محبت بیشتر

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد محبت بیشتر ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته روانشناسی خانواده از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران  
محبت بیشتر
,[categoriy]

آکاایران: محبت بیشتر

همه روزهایی که فرزند دوم ام را باردار بودم و هر که مرا می دید می گفت: «آخه پسرت گناه داره. آخه هنوز خیلی کوچیکه. آخه دیگه کسی بهش توجه نمی کنه».

حرف های آدم ها انگار شک و تردیدهای خودم بودند که جرأت مطرح کردنشان را نداشتم. پای حرف زدن که به میان چه می آمدمی توانستم خودم و بقیه را متقاعد کنم. ولی در عمل قرار بود چه بشود؟ درباره فرزند دوم کتاب می خواندم تا ببینم عکس العمل های پسر بزرگم ممکن است چطور باشد. پیش بینی ها وحشتناک نبودند: چند وقتی تمایل به دوباره نوزاد شدن و حسادت کردن؛ حسی که همیشه بین همه خواهر و برادرها جاری است و پدر و مادر باید بلد باشند با آن چطور برخورد کنند. ولی باز هم دلم آرام نمی شد. اگر به پسر بزرگ ترم فشار می آمد چه؟ اگر بعدها روزی به من می گفت چرا من را از این مرکز توجه بودن درآوردی؟ باید چه جوابی بهش می دادم؟ ما تا تولد نوزادمان فقط پدر و مادر یک نفر بودیم و لابد قرار بود بعدش نصف بشویم و به هر کدام از بچه هایمان نصف پدر و مادری مان را ببخشیم.

دلشوره هایم تا همین چند روز پیش ادامه داشت. اینکه پسر بزرگم توانسته بود نوزاد خانه مان را بخنداند خیالم را راحت نکرده بود. این فکر که در عوض باهم همبازی می شوند هم همینطور. آن روز پسر کوچکم را خوابانده بودم روی یک ملافه روی زمین. صدای زنگ را شنیدم. در را باز کردم. پسرم از مهد آمده بود. قبل از آنکه سلام بدهد و قبل از آنکه کفش هایش را درآورد، نوزاد را دید و به سرعت رفت طرفش. این وقت ها باید با آنها کاری نداشته باشم مگر آنکه سلامت نوزاد در خطر جدی بیفتد. از دور نگاه شان کردم. پسر بزرگ ترم نشست، به نوزاد سلام کرد و برایش شکلک درآورد و بعد از دیدن خنده اش خم شد و پیشانی اش را بوسید.

برای نخستین بار حس کردم دلش برای برادر کوچکش تنگ شده بود. برای نخستین بار به نظرم آمد که انگار دیگر او را دوست دارد و برایش یک موجود خنثی نیست. برایش شده یک فرد؛ یک عضو خانواده. یکی که حالا می تواند به او محبت کند و از او محبت ببیند. این لحظه، لحظه ای بود که خیالم را راحت کرد؛ لحظه ای که بهم فهماند حتی اگر هم قرار باشد برای او تقسیم شوی، چیز جدیدی به زندگی اش آورده ای. یک حجم زیاد از محبتی که جور دیگری است، لابد کمی دوستانه تر؛ یک محبت برادرانه که دوطرفه می شود حتما. من به زندگی پسرم «دوست داشتن» و «دوست داشته شدن» جدید را اضافه کرده بودم. یک رابطه که مثل همه رابطه های دیگر سختی های خودش و البته شیرینی های خودش را دارد لابد. ولی بالاخره رابطه است. باهم بودن و محبت دیدن است.

در این زمانه ای که آدم ها روزبه روز تنهاتر می شوند، یک رابطه هم یک رابطه است، مخصوصا رابطه ای که احتمال ماندگاری اش بیشتر است. امید؛ من به این ماندگاری امید بیشتری دارم. برای هم بمانند کاش. با هم بخندند و گریه کنند کاش. به هم محبت کنند کاش، لحظه ها و روزها و سال ها.



همشهری انلاین

این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید آکا ایران نیست .

,[categoriy]
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره آکا ایران مراجعه نمایید .

منبع :

محبت بیشتر گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات