آنچه مادران باید بخوانند - خانواده آکا

خانواده - روانشناسی خانواده - آنچه مادران باید بخوانند

یکی از تفریحات من در مهمانی ها تماشای دورادور بازی های بچه هاست.

اطلاعات مادران,مراقبت از کودکان

 دوستی هایشان، دعواهایشان و قهر و آشتی هایشان، نه که فکر کنید خیلی آدم مهربانی هستم و از صداقت و رو راستی بچه ها خوشم می آید و این حرفها، اتفاقا نه من از بچه ها خیلی خوشم می آید نه آنها از من، ولی با نگاه کردن به رفتار و بازی های بچه های مختلف از خانواده های مختلف خیلی چیزها دستگیرتان میشود. از حرف زدنشان، از حرکاتشان و نحوه ی ارتباط آنها با همسالانشان متوجه عمق تاثیر پذیری بچه ها از والدین و به ویژه مادرانشان خواهید شد.
چند روز پیش در یک مراسم مهمانی دو پسر بچه با اختلاف سنی دو/سه سال حسابی با هم درگیر شدند.من خودم از دور شاهد رفتار بی ادبانه و قلدری های پسر بزرگتر بودم، کار بالا گرفت و ناگهان پسر بزرگتر یک قیچی کوچک را به طرف پسر کوچک پرت کرد.پسر کوچک خودش را پشت چادر مادرش پنهان کرد و قیچی مذبور پس از اصابت به دیوار به زمین افتاد. مادر پسر کوچک رو به پسر بزرگ کرد و گفت آقا مجتبی(اسم پسر قلدر) این چه کاریه می کنی؟ چرا با هم دعوا می کنید؟ و پسر بزرگتر با خشونت پاسخ داد. اول اون شروع کرد.( به عنوان ناظر کل ماجرا شاید در آن جمع فقط من متوجه معنای شرارت و تمسخر نگاه پسر بزرگتر بودم) در همین زمان پسر کوچک از پشت چادر مادرش بیرون آمد، روبروی پسر بزرگتر که یک سر و گردن از او بلندتر بود ایستاد و با لحنی محکم و معترضانه گفت:«عزیزم! شما اول من رو زدید.
▪ پیش از این درباره ی مادری و اخلاق مراقبت از نگاه فمینیست ها چیزهایی در این وبلاگ نوشته ام ، اما در این پست اصلا قصد ارائه ی یک بحث نظری فمینیستی را ندارم. بلکه مسئله چیز دیگری است، سالهای اخیر سالهایی است که بسیاری از متولدین اواخر دهه ی پنجاه و اوایل دهه ی شصت مادر شدن را تجربه می کنند. اگر دقت کنید اطرافمان پر است از مادران جوان که هیچ چیز جز باورهای غلط و درست گذشتگان درباره ی تربیت فرزند نمی دانند.
شخصا بارها و بارها در خیابان ها و فروشگاه ها مادرانی را دیده ام که کودکانشان را به مثابه گونی سیب زمینی از پی خود می کشند و این سو و آنسو می روند. بارها مادران جوانی را دیده ام که با الفاظ رکیک کودک خود را مخاطب قرار می دهند و او را تحقیر می کنند، حتی یکبار مادر بسیار جوان و زیبایی را دیدم که هم نوا با کودک گریانش اشک می ریخت و در حالیکه بچه را پشت سر خود روی زمین می کشید به پدر بچه و تمام فک و فامیل هایش بد و بی راه میگفت و کودک را مسبب تمام بدبختی های خود می دانست. در مقابل مادران فراوانی را هم می شناسم که به شیوه ی نامعقولی تمام محبت و علاقه شان را به پای فرزندشان می ریزند با لوس و متوقع کردن کودکشان ناخواسته زمینه ی بسیاری مشکلات را برای او فراهم می کنند.
▪ در حقیقت کودکان ما آینه ی تمام نمای پدرها و مادرهای خود هستند. والدینی که با هم محترمانه برخورد می کنند، یکدیگر را تایید می کنند، دروغ نمیگویند ، با هم طلبکارانه سخن نمیگویند و …فرزندان بسیار متفاوت و موفقی پرورش خواهند داد. گفتن ندارد که والدین الگوی مسقیم بچه ها هستند و یک نکته هم اضافه کنم که بچه های این دوره زمانه فوق العاده با هوش هستند و اصلا نباید آنها را با دوران کودکی خودمان مقایسه کنیم و فکر کنیم که آنها هم مثل ما پخمه هستند و متوجه خیلی چیزها نمی شوند.
پسر خرد سالی را می شناختم که چون از علایق مذهبی مادرش آگاه بود چند وقت یک بار از خوابهای عجیب و غریبش برای مادرش تعریف می کرد، از اینکه پیراهن سفید بلند پوشیده و در باغهای بهشت راه می رفته و از اینکه عموی شهیدش را در خواب دیده و از اینکه با خدا ملاقات خصوصی داشته و… کودک از اینکه مادرش او را مانند یک قدیس کوچک ستایش میکرد و همه جا از نیروی معنوی وجود او صحبت می کرد حسابی کیفور میشد…بعدها راز این دروغگوی کوچک فاش شد و بدجوری مورد تنبیه قرار گرفت هر چند که به نظر من کسی که باید تنبیه می شد او نبود.
موارد زیادی از بچه هایی که با شناخت نقاط ضعف پدر و مادرهای شان از این وضعیت سود (یا شاید بهتر باشد بگویم زیان) فراوانی برده اند دیده و شنیده ام، به هر حال خواستم بگویم که مواظب باشید از این کوچولو ها رو دست نخورید و بازی تان ندهند.
▪ و اما بعد؛ نکته ای که باید اشاره کنم این این است که در ساختار اجتماع و خانواده های ما نقش اول و موثرترین نقش در تربیت کودکان به عهده ی مادران است. مادر هایی که الحمدلله همگی از نعمت سواد برخوردارند و تعداد بسیار زیادی از آنها هم تحصیلات دانشگاهی دارند. مادر هایی که – بخصوص پس از ازدواج- نسبت به خیلی نابرابری ها و قوانین عرفی و سنتی جامعه معترض می شوند و باعث و بانی هایش را لعنت می کنند. به نظر من اگرچه فعالیت برای برابری حقوق و تغییر قوانین ناعادلانه ( البته منظورم کار تخصصی است) کار بسیار پسندیده ای است، با این حال واضح است که با تغییر پوسته محتوا تغییر نخواهد کرد. توهین به زنان، تحقیر آنها، دست کم گرفتنشان تعزیز و تکریم فرزندان پسر از سوی مردان، و پذیرفتن این شرایط و کرنش در مقابل آن از سوی زنان عمیقا در باور مردم ما جا خوش کرده است و تغییر آن نه با تجمع و تحصن که تنها با کار تربیتی و فرهنگی ممکن است.
▪ به این اصل ایمان دارم که نه بیشتر و نه کمتر از آنچه لایقش هستیم به دست نخواهیم آورد.طبیعی است که کار فرهنگی و تربیتی را باید از خودمان آغاز کنیم. اینکه انسان در تصحیح رفتار، کردار و باورهای خودش بکوشد و سعی کند عقاید غلط خود را دور بریزد؛ با تردید،تامل و مطالعه ممکن خواهد بود. بدست آوردن اعتماد به نفس، تفکر مثبت، دوری کردن از نق زدن و نالیدن و اشک ریختن و… -که خوشبختانه کتابهای فراوانی در ارتباط با آن چاپ شده و بازار خوبی هم پیدا کرده است- راهکارهای خوبی است که پیشنهاد شده. اگرچه این مباحث عموما توسط نویسندگان آمریکایی نوشته شده است اما در باورهای دینی خود ما هم به آن توصیه شده است.

ویرایش و تلخیص:آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات