روابط خانواده - آکا

روابط خانواده

روابط خانواده۱) ارزشها
زوجین نباید نظریه شخصی خود را بر دیگری تحمیل کنند.
اگر چنین کنند، باید مطمئن باشند که دیگری زیر بار نمیرود.
بنابراین، باید ارزشها و الگوها را پیدا کنند و سعی کنند، مقیّد به آن ارزشها باشند.

روابط خانواده,روابط خانواده با فرزندان,روابط با خانواده همسر,[categoriy]

به بیان دیگر، آنچه حق است، مطرح است و تسلیم شدن به حق مطرح است، و در این صورت، خواه ناخواه، نظرها به طور نسبی، به یکدیگر نزدیک میشوند و این بحث برمیگردد به این که هر یک از زوجین بایستی بینشی صحیح داشته باشند که در قسمت «راه و رسم مشخص زندگی» کتاب حاضر به آن اشاره شده است.
حاکم کردن ارزشها در خانواده، نظر شخصی نیست، بلکه تلاش طرفین است.
حرف حق نباید بین زوجین تفاوت ایجاد کند، و نه تنها بین این زوجین که همه زوجین به نقطه مشترکی، در ثبوت خانواده و تربیت فرزند و اهداف زندگی میرسند.
مهم این است که ما این بینش صحیح را داشته باشیم.
نظر من و نظر تو، مطرح نیست، حق مطرح است و کوشش در راه رسیدن به حق، و اینچنین زندگی، چقدر خوش و زیبا و پرمعنا و عاقبت به خیر خواهد بود.
۲ ) محبّت
میگویند، اساس خلقت و آفرینش را محبّت تشکیل میدهد.
محبت، واژههایی مختلف دارد; مانند عشق، دوستی، نیکی و نظایر آن.
عالیترین واژه محبت، «عشق» است و والاترین عشقها، عشق به پروردگار است.
گرچه انسانِ خدا، همه هستی را به عنوان آیات خدا دوست دارد، امّا بعد از عشق به پروردگار، از بهترین و والاترین عشقها، عشق زوجین و عشق در خانواده و بین همسران و کودکان و به عکس است.
اگر زوجین خانواده را محیط عشق قرار دهند، محیط خانواده، به گلستانی معطر و پرگل تبدیل خواهد شد، و گلها و میوههای این باغ، که همان فرزندان باشند، میوههایی سالم و شاداب و مطمئن خواهند بود.
از محبت تلخها شیرین شوداز محبت مسها زرین شوداز محبت دردها صافی شودوز محبت دردها شافی شوداز محبت دار تختی میشودوز محبت بار بختی میشوداز محبت لجن گلشن میشودبی محبت روضه گلخن میشوداز محبت نار نوری میشودوز محبت دیو حوری میشوداز محبت حزن شادی میشودوز محبت غول هادی میشوداز محبت نیش نوش میشودوز محبت بشر موسی میشوداین محبت هم نتیجه دانش استکی گزافه بر چنین تختی نشستالبته، در اشعار بالا، منظور از محبت، عشق پاک به پروردگار است، اما در پناه آن عشق، همه عشقهای دیگر شکل میگیرد، و گفتیم که والاترین عشق، پس از عشق به پروردگار، عشق در خانواده و بین خود والدین و بین والدین و فرزند و برعکس بین فرزند با پدر و مادر است.
تمام تلاش زوجین باید حاکم کردن عشق در محیط خانواده باشد.
آوردهاند که مردی با زنی ازدواج کرد.
شروع زندگی با عشق و محبت بود.
در چشم زن، لکّهای کوچک بود، اما در پناه این عشق، مَرد، لکه چشم زن را نمیدید.
مدتی گذشت و رابطه مرد و زن، برهم خورد و بدبینیها حاکم شد.
در این موقع، مرد متوجه لکه شد.
از زن پرسید:
این خال از چه موقع در چشم تو به وجود آمده؟ زن جواب داد:
از همان موقع که به من بدبین شدی.
۳ ) گذشت
گرچه نتیجه طبیعی عشق، گذشت است و در عشق، عاشق در معشوق محو میشود، امّا به هر حال، گذشت، یعنی خطای دیگری را اغماض کردن.
البته، واضح است که عمل صواب یا سخن درست دیگران گذشت نمیخواهد، گذشت در برابر خطای دیگران است.
در قرآن کریم نمونههای زیبایی از گذشت آمده است; من جمله:
(والعافین عن النّاس).
(=همانان که از مردم درمیگذرند.) و یا از صفات انسانِ خدا آمده است:
(وإذا مرّوا باللّغو مرّوا کراماً).
(=وچون بر لغو بگذرند با بزرگواری میگذرند.)ی و اصو نادیده گرفتن خطای دیگران، نشانه کمال تعالی انسان و رسیدن به فضای اسمای ساتر، غفور و عفوّ و دیگر اسمای پروردگار است.
انسانِ خدا، در برابر بدیها و نادانیهای دیگران، با کینه برخورد نمیکند، بلکه با دلسوزی و نظر اصلاحطلبانه.
در این جا یک سؤال ظریف و در همان حال، جالب پیش میآید و آن این که، با همسرم که مرتب بد و اشتباهکاری میکند، چگونه برخورد کنم؟ جواب را به صورت زیر مطرح میکنیم:
ـ اولا:اشتباههای کوچک و بیاهمیت را بزرگ جلوه ندهیم و از کاه، کوهی نسازیم و سهویات و مسائل پیش پا افتاده را ندیده بگیریم.
ـ ثانیاً:در اشتباههای بزرگتر، عالمانه و پخته عمل کنیم و در محیط محبت و دوستی.
البته، به هر حال رعایت تکلیف الهی در روابط خانوادگی نیز ضروری است، اما آداب و احکام انجام تکلیف نیز مهم است.
مواظب باشیم که از عکسالعملهای فوری خودداری کنیم و محیط را نا امن نکنیم.
داد و فریاد و عصبانیت، نتیجه معکوس میدهد.
و به هر حال، نباید در زندگی خانوادگی مشاجره باشد.
ثالثاً:بیشتر با عمل خود، به همسرمان همه چیز را بیاموزیم تا با حرف.
و خلاصه، با فعل خود او را پند دهید.
● نتیجه
محیط خانه بایستی محیطی جذّاب و شیرین باشد و بهترین ساعات عمر بایستی در خانه و خانواده بگذرد; چرا که همه سرمایههای مادی و معنوی ما (خانه و زندگی و همسر و فرزندان) همه در این محیط گرد آمدهاند.
اگر محیط خانه غمانگیز است، عیب از صاحبخانه است و صاحبخانه خطاکار است که نمیتواند خانه خویش را جایگاه مسرّت و خوشی کند.
حقیقت این است که در دنیا هیچ چیز نیست که مکرّر و یکنواخت باشد.
مردم کوتهبین همه چیز را یکنواخت و یکجور میبینند و نمیتوانند در هر یک از مظاهر حیات، دقایق حال را، که در لباسهای مختلف جلوه میکند، پیدا کنند.
بدین جهت، شما اگر هوشیار و خردمند باشید، خوشبختی را در خانه میجویید و با کمی دقت، در آن جا وسایل خوشی و سرگرمی و لذت و تفریح خود را فراهم میکنید.
بهترین ساعات عمر آن است که در خانه بگذرد.
در همه مراحل عمر، خانواده برای انسان سرچشمه مسرّت است.
کودک در روزگار طفولیت که تازه چشم به دنیا گشوده است، در آن جا آرامش و سعادت را در آغوش مادر و دامان پدر مییابد.
پس از آن، در دوره جوانی، که بهار زندگی است و روح انسانی به آفتاب عشق و زناشویی گرم میشود، باز هم لذت و فراغت را در خانه، در پناه همسر محبوب و مهربان خود پیدا میکند.
در مرحله پیری، که گلهای طلایی آمال، پژمرده و فرسودگی شروع میشود، باز هم ساعاتی که در خانواده و با همسر یا میان فرزندان میگذرد، قرین مسرّت و خوبی است و انسان احساس میکند که در کانون روحش، از زیر طبقات خاکستر، جرقههای نشاط و امید جستن میکند و اطفال کوچک با صورت نورانی و قیافه معصوم خود ستارگانی هستند که پیران سالخورده، فروغ نشاط را از آنها اقتباس میکنند.
آنان که روحشان سرشار از عشق پاک است، از همه چیزهای خانواده لذت میبرند و برای آنان فضای خانه، چون بهشت است که هر ساعت و دقیقه مسرّتی تازه در آن مییابند.
البته، علاقه ما به خانه از آن جهت است که ساکنان خانه را دوست داریم; زیرا گفتهاند:
«از کوچه لیلی میگذرم و بیاختیار در و دیوار را میبوسم.
گمان نکنید که من دیوارها را میپرستم، بلکه روحم از عشق کسی که در اینجا زندگی میکند لبریز است و دیوارها را به یاد و نام و عشق او میبوسم.»
بلی، خانواده سرچشمه خوشبختی است از این رو که افرادش یکدیگر را دوست میدارند و دارای منافعی مشترکند و با یکدیگر یکدل و یکرنگ.
نفاق و ریا ندارند و به یکدیگر دروغ نمیگویند.
وقتی به دور هم مینشینند، گفتگوهایشان مسرّتبخش است، و لبخندهاشان در اثنای صحبت، چون طلیعه فجر سعادت، پرتو امید و نشاط را در اعماق قلوبشان نفوذ میدهد.
آنان خوشبختند، برای این که رشته محبت و وفا، به یکدیگر ارتباطشان داده است.
● چند توصیه برای حفظ عشق و محبت در محیط خانه و خانواده
۱ ) هر وقت همسر خود را میبینید، به او خسته نباشید بگویید و از یکدیگر و کار و زحمتی که همسر داشته، تقدیر کنید و همدیگر را ببوسید.
۲ ) در موقع کار، گاهی به یکدیگر تلفن بزنید و از احوال یکدیگر جویا شوید.
۳ ) در امور خانه به همسر کمک کنید.
۴ ) در روزهایی چون سالگرد تولد، عقد، عروسی و نظایر آن به یکدیگر هدیه بدهید.
۵ ) گاهی با گل یا هدیه به منزل بیایید و به یکدیگر هدیه تقدیم کنید.
۶ ) در مسافرتها برای یکدیگر هدیه بگیرید.
۷ ) صفات خوب یکدیگر را تعریف کنید و صفات بد را نادیده بگیرید.
۸ ) پاکیزه و خوشبو و خوشلباس باشید و خانمها به آرایش در منزل و پاکیزگی خود و محیط منزل، بسیار اهمیت بدهند.
بدن انسان بایستی همیشه پاکیزه و خوشبو باشد.
۹ ) به همدیگر احترام بگذارید و حتی الامکان از شوخیهایی که شأن شما را کم کند، بپرهیزید.
۱۰ ) همسرتان را با همسران دیگر مقایسه نکنید; نه در ذهن خود، او را با دیگری مقایسه کنید (مرغ همسایه غاز است) و نه پیش خود او و یا در برابر دیگری; چرا که هر کسی یک مجموعه تواناییها دارد که با توانایی دیگران نباید مقایسه شوند.
۱۱ ) به خویشاوندان همسرتان احترام بگذارید و عیوب آنان را به رو نیاورید و مخصوصاً پدر و مادر هر یک از زوجین، باید مورد محبت و احترام دیگری باشند.
این هم وظیفه اخلاقی و انسانی است و هم در همسر تأثیر میگذارد.
۱۲ ) آخرین وصیت خضر به موسی این بود:
همیشه عیوب و خطای خود را در نظر داشته باش و عیوب و خطاهای دیگران را ببخش.

پزشک آن لاین
ویرایش و تلخیص:آکاایران

به بیان دیگر، آنچه حق است، مطرح است و تسلیم شدن به حق مطرح است، و در این صورت، خواه ناخواه، نظرها به طور نسبی، به یکدیگر نزدیک میشوند و این بحث برمیگردد به این که هر یک از زوجین بایستی بینشی صحیح داشته باشند که در قسمت «راه و رسم مشخص زندگی» کتاب حاضر به آن اشاره شده است.
حاکم کردن ارزشها در خانواده، نظر شخصی نیست، بلکه تلاش طرفین است.
حرف حق نباید بین زوجین تفاوت ایجاد کند، و نه تنها بین این زوجین که همه زوجین به نقطه مشترکی، در ثبوت خانواده و تربیت فرزند و اهداف زندگی میرسند.
مهم این است که ما این بینش صحیح را داشته باشیم.
نظر من و نظر تو، مطرح نیست، حق مطرح است و کوشش در راه رسیدن به حق، و اینچنین زندگی، چقدر خوش و زیبا و پرمعنا و عاقبت به خیر خواهد بود.
۲ ) محبّت
میگویند، اساس خلقت و آفرینش را محبّت تشکیل میدهد.
محبت، واژههایی مختلف دارد; مانند عشق، دوستی، نیکی و نظایر آن.
عالیترین واژه محبت، «عشق» است و والاترین عشقها، عشق به پروردگار است.
گرچه انسانِ خدا، همه هستی را به عنوان آیات خدا دوست دارد، امّا بعد از عشق به پروردگار، از بهترین و والاترین عشقها، عشق زوجین و عشق در خانواده و بین همسران و کودکان و به عکس است.
اگر زوجین خانواده را محیط عشق قرار دهند، محیط خانواده، به گلستانی معطر و پرگل تبدیل خواهد شد، و گلها و میوههای این باغ، که همان فرزندان باشند، میوههایی سالم و شاداب و مطمئن خواهند بود.
از محبت تلخها شیرین شوداز محبت مسها زرین شوداز محبت دردها صافی شودوز محبت دردها شافی شوداز محبت دار تختی میشودوز محبت بار بختی میشوداز محبت لجن گلشن میشودبی محبت روضه گلخن میشوداز محبت نار نوری میشودوز محبت دیو حوری میشوداز محبت حزن شادی میشودوز محبت غول هادی میشوداز محبت نیش نوش میشودوز محبت بشر موسی میشوداین محبت هم نتیجه دانش استکی گزافه بر چنین تختی نشستالبته، در اشعار بالا، منظور از محبت، عشق پاک به پروردگار است، اما در پناه آن عشق، همه عشقهای دیگر شکل میگیرد، و گفتیم که والاترین عشق، پس از عشق به پروردگار، عشق در خانواده و بین خود والدین و بین والدین و فرزند و برعکس بین فرزند با پدر و مادر است.
تمام تلاش زوجین باید حاکم کردن عشق در محیط خانواده باشد.
آوردهاند که مردی با زنی ازدواج کرد.
شروع زندگی با عشق و محبت بود.
در چشم زن، لکّهای کوچک بود، اما در پناه این عشق، مَرد، لکه چشم زن را نمیدید.
مدتی گذشت و رابطه مرد و زن، برهم خورد و بدبینیها حاکم شد.
در این موقع، مرد متوجه لکه شد.
از زن پرسید:
این خال از چه موقع در چشم تو به وجود آمده؟ زن جواب داد:
از همان موقع که به من بدبین شدی.
۳ ) گذشت
گرچه نتیجه طبیعی عشق، گذشت است و در عشق، عاشق در معشوق محو میشود، امّا به هر حال، گذشت، یعنی خطای دیگری را اغماض کردن.
البته، واضح است که عمل صواب یا سخن درست دیگران گذشت نمیخواهد، گذشت در برابر خطای دیگران است.
در قرآن کریم نمونههای زیبایی از گذشت آمده است; من جمله:
(والعافین عن النّاس).
(=همانان که از مردم درمیگذرند.) و یا از صفات انسانِ خدا آمده است:
(وإذا مرّوا باللّغو مرّوا کراماً).
(=وچون بر لغو بگذرند با بزرگواری میگذرند.)ی و اصو نادیده گرفتن خطای دیگران، نشانه کمال تعالی انسان و رسیدن به فضای اسمای ساتر، غفور و عفوّ و دیگر اسمای پروردگار است.
انسانِ خدا، در برابر بدیها و نادانیهای دیگران، با کینه برخورد نمیکند، بلکه با دلسوزی و نظر اصلاحطلبانه.
در این جا یک سؤال ظریف و در همان حال، جالب پیش میآید و آن این که، با همسرم که مرتب بد و اشتباهکاری میکند، چگونه برخورد کنم؟ جواب را به صورت زیر مطرح میکنیم:
ـ اولا:اشتباههای کوچک و بیاهمیت را بزرگ جلوه ندهیم و از کاه، کوهی نسازیم و سهویات و مسائل پیش پا افتاده را ندیده بگیریم.
ـ ثانیاً:در اشتباههای بزرگتر، عالمانه و پخته عمل کنیم و در محیط محبت و دوستی.
البته، به هر حال رعایت تکلیف الهی در روابط خانوادگی نیز ضروری است، اما آداب و احکام انجام تکلیف نیز مهم است.
مواظب باشیم که از عکسالعملهای فوری خودداری کنیم و محیط را نا امن نکنیم.
داد و فریاد و عصبانیت، نتیجه معکوس میدهد.
و به هر حال، نباید در زندگی خانوادگی مشاجره باشد.
ثالثاً:بیشتر با عمل خود، به همسرمان همه چیز را بیاموزیم تا با حرف.
و خلاصه، با فعل خود او را پند دهید.
● نتیجه
محیط خانه بایستی محیطی جذّاب و شیرین باشد و بهترین ساعات عمر بایستی در خانه و خانواده بگذرد; چرا که همه سرمایههای مادی و معنوی ما (خانه و زندگی و همسر و فرزندان) همه در این محیط گرد آمدهاند.
اگر محیط خانه غمانگیز است، عیب از صاحبخانه است و صاحبخانه خطاکار است که نمیتواند خانه خویش را جایگاه مسرّت و خوشی کند.
حقیقت این است که در دنیا هیچ چیز نیست که مکرّر و یکنواخت باشد.
مردم کوتهبین همه چیز را یکنواخت و یکجور میبینند و نمیتوانند در هر یک از مظاهر حیات، دقایق حال را، که در لباسهای مختلف جلوه میکند، پیدا کنند.
بدین جهت، شما اگر هوشیار و خردمند باشید، خوشبختی را در خانه میجویید و با کمی دقت، در آن جا وسایل خوشی و سرگرمی و لذت و تفریح خود را فراهم میکنید.
بهترین ساعات عمر آن است که در خانه بگذرد.
در همه مراحل عمر، خانواده برای انسان سرچشمه مسرّت است.
کودک در روزگار طفولیت که تازه چشم به دنیا گشوده است، در آن جا آرامش و سعادت را در آغوش مادر و دامان پدر مییابد.
پس از آن، در دوره جوانی، که بهار زندگی است و روح انسانی به آفتاب عشق و زناشویی گرم میشود، باز هم لذت و فراغت را در خانه، در پناه همسر محبوب و مهربان خود پیدا میکند.
در مرحله پیری، که گلهای طلایی آمال، پژمرده و فرسودگی شروع میشود، باز هم ساعاتی که در خانواده و با همسر یا میان فرزندان میگذرد، قرین مسرّت و خوبی است و انسان احساس میکند که در کانون روحش، از زیر طبقات خاکستر، جرقههای نشاط و امید جستن میکند و اطفال کوچک با صورت نورانی و قیافه معصوم خود ستارگانی هستند که پیران سالخورده، فروغ نشاط را از آنها اقتباس میکنند.
آنان که روحشان سرشار از عشق پاک است، از همه چیزهای خانواده لذت میبرند و برای آنان فضای خانه، چون بهشت است که هر ساعت و دقیقه مسرّتی تازه در آن مییابند.
البته، علاقه ما به خانه از آن جهت است که ساکنان خانه را دوست داریم; زیرا گفتهاند:
«از کوچه لیلی میگذرم و بیاختیار در و دیوار را میبوسم.
گمان نکنید که من دیوارها را میپرستم، بلکه روحم از عشق کسی که در اینجا زندگی میکند لبریز است و دیوارها را به یاد و نام و عشق او میبوسم.»
بلی، خانواده سرچشمه خوشبختی است از این رو که افرادش یکدیگر را دوست میدارند و دارای منافعی مشترکند و با یکدیگر یکدل و یکرنگ.
نفاق و ریا ندارند و به یکدیگر دروغ نمیگویند.
وقتی به دور هم مینشینند، گفتگوهایشان مسرّتبخش است، و لبخندهاشان در اثنای صحبت، چون طلیعه فجر سعادت، پرتو امید و نشاط را در اعماق قلوبشان نفوذ میدهد.
آنان خوشبختند، برای این که رشته محبت و وفا، به یکدیگر ارتباطشان داده است.
● چند توصیه برای حفظ عشق و محبت در محیط خانه و خانواده
۱ ) هر وقت همسر خود را میبینید، به او خسته نباشید بگویید و از یکدیگر و کار و زحمتی که همسر داشته، تقدیر کنید و همدیگر را ببوسید.
۲ ) در موقع کار، گاهی به یکدیگر تلفن بزنید و از احوال یکدیگر جویا شوید.
۳ ) در امور خانه به همسر کمک کنید.
۴ ) در روزهایی چون سالگرد تولد، عقد، عروسی و نظایر آن به یکدیگر هدیه بدهید.
۵ ) گاهی با گل یا هدیه به منزل بیایید و به یکدیگر هدیه تقدیم کنید.
۶ ) در مسافرتها برای یکدیگر هدیه بگیرید.
۷ ) صفات خوب یکدیگر را تعریف کنید و صفات بد را نادیده بگیرید.
۸ ) پاکیزه و خوشبو و خوشلباس باشید و خانمها به آرایش در منزل و پاکیزگی خود و محیط منزل، بسیار اهمیت بدهند.
بدن انسان بایستی همیشه پاکیزه و خوشبو باشد.
۹ ) به همدیگر احترام بگذارید و حتی الامکان از شوخیهایی که شأن شما را کم کند، بپرهیزید.
۱۰ ) همسرتان را با همسران دیگر مقایسه نکنید; نه در ذهن خود، او را با دیگری مقایسه کنید (مرغ همسایه غاز است) و نه پیش خود او و یا در برابر دیگری; چرا که هر کسی یک مجموعه تواناییها دارد که با توانایی دیگران نباید مقایسه شوند.
۱۱ ) به خویشاوندان همسرتان احترام بگذارید و عیوب آنان را به رو نیاورید و مخصوصاً پدر و مادر هر یک از زوجین، باید مورد محبت و احترام دیگری باشند.
این هم وظیفه اخلاقی و انسانی است و هم در همسر تأثیر میگذارد.
۱۲ ) آخرین وصیت خضر به موسی این بود:
همیشه عیوب و خطای خود را در نظر داشته باش و عیوب و خطاهای دیگران را ببخش.

پزشک آن لاین
ویرایش و تلخیص:آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران