همه چیز را دوباره بشور!

وسواس

« حمام رفتنم حدود 7 ساعت طول می کشد. حدود 2 ساعت، خودم را می شویم و بقیه آن را مشغول شستن لباس هایم می شوم و وقتی این زمان می گذرد نگاه می کنم می بینم فقط چند تکه لباس بیشتر نشستم و تازه هنوز فکر می کنم شاید خوب پاک نشده است؛ تمامی دست هایم زخم شده است.»

مطالب فوق بخشی از گفته های یک مریض بود که چند روز پیش مراجعه داشته است و در طول هفته مراجعات متعدد از این نوع بیماران وجود دارد. درست حدس زدید بیمار، فردی وسواسی است و جزء بیماران تقریباً شدید آن است. بیماران وسواسی دارای طیفی از علائم می باشند که ممکن است فرد از یک طرز تفکر ساده وسواسی ( شک های ساده و مکرر) درگیر آن باشد تا شرح حال فوق و حتی بدتر از آن.

اصولاً وسواس به نوع فکری و عملی تقسیم بندی می شود که فرد به دنبال یک فکر دچار اضطراب شده و این اضطراب گاهی آنقدر شدید می شود که انسان را مجبور به انجام یک رفتار می کند، مثلاً فرد فکر می کند، نکند در خانه بسته نیست، لذا دچار اضطراب شده و یا در این مرحله می تواند فکر را کنترل کند و یا نهایتاً مراجعه مجدد داشته و در را چک می کند.

,مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده

پس روال یک وسواس عبارت است از:  فکر مزاحم، اضطراب، انجام عمل وسواسی.

افراد وسواسی به افکار غیر منطقی خود اذعان دارند، ولی اضطراب ناشی از این فکر چنان زیاد است که فرد را مجبور به عمل وسواسی می کند (البته گروهی برای فرار از انگ اطرافیان آن را انکار یا اخفاء می کنند). وسواس های فکری شایع، عموماً عبارتند از "آلودگی و نجاست، شک و تردید، داشتن بیماری جسمی، لزوم تقارن، افکار پرخاشگرانه و ..."

عمل های وسواسی شایع معمولاً "چک کردن یا وارسی نظافت و شستشو، شمارش، پرسش یا اعتراف زیاد و چیدن و ..." می باشد.

در سنین کودکی و نوجوانی نیز ممکن است دیده شود، ولی بعد از حدود 20 سالگی شایع تر است. در روانپزشکی جزء بیماری های اول این رشته است و در مطب های پزشکان عمومی حدود 10% بیماران ممکن است به این اختلال مبتلا باشند و بار ژنتیکی در این اختلال بسیار مهم می باشد.

فرد وسواسی در هیچ مکانی احساس رضایت خاطر پیدا نمی کند و رنگ آسایش را به خود نمی بیند، طوری که در درازمدت افسردگی نیز به این بیماری افزوده می شود و اختلال افسردگی، مشکلات را مضاعف خواهد کرد.

هدف اصلی از بیان مطالب فوق که صورت و ظاهر این بیماری محسوب می شود و شاید خود خوانندگان نیز قبل از خواندن با آن آشنا بودند ، گفتن مطالب ذیل است که از نظر اینجانب بسیار مهم تر می باشد ، هر چند که علائم فوق، خود بسیار وقت گیر و آزاردهنده است:

وسواس

افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، حتی اگر در حد یک فکر ساده باشد، دارای یک طرز تفکر زمینه ای هستند که باعث اختلال آنها در روابط با دیگران خواهد شد. این افراد بسیار ریز بین بوده و معیارهای مخصوص به خود را دارند و حتی تقاضایی را که درخواست می کنند دوست دارند به نحو احسنت و ایده آل آن انجام شود. اصولاً خط قرمزهای این افراد بیشتر از دیگران است و گذشت های آنها کمتر است. افراد نزدیک به آنها قدرت مانور زیاد ندارند، زیرا با کوچک ترین رفتار معمول، ممکن است حرکت بر روی پهنای "باند قرمز" آنها باشد که این باعث عصبانیت آنها خواهد شد. فرد طرف مقابل که با طرز تفکر او آشنا نیست، فکر می کند که چرا هرجوری رفتار می کند طرف مقابل او راضی نمی شود، لذا انگ "غُرغُرو" یا "نِق نِقو" به او می زند و از طرفی خود فرد هم با خود می گوید: چرا من هرچه به او می گویم به نحو کامل کارها را انجام نمی دهد. احساس می کند حرمت و احترام حرف های او از بین رفته است در حالی که فرد مقابل اصلاً چنین نظری نداشته و بر اساس برداشت ها و توانایی های خود کارها را انجام داده است و همین مسئله اختلافات را زیاد می کند و در مجموع فرد بیمار در هیچ مکانی احساس رضایت خاطر پیدا نمی کند و رنگ آسایش را به خود نمی بیند، طوری که در درازمدت افسردگی نیز به این بیماری اضافه می شود و اختلال افسردگی، مشکلات را مضاعف خواهد کرد.

در صورت عدم درمان صحیح، معمولاً علائم یا تشدید می شوند و یا شکل علائم عوض می شود و استرس ها و یا اتفاقات ناگوار باعث تشدید اختلال می گردند.

اساس درمان در روان درمانی، غالب آمدن و فایق شدن بر اضطراب و پرهیز از عمل وسواسگونه و یا انحراف توجه و فکر قبل از به وجود آمدن فکر مزاحم یا وسواسگونه می باشد. خوشبختانه هر روزه داروهای متنوع و متعددی برای درمان این بیماری به بازار می آیند که درصد بالایی از بیماران را به خوبی درمان کرده و علائم آنها را کنترل می کنند و متاسفانه درصد بسیار کمی از آنها نیز مزمن شده و غیر قابل درمان می باشند.

تبیان- دکتر محمد مهدی قاسمی(متخصص اعصاب و روان)

*

منبع : tebyan.net

۲۵ مرداد ۱۳۹۳
روانشناسی خانواده
  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران