حرف هایی که پشت سر گفته می شود! -آکا

اگر بدانید کسی پشت سرتان حرف زده و راجع به شما ،خوب یا بد، درست یا غلط، به حق یا نا به حق، مطالبی را بیان کرده چه احساسی پیدا می کنید؟  فکر می کنید زمانی که با این فرد مواجه شوید چه عکس العملی نشان دهید و به او چه می گوئید؟

غیبت کردن

اندکی صبر کنید....

اصلا، نگاهی به روی دیگر این واقعه داشته باشید، خودتان را در حالی مجسم کنید که در محافل خانوادگی،  دوستانه و حتی محل کارتان، در مورد فرد غایب آشنایی اظهار نظر می کنید و مدام از شنیده ها و دیده هایتان راجع به آن فرد برای دیگران نقل قول می کنید و او را در بهترین شق، تمجید و در بدترین شق مورد تمسخر، بدگویی، تهمت و...قرار می دهید. باز تصور کنید که از کسی شنیده اید، آن فرد غایب به طریقی از گفته های شما، راجع به خودش، مطلع شده است، فکر می کنید اگر او را ببینید چه احساسی داشته باشید؟ چگونه رفتارتان را توجیه می کنید؟ چگونه احساس واقعی تان را به او انتقال می دهید؟

صحبت کردن، یکی از الزامات زندگی اجتماعی بشر است و قطعا مفری از آن هم نیست. اما متاسفانه بسیاری از ما در این الزام بشری، راه را بیراه می رویم در دور باطل زیاده از حد صحبت کردن غوطه ور می شویم و پشت هم و زیادی صحبت می کنیم و از همه بدتر آن که پشت سر دیگران صحبت می کنیم  و بدون هیچ ابایی و با خیال راحت، دانسته ها و ندانسته های واقعی و یا حتی دور از واقعیت ذهن خود را به فرد غایبی نسبت می دهیم و با دیگرانی همچون خودمان به بحث می نشینیم و ساعت های متمادی از اوقات روزانه مان را صرف تحلیل و بررسی آن قرار می دهیم و در نهایت هم بسته به شرایط گقتمان، از آن فرد غایب یک فرشته و یا دیو دو شاخ در سر می سازیم و ادامه ماجرا....

بی شک دانسته اید که موضوع بحث این یادداشت چیست! قصد کرده ایم اندکی خودمانی تر شویم و از رفتارناپسندی صحبت کنیم که متاسفانه اکثریت قریب به اتفاقمان، بدان عادت کرده ایم و همچون قوت روزانه، آن را بر خود و اطرافیانمان واجب نموده ایم و روزی حداقل چند بار برای خالی نشدن عریضه بدان متوسل می شویم و پشت سر دیگران مدام  حرف می زنیم و می گوئیم ،می گوئیم ، می گوئیم و...

گویی انگار غیبت، نقل و نبات محافل ماست و حتی شاید به جرات بتوان اظهار نمود که  یکی از مولفه های  اصلی گرم و شیرین ساختن دورهم نشینی هاست . اما جالب تر آن که،همگی ما اذعان به این مطلب داریم و معتقدیم که پشت سر دیگران حرف زدن به هیچ وجه کار پسندیده‌ای نیست و در  نکوهش و مذموم شمردن آن، هر یک از ما با توجه به سطح دانش و آگاهی خود ، نطق و افاضه فیض می کنیم و از زیبنده نبودن غیبت سخن می رانیم، اما نمی دانم چرا با دانستن این حقیقت، باز هم اصرار به تکرار آن داریم و به هر طریقی شده بدان مبادرت می ورزیم؟!

نمی دانم این چه حکایتی است که نمی توانیم عالم بی عمل نباشیم و پشت سر دیگران حرف نزنیم!!! نمی دانم چرا با هم و برای هم صحبتی نداریم، اما پشت سر هم و برای هم، گفته هایمان نه تنها زیادی می کند، بلکه وقت هم کم می اوریم و در نهایت هم، دلخور از این می شویم که کاش بیش از این کنار هم بودیم و پشت سر دیگران بیشتر می بافتیم!!!

نمی دانم چرا ما، با این همه ادعا، نمی توانیم مثل دو انسان متمدن و آگاه،اگر رنجشی از هم داریم رودرروی هم بنشیم و عقده دل بگشائیم و هر آنچه دل تنگمان می خواهد بگوئیم، این چه سری است که ما با کوچکترین دلخوری، فاصله و دوری را انتخاب می کنیم و بیش از پیش درصدد یافتن جمعی برمی آئیم که پشت سر  هم حرف بزنیم؟

نمی دانم چرا ما انسان ها همیشه یک طرفه به قاضی می رویم و کلاه قضاوت مان را درست بر سرمان نمی گذاریم!

برای یک بار هم شده ، دیگران رها کنید و تنها به خودتان بیندیشید ؛ روراست باشید، بدون خجالت و در خلوتی از خود بپرسید چرا به جای حرف زدن متقابل، سعی می کنید پشت سر کسی حرف بزنید؟
بیشتر اوقات عین خیالمان نیست که پشت سر هم و برای هم چه می گوئیم و چه می شنویم اما  وقتی صفحه بر می گردد و یکی پیدا می شود که مثل خودمان رفتار می کند، جوری دیگر برخورد می کنیم ! نمی دانم چرا آتش به جانمان می زنند و  بسیار دردمان می گیرد اگر بشنویم کسی پشت سرمان حرفی زده که چندان سازگار با مزاجمان نبوده است!!

با آن که همه ما واقف به  این ضرب المثل قدیمی هستیم که "دیوار موش داره، موشم گوش داره"، و می دانیم دیر یا زود، گفته های ما هر چند به حق هم باشد، به طریقی به گوش فرد مورد نظر می رسد باز هم عنان غیبت را نمی گسلیم و پشت سر هم  مدام حرف می زنیم! این چه لذتی است، معنای ان را نمی فهمم!

نمی دانم چرا با دست خود، آبستن سوءتفاهم می‌شویم و بدبینی و کدورت را خشت اول رابطه های انسانی مان قرار می دهیم و تا ثریا هم  کج می چینیم و پیش می رویم!!

بیائید کمی اندیشه کنیم ....

به این مهم بیندیشیم  که چرا و به چه علت، ما و دیگران عادت کرده ایم از خروس خوان تا بوق شب حتی  در موارد افراطی آن تا پاسی از شب گذشته، پشت سر دیگران صحبت کنیم و از این رفتار خود خرسند و دلشاد باشیم؟

اصلا، برای یک بار هم شده ، دیگران رها کنید و تنها به خودتان بیندیشید ؛ روراست باشید، بدون خجالت و در خلوتی از خود بپرسید چرا به جای حرف زدن متقابل، سعی  می کنید پشت سر کسی حرف بزنید؟

اگر چه پاسخ این سوال چندان خوشایند نیست و ممکن است باعث تکدر چندی از ما شود!!! ولی معتقدم حقیقت گر چه تلخ است اما باید آن را گفت.  باید بپذیریم که حرف زدن بلد نیستیم، ابعاد درست سخن وری را نمی دانیم و نمی شناسیم؛ یا شاید هم از اول قصه به غلط به ما آموخته باشند که غیبت هر چند نکوهیده و کریه است اما فقط در بیان و کلام چنین است اما در عمل حلاوتی دارد که هرگز نباید از چشیدن جرعه ای ازآن خود را محروم کنیم. 

غیبت کردن

انگار ما نیاموخته ایم و نمی خواهیم بیاموزیم که جسارت در کلام داشته باشیم و در کمال رعایت ادب و حتی گاها در موارد لازمی با اندک چاشنی از بد اخلاقی و تندی ، دل گفته های خود را هر چند رضایت بخش دیگری نباشد و موجب تکدر خاطر وی گردد،بدون رودربایستی بیان کنیم و با گفتگوی مستقیم و کنکاش در علل رفتارها و گفته ها به نتیجه برسیم و راه هموار تفاهم  را  بر جاده خاکی غیبت که مقصدی جز سوءتفاهم و اختلافات عدیده ای ندارد، ترجیح دهیم!

اما هرگز دیر نیست، بیائید تلاش کنیم دور این دلمشغولی و تفریح دیرینه را خط قرمز بطلان پررنگی بکشیم! گر چه تلخی شنیدن حرف راست و حقیقت، شیرینی غیبت و پشت سر هم گفتن و شنیدن را برایمان زیباتر و دلنشین تر می کند، اما افتادن در دور تسلسل و باطل ژست های به اصطلاح اخلاقی و انسانی که در جهت نکوهش این خصیصه است ، چندان هم خوشایند و عاقلانه نیست.  این که مدام غیبت کنیم و مدام آن را نکوهش نمائیم و هیچ وقت هم نخواهیم حقیقت انتقادها را ببینیم و بشنویم ؛ گویی که به ریش خود خندیده‌ایم!

پس، بیائید این بار واقعا در مذمت این خصیصه نکوهیده گام برداریم، و به جای نکوهش خشک و خالی که همیشه در مقام حرف باقی می ماند و در عمل جاری نمی شود، حرکت مثبتی کنیم و درصدد کاهش و حذف آن برآئیم.

بیائید از هم اکنون با خود قرار بگذاریم و تمرین کنیم تا یاد بگیریم که چگونه با یکدیگر رودررو حرف بزنیم و دیگر پشت سر هم سخن نگوئیم! بیائید شجاعت بیان مان را بالا ببریم و  تحمل شنیدن انتقاد و ایراد را در خودمان پرورش و تقویت کنیم، و جرات این را هم بیابیم که با نگاه مستقیم در چشمان یکدیگر، بشنویم بالای چشم‌مان ابروست و به دیگری هم بگوئیم بالای چشمت ابروست!!!

 

 


منبع:

tebyan.net

گردآوری خانواده آکا
گردآوری توسط بخش روانشناسی روابط اجتماعی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات