تو باغبان من یک گلم - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد تو باغبان من یک گلم ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته روانشناسی خانواده از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

تو باغبان من یک گلم

تو باغبان، من یک گلمرابطه مادران بلنداندیش، وارسته و آزاده با دخترها، در عین صمیمیت و یکدلی، آن چنان محترمانه و تکریم آمیز است که در این ارتباط نگاهی جز نگاه محبت و کلامی جز کلام حق بین ایشان مبادله نمی شود و در جلوه های خوش منظر این ارتباط از سخن ناروا، کلام ناحق، زبان پرخاش، تحقیر، غیبت و تهمت، حسادت و احساس عجز و ذلت و یاس و ناامیدی خبری نیست و آنچه در تعامل و جریان است، همه پاکی و صفا و صمیمیت و کرامت است.

روانشناسی خانواده,رابطه مادر و دختر

«مادران» اندیشمند و دلسوز به خوبی میدانند که همه انسان ها، اعم از کوچک و بزرگ، پسرها و دخترها، دوست دارند الگوهای زندگی و بزرگسالان محبوبشان را همیشه در هیاتی مقتدر و با صلابت، گشاده رو و پرمحبت نظاره نمایند و دخترها نیازمند و دوستدار آنند که مادرشان را همواره پرنشاط و با محبت، آرام و با صلابت، مطمئن و مصمم، محکم و استوار، با اعتماد به نفس و فعال و پویا ببینند.
دخترها هرگز نمی خواهند که الگوی محبوبشان تهی از اعتماد به نفس، مردد و دلواپس، نگران و پراضطراب، منفعل و حقیر باشد.
مادرها خوب می دانند و پدرها نیز بر این حقیقت باور دارند که دخترها در برقراری ارتباط مفید، موثر و متعالی با مادرانی که بی بهره از قوت اراده و ناراضی از وضع موجود هستند و با نگرانی خاطر و دنیایی از احساسات ناخوشایند، دلی غمگین و شخصیتی منفعل زندگی می کنند، بسیار مشکل دارند و گاهی در فرایند همانندسازی دچار تعارض روانی می شوند و از اینکه بخواهند در سنین جوانی و بزرگسالی حیات مشابهی را تجربه کنند، همواره دچار نگرانی و اضطراب آزاردهنده ای هستند.
لذا دختری که می خواهد آینده ای روشن و امیدبخش داشته باشد و از زندگی فعال و مولد فردی و اجتماعی برخوردار شود، دوست دارد مادر را به مثابه الگوی محبوب و مطلوب خود، همواره در رابطه متقابل و موثر با پدر ببیند و هرگز شاهد حالاتی از رابطه غالب و مغلوب، آمر و مامور و فعال و منفعل میان ایشان نباشد. او می خواهد مادری مهربان و مقتدر، فعال و مولد داشته باشد.
مادران صبور و دوراندیش نیک می دانند که زمانی فرزندان خانواده به شایستگی با والدین خود همانندسازی می کنند و پیروی از رهنمودهای ایشان را نصب العین قرار می دهند که شخصیت آنها برایشان مطلوب و محبوب باشد. از این رو هر گونه تضاد در اندیشه و تناقض در گفته ها و اعمال و قهر و ستیز بین پدر و مادر، به یقین از حرمت و قداستی که فرزندان برای آنها قائل هستند می کاهد و در نتیجه همدلی، همفکری و همراهی با آنان سست شده، تبعیت پذیری به حداقل خود می رسد.
لذا مادرها در روابط صمیمی خود با دخترشان و در بیان رازها و نیازها و شکوه ها و خواست ها، نه تنها هرگز شخصیت پدر را مورد انتقاد و تحقیر و تکذیب قرار نمی دهند، بلکه همواره با عنایت به این مهم که هدایت و حمایت پذیری دختر نوجوانشان از پدر، به طور قابل ملاحظه ای به میزان مقبولیت و مطلوبیت شخصیت پدر در نظر فرزند بستگی دارد، به طور مستقیم و غیرمستقیم شخصیت پدر را مورد تایید و تکریم قرار داده، با قدردانی از مسوولیت پذیری و تلاش های وی، زبان تشکر و سپاسگزاری را به فرزندان خود می آموزند.
بدیهی است که از پدران فهیم نیز انتظاری جز این نمی رود که در آشکارا و در خلوت، با تایید و تکریم شخصیت مادر نزد فرزندان و اظهار تشکر و قدردانی از زحمات ارزشمند مادر، فرهنگ قدردانی و تشکر را که لازمه رشد مطلوب و متعالی شخصیت متواضع و پر صلابت است، به فرزندان خود انتقال دهند.
مادرهای فهیم و پدرهای بصیر خوب می دانند که خانه همچون باغی است که فرزندان، گل ها و میوه های آنند و مادر باغبان و پرورش کار است و پدر سنگربان و دژبان است.
پدر با سنگربانی و دژبانی، آرامش و احساس امنیت را در وجود باغبان شکوفه های حیاتش بارور می نماید و مادرها، این مربی و باغبان گل ها و میوه ها در حالی که گرمای وجودش منبع آرامش و آرامش گری است کانون خانواده را گهواره آرامش می نماید و بهترین رابطه را با همسر و فرزندان به ویژه دختر برقرار می نماید و همواره با کلام مثبت و رفتار محبت آمیز خود انگیزه های تلاش و پیشرفت را در اعضای خانواده اعتلا می بخشد و شخصیت وجود همسر و فرزندان را مورد تایید و تکریم قرار می دهد.
مادرانی که به جای زبان تایید و قدردانی از شخصیت و ویژگی های مثبت و تلاش های ارزشمند پدر، در خلوت خویش با دختر، همواره زبان تکذیب و اعتراض گشوده، شخصیت پدر را در ذهن دختر تضعیف و تحقیر می کنند، نه تنها فرزند خود را در تعارض روانی و دغدغه فکری قرار می دهند، بلکه غالبا به طور مستقیم و غیرمستقیم زمینه رویش و تکوین نگرش منفی و ناخوشایند را در وجود دخترها نسبت به جنس مرد فراهم آورده، بسیاری از ایشان را در سنین جوانی و هنگام انتخاب همسر با مشکل مواجه می کنند.
بدبینی و تردید در تصمیم گیری و طولانی شدن فرایند انتخاب و پذیرش شخص واجد شرایط برای همسری و تاخیر در ازدواج به هنگام، می تواند از آثار رابطه نه چندان مطلوب مادر و دختر و گفته ها و القائات ناخوشایند مادر به دختر در دوران خردسالی و نوجوانی و تحول شخصیت او باشد.
گاه برخی از مادران به لحاظ بعضی ویژگی های شخصیتی، نیازهای روانی ناشی از تجارب نه چندان رضایت بخش گذشته و محرومیت ها و ناکامی های حاصل از زندگی مشترک و احساس نیاز وافر به ترحم و دلسوزی در رابطه خود با دختران شان عموما زانوی غم بغل کرده، با حالتی غمگین و محزون، زبان شکوه و گلایه از روزگار گشوده، قصه غصه های خود را بازگو می کنند و فرصت های تنهایی با دختر را مغتنم دانسته، در کنار هر صمیمیت و سخنی، ذکر مصیبتی نیز دارند. این مادرها در واقع می خواهند برای حیات روانی و احساسات غمبار خود حامی و دلسوز و همدردی داشته باشند و از اینکه دل دخترشان برای آنها بسوزد، خشنودند! غافل از آنکه ادامه و استمرار چنین رابطه و تعاملی که همیشه فضایی از دردمندی و غم و اندوه و ترحم و دلسوزی بر آن حاکم است، به تدریج غبار غمزدگی و افسردگی را بر چهره دختر می نشاند و دلمردگی و حزن و افسردگی مادر را مضاعف می کند. بنابراین مادران فهیم و صبور و پرصلابت به رغم همه دردها و رنج های گذشته و غم و غصه های حاصل از محرومیت ها و مصیبت ها، با اعتقاد به نیاز دختران به شادابی و سرزندگی و نشاط و زندگی پر از امید و تلاش، همچنان صبورانه و مهربانانه، با چهره ای گشاده و امیدوار، نگرشی مثبت و پویا نسبت به زندگی و انگیزه ای قوی و غنی برای تولید و تحول، با دختران خود رابطه بر قرار کرده، با آنان به گفت وگو می نشینند.
مادران بصیر و آگاه در تمامی مراحل رشد و تحول فرزند دختر خود، به سعادت، نشاط و موفقیت او در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی می اندیشند و همه تلاش ها را برای آرامش روان و پویایی اندیشه و نشاط زندگی مبذول می دارند.
مادران اندیشمند، متعهد و مهربان نیک می دانند که شایسته ترین مشاور دختران خود در امر انتخاب همسر و ازدواج هستند، به دور از تنگ نظری ها و خرده گیری های ناروا، فارغ از حسادت ها و چشم و همچشمی ها و آزاد از غلبه احساسات نه چندان خوشایند، به عنوان محرم راز و مشاوری دلسوز و بیدار، مسوولیت های همسری، رسالت های مادری و پدری و فرزند پروری، تعهد به معیارها و ارزش های والای الهی، تبلور رفتارهای مذهبی و سرانجام آرامش روان و سکینه خاطر را به امید حیات پویا و متعالی، سعادت دنیوی و فلاح و رستگاری، مدنظر قرار می دهند و با استعانت از درگاه خداوند و جلب رضای الهی، دختران خود را راهنمایی و حمایت و پشتیبانی می کنند.

روزنامه مردم سالاری
ویرایش و تلخیص:آکاایران

تو باغبان من یک گلم گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات