مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته روانشناسی خانواده از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران ایران :آسیب شناسى رفتار مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند گل سرخى براى جنایت ! سینا قنبرپور بازى و نمایش نیست که بخواهیم نقش آن دو را بازى کنیم. هیچ کدام از ما نه خسرو و فرهاد...

مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند
,[categoriy]

آکاایران: مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند


ایران :آسیب شناسى رفتار مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند
به گزارش آکاایران گل سرخى براى جنایت !
سینا قنبرپور
بازى و نمایش نیست که بخواهیم نقش آن دو را بازى کنیم. هیچ کدام از ما نه خسرو و فرهاد را دیده ایم، نه رومئو و ژولیت را و نه لیلى و مجنون را، اما احتمالاً افسانه «لیلى و مجنون » نظامى گنجوى را خوانده ایم پس تنها سندى که براى فهم و نزدیک شدن به نقش این دو شخصیت داستانى وجود دارد همان « لیلى و مجنون » نظامى گنجوى است. بنابر این اگر قرار است نقش بازى کنیم نباید قاعده بازى را برهم بزنیم. لابد مى پرسید این بازى دیگر چیست که قاعده اش کدام باشد ؟ منظور ما داستان نامکرر عشق است؛ و در این داستان باید قاعده آن را رعایت کرد. گستاخى و پافشارى آخر نمایش را خراب مى کند ! حتى در آن افسانه گنجوى هم لیلى و مجنون نتوانستند به وصال برسند چه رسد به لیلى و مجنون هاى عالم واقع. واقعیت این است که عشق در عالم واقع مثل افسانه ها و داستانها نیست. اشتباه است اگر گمان کنیم در عالم واقع مى توانیم لیلى و مجنون بسازیم. ساخته ما احتمالاً چیزى نخواهد شد جز « لیلون » و « فرهاد » برره !اما حکایت این عشق و بر هم زدن قاعده بازى آن این روزها سوژه هاى خوبى براى صفحات حوادث ساخته است. مدتى قبل نوشتیم « روایت عشق به دست خشونت » و آن مربوط به خواستگارى هایى بود که به دلیل پافشارى هاى غیر منطقى پسر بر خواسته اش مبنى بر خواستن دختر مورد نظر و غیره کار به جنایت و جرم کشیده است. حتماً مى گویید این سوژه که دیگر تکرارى شده و ...! لحظه اى صبر کنید قرار نداریم با یک سوژه تکرارى روز جمعه شما را یکنواخت و خراب کنیم. تغییرى رخ داده که قابل تأمل است. سه سال قبل درپایتخت چند واقعه تلخ روى داد. حالا بعد از گذشت سه سال رویدادهایى به وقوع پیوسته که همان منشأ را دارد ولى صورتش عوض شده. سه سال قبل دو دانشجوى پسر به طور جداگانه به خواستگارى دختران مورد علاقه خود رفتند. هردو جواب منفى شنیدند. یکى پس از چند بار مراجعه و شنیدن پاسخ منفى در مقابل خانه دختر ،خود را با ریختن بنزین سوزاند و دیگرى به بالاى یک چراغ برق رفت و در حالى که قصد خودکشى داشت به وسیله مأموران آتش نشانى نجات یافت. در این ماجراها و وقایع مشابه آن پسران به اصطلاح عاشق راه خود آزارى پیش گرفتند و در اعتراضى آشکار بدون آنکه به مطلوب برسند خود را قربانى کردند .
اینک اوضاع به شکلى دیگرگون شده است. پسران به اصطلاح عاشق براى رسیدن به مطلوب راه دیگرآزارى در پیش گرفته اند. مثلا اوایل آذرماه امسال پسرى به وسیله قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفرى استان تهران محاکمه شد که دختر مورد علاقه خود را به سبب آنکه دختر دیگر او را نمى خواسته به قتل رساند. ربودن دختر به وسیله پسرى که به او علاقه مند است، قتل پدر و مادر دختر مورد علاقه براى هموار کردن راه رسیدن به دختر و .... نمونه هایى از این رفتارهاست. رفتارهایى که برخلاف ماجراهاى سه سال قبل از خودآزارى به دیگرآزارى تغییر شکل داده اند. این همان مسأله اى است که نمى توان به سادگى از کنار آن گذشت .
تفسیرى ناخوشایند از یک سنت
مى گویند در قدیم و در بعضى از اقوام هر پسرى از دخترى خوشش مى آمده براى نشان دادن لیاقت خود دختر را مى دزدیده و سوار بر اسب مى گریخته .در واقع پسر به این ترتیب لیاقت خود را به نمایش مى گذاشته و نظام ارزشگذارى جامعه هم چنین کارى را نوعى جسارت و شجاعت مى پنداشته است. شاید براین اساس بوده که همواره به پسران آموخته اند « اگر دخترى را مى خواهید باید پاشنه در خانه اش را درآورید » به این معنى که باید بر خواسته خود پافشارى کنید تا مسلم شود که شما بر خواسته خود یعنى خواستگارى مصرید و مصمم.
این موضوع شاید براى دو دهه قبل رفتارى عادى بود اما اینک به دلایلى هرگز قابل دفاع نیست. در دهه هاى پیش پسران و دختران به صورتى کاملاً متفاوت همدیگر را مى پسندیدند. آشنایى آنها کاملاً چارچوب بزرگترها بود اما در حال حاضر عموماً شرایط عوض شده، پسران خود دختر مورد علاقه شان را برمى گزینند، با او آشنا مى شوند و بعد خانواده ها تشریفاتى را به عمل مى آ ورند که همان خواستگارى و بله برون و ... است. بنابراین اوضاع تغییر کرده است اما یک چیز تغییر نکرده. به نظر مى رسد برخى پسرانى که پذیرفته اند به صورتى غیر از رسم گذشته همسرى را برگزینند، قاعده بازى را تا آخر به اجرا درنمى آورند. یعنى تا زمانى که مى خواهند بپسندند به روش جدید عمل مى کنند ولى وقتى طرف مقابل هم مى خواهد به روش جدید عمل کرده و پسر را در ترازوى سنجش قرار دهد حاضر نیستند نتیجه را بپذیرند. این یک دوره گذار است. باشد، اما نباید این دیگرگون شدن اجتماعى و رسم و رسومات آن به ناهنجارى و رفتارهاى ضد اجتماعى تبدیل شود. براى همین بازبینى این حوادث در کنار تأمل در باب عشق و زندگى و واقعیاتى که در دنیاى کنونى با آن سر و کار داریم مى تواند به آسیب شناسى این ماجرا کمک کند.
مجنون بازى در عصر اطلاعات
عرب زبان ها براى فرد عاشق واژه « مجنون » را به کار گرفتند ؟
ما مى گوییم عاشق اما واقعیت این است که بسیارى از ما از عشق چیز قابل توجهى نمى دانیم. مفاهیم «عشق »، «دوست داشتن »، « ازدواج »، « رابطه»، « علاقه » و .... همه درهم آمیخته اند. همه این موارد به ماجرایى اطلاق مى شود که معمولاً یک طرف آن پسر و طرف دیگرش دختر است. چه کسى هست که وقتى از واژه عشق یاد مى کند بداند چه معنایى از آن را مورد نظر دارد. خلاصه که همه چیز در هم خلط شده است. « مجنون » داستان نظامى گنجوى هیچگاه حاضر به رساندن آزارى به لیلى نشد حال آنکه « مجنون » هاى عصر ما همه تا آنجا مجنونند که « لیلى » مال آنهاست ! یعنى اگر دخترى را خواستند ولى مال آنها نشد آنگاه مستحق هر جفایى مى شود!
نمونه اش را در اخبار مى توانیم ردیابى کنیم. ماجراى قتل « صوفیا » دخترى که ۲۸ تیرماه امسال به وسیله « رامین » دوستش قربانى شد یکى از آنهاست. رامین در جلسه محاکمه اش به قاضى عزیزمحمدى گفت : من و صوفیا به مدت دو سال با هم دوست بودیم و قرار گذاشتیم اگر بخواهیم از هم جدا شویم خود را بکشیم و من هم همین کار را کردم و ضربه اى هم به خودم زدم. شب قبل از حادثه که با صوفیا درگیر شدم به او این موضوع را مطرح کردم ولى او توجهى نکرد.
رامین در لحظاتى که ضربات چاقو را به بدن صوفیا وارد مى کرده فریاد مى زده « کار » تو را از من گرفت. در این جملات کوتاه مى توان دریافت که حسادت در تصمیمات مجنونى از عصر حاضر موج مى زده تا آنجا که حتى به کار لیلى زندگى خود به شکل یک رقیب نگریسته است؛ مؤلفه هایى که نیازمند روانشناسى و مشاوره در رفتارند؛ نیازمندیهایى از عصر جدید.
مورد دیگر مربوط به دخترى است که به وسیله جوانى ربوده شد. جوان خواستگار قبلى دختر بود. او که « حسین » نام داشت وقتى پلیس براى نجات « فرزانه » آمد از محل گریخت و درهمین حین پلیس براى توقف او اقدام به تیراندازى کرد و پایش گلوله خورد. حسین در تحقیقات مقدماتى اعتراف کرد این کار را براى این مرتکب شده است که خانواده فرزانه پیشتر با ازدواج او و دخترشان مخالفت کرده بودند.
سایت اطلاع رسانى پلیس نیز خبرهایى از این دست دارد. در یکى از این اخبار به رفتار پسرى به نام محمد رضا اشاره شده که به دلیل جواب منفى خانواده دختر مورد علاقه اش با پرتاب شىء آتش زا قصد زهرچشم گرفتن از آنان را داشته است. در این حادثه « نرگس » دختر مورد علاقه محمد رضا به شدت از ناحیه صورت سوخته بود. این کار در شهریور ماه در خانى آباد تهران به وقوع پیوست.
خبر دیگرى را سایت اطلاع رسانى پلیس منتشر کرده و آن اینکه پسرى به نام « هوشنگ » که ۲۲ ساله است پس از آنکه خانواده دختر مورد علاقه اش به دلیل آنکه او سربازى نرفته جواب منفى دادند و بعد از رفتن به سربازى هم بهانه آوردند به ضرب گلوله به قتل رسید. هوشنگ پدر و مادر زهرا را به درخانه کشانده بود و بعد آنها را به گلوله بسته بود. این ماجرا مربوط به تیرماه امسال است.
پسر دیگرى در توابع شاهرود، عمو و مادر دختر مورد علاقه اش را به قتل رساند تا بتواند به مطلوب برسد. این ماجرا را نیز سایت اطلاع رسانى پلیس خرداد ماه ۸۴ منتشر کرد. حق با عرب زبانها بود زیرا معناى تحت اللفظى مجنون را ما دیوانه مى دانیم. یک ماجراى دیگر هم در تهران روى داد که نشان مى دهد معناى تحت اللفظى این واژه را براى مجنونین عصر حاضر بى راه نگفته اند. پسرى وقتى خانواده خاله اش با ازدواج او و دخترخاله مخالفت کردند خانه آنها را به گلوله بست. خاله ضارب و زن همسایه خاله در این ماجرا مجروح شدند. اما در این میان پرسش همیشگى این است: چگونه یک زندگى یا یک عشق با خشونت به سرانجامى مطلوب، متعالى - یا هرآنچه مرتکبان مى خواهند - مى رسد ؟
بازتعریفى در مفاهیم و فرهنگ سازى
در باب عشق و مفاهیم آن بسیار گفته اند. عشق در لغت نامه ها به دوست داشتن بى حدو حصر معشوق ازسوى عاشق گفته مى شود. براى این مقوله افسانه ها ساخته اند که قدیمى ترین آن مربوط به مردمان یونان است. بر اساس اسطوره هاى یونانى « آفرودیت » خداى عشق و زیبایى است، کسى که همه مردان و خدایان افسانه اى دیگر در عشقش مى سوزند. اما با وجود این گونه اسطوره ها و افسانه سازى ها، دانشمندان نظرى متفاوت دارند؛ روانشناسان معتقدند آن عشق هاى اساطیرى میان دو فرد در عالم واقع نمى تواند ظهور بیابد. البته آنها این تفسیر را بر اساس ویژگى ها و روحیات افراد بشر مى گویند. با این حال محققان ایتالیایى به تازگى به نکته اى جالب دست یافته اند؛ آنها بر اساس نتایج تحقیقات خود تأکید کرده اند رابطه عشقى میان زوج هاى جوان فقط یکسال ادامه پیدا مى کند.محققان «دانشگاه پاویا» ایتالیا در آزمایشات خود دراین زمینه دریافته اند احساسات قوى که تمام زندگى عشاق را دربرمى گیرد همگى بستگى به مولکولى به نام «فاکتور، عصبى ان.جى.اف» دارد. بر این اساس وقتى احساس شادمانى مى کنید، وقتى قلب شما مى تپد، وقتى دلتان شور مى زند، وقتى احساس حماقت مى کنید تمام این نشانه ها تحت عنوان عاشق شدن شناخته مى شود و یکسال بیشتر طول نمى کشد!!


ایسنا در انعکاس نتایج این تحقیق گزارش داده است دانشمندان ایتالیایى دریافته اند که میزان «مولکول ان.اف.جى» در خون ۵۸ نفر که مورد تحقیق بودند و دیوانه وار عاشق شده بودند بسیار بیشتر از افراد مجرد و یا افرادى است که مدت زمان زندگى مشترک آنها طولانى تر بوده است.
به عبارت دیگر این مولکول افزایش مى یابد تا رابطه عاشقانه شکل بگیرد ولى پس از شکل گرفتن کاهش مى یابد و زندگى روال عادى خود را پى مى گیرد.
بدین ترتیب مى توان چنین نتیجه گرفت که جوانان براى همان احساسات کوتاه مدت تن به رفتارهاى ضد اجتماعى و نابهنجارى چون ارتکاب به جرم مى دهند که تنها براى یکسال ماندگار است! این را مى توان در بسیارى تجربه هاى واقعى هم یافت. زندگى یک واقعیت است از دنیاى روزمره ما که با عشق سر و کار چندانى نداشته و براى خود مؤلفه هایى دارد. در مقابل، عشق موهبتى الهى است که ماهیتى ماورایى دارد. حضور این موهبت الهى در دنیاى محصور در مختصات مکان و زمان ما نمى گنجد. بنابراین بهتر است همین اول ماجرا تکلیفمان را با عشق روشن کنیم. ماهیتى که دل ما را به تاپ تاپ مى اندازد و شورى به حالمان تزریق مى کند از ماورایى مى آید که از جنس خالق هستى است. بله این یک واقعیت است که عشق از جنس ما نیست که بخواهیم آن را محاسبه کنیم و بسنجیم. طمع مى کنیم و مى خواهیم با همان خم ابرو و ... همان اندک شور و حالى که زیرو رویمان کرده را تصاحب کنیم و آن را مالک شویم. آنچه در دنیاى واقعى ارزش و هنجار شده است ازدواج است. پس عاشق مى شویم و مى خواهیم با ازدواج آن حس و حال را به ثبت برسانیم براى خودمان. اما این ثبت لحظه پر شر و شور به مانند کار کسى است که به کنار دریا رفته و مى خواهد با یک لیوان دریا را تصاحب کند. حاصل چنین کارى مى شود یک لیوان آب. دریا هم آب است اما توى لیوان کجا و موج و جوش خروش دریا کجا؟
پس بدانیم که ما در دنیایى واقعى زندگى مى کنیم که به شدت براساس چارچوبهاى خود جریان دارد. شکسپیر با رومئو و ژولیت اش و نظامى گنجوى با لیلى و مجنون اش سالها قبل این واقعیت را به تصویر کشیدند. مجنون یا رومئو با آنهمه عشقى که به لیلى یا ژولیت داشتند نتوانستند به آنها برسند. در واقع نظامى با پایان خود تأکید کرده عشق در دنیا وصالى ندارد؛ شکسپیر هم همینطور.
اما نکته اى که باید به آن توجه کرد این است که مفاهیم و معانى ما از عشق، زندگى، ازدواج، رابطه زناشویى و .... با آنچه لیلى و مجنون با آن شناخته مى شوند تفاوت دارد. حتى فیزیک بدن ما بر اساس تحقیقات دانشمندان ایتالیایى گنجایش این شور و هیجان را ندارد و به محض دریافت، آن را تبدیل مى کند و عشق مى شود مهر. مهر به همسر، مهر به فرزند و اندکى آتشین تر آن مى شود مهر مادر به فرزند. پس بیایید اگر در عالم واقع، یعنى همین کوچه و خیابانى که در آن زندگى مى کنیم از دخترى یا پسرى خوشمان آمد ببینیم مى خواهیم با به او رسیدن چه مقصود و مقصدى را تجربه کنیم؟ بدیهى است پاسخ به چنین سؤالى مى تواند در واقعى شدن خواسته ما، کمک حال باشد. وقتى بدانیم انتظار ما از او که خوشمان آمده یک زندگى و یکى دو بچه است و یک کار و خانه و ... خب براى این خواسته همه چیز به یک نفر خلاصه نمى شود. افراد زیادى از آدمها را مى توان پیدا کرد که بتوانند خوب زندگى کنند، پدر یا مادر خوبى بشوند، همسر خوبى باشند و ... .
خلاصه این بحث مى شود این که عشق را که ماهیتى غیر دنیوى دارد نمى توان در قالب یک نفر که محدود و محصور در یک کالبد است زندانى کرد. پس اگر واقعاً دخترى جواب نه داد باید سنجید که جواب منفى این دختر از سر ناز است یا در پى یک واقعیت. به هر حال مى توان در وسعت بیکران آدمها که هیچ دو آدمى را نمى توان شبیه همدیگر یافت یک نفر دیگر را پیدا کرد که در عین داشتن کرامات و زیبایى مؤلفه هایى براى زندگى در عالم واقع را هم داشته باشد. اگرچه بر زبان آوردن همه این حرفها ساده است اما عمل به آنها نیز در دنیایى که مى توان با مراجعه به روانشناس و مشاور و اندکى پشتکار تحققش بخشید چندان سخت نیست .

منبع :

مجرمانى که گمان مى کنند عاشق شده اند گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات