از این که مرا دعوت کردی متشکرم اما... - آکا

 

 

 

,روانشناسی روابط اجتماعی

 

 

ممکن است به آسانی بیش از توان خود متعهد گردید و آن قدر ، کار سرخود بریزید که کلافه شوید. ممکن است به طور دایم کودکانتان را از جایی به جایی ببرید و در عین حال به آشپزی و خانه داری و صدها کار دیگری که ظاهراً تمام شدنی هم نیستند رسیدگی کنید. ممکن است رئیستان مرتب دستور بدهد و شما را کلافه کند و در نتیجه هر روز غروب و هر شب خسته و با احساس گناه و تقصیر به منزل بروید. احساس می کنید حتی در مقایسه با اول صبح که سر کار رفتید، کارهای بیشتری دارید که باید انجام دهید.

 

یکی از دلایل تن دادن به تعهدات بیش از حد، احساس گناه و این گمان است که فکر می کنیم باید به اشخاص ، همیشه جواب آری بدهیم. مسئله اصلی متوقع بودن یا نبودن اشخاص نیست. مسئله اینجاست که نمی دانیم با توقعات آنها چگونه برخورد کنیم. برای رهایی از این موقعیت ، توصیه می کنیم که روی موضوع فکر کنید و نتیجه اش را به آنها اطلاع دهید. در هر فرصتی که به دست می آورید می توانید در باره انجام دادن یا ندادن آن فکر کنید. اگر به این نتیجه رسیدید که درخواستشان منطقی نیست، می توانید نه گفتن را تمرین کنید. فرض کنید یکی از همکارانتان زنگ می زند و از شما برای سخنرانی در جایی دعوت می کند. به او بگویید از این که مرا برای سخنرانی دعوت کرده ای، بسیار متشکرم. اجازه بده برنامه هایم را ببینم، اگر توانستم حتما این کار را می کنم. به پیشنهاد و احساسات خودتان فکر کنید. اگر به این نتیجه رسیدید که اگر جواب منفی بدهید بهتر است. به او بگوید واقعاً از اینکه مرا به سخنرانی دعوت کردی متشکرم اما در حال حاضر برنامه هایم بیش از حد شلوغ است. باز هم لطف خودت را از من دریغ نکن.

 

گاه جواب منفی دادن دشوار است. پس فقط زمان را به تأخیر بیندازید تا فرصت داشته باشید یک جواب دوستانه و مؤدبانه تدارک ببینید.

تهیه و تنظیم برای سایت تبیان - زهره پری نوش

منبع : tebyan.net

گردآوری توسط بخش روانشناسی روابط اجتماعی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات