در حاشیه قتل کودک معصوم 7 ساله - آکا

,مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده

روزنامه جوان امروز نوشته بود: متاسفانه در ایران به دلیل ضعف قانون و اختیار تام اولیاء نسبت به فرزندانشان بیشتر شاهد کودک آزاری هستیم. این روزنامه در این رابطه اضافه کرد در کشورهای دیگر قوانین سفت و سختی برای برخورد با کودک آزاری وجود دارد ولو اینکه کودک آزاران والدین کودک باشند. جوان امروز نوشت: از مصادیق تازه کودک آزاری قتل کودک هفت ساله ای است که توسط ناپدری خود، به واسطه ضربه مغزی رخ داده است که اولیاء این کودک، علت قتل فرزند را اقدامات تربیتی اعلام کرده اند.

همانگونه که متولیان اقتصادی کشور آموزش های حصر موالید را در جامعه ایران ضروری می دانند متولیان تربیت جامعه اعم از سازمانها و وزارت های تربیتی و متصدیان امور دینی، باید راهکارهایی در جهت توسعه خانواده پاک داشته باشند.

در رابطه با این خبر متاسفانه باید بگوئیم: مواد پیش بینی شده در قوانین حقوقی فعلی مدنی کشور، بیانگر ضعف هایی است که ناشی از عدم توجه کافی به مفاد موجود در کتب فقهی و اخلاقی اسلامی  است، که اشاره های گذرا به آن اصول می تواند راهگشا باشد ، این بیان در قالب طرح چند سوال تقدیم می شود که پاسخ به آن پرسش ها می تواند این معضله را بگشاید:

در مطلع کلام این نکته گفتنی است : همینک؛ نهاد خانواده به عنوان مهمترین عنصر تربیت اجتماعی، مورد غفلت متولیان امر است! چرا؟ در پاسخ باید گفت : فرزندی که در عنفوان جوانی نیازمند یک همسر است، تنها نگاه او به تشکیل خانواده، مرتفع ساختن نیاز جنسی و عاطفی است و غافل است از این که با تشکیل خانواده در راستای توسعه اجتماع گام برمی دارد، اکنون چه تدبیری اندیشیده تا خانواده او از هر لحاظ موفق بوده و کَلَّ بر سایرین قلمداد نشود .

در اینجا باید گفت : همانگونه که متولیان اقتصادی کشور، آموزش های حصر موالید را در جامعه ایران ضروری می دانند، متولیان تربیت جامعه اعم از سازمانها و وزارت های تربیتی و متصدیان امور دینی، باید راهکارهایی در جهت توسعه خانواده پاک داشته باشند، مثلاً آموزش ها و تربیت های لازم  پیش از تشکیل خانواده در جهت ایجاد زندگی انسانی تر و بهتر را، به آنان بیاموزند ، که مع الاسف تا کنون نشنیده ایم اینگونه اقدامات صورت پذیرفته باشد و هیچگونه آموزش دینی و یا مهارت ایجاد خانواده ایده آل در ذکر و ذهن هیچکدام از مسئولین امر،به منصه ظهور نرسیده است و آیا چنین آموزش هایی نمی تواند مانع از بروز اینگونه رفتار باشد؟

کودک

پرسش دوم که می خواهم بپرسم این است که آیا اولیاء محترم می دانند در قبال چه نعمتی پاسخگو هستند آیا می دانند کودک به بیان قرآن کریم اندوخته ای است مادی و معنوی که ایذاء و اجحاف بر او، ابتدائاً متوجه خود والدین است؟ حتماً می دانید که در نقل ها و آثار بسیار دینی  کودک را گل و ریحانه ای دانسته اند که تربیت آن ساز و کار خاص خود را می طلبد و چنانچه تربیت های ما و رفتار های ما با آن کودک از سر بی تجربگی و بی حوصلگی باشد چه بسا آن گل پژمرده شده و بخشکد. بنابراین همانگونه که توصیه های زیادی شده که ببینید بذر خود را در چه کشتزاری کاشته اید و یا از انتخاب گل های روئیده در لجن زار برای تناسل بپرهیزید. و در حقیقت مولد پاک و طاهری برای کودک خود بیابید، همانگونه سفارش شده در تمام دوران رشد و نماء کودک بهترین روش های تقویت جسم و روح را برای تربیت روحی و جسمی او بکار ببندید و آیا اینگونه روش ها با این تربیت سفارش شده، سازگار است؟

در بسیاری از مواضع، قرآن کریم، کودک را ثروتی مورد نظر یاد کرده است و آیا مراقبت از این ثروت که می تواند موجب بالندگی باشد، تربیت به روش جاهلان است؟ که در رفتار برخی انسان نماها می بینیم!

پس چنانچه این رفتارها ناشی از عدم آگاهی اولیاء، نسبت به وظائفشان است، این تقصیر گریبانگیر دو گروه است ابتداء خود اولیاء و ثانیاً متصدیان تربیت عمومی کشور!

 

اما راهکار واقعی تر این معضل را چگونه دریابیم؟

با بیان موجز گذشته حتماً بر ما معلوم شد که در منظر قرآنی که همان منظر عقلانی است فرزند ثروتی است که خداوند متعال به برخی از انسانها عنایت می نماید این سخن کاملاً مفهوم است.

این مطلب از یک سو و از سوی دیگر حتماً در رساله های فقهی خوانده اید که اموال سفیهان و یا مهجوران و یا صغار، به عهده حاکم شرع است و حکومت اسلامی باید از اموال آنان بنابر مصلحت و غبطه خودشان، هزینه نماید.

حال که اموال آنان به موجب سفاهتی که دارند اینگونه باید زیر نظر حاکم شرع هزینه شود، چگونه است که ثروتی به این مهمی نزد برخی از از آدمهای دو پاست و آنان با رفتارهایشان نشان می دهند که در نگهداری از کودکان گرانسنگ و قیمتی خود  سفیهند!  آیا می شود در شرع مقدس برای آنان برنامه ای نباشد؟ و اندوخته ای به این قیمت زیر دست و پایشان خرد و له شود و حکومت اسلامی برنامه ای برای آنان نداشته باشد؟  و بگذارد هرگونه که خواستند معمول دارند؟ هیهات!! که چنین چیزی مورد نظر شرع مقدس باشد!

,مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده

آیا در اسلامی که رهبران و امامان آن را می بینیم که در سراسر عمر گرانبهای خود، شنیده و یا دیده نشده فرزندانشان را تنبیه بدنی نمایند و حتی در روایت است وقتی کنیزکی ابریق از دستش می افتد و به سر مبارک حضرتش اصابت می کند و خون مبارکشان جاری می شود ، و از حضرت طلب بخشش می نماید ، حضرت نه تنها او را تنبیه نمی کند، بلکه او را می بخشد و در راه خدا با اموال بسیاری آزاد می سازد !!  یا از یکی از آن بزرگواران در خصوص تنبیه بدنی کودکان ، می پرسند؛ می فرمایند: که سه ضربه آن هم در موردی که هیچ چاره ای جز تنبیه بدنی نیست و یا 6 ضربه و می فرمایند بیشتر از این مقدار، قصاص در آخرت منتظر ضارب آن است و می فرمایند ضربه های سه گانه نیز باید با مسواک باشد یعنی آنقدر آرام تبیه بدنی صورت گیرد که کودک کوچکترین آسیبی نبیند و چنانچه سرخ شد و یا تغییر دیگر نمود ، ضارب موظف به پرداخته دیه است، آیا در چنین اسلامی می شود گفت که اولیاء، هر گونه که خواستند می توانند فرزندان خود را تنبیه نمایند و یا باید تحت کنترل رفتار نمایند؟ آیا حکومت اسلامی می تواند قوانینی وضع نماید که مفهوم آن به مخالفت با این نحوه تربیت برخیزد؟

در شریعت مقدسه ای که قانون "نفی ضرر" در جای جای آن حکم می راند آیا می توان؛ این ثروت گران را در معرض تلف قرار داد؟ گرچه صاحب آن والدین کودک باشند؟

لازم است حکومت اسلامی مراکزی  را در جهت جلوگیری  از کودک آزاری تاسیس نموده و یا تقویت نماید و حق تربیت فرزند را از اولیاء متخطی سلب نماید .طبیعی است مراکزی که تاسیس شده اند با تمهیداتی بنا گردیده باشند که کودک آزار دیده در آن مراکز ، تربیت بهتری داشته باشد.

نتیجه گیری

بنابرآنچه که گذشت به نظر می رسد پدران و مادرانی که در برخورد با کودک، مشی عقل و اعتدال را در نظر نمی گیرند و یا جانب افراط را می نگرند و یا به سوی تفریط ره می سپرند، می بایست  ابتدائاً  توسط حکومت اسلامی تحت درمان و آموزش های لازم قرار گیرند و چنانچه سلامت روحی و روانی آنان احراز شد ، شایسته تربیت فرزند هستند والاّ این تربیت باید تحت نظر حکومت اسلامی در آید و لو با نظارت قهرآمیز و البته طبیعی است بسیاری از رفتارهایی که کودکان در خارج از جغرافیای اسلامی دارند، مانند آزادی های بی قید و بند جنسی، لاابالی گری، شرک ورزی ، توسعه اندیشه های شیطانی و ... همه باید در قالب تربیت صحیح درآید و پدران و مادران موظفند با رفتارهای محبت آمیزو تنبیهاتی غیر بدنی ، مانع بروز رفتارهای بد فرزندان شوند و با چنین توصیفی، کودک آزاری در جغرافیای اسلام و غرب قدری با یکدیگر متفاوت است ، بنابراین در غرب می گویند به هیچ عنوان نمی توانیم، مانع «هرگونه آزادی کودک» شویم ، حتی اگر او را در ورطه هلاکت جسم و روح ببینیم! اما اسلام اینگونه آزادی را به چالش کشیده و قبول نمی نماید.

 

پس با نظر به همه آنچه که گذشت، لازم است حکومت اسلامی مراکزی  را در جهت جلوگیری  از کودک آزاری تاسیس نموده و یا تقویت نماید و حق تربیت فرزند را از اولیاء متخطی سلب نماید و طبیعی است مراکزی که تاسیس شده اند با تمهیداتی بنا گردیده باشند، که کودک آزار دیده در آن مراکز ، تربیت بهتری داشته و به عنوان انسانی رهیده از همه مشکلات خانوادگی، برای توسعه انسانیت در جامعه قدم نهد و اگر چنین نباشد و کودک آزار دیده در مراکز مذکور ، گرفتار معضلات جدیدی شود که چه بسا هیچ گونه امکان جبران آن نیز نباشد ، پس در چنین حالتی ،همان بستر خانواده با آن همه آزار اگر به مرگ و ضرر و زیان مفرط جسمی کودک نینجامد بهتر است.

در پایان ذکر این نکته شایسته است که ؛ چنانچه رفتار اولیاء متخطی ، تحت کنترل در آمده و با مشاوره های روانشناسی و دینی، پی در پی که از سوی حکومت اسلامی اعمال می شود ، رو به اصلاح نهد ، باز هم حضور کودک  در همان خانه ، بیشتر توصیه می شودو چه بسا بسیاری از کاستی ها به خاطر ندانستن مسئله و عدم آشنایی با اصول تربیتی کودک بوده و  یا به خاطر  ناهنجاریهای اقتصادی در خانواده باشد که مسئولین امر باید در جهت رفع آن گامهای بلندی نهند ، ان شاء الله.  

 

گروه خانواده و زندگی تبیان - سید محمد رضا آقا میری

مقالات مرتبط :

خشونت خانگی

داغی بر دل تمام انسان ها!

منبع : tebyan.net

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران