نسل سوپرمارکتیِ ما - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد نسل سوپرمارکتیِ ما ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

نسل قبلی برای گذراندن زندگیشان اول به جیبشان نگاه می‌کردند، بعد نیازشان را بررسی می‌کردند و بعد هم خریدشان را انجام می‌دادند ولی ما که نسل جدید باشیم اول تبلیغات تلویزیون را می‌بینیم.

نسل سوپرمارکتیِ ما
,اقتصاد خانواده,پس انداز,مخارج زندگی,مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده

«زمان ما که این چیز‌ها نبود، اگر هیچی توی خونه نداشتیم یه مقدار نخود و لوبیا می‌پختیم، یه مشت سبزی و کمی رشته هم اضافه‌اش می‌کردیم، می‌شد آش! می‌خوردیم، لذت هم می‌بردیم. مثل الان نبود که کباب باید سلطانی باشه، کلم بروکلی باشه، ماست پر چرب باشه، سوسیس دودی باشه.»

یک متکا می‌گذاشتیم گوشه خانه‌مان، یک قالیچه کوچک یا گلیم می‌انداختیم کف خانه، می‌شد چهار دیواریمان. با یک چراغ خوراک پزی غذا می‌پختیم، با یک چراغ علاءالدین گرم می‌شدیم. مبل استیل و بوفه سه متری و توستر و سرخ کن و ساعت قد آدمیزاد لازم نبود.

این‌ها حرف‌های بزرگ ترهای ماست وقتی خریدهای خانه و زندگیمان را می‌بینند. آن‌ها معتقدند ما زیاده روی می‌کنیم و ما هم خودمان را خوب می‌شناسیم. اصلا من نگارنده، اگر توی سبد روزانه خرید خانوارمان یک بسته پنیر چدار و یک بسته چیپس فلفلی و مقداری سس مایونز و چند رنگ ژله و نوشابه گازدار و چند عدد عصاره مرغ و ماست طعم‌دار و دلستر هلو و بستنی نباشد، خرید به دلمان نمی‌چسبد. پس بهتر است حرف بزرگ‌تر‌هایمان را جدی بگیریم و بپذیریم که ما یک نسل سوپرمارکتی هستیم، نسلی که به چشم و گوشمان و مهم‌تر از آن به ذائقه و هوس خریدمان زیادی اهمیت می‌دهیم.

 

نسل قبلی برای گذراندن زندگیشان اول به جیبشان نگاه می‌کردند، بعد نیازشان را بررسی می‌کردند و بعد هم خریدشان را انجام می‌دادند ولی ما که نسل جدید باشیم اول تبلیغات تلویزیون را می‌بینیم، بعد به دیگران نگاه می‌کنیم تا ببینیم چه می‌خورند و چه می‌پوشند و با چه وسایلی زندگی می‌کنند و دست آخر هم بررسی می‌کنیم ببینیم توی فروشگاه، چه چیزهایی موجود است.

این می‌شود که هر سوپر مارکت و فروشگاهی می‌تواند با وعده جایزه صد هزار تومانی در هر دو دقیقه یک بار، ما را ترغیب به خرید بیشتر کند و حتی وادارمان کند با این صد هزار تومان جدید باز هم خرید کنیم.

کسانی که تصمیمشان فروش یک کالاست می‌دانند که باید تقاضا وجود داشته باشد و برای تقاضا احساس نیاز لازم است. برای اینکه نیازهای به وجود آمده در هر فردی، انگیزه قوی برای این تقاضا و خرید اجناس ایجاد کند، تحریک نیاز به احترام و خودنمایی خیلی مهم است.

به قول پروفسور رفیع‌پور مردم نیاز به احترامشان را از طریق نمایش کالاهای خریداری کرده به دست می‌آورند. کالاهایی که در واقع مردم آن‌ها را نمی‌خواسته‌اند، اما از طریق تبلیغات و مسابقه‌ها این نیاز در آن‌ها ایجاد شده است.

فرزندان ما در بستر خانواده می آموزند که ارزش های زندگی چیست و چگونه باید به اطرافیان خود نگاه کنند. اولویت های شان بایدچه چیزهایی باشد

ما این روز‌ها نیاز به احتراممان زیادی بالا رفته است. همه‌مان دوست داریم مورد احترام دوست و آشنا و غریبه قرار بگیریم، دوست داریم با دست نشانمان دهند و از پوششمان تعریف کنند و بد‌تر از آن دوست داریم درباره خانه و زندگی و خورد و خوراکمان برای مردم تعریف کنیم و حس تحسین آن‌ها را برانگیزیم.

ما نتوانسته‌ایم خودمان را و نیاز به احتراممان را کنترل کنیم و حالا مجبوریم هزینه این نیاز را از جیب مبارکمان بپردازیم. چیزی که دانستنش خیلی مهم است، این است که این نیاز هیچ وقت کامل نمی‌شود و ما در هر شرایطی دوست داریم بیشتر تأمینش کنیم و اگر قرار باشد راه تامین نیاز به احتراممان اجناسی که می‌خریم باشد، حالا حالا‌ها باید برای این نیاز کاذب وقت بگذاریم و پول خرج کنیم و مطمئن باشیم به این راحتی‌ها از این مسابقه خرید خارج نمی‌شویم.

 

نه همین لباس زیباست

یکی از راه های جلوگیری از افتادن در این بازار هزار پیچ ،توجه به ارزش های واقعی و دوستی و رفت آمد با آنهایی است که احترام را نه به لباس و ظاهر یکدیگر که به انسانیت و اخلاق هم می گذارند.

فرزندان ما در بستر خانواده می آموزند که ارزش های زندگی چیست و چگونه باید به اطرافیان خود نگاه کنند. اولویت های شان بایدچه چیزهایی باشد. زمانی که می خواهند برای زندگی شان برنامه ریزی کنند ، به تبلیغات دل ببازند و یا به نیازهای شان فکر کنند.  فرزندان یک خانواده ی مصرف زده ، یاد می گیرند که خوب مصرف کنند نه خوب فکر کنند.

 

فرآوری: متین سیفی

بخش خانواده ایرانی تبیان

نسل سوپرمارکتیِ ما گردآوری توسط بخش مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده سایت آکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات