دختر کوچولوی من خانم شده - آکا

دختر کوچولوی من خانم شده

دختر کوچولوی من «خانم» شدهرابطه مادر و دختر رابطه ای مستحکم و جدایی ناپذیر است که حتی اگر مدتها نیز قطع شده باشد، اما همچنان پایدار می ماند.

روانشناسی خانواده,دختر کوچولوی من

در این میان، رابطه برخی از مادران و دختران طبیعی و روشن است. دختر مطمئن است که مادر همیشه در کنار اوست و هر کدام از عشق طرف مقابل نسبت به خود اطمینان دارند.
تفاهم واقعی بین مادر و دختر به این معناست که این دو نفر بتوانند درباره مسایل روز جامعه مثل کار، سیاست، ازدواج، مواد مخدر و نظایر آن که در گذشته ناپسند محسوب می شد، به راحتی گفتگو کنند و نظرهای خود را مطرح کنند.
● بحثهای دوران نوجوانی
اغلب بین دختران نوجوان و مادرشان جر و بحث وجود دارد؛ زیرا نوجوانی، دوران طلایی ابراز وجود برای دختران است.
به همین منظور نیز آنان دوست دارند برای ورود به دنیای بزرگسالی هر چه بیشتر از مادرشان دور شوند.
با این حال، آغاز دوران جوانی حتماً مستلزم قطع رابطه با مادر و یا رقابت با او نیست. فقط کافی است خیلی زود، جایگاه هر کدام روشن شود که هدف از آن احترام به صمیمیت طرف متقابل است.
البته عبور از این مرحله برای برخی از نوجوانان مشکل است؛ زیرا گروهی از مادران از روبه روشدن و گفتگو با دخترشان دوری می کنند که همین امر مانع شکل گیری ارتباط راحت و صمیمی می شود.
در مواردی نیز مادر از رسیدن دختر خود به سن بلوغ و جوانی نگران است و از اینکه دختر کوچولویش کم کم «خانم» می شود احساس پیری می کند. دخترانی که مادرانشان بسیار شدید وابسته به آنان هستند باید بدانند که صحبت و گفتگو با این گروه از مادران نتیجه بهتری از پرخاشگری یا سکوت در پی دارد.
● مادران قابل اعتماد و رازدار
گروهی دیگر از مادران از اینکه دخترشان دور از آنها زندگی کند، بسیار مضطرب و نگران می شوند. آنها آنقدر از این مسأله می ترسند که از کودکی او را به طرف خود می کشند. توجه به تمام غم و غصه ها و از سویی هم شادیها، موجب می شود که این گروه از مادران این حق را به خود بدهند که نارضایتی و انتظارات خود را به دخترشان منتقل کنند. در نتیجه براحتی نمی تواند تشخیص دهد که کدام از یک احساسات مادر صحیح است. در این صورت دختر جوان با مادر که محرم حرفها و رازهای اوست، درد و دل می کند و او نیز که فرزندش را بزرگ کرده و با خلق و خوی او آشناست، او را راهنمایی می کند. چنین رابطه ای دختر او را بی آنکه خود بداند اسیر می کند؛ چون این ساختار عاطفی، وابستگی ایجاد می کند و تردیدی نیست که باید قدری تعدیل شود؛ زیرا زمانی که دختر ازدواج کند، ناراحتی را که مادر به خاطر جدایی از او متحمل شده، درک می کند و تصور نمی کرده که خود مسبب این موضوع باشد. در این خصوص بشدت وابستگی مادر و دختر، هر دو به یک اندازه آسیب می بینند و در واقع ناراحت کردن طرف مقابل، آزرده خاطر شدن خود است.
● مادران مالکیت طلب
بعضی از مادران هر روز و حتی چندین بار در یک روز، با دخترشان تلفنی صحبت می کنند و از تمام مسائل خصوصی یکدیگر اطلاع دارند. در مواقع ناراحتی دختر، مادر در کنار اوست تا اوضاع را سرو سامان داده و او را دلداری دهد. این رابطه که عالی و ایده آل به نظر می رسد، در واقع دیگران را از ورود به این قلمروی صمیمیت طرد می کند. همسران این خانمهای جوان، در جایگاه دوم هستند و شخص اول زندگی به شمار نمی آیند. این آقا برای زندگی با همسرش، همیشه باید دل مادر زنش را نیز به دست آورد، زیرا انگار مادر و دختر یک نفر هستند و هر رفتاری با هر کدام، واکنش طرف دیگر را در پی دارد. تا وقتی که مادر و دختر هم عقیده و متحد باشند، همه چیز رو به راه ست، اما به محض اینکه دختر تصمیم بگیرد مستقل شده و علاوه بر مادر، عشق شخص دیگری را در قلبش بگنجاند، روابط بشدت تیره و تار می شود.
خانم جوان در این شرایط بر سر دو راهی قرار می گیرد ازسویی نسبت به مادر احساس ترحم و دلسوزی دارد و ازسویی هم از اینکه او مانع استقلالش شده، از او متنفر می شود. در این شرایط دختر در حالی از مادر مقتدر خود جدا می شود که همیشه در بحران باقی می ماند.
● مادران شدیداً وابسته
عده ای از مادران در هیچ موردی تسلط بر دخترشان را رها نکرده و هیچ آزادی عملی به او نمی دهند. آنها مرتباً دختر خود را نصیحت می کنند، از او ایراد می گیرند، در مورد کارهایشان قضاوت می کنند و... بی آنکه فکر کنند باید گاهی از این تخت پادشاهی پایین بیایند. در اغلب موارد احساس ضعف و بی کفایتی به دختر منتقل می شود تا همیشه خود را محتاج و وابسته به مادر بداند و به او تکیه کند. در این صورت، دختر از اینکه نمی تواند خود را به جایگاه مادر برساند، ناراحت است و احساس گناه می کند، اما ناخودآگاه این حق را از خود سلب می کند که برای پیشرفت زندگی خصوصی و اجتماعی خود، گامی بردارد.
وقتی روابط مادر و دختر تا این حد آسیب رسان شود و راهی برای گریز از این سلطه غلبه ناپذیر مادر وجود نداشته باشد، دختر بی تردید باید به یک روان شناس مراجعه کند تا او بتواند راهی برای رهایی از این قید و بندها پیشنهاد دهد.
● مادران کاملاً بی تفاوت
این گروه از زنان، مادرانی هستند که نمی توانند به فرزندان خود عشق بورزند. این حالت از کمبودهای شدید عاطفی آنها نشأت می گیرد. در واقع این مادران در دوران کودکی چندان مورد توجه و محبت مادر خود نبوده اند. آنها فرزند خود را طرد می کنند، زیرا احساس می کنند که فرزند، مانع رسیدن آنها به آزادیهایشان هست. این افراد از درخواستها، نیازهای مداوم کودک و مراقبت از او، احساس خستگی و خفقان می کنند.
● جستجوی راهی مناسب برای گفتگو با مادر
مادر شما اجازه نمی دهد از خانه بیرون بروید؟ از نوع لباس پوشیدن و معاشرتهای شما ایراد می گیرد؟ گاه از سخنانش رنجیده خاطر شده و گریه می کنید؟ و... شاید تا به حال به خود قبولانده اید که او از زندگی هیچ چیز نمی داند. با این حال برقراری ارتباط سالم با مادر امری غیرممکن نیست. احساس درک نشدن از طرف مادر، در بین اغلب دختران جوان دیده می شود. اما واقعاً چه چیزی این رابطه صمیمی را به تنگنا می کشاند؟
سن بلوغ برای دختر جوان زمانی است که نخستین افکار و تمایلات برای ارزش دادن به ظاهر خود و جلب توجه دیگران در وجودش شکل می گیرد. به طور کلی مادر در نخستین گامهای ورود دختر به دنیای بزرگسالی با او همراه می شود و به او درباره این تجربه جدید زندگی، آرامش خاطر می دهد. اما ممکن است پس از مدتی روابط آنان دچار مشکل شود. دختر کوچولوی مهربان و حساس که تمام رازهای خود را به مادر می گفته، حالا جوانی تندخو، پرخاشگر، تودار و کم حرف شده است که به همه بی اعتماد است و محرمی برای بیان هیجانات و اسرارش نمی یابد.
اعتماد و تفاهم گذشته مادر و دختر کمرنگ شده است. اما نگرانی مادر در این شرایط چندان منطقی نیست، زیرا دختر جوان دوست دارد علاوه بر افراد خانواده، مورد توجه دیگران نیز باشد. در این شرایط، در درجه اول مادر عاقل سعی می کند تا به خاطر سرخوردگیها و مسایل مرتبط با این دوران، مراعات حال دخترش را بکند.
معمولاً مادر موضوعاتی را برای دخترش بازگو می کند که او چندان تمایلی به شنیدن آنها ندارد، احساس بچگی می کند و از سخنان مادر ناراحت و عصبانی می شود. مادر در پرورش شکوفه های جوانی در وجود دخترش همراه اوست و می پذیرد که خودش کم کم پیر می شود. اما گاه نیز مادر نسبت به زیبایی و شادابی دختر حسادت می کند و ممکن است پرخاشگر شده و یا احساس حقارت کند.
● توصیه هایی برای بهبود روابط مادر و دختر
به مادر خود ثابت کنید که حتی اگر هم او جایگاه مدنظر شما را ندارد، اما این به معنای عدم پذیرش و رد او نیست؛ زیرا اگر وجود مادر نادیده گرفته شود، دیگر نمی توان از او انتظار مادری فهمیده، با ملاحظه و رازدار را داشت.
سعی کنید موقعیتهای جدیدی مانند خرید، صحبت در مورد مسائل رایج جامعه، زنان و ... برای ارتباط به وجود بیاورید.
از دیگران بخواهید به روش زندگی و حریم خصوصی شما احترام بگذارند، اما نه اینکه تصور کنید منزل، هتل پذیرایی شماست. بیاموزید که بین مسائل کاملاً شخصی و موضوعاتی که می توانید درباره آنها با مادر صحبت کنید، مرز مشخصی قائل شوید.
اگر برای شما مسائلی پیش آمده که گفتگو با پدر و مادر درباره آنها، مشکل است و یا اینکه آنها تمایلی به شنیدن ندارند، به مخاطبان دیگری مانند پزشک مراجعه کنید تا پاسخ سؤالات منطقی خود را بیابید.

روزنامه قدس
ویرایش و تلخیص:آکاایران

دختر کوچولوی من خانم شده گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات