دیدن محاسن در کنار معایب - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد دیدن محاسن در کنار معایب ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

دیدن محاسن در کنار معایب

● تاملی در قواعد و آداب نقد
از محاسن بیان کردن قواعدی برای نقد، آن است که حداقل دو گروه خلع سلاح می شوند:
۱) اول آنان که به بهانه نقد، به نکته گیری، تخریب، توطئه و هتاکی دیگران می پردازند. اگر آداب نقد به درستی و وضوح بیان شود و نقد به صورت فرهنگ درآید، این گروهها یا باید دست از تلاش خود بردارند و یا در قالبی غیر از نقد به فعالیت خود ادامه دهند؛ زیرا اگر از نقد و انتقاد سو. استفاده کنند، رسوا می شوند.
۲) گروه دوم، کسانی هستند که بی جهت در برابر نگرشها یا عملکرد فرد یا گروه و نهادی حساسیت نشان می دهند و هرگونه طرح بخصوص نقاط ضعف را تخطئه و توطئه می پندارند. در صورت طرح آداب نقد و نهادینه کردن آن، بهانه از دست این گروه نیز گرفته می شود و مصلحان و اندیشمندان فرصت طرح انتقادی دیدگاهها درباره اندیشه ها و عملکردها را می یابند...

مهایب و محاسن,نقد و انتقاد,روابط اجتماعی

مجموعه قواعد و آداب نقد را به دو دسته می توان تقسیم کرد: قواعد و آداب درون منطقی و قواعد و آداب برون منطقی.
۱) قواعد و آداب درون منطقی نقد
مراد از چنین قواعدی، حدود و آدابی است که به اصل، مرکز، متن و خود نقد مربوط است، نه به حیطه ها و حواشی و مسایل پیرامونی نقد (قواعد و آداب برون منطقی).
مهمترین قواعد درون منطقی نقد عبارتست از:
▪ فقط نقادی نظری اندیشه و عمل
در روابط ما آدمیان، حیطه نقد و انتقاد تنها به نقد زبانی، کلامی و قلمی اندیشه و عمل خود و یا دیگران محدود است و کنش، کار و عمل علیه دیگران به طور ذاتی در حیطه نقادی و نقدپذیری، و همزمان با نقد قرار نمی گیرند؛ و چون نقد با غایت صلاح، اصلاح و رشد صورت می گیرد و دیدن محاسن در کنار معایب در نقد، از لوازم قطعی آن است، ضمن اینکه نقد از عمل و اقدام متمایز است، هر نوع اظهار نظری را نیز دربر نمی گیرد و هرگونه موضعگیری نقد شمرده نمی شود. بر این اساس، نقد با توطئه که اولاً با اقدام قرین است، ثانیاً برجسته کردن کاستیها و معایب است فرق دارد؛ چنان که بسیاری از مواضع جریانهای سیاسی هم در واقع خرده گیری و انتقام گیری است و با غایت آسیب زدن به یکدیگر انجام می شود و در چارچوب نقد قرار نمی گیرند.
اگر در حیطه یاد شده و با رعایت شرایط آن، به نقد توجه شود، می توان درباره دامنه نقد در حیطه تفکر بشری و اندیشه هر کس و هر نخبه (سیاسی، فکری و ...) داوری کرد و معایب فکرش را در کنار محاسن او برشمرد. در نقد سیاسی هم تنها قید و حد نقد بر عملکرد دیگران، پذیرش قانون اساسی یک کشور است و یک فرد تا وقتی پذیرفته است که طبق قانون عمل کند، و در همه حیطه های نظام نیز حق نقد دارد.
در سایر حوزه های ارتباطی نیز حق نقد بر یکدیگر، برای همگان محفوظ است و چنانکه اشاره شد حیطه نقد به اقدام عملی علیه دیگران نمی رسد و در نقد نظری محض خلاصه می شود.
▪ برشمردن سره و ناسره
از غایات نقد آن است که خوب از بد، حسن از عیب، و نقص از کمال در یک اندیشه یا فعل متمایز شود. برای رسیدن به چنین هدفی، ابتدا باید محاسن یک فکر یا کنش از معایب آن تفکیک و در نقد نیز به هر دو بعد آن اشاره شود. به عبارت دیگر، شاید این الگو در نقد قابل پیشنهاد باشد که ناقد ابتدا محاسن روشی و محتوایی متن یا فرد یا ... را برشمارد و سپس نواقص روشی و محتوایی موضوع مورد نقد را مطرح کند.
▪ شفافیت نقد
اگر غایت نقد تشخیص صواب از ناصواب و تأثیرگذاری بر علم و عالم و عامل باشد، واضح است که مخاطب نقد باید مقصود ناقد را دقیقاً دریابد. اگر ناقد در بیان مقصودش به جهت طرح ابهام آلود و رمزآمیز توفیق نداشته باشد، هرگز به غایت و مطلوب نقد نمی رسد. گفته شده نقد تلویحی نافذتر از نقد تصریحی است. این، به معنای مبهم و ناقص طرح کردن نقد نیست بلکه به معنای آن است که ناقد با بهره گیری از هنر، فصاحت و بلاغت و هشیاری و زیرکی، مقصود خود از انتقاد را حتی بلیغ تر از نقد تصریحی و مستقیم بیان کند، که گفته اند: «الکنایه ابلغ من التصریح».
▪ آداب پیشینی متن در نقد
در بررسی انتقادی متون، قبل از ورود به نقد آرای مؤلف (نویسنده)، بررسی و تحقیق در این موارد، از آداب نقد به شمار می آید:
۱) استناد اصل نوشته به آن مؤلف یقینی باشد
۲) تمامی آنچه در آن کتاب آمده است، بدون تحریف و تفسیر، نوشته همان مؤلف باشد
۳) مقصود مؤلف، صرف جمع آوری مطالب و گردآوری اقوال، بدون تضمین صدق و کذب یا تعهد حق و باطل آن نباشد، بلکه منظور وی، بیان واقع و فتوا و نقل صدق باشد
۴) مؤلف در بیان واقع آزاد و از گزند تقیه و آسیب و ترس، مصون باشد؛ ۵- آنچه در آن نوشتار آمده، آخرین اثر و رأی نهایی مؤلف و فتوای پایانی او باشد. (جوادی آملی، ۱۳۷۵: ۱۵۱)
بدون طی مراحل پنج گانه فوق و بدون مسلم دیدن آخرین آرای جدی و اصلی نویسنده، چگونه می توان به خود حق داد از نویسنده ای نقد کرد؟
بنابراین، آداب پیشینی متن نیز از قواعد جدی انتقاد متون است.
مرحوم زرین کوب، تحقیق در صحت و سقم اسناد و مدارک و اصالت یا عدم اصالت اثر را در عنوان نقد تاریخی بررسی و از آن به نقد داخلی (در مقابل نقد خارجی، که مطالعه در سوانح تاریخی و تحقیق در اشارات و احوال اعلام و حوادث مذکور در متن است) یاد کرده است. (زرین کوب، ۱۳۷۸: ۱۰۱)
▪ شرط علم در نقد نظری
قبلاً اشاره شد که در دو حیطه نظری و عملی می توان به نقد توجه کرد. از آداب نقد نظری که به انتقاد از اندیشه و آرای دیگران مربوط است، ورود کارشناسان هر رشته و آشنایان با پیشینه و ادبیات بحث در موضوع برای نقد و انتقاد است. چگونه فردی که با علوم طبیعی، ریاضی، انسانی، ... آشنا نیست، به خود حق می دهد وارد نقد و انتقاد روشمند بر هر کدام از این حیطه ها شود؟
البته رعایت این قاعده به این معنا نیست که ناقد لزوماً باید آشناتر از منتقد (انتقاد شونده) باشد، یا اینکه منتقد الزاماً باید در موضوع مورد نقد، صاحب نظریه نیز باشد؛ زیرا کرسی نقد از کرسی نظریه پردازی متمایز است؛ ممکن است کسی نقاد خوبی باشد، اما نظریه پرداز توانایی نباشد یا برعکس، نظریه پرداز باشد، اما فاقد ذهن کاوشگر و نقاد باشد. گرچه فرض داشتن هر دو توانایی (نقد و نظریه پردازی برای دیگران) محال نیست، در عمل چنین متفکرانی نادرند.
در قاعده و ادب نقد، بر همین حد می توان پای فشرد که یک ناقد باید با حیطه ای که نقد می کند، آشنا باشد و با پیشینه، ادبیات، اصطلاحات و اصول و مبادی آن مباحث مأنوس باشد، تا نقدی روشمند از موضوع ارایه دهد و بتوان به انتقاد او بر موضوع وقعی نهاد.
البته، یادآوری این ادب نقد، به معنای بستن راه نقد بر دیگران نیست، بلکه تأکید بر آن است؛ که باید ضمن دامن زدن به فرهنگ نقادی، آداب درست نقد کردن را نیز چشید، ضمن اینکه ممکن است فرد غیرکارشناسی نیز نکته ای قابل توجه پیرامون موضوع مطرح کند، که در این صورت فرد مورد انتقاد باید آن را به دیده منت بپذیرد.
▪ رعایت طبقه بندی در نقد
از اهم مباحثی که منتقد باید برای حصول به نقدی معتبر و روشمند تعقیب کند، طبقه بندی موضوع نقد از جهات فراوان است. برای مثال:
اولاً متن یا مسأله ای که قرار است نقد و بررسی شود، به کدام حیطه علمی مربوط است؟ آیا می توان مسایل مربوط به حیطه علم روان شناسی را با روشها و اصطلاحات و مبانی علم جغرافیا بررسی کرد؟
پس در طبقه بندی موضوع باید ابتدا رابطه آن بحث با علم و دانش مربوط معلوم شود، تا آن متن براساس روش، مبانی و ادبیات آن علم خاص، بررسی شود.
در مرحله بعد می توان متن و یا کلام مورد بررسی را در دو سطح معنی و لفظ نقد کرد. در نقد معنی و مضمون می توان به عوامل اجتماعی مؤثر بر متن (نقد اجتماعی) و نیز عوامل روان شناختی مربوط به مؤلف و گوینده و عامل حالات باطنی و ویژگیهای درونی (نقد روان شناختی) توجه کرد و مثلاً درباره اخلاقی بودن یا نبودن اثر یا فعل، داوری نمود(نقد اخلاقی).
در نقد لفظی نیز می توان یک اثر و کلام را از جهت فصاحت، بلاغت، جمله بندی، پاراگراف بندی، نکات ویرایشی،... نقد و بررسی کرد و از محاسن و معایب آن سخن گفت.
طبقه بندی دیگر، جدا کردن مباحث متدولوژیک (روشی) از مباحث مضمونی و محتوایی است. در مباحث متدولوژیک، به شیوه و ساختار نگارش در مقدمه (سؤال، فرضیه، سازماندهی و ...)، شیوه ارجاعات و پاورقیها، سندیت منابع و ... اشاره می شود؛ ولی در مباحث محتوایی، به مفهوم، استحکام یا ضعف دلایل، شیوه نتیجه گیری، نوآوری و خلاقیت در بحث و ... نفیاً یا اثباتاً بحث می شود.
از نکات دیگر مورد استفاده در طبقه بندی، جداکردن محاسن و سره از معایب و ناسره است و با توجه به غایات نقد، مناسب تر است ابتدا به محاسن و سپس به معایب اثر پرداخت.
۲) قواعد و آداب برون منطقی
مراد از این ضوابط، آن گونه آدابی اند که گرچه جزو اصول اساسی و مرکزی نقد نیستند و در مباحث نقد، در حاشیه و پیرامونند، گاه بی توجهی به آنها اصل و غایت موضوع را نیز زیر سؤال می برد و کار نقد را بی حاصل می کند. از جمله نکات برون منطقی نقد عبارتند از:
▪ رعایت زمان و مکان نقد
یکی از عوامل بیرونی نقد، رعایت زمان و مکان در طرح اصل نقد و شیوه نقد است.
در سطح فردی نیز رعایت زمان نقد، از آداب و قواعد برون منطقی نقد است. واضح است، در حین مناقشه و دلخوری بین دو فرد، نقد از مخاطب معنایی دارد و واکنشی ایجاد می کند که در فضای دوستانه هرگز چنان معنا و بازتابی ندارد. از این رو، مناسب تر است نقد در فضای سالم و عادی و دوستانه مطرح شود، تا هم ناقد شرط انصاف را رعایت کند و هم نقد پذیر سعه صدر لازم را از خود بروز دهد.
منتقد باید مکان نقد را نیز در نظر بگیرد. برای نمونه، آیا در مورد دو کشور که یکی هنوز مجلسی عادی و صوری را نیز برنمی تابد و دیگری سابقه چند قرن انتخابات و دموکراسی دارد، یک شیوه نقد را باید به کار برد؟ واضح است که از آداب نقد آن است که باید امکان و موقعیت و مخاطبی را که قرار است نقد شود در نظر گرفت و اصل نقد و شیوه آن را به تناسب ظرفیتها، تنظیم و مطرح کرد. در این مورد، برای اینکه ناقد بتواند سطح انتقادپذیری جامعه را محک بزند، بهتر است از آسان ترین روش ها و سطحی ترین موضوعات، نقد را طرح کند و اگر جامعه کشش داشت و ظرفیت و قابلیتها موجود بود، بتدریج به شیوه های جدی تر و موضوعات، عمیق تر بپردازد.
▪ اصل بودن نقد از پایین به بالا و در حاشیه بودن عکس آن
گرچه از جهت سطح مخاطبان نمی توان اصل را بر نفی نقد و انتقاد گرفت، به نظر می رسد فضای نقد را باید برای سطوح پایین تر و ضعیف تر فراهم کرد تا افراد و مقامات عالی تر. دستاورد چنین نقدی برای آحاد جامعه، ایجاد جسارت، روحیه و اعتماد به نفس است. برای افراد دارای مسؤولیت و قدرت نیز سازنده است؛ زیرا روحیه تواضع و مشارکت پذیری را در آنها تقویت می کند. ولی عکس چنین روندی (نقد از بالا به پایین) را نمی توان اصل قرار داد. گرچه در مواقع ضروری و با رعایت آداب خصوصی بودن، محترمانه بودن، ... نمی توان نفی کرد، نقد آشکار و در جمع مقامات عالی تر از نیروهای زیر دست آسیب زننده است. از این رو، به مدیران توصیه شده است:
به جای محکوم کردن دیگران، بکوشیم تا آنها را بشناسیم و با دلایل آنچه ایشان انجام می دهند، آشنا شویم. این عمل سودمندتر و مفیدتر از خرده گرفتن و انتقاد کردن است. زیرا هیچ چیز برای کشتن استعداد، هولناک تر از انتقاد مدیر از زیردستان نیست. (گاهنامه آموزشی مدیران سازمان، ۱۳۸۲:۶)
پیشتر در اشاره به دستورالعمل حضرت امیر به مالک اشتر عنوان شد که زمامدار باید کاستیهای مردم را بپوشاند. (نهج البلاغه، نامه ۵۳)
▪ به کار بردن کلمات مثبت، محترمانه و مناسب
از آنجا که غایت نقد، تخریب و به بن بست کشاندن افراد نیست، از آداب نقد آن است که محتوای نقد در ظرف مناسب ریخته شود تا بهتر ثمر دهد و بیشتر مؤثر افتد. از این رو، خوب است نقد با کلمات مثبت و در ساختاری مناسب مطرح شود. برای مثال، می توان از پرسش انتقادی در بیان مقصود حداکثر بهره را برد و مخاطب را متوجه نواقص و معایبش کرد. نهایت اینکه نباید عزت نفس مخاطب را زیر سؤال برد، بلکه نقد را باید دوستانه و مشفقانه و با هدف بهبود و در فرد و یا افراد مطرح کرد. از این رو، برای چنین غایاتی نمی توان از کلمات با بار منفی و نیشدار بهره گرفت.
▪ احترام به مواضع مخاطب
برای رعایت این قاعده، بهتر است ابتدا نقاط قوت منتقد را برشمرد و یا حین نقد، پاسخ شنونده را با دقت گوش کرد و کوشید که بویژه در شیوه عملش، شرایط او را درک کرد. اینجاست که ناقد باید آرامش و خونسردی خود را در نقد کاملاً حفظ کند تا به حریم شخصی کسی، حتی غیرعامدانه تعدی نکند و عزت نفس شخص یا اشخاص را زیر سؤال نبرد.
▪ نقد نهادینه و مستمر
از آداب بیرونی نقد که سبب نفوذ و تأثیر جدی نقد می شود، نقد نهادینه و مستمر است. نقد فردی و دفعی کم تأثیر است. خوب است افراد عادت کنند ابتدا به تأسیس تشکلهای مدنی (تشکلهای صنفی، فرهنگی، اجتماعی...) و سیاسی (احزاب) اقدام کنند و آنگاه برخی از وظایف خود را در معرض نقد و بررسی دقیق، عمیق و مستمر افراد یا نهادهای مسؤول قرار دهند. در این صورت است که هم نقد گستره و عمق مناسب می یابد یا به سوی آن سیر می کند و هم مخاطب آن انتقاد را جدی تر می گیرد و از آن متأثر می شود.
▪ بی طرفی آگاهانه
از آنجا که به دلایل فراوان انسان نمی تواند در اظهار نظر خود خالی از ارزش و داوری باشد (به جهت زمانی و مکانی بودن ما آدمیان و تأثیر جامعه، طبیعت، تاریخ، جنسیت، ژن و ... بر انسان)، ناقد خواه ناخواه متأثر از پیش فرضهای متعدد قهری و قطعی است. آنچه را در مرحله نقد و داوری می توان از منتقد به عنوان یک ادب و قاعده برای نقد توقع داشت، آن است که اگر خواه ناخواه متأثر از ارزشها و باورهایش به نقد می نشیند و اگر مجموعه آرمانها و باورهایش به دو دسته قابل تقلیل باشند (ارزشهای ارادی و آگاهانه و ارزشهای ناخواسته و غیرارادی)، حداقل در مقام نقد و داوری و قضاوت، به صورت آگاهانه و هشیارانه، ارزشها و پیش فرضها و مواضع مطلوبش را در مورد متن، عالم و یا عامل، اعمال نکند، تا نقد او تا حدودی رعایت انصاف، جامعیت و علمیت کرده باشد.
● جمع بندی و نتیجه گیری
۱) اصل نقد، آداب خاص خود (نفی عمل، برشمردن سره از ناسره، ...) و حواشی نقد نیز آداب خاص خود را دارد (رعایت زمان، مکان، به کاربردن کلمات مثبت و محترمانه،...) نکات پیرامونی نقد به قدری اهمیت دارد که رعایت نکردن آنها کارآیی نقد را از بین می برد و در مواقع و شرایطی راه نقد و انتقاد را می بندد.
۲) بعضی معتقدند ناقد باید در حد انتقاد شونده باشد و برخی گفته اند:
قرآن کریم به ما درس زندگی می دهد. در داستان موسی (دانشجو) و خضر (استاد) که در قرآن آمده، به ما می آموزد که یک دانشجو نباید بدون تأمل در کار استاد انتقاد کند و باید بداند که در برخی از دانش ها باید تعبداً پیرو استاد باشد... پس باید در ایراد بر آنها نهایت دقت شود، تا مبادا به استاد بی حرمتی شود و یا اینکه در نزد دیگر شاگردان مرتبت والایش پایین آید. (میرزایی، ۱۳۷۳: ۱۲۶۰)
از نگاه نگارنده چنانکه پیشتر توضیح داده شد در نقد همتایی و هم سطحی از آداب نیست؛ همچنین، نقد پایین به بالا نه تنها منفی نیست، بلکه قاعده است و از این رو اصل بر این است که دانش آموز از معلم و دانشجو از استاد انتقاد کند. البته، رعایت آداب نقد همان طور که برای دیگران لازم است، برای دانشجو نیز لازم است.
اما دیدگاه فوق که در آن به پیروی تعبدی در برخی دانشها دعوت شده است، اگر مراد از آن علم حصولی باشد، قطعاً مردود است. از داستان موسی و خضر هم اتفاقاً می توان این پیام را آموخت که ما حق انتقاد داریم؛ زیرا از بین دو پیامبر موسی و خضر آن که صاحب کتاب و شریعت است و مردم باید به راه و رسم او ایمان بیاورند و عمل کنند، موسی است نه خضر، گرچه خضرها نیز در همه اعصار هستند و آداب خاص خود را دارند، نسخه خضری، نسخه همگانی نیست و مخصوص خواص است و نسخه موسایی عمومیت دارد؛ چنان که در نقد عملی نیز عامل بودن ناقد، جزو ارکان نقد به شمار نمی آید و به بهانه غیرعامل بودن، نمی توان راه نقد را بر این و آن بست؛ گرچه واضح است که عامل بودن، تأثیر کلام انتقاد کننده بر مخاطب را بیشتر می کند و در صورتی که انتقاد شونده، انتقاد کننده را نشناسد، اعتماد به نفس بالاتری خواهد داشت.
۳) اشاره شد که از آداب نقد این نیست که فرد انتقاد شونده لزوماً در قید حیات باشد و در نتیجه دامنه و حیطه نقد، هم مردگان و هم زندگان را شامل می شود.
۴) از آداب نقد برای انتقاد شونده آن نیست که لزوماً نقدهای وارده را بپذیرد؛ بلکه آن است که سعه صدر، تحمل و صبر پیشه کند و انتقاد را بشنود. اما حق دارد که پس از شنیدن نقد از خود دفاع کند و اگر عیبهای مطرح شده را وارد نمی داند، از نظر یا عملش دفاع کند. همچنین حق دارد پس از قطع ارتباط با منتقد، انتقاد وارده را بررسی کند، صحیح آن را بپذیرد و سقیم آن را نفی کند (نقد را نقد کند).
۵) از آداب نقد آن نیست که نقد لزوماً تأثیر مثبت و آنی داشته باشد، بلکه اگر بتوان سه گونه تأثیر، مثبت، خنثی و منفی برای نقد فرض کرد، تنها در صورت سوم است که برای رعایت آداب برون منطقی نقد، باید از انتقاد خودداری نمود وگرنه در صورت تأثیر مثبت، حتماً باید نقد کرد. در صورتی هم که تأثیر مثبت و منفی ندارد و اثرگذاری نقد خنثی است، خوب است نقد کند؛ به این دلیل که اولاً ممکن است در آینده مؤثر افتد، ثانیاً خود این اقدام به تولید و تقویت فضای عمومی نقد و فرهنگ نقد و انتقاد کمک می کند و جامعه را به سوی جسارت، صراحت و شفافیت می برد و اگر کارکرد فردی شایسته نداشته باشد، کارکرد اجتماعی مثبت دارد.
۶) از آداب نقد آن است که غیرمستقیم باشد و از این روست که امروزه از صندوقهای پیشنهاد و انتقاد و یا دفاتری برای ثبت نقد و انتقاد بهره برده می شود. اما این گونه اقدامها اغلب مؤثر و مفید نمی افتد؛ زیرا از آنجا که هنوز بستر نقد آماده نیست و فرهنگ نقد و انتقاد در جامعه ریشه ندوانده است، منتقد به صندوقها و دفاتر اعتماد لازم را ندارد. برای ایجاد اعتماد عمومی و تشویق به نقد و انتقاد، ضروری است فرهنگ سازی شود، عوامل نقد تقویت و موانع نقد برداشته شود.

منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران


شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله دیدن محاسن در کنار معایب شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

چگونگی نقد

دیدن محاسن در کنار معایب گردآوری توسط بخش روانشناسی روابط اجتماعی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات