سلام کن والسلام - آکا

سلام کن والسلام 

«سلام»، این کلمه ساده جزو اولین کلمه هایی است که یک کودک یاد می گیرد و همچنین جزو اولین کلماتی است که آدم بزرگ ها (به قول شازده کوچولو) استفاده از آن را فراموش می کنند. در عجله همیشگی ما برای رسیدن به کارها و مشغولیت های تمام نشدنی، اوضاع جوری شده است که دیگر کسی وقت و حوصله ایستادن و سلام کردن را ندارد و در بهترین حالت، سلام کردن، در همان تکان دادن دست و یا یک تکان کوچک سر خلاصه شده است. شاید مهم به نظر نرسد اما اگر کمی فکر کنیم، می بینیم که این مساله می تواند بسیار ناراحت کننده باشد. سلام کردن، فقط گفتن واژه «سلام» نیست. در واقع این کار قدردانی از سلامتی و وجود خود و دیگران است. یک مکث کوتاه، در جریان زندگی روزمره برای نشان دادن ارزش طرف مقابل (و همچنین ارزش خود)...
توماس گرین، نویسنده مقاله ای در مورد سلام کردن می گوید که چگونه کاربرد روزمره همین واژه ساده می تواند باعث تغییر در زندگی شود. برای این کار او یک ماه به هر کسی که برخورد می کرد، سلام می کرد و این شامل غریبه های خیابان، کاربران دنیای مجازی، همسایه های دور هم می شد. او می گوید حتی هر روز صبح به خودش در آینه هم سلام می کرده. این ۹ نکته چیزهایی است که از این کار یاد گرفته و در مقاله اش بیان کرده است...

سلام کن والسلام,سلام کردن,سلام آشنایی می آورد

۱) سلام ساده نیست
بالا رفتن سن فقط باعث چین و چروک های صورت نمی شود. گذر زمان، یک پوسته سخت ناپیدا دور ما به وجود می آورد که نزدیک شدن به ما را سخت می کند. چیزی شبیه یک سپر حفاظتی، یا پوسته سخت میگو اما همانند میگو، زیر این سپر سخت، هنوز همان بافت نرم را داریم. گذر زمان باعث می شود ، ما کمتر دوستانه به نظر برسیم. صورت خشن و نگاه بی روح یک مرد ۵۰ ساله را با چهره گرم و نگاه ساده همان مرد در دوران نوجوانی اش مقایسه کنید.
به گفته دکتر آلن آلدی، استاد آموزش های اختصاصی در دانشگاه اوکلاهما هرچه سنمان بالاتر می رود، بیشتر وظیفه محور می شویم. بیشتر تمایل داریم که فقط زمانی با مردم صحبت کنیم که به چیزی احتیاج داریم. «عدم اعتماد» کلمه آشنایی برای ماست و برای ما بسیار سخت تر است که دستی به نشانه دوستی به طرف کسی دراز کنیم چون این کار باعث می شود که آنها را به داخل پوسته خود راه دهیم.
از نظر دکتر آلدی، شکستن این عادت کار بسیار سختی است. اگر چه از نظر بسیاری از دانشمندان این نکته ثابت شده است که سلام گفتن و لبخند زدن می تواند باعث کاهش فشارخون، افزایش قدرت سیستم ایمنی و حتی آزاد شدن مسکن های طبیعی در بدن (اندورفین ها) شود که هر کدام از اینها می توانند استرس را کاهش دهند و خوشحالی به وجود بیاورند و باعث بهبود وضعیت سلامت شوند اما علی رغم همه اینها، همچنان سلام کردن برای ما آدم بزرگ ها کار سختی است.
۲) سلام، اسلحه مخفی
از آنجایی که خیلی از مردم این روزها عادت ندارند که کسی با آنها سلام و احوالپرسی کند، اینکه کسی به آنها سلام کند می تواند علاوه بر اینکه خیلی عجیب باشد، باعث شود تا آنها در برابر صمیمیت ناگهانی شما خلع سلاح شوند. خود من وقتی حتی نامه های الکترونیکم را با سلام شروع می کنم بیشتر احتمال دارد که جواب دریافت کنم و یا کنار صندوق فروشگاه سلام کردن باعث شد تا زودتر و بهتر خدمات دریافت کنم.
۳) سلام و افزایش بهره وری
در یکی از معدود مطالعاتی که در مورد سلام کردن انجام شده است، دکتر آلدی، در یک مدرسه راهنمایی از معلمان و مدیر مدرسه خواست هر روز با دانش آموزان به طور شخصی سلام و احوالپرسی کنند. همین کار به ظاهر کوچک باعث شد تا میزان بهره وری و فعالیت دانش آموزان ۲۷ درصد بیشتر شود. طبق نتایج مطالعات دکتر آلدی، این کار باعث افزایش مشارکت کلاسی و نمره های بهتر دانش آموزان شده بود.
۴) سلام و آدم های دوست داشتنی
این آدم غرغرو است، این آدم بداخلاق است، این یکی شبیه خلاف کارهاست و این حتما همسرش را می زند. چه قدر پیش آمده که فقط براساس ظاهر آدم ها از آنها خوشتان نیاید و از آنها اجتناب کنید؟ من متوجه شدم آدم هایی که به آنها غریبه می گوییم و به آنها سلام نمی کنیم خیلی از اوقات رفتار بسیار دوستانه ای دارند. شکی در این نیست که سلام کردن به این آدم ها باعث می شود آن احساس بی توجهی به آنها که باعث شکل گیری سپر دفاعی شان می شد، کنار برود و چهره دوست داشتنی شان مشخص شود.
۵) سلام آشنایی می آورد
خیلی وقت ها که کنار خیابان شهرکمان می دویدم نگرنی ام این بود که ماشین های روبه رو مراعات نکنند و با آنها تصادف کنم. در حالی که صاحبان خیلی از این ماشین ها، همسایه های من بودند. طی یک ماه گذشته من برای خیلی از این ماشین ها، دست تکان می دادم و سلام می کردم و در پایان ماه، آنها نه تنها با لبخند و بوق پاسخ من را می دادند بلکه سرعت شان را هم کم می کردند تا من احساس خطر نکنم. من «برای آنها تبدیل به یک شخصیت آشنا شده ام» و این مساله باعث به وجود آمدن احترام متقابل می شود.
۶) سلام و محیط های دوست داشتنی
طبق نتایج یک مطالعه، مردم یک شهر شلوغ مثل نیویورک کمتر احتمال دارد تا با یک غریبه دست بدهند (۳۸ درصد) تا مردم یک شهر کوچک و یا روستا (۶۸ درصد)، محققان می گویند محیط های گرم و دوست داشتنی باعث برانگیخته شدن روحیه مردم دوستی و صمیمیت می شود. تجربه خود من هم همین را می گوید. سلام های من در مرکز شهر و در خیابان های شلوغ و پرترافیک پاسخ های کمتری دریافت کردند تا سلام هایی که در کوچه های شمال شهر و یا خیابان های قدیمی جنوب شهر کرده بودم و این مساله بسیار ناراحت کننده بود چون خود مردم، روحیه آنها هم در ساختن یک محیط شلوغ و غیرصمیمی (مثل خیابان های شلوغ شهر) نقش دارد و این باعث به وجود آمدن یک چرخه معیوب می شود.
۷) سلام به بچه ها
سلام کردن به بچه ها، دردسرها و خوبی های خودش را دارد. متاسفانه از علایم روزگار ما این است که کوچک ترها در ترس از بزرگ ترها و به خصوص غریبه ها به سر می برند. سلام های من کمترین پاسخ را از بچه های بین ۵ تا ۱۵ سال دریافت کردند. اگر چه بچه های زیر ۵ سال با سلام های گرمشان تا مدت ها لبخند را روی صورتم نشاندند. سلام کردن به بچه ها، اگر در یک محیط امن باشد و آ نها احساس امنیت کنند، باعث می شود تا شما برای نسل های بعدی هم فرهنگ آشنایی را جا بیندازید. اینکه کودکان احساس نکنند در یک دنیای غریبه و خشن زندگی می کنند و از آن مهم تر اینکه احساس کنند به آ نها هم توجه می شود.
۸) سلام، بیمه سلامتی با پوشش جهانی
سلام کردن بدون لبخند زدن کار خیلی سختی است. مثل یک رفلکس طبیعی بدن لبخند هم همراه سلام می آید البته اگر در برابر آن مقاومت نکنید. به غیر از فوایدی که در مورد لبخند زدن برای خود فرد گفتیم (تقویت سیستم ایمنی، کاهش فشارخون و آزاد کردن اندورفین) باید بگوییم که این اثرات در فرد مقابل که این لبخند را می بیند هم به وجود می آید. طی یک تحقیق در کشور کانادا از کارکنان یک مرکز مخابرات خواسته شد تا هر روز قبل از شروع کار چند تصویر از لبخند را در بین عکس های مختلف پیدا کنند. دیدن این همه لبخند و احساس شادی از پیدا کردن آنها باعث شده بود تا این کارکنان ۱۷ درصد کمتر از افراد عادی هورمون کورتیزول که مخصوص استرس است در خونشان وجود داشته باشد.
خیلی ها ممکن است باور نکنند که جهان فقط با سلام کردن هم می تواند بهتر شود اما بعد از یک ماه من به این نتیجه رسیدم که این کار امکان پذیر است. خود من حالا واقعا احساس بهتری دارم.
یک ماه از زمانی که من پوسته ام را شکستم و غریبه های اطرافم را دیدم و با آنها حرف زدم و سلام کردم، می گذرد و این کار که اوایل برای من یک بازی سخت بود به یک عادت دلپذیر تبدیل شده است. شما لازم نیست خیلی به خودتان سخت بگیرید. غریبه های زیادی در کنار شما وجود دارند که نمی توانید به همه سلام کنید اما برای خودتان یک تعداد خاص مشخص کنید. مثلا بگویید که امروز به سه نفر غریبه سلام می کنم. این یعنی سالی ۱۰۹۵ نفر غریبه که با شما آشنا شده اند اما یادتان نرود که از غریبه ترین آنها شروع کنید. از خودتان، صبح ها سلام به غریبه ها توی آینه فراموش نشود.
همین سلام کردن ساده به دیگران و ملزم کردن خود به این کار باعث می شود حواستان کمی به اطرافتان باشد. در خود غرق نشوید. افکار بیهوده و بی هدف و تصاویر مبهم از جلوی چشمان تان دور شود و ناگهان تصویر واضح محیط اطرافتان و فردی که به او سلام کرده اید شما را دوباره به دنیای واقعی برگرداند.
سلام کردن می تواند یک جور روش تمرکز ذهنی از نوع اجتماعی باشد.
برای خود من که این طور بود. ۲۴ سال بی اراده و بی توجه به همسرم سلام کرده بودم اما ماه گذشته با هر سلام انگار دوباره او را می دیدم. توجه به سلام کردن و پاسخ طرف مقابل باعث شده بود بعد از مدت ها ما دوباره آن برق قدیمی را در چشمان یکدیگر ببینیم. زندگی روزمره ما با همین سلام کردن متفاوت، نو شده بود. 
 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران

گردآوری توسط بخش روانشناسی روابط اجتماعی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات