شوند که بارها اظهار پشیمانی می کنند: «... آخه پس من چی؟ کاش همان اندازه که به بچه توجه می کند به من هم توجه کند، حتی نصف اون مقدار...»
شاید به نظر شما خنده دار بیاید، حسادت به بچه؛ مگر می شود؟ بله می شود. تمایز مرزها در این مورد یعنی به یاد داشته باشید که شما ابتدا همسر هستید بعد پدر، فرزند شما ممکن است وارد زیرگروه والدینی شما شود، اما نباید وارد مرزهای زن و شوهری شما شود.
● مرزهای والدینی و خواهر و برادری
گاه والدین به اشتباه وارد مرزهای زیر گروه خواهر - برادری شده و با حمایت از یک فرزند و پیشداوری، اشتباهی و غیرآگاهانه روابط خواهران و برادران را متشنج می کنند. ادامه این تشنج دخالت والدین را بیشتر کرده، دخالت والدین به مرزهای همسری کشیده می شود، به دلیل سست بودن مرزها، اختلافات همسری به درون خانواده های اصلی سرایت می کند و...
این زنجیره همچنان تداوم می یابد درصورتی که والدین می توانستند با راهنمایی و فراهم کردن فضای مناست به فرزندان کمک کنند که خودشان مسایل مربوط به خود را حل کنند.
● تفکیک مرزهای خانواده با خانواده های اصلی زوجین
ارتباط ما با خانواده های اصلی مان و دیگر خانواده های اطراف نیز امری اجتناب ناپذیر است اما این نباید به معنی این باشد که آنان بتوانند براحتی وارد مرزهای ما شده و به دلخواه خود آنها را تغییر یا تحریف کنند.
زوجین می توانند از توصیه ها و یا راهنماییهای دیگران استفاده کنند، اما پذیرفتن کورکورانه آنها از سوی یک عضو بدون هماهنگی و مشارکت دیگر اعضای خانواده می تواند مشکل ساز باشد. درحالی که همان مسأله می تواند با مطرح شدن در بین اعضا و گفتگو و پذیرش آن بواسطه فوایدی که خواهد داشت به قانونی در خانواده تبدیل شده و چون مورد پذیرش همه اعضا بوده است، اجرای آن از سوی آنها براحتی صورت می گیرد.
● حفظ استقلال در عین تعلق خاطر
تعریف روشن مرزهای خانواده به حفظ استقلال زیرگروهها، در عین تعلق و یکپارچگی آنها و درعین حال به حفظ نظام خانواده و عملکرد بهتر آن کمک بسزایی خواهد کرد. اما این امر مستلزم دقت و مهارت زیادی است. افراد گاه در ایجاد مرزها دچار افراط و تفریط می شوند.
مرزهای خانواده نباید بدون دروازه و یکنواخت باشند، مرزهای خانواده گاه چنان سخت است که حتی با چندین کیلو مواد منفجره نیز نمی توان روزنه ای در آن ایجاد کرد. مثلاً افت تحصیلی، تغییرات شدید رفتاری، اعتیاد و حتی فرار از خانه که مبین فریادهای کمک فرزندان هستند نیز نمی تواند دروازه های مرزهای والدینی را گشوده و توجه و پیگیری آنها را بدنبال داشته باشد. گاه نیز چنان سست و لرزان است که حتی با یک سرما خوردگی و یا جیغ و فریاد کردن فرزند، نه تنها مرز والدینی می ریزد بلکه مرزهای همسری نیز از هم می گسلند.
در خانواده های با عملکرد مناسب، مرزها نه خشک و انعطاف ناپذیرند و نه سست و مبهم و لرزان. بلکه مرزها کاملاً تعریف شده و مشخص هستند. در نتیجه همه اعضای خانواده به آن آگاهند و به حریم خصوصی یکدیگر تجاوز نمی کنند و چنان روابط گرمی دارند که در زمان لازم خودشان یکدیگر را به مرزهای خود راه داده و یا حمایت می کنند.
زوجین هم از زندگی زناشویی و روابط زن و شوهری خود و هم از زندگی والدینی و روابط پدر- مادری خود رضایت دارند. زیرگروههای خانواده در یکدیگر ادغام نمی شوند، اما از یکدیگر هم جدا نیستند، بلکه در کنار یکدیگر کل نظام خانواده را به سوی اهدافی از پیش تعیین شده هدایت می کنند.

روزنامه قدس
ویرایش و تلخیص:آکاایران

لطفاً سرجای خودتان باشید گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات