زندگی با همسری که علاقه ای به او ندارم - آکا

زندگی با همسری که علاقه ای به او ندارم


تلاش برای داشتن زندگی توام با عشق و علاقه به همسر اگر از سوی دو طرف باشد حتما نتیجه مثبتی خواهد داشت.این تلاش بستگی به مهارت زوجین در زمینه همسرداری و قبول مسئولیت های زندگی و فرزندان دارد تا بتوانند با برقراری ارتباط موثر، وظایف و مسئولیت خود را به خوبی و به بهترین نحو انجام دهند.


 چند سال است که ازدواج کرده ام و به دلیل نداشتن علاقه به همسرم ابتدا فکر می کردم با گذشت زمان به هم علاقمند می شویم ولی این اتفاق نیفتاد و چند بار هم تصمیم به جدایی گرفتیم ولی به خاطر فرزندم در حال حاضر صرفه نظر کرده ام. حالا من مانده ام و یک زندگی بی روح و بدون عشق لطفا راهنمایی ام کنید که چه کار کنم؟

پاسخ: عشق و علاقه در یک زندگی مشترک به هیچ عنوان اتفاقی رخ نمی دهد بلکه برای ایجاد آن باید تلاش جدی داشت.
یک زن و یک مرد زمانی می‏ توانند به خود، همسر و فرزندان کمک کنند که مهارت و آگاهی‏ های خود را در زمینه ‏ی همسرداری به درستی بالا ببرند تا بتوانند با برقراری ارتباط موثر، وظایف و مسئولیت خود را به خوبی و به بهترین نحو انجام دهند.
 
اگر همسران از فقر یا کمبود دانش همسرداری و فرزند‏ پروری، در رنج باشند و به جای رفع علت ‏ها، دچار بازی با معلول ‏ها شوند، دیر یا زود در انجام وظایف مربوطه با مشکلات حادی رو به رو خواهند شد و دچار انواع بیماری‏ ها، افسردگی، اضطراب، خستگی، ناتوانی و بی ‏تفاوتی شده و هیجان و صمیمیت زندگی مشترکشان، به آرامی از دست خواهد رفت.
 
اما بسیاری از زنان و مردان به علت ناآگاهی و باورهای غلط، تصور می‏ کنند در زندگی مشترک، حق و قدرت انتخاب ندارند و نمی‏ توانند بر اندیشه و نگرش خویش مدیریت کنند و به‏ طور معمول می ‏گویند: «من نمی ‏توانم... من اراده ندارم... می‏ خواهم ولی قدرت اجرا ندارم... من در رضایتمندی زندگی مشترک، نقشی ندارم... اگر همسرم یا دیگران تغییر کنند، زندگی ‏ام بهتر می‏ شود و...»
 
,نداشتن علاقه به همسر , نداشتن علاقه به شوهر,علاقه به همسر,مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده
 
اگر همسران از فقر یا کمبود دانش همسرداری و فرزند‏ پروری، در رنج باشند و به جای رفع علت ‏ها، دچار بازی با معلول ‏ها شوند، دیر یا زود در انجام وظایف مربوطه با مشکلات حادی رو به رو خواهند شد و دچار انواع بیماری‏ ها، افسردگی، اضطراب، خستگی، ناتوانی و بی ‏تفاوتی شده و هیجان و صمیمیت زندگی مشترکشان، به آرامی از دست خواهد رفت.
 
 
در نتیجه خود را در مدیریت ذهن و کنترل احساس و رفتارشان ناتوان و درمانده می‏ بیند و در نهایت، اسیر اندیشه ‏های منفی شده و در ساختن زندگی مشترک، نقشی غیرمسئولانه، منفعلانه و منفی بر عهده می گیرند و مدام با برچسب زدن، به سرزنش و انتقاد آشکار یا پنهان از خود، همسر و دیگران می ‏پردازند،
 
کارهای اشتباه خود را توجیه می‏ کنند و در هر زمینه ‏ای به داوری و پیش ‏داوری می ‏پردازند، انرژی خود را بیشتر در مسیر منفی و تخریب به کار می‏ گیرند و بیشتر روی کمبودها و نقاط منفی خود، همسر و فرزندان تمرکز می‏ کنند. در نتیجه خود و زندگی مشترک را در مسیر تلخی و بدبختی بیشتر قرار می ‏دهند.
 
اگر هر زن و مردی عمیقاً بخواهد زندگی مشترک خود را در جهت مثبت‏ تغییر دهد، آن‏ وقت مساله ‏ی توافق پیش می ‏آید و در واقع زوج با خواستن و انگیزه ‏ی قوی، در مسیر توانستن قرار می ‏گیرد.
 
اگر به گذشته ‏ی خود توجه کنیم، همه ‏ی ما در طول زندگی، موفقیت ‏هایی داشته ‏ایم.
 
اگر موفقیت‏ های به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمان‏ ها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزه ‏ی قوی می‏ خواستیم، رسیده ‏ایم، بنابراین با انگیزه‏ ی قوی و کافی، باید دست به کار شد و پذیرفت که زندگی مشترک مطلوب، با خود من شروع می‏ شود و می‏ بایست از هر فرصتی، برای رشد در جهت مثبت و سازنده استفاده کرد.
 
پس:
 
 - به جنبه های مثبت همسرتان بیشتر توجه کنید.
- خاطرات شاد و با هم بودن را دایم در زندگی تان رقم بزنید.
- مسافرت های تفریحی بروید.
- ببینید روز اول به چه دلیلی ایشان را انتخاب کردید همان نکات را مورد توجه جدی قرار دهید.
و ضمنا بر رابطه جنسی تان توجه جدی تر داشته و تغییرات مثبت در آن ایجاد کنید.
زندگی با همسری که علاقه ای به او ندارم 4.2/5 13
منبع : تبیان-/ف
زندگی با همسری که علاقه ای به او ندارم گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات