چشم و همچشمی، چشم و همچشمی با عینک خوشبینی -آکا

در این بخش از سایت آکاایران مطالبی در مورد چشم و همچشمی را برای شما آماده کرده ایم ، امیدواریم که مورد توجه شما قرار گیرد.

آکاایران: پدیده ناهنجار چشم و همچشمی پدیده ای است که در میان بیشتر مردم جامعه ـ چه مرد، چه زن ـ وجود دارد به طوری که آنها را وادار می کند پیوسته خود و زندگی شان را با دیگران بویژه همسایه های خود مقایسه کنند. با آکاایران همراه شوید تا مطالبی در مورد چشم و همچشمی مطالعه کنید.

چشم و همچشمی,چشم و همچشمی های بیجا,چشم و همچشمی در قرآن

چشم و همچشمی

در جامعه نابهنجاری هایی به وجود می آید که به شکل پدیده اجتماعی از فراگیری بسیاری برخوردار می شود. اغلب کسانی که به این نابهنجاری ها دچار می شوند خود را از اتهام آن مبرا می دانند و به شکلی می پذیرند که امری ناخوشایند و رفتاری زشت است. برخی پدیده های اجتماعی، خاص گروه ها و طبقاتی است به گونه ای که آن را به سادگی می توان به گروه سنی یا علمی و یا طبقه ای اجتماعی نسبت داد؛ زیرا رواج گسترده آن در این گروه و یا طبقه اجتماعی نشان می دهد که نوعی همبستگی میان گروه و پدیده و یا هنجار و نابهنجار وجود دارد.
آکاایران: پدیده نابهنجار چشم و هم چشمی از جمله پدیده ها و نابهنجاری هایی است که در میان مردم و به خصوص زنان به شکل گسترده وجود دارد و هر زنی دست کم در موردی و یا زمانی گرفتار این نابهنجاری اجتماعی است. قرآن از آن جایی که دین زندگی است به همه مسائل اجتماعی و امور مرتبط به آن پرداخته است.

با شنیدن واژه چشم و همچشمی احتمالا در وهله اول ذهن ما به سمت نوعی رفتار بیمارگونه در رقابتی منفی با دیگران و موفقیت های آنها می رود.

روان شناسان و کارشناسان هم اغلب توصیه می کنند از این خصلت منفی اخلاقی دوری کنیم. بدون تردید همه ما نمونه آدم هایی را که گرفتار چشم و همچشمی هستند، دیده ایم. شاید بدون تعارف خودمان هم در مواقعی به بازی آن گرفتار شده ایم و بدون این که دقت کنیم انرژی زیادی را صرف آن کرده ایم.

اگرچه اصل این ویژگی همچنان به عنوان صفتی منفی شناخته می شود اما شاید بد نباشد در کنار همه جنبه های منفی آن، نگاهی هم بر جنبه های مثبت این ویژگی داشته باشیم. مثل وقتی چشم و همچشمی در امور معنوی یا کسب تحصیلات و رقابت علمی است.در این حالت است که این خصلت نه تنها چندان نتایج منفی به دنبال ندارد بلکه می تواند سکوی پرتابی برای رسیدن به موقعیت های بهتر باشد.

شاید تعجب کنید از اینکه چشم و همچشمی می تواند جنبه های مثبتی داشته باشد. فرض کنید چشم و همچشمی به جای رقابت در امور مادی، نیازهای کاذب و غیرضروری جای خود را به رقابت در ویژگی های مثبت و معنوی یا رقابت برای رسیدن به یکسری اهداف مثبت و پذیرفته شده دهد. یعنی به جای این که در خرید وسایل لوکس، انواع مدل لباس، آرایش، ماشین و خانه با همسایه و دوست و آشنا رقابت کنیم، الگوی خود را آن دسته از دوستان و آشنایانی قرار می دهیم که اصل اساسی زندگی شان، ساده زیستی، صمیمیت و بی آلایشی است.  در این حالت به جای این که در بازی ناتمام و بی سرانجام رقابت در خرید و چشم و همچشمی بیفتیم، به ساده و بی آلایش بودن هر چه بیشتر خود را نزدیک می کنیم.

مثلا در مهمانی های فامیلی و خانوادگی ساده ترین مهمانی ها و پذیرایی ها را سرلوحه خودمان قرار دهیم و سعی کنیم حتی از آن هم ساده تر باشیم. به عبارتی در این وضع، چشم و همچشمی و رقابت، در سادگی و صمیمیت بیشتر باشد. در این صورت افرادی که توانایی رقابت با مهمانی ها و چشم و همچشمی های پرخرج را ندارند، از چرخه رفت و آمدهای دوستانه و خانوادگی حذف نمی شوند یا برای گرفتن یک مهمانی چند نفره تا مدت ها زیر بار قرض و استرس نمی روند. این چشم و همچشمی های مثبت می تواند الگویی شود برای بچه هایی که ناخودآگاه و در هر لحظه در حال الگوبرداری از رفتار والدین هستند

روان شناسان معتقدند در این صورت زندگی با آرامش بیشتری دنبال می شود، استرس ها و فشارهای عصبی کمتر می شود و کارها خیلی راحت تر از زمانی که چشم و همچشمی های منفی وجود دارد، حل می شود.تصور کنید عقد و عروسی های ساده اسباب چشم و همچشمی فامیل، دوست و آشنا شود. در آن صورت برای گرفتن فلان خانه، جهیزیه و مهریه آنچنانی یا رفتن به فلان آرایشگاه و فلان اتومبیل، هر دو خانواده زیر بار قرض و فشار روانی نخواهند رفت البته این رفتار وقتی از سوی کسانی که توانایی مالی دارند و  به اصطلاح عامیانه دست شان به دهن شان می رسد، صورت گیرد، به مراتب تاثیر بیشتری دارد. چون در آن صورت خانواده های نسبتا مرفه، الگوی ساده زیستی می شوند و این فرهنگ از خانواده ای به خانواده دیگر منتقل می شود، حتی اگر این رفتار، الگوی یک نفر در زندگی شود باز هم ارزش دارد.

اگر شما از آن دسته افراد هستید که فکر می کنید باید در هر زمینه بخصوص اموال، با اطرافیان و همسایه تان رقابت کنید، پس این مشکلات ​ را هم بعد از گذشت مدتی پذیرا باشید:

نداشتن رضایت و گرفتاردر دام افسردگی

شکی نیست یک کالای جدید، خانه و وسیله نقلیه شخصی تاحدی موجب رضایت صاحب آن می شود، اما وقتی هیجان داشتن آن از بین برود، آن وسیله فقط یک وسیله خواهد بود نه چیزی بیش از آن. اگر اجازه دهید وسایل زندگی، مقدار شادی تان را تامین کنند، مطمئن باشید هرگز شاد نخواهید بود. گاهی اوقات هم که فرد نمی تواند مانند دیگری خرید کند، دچار افسردگی عمیق شد و زندگی برایش بی معنا می شود.

نداشتن آرامش

چشم و همچشمی موجب سلب آرامش است. تصور کنید شما پیوسته چشم به دیگران و نحوه زندگی آنها دارید. هرکاری که انجام دادند، شما هم بخواهید انجام دهید. با این کار پس از مدتی انرژی و منابع مالی تان را از دست می دهید و چیزی جز غذاب و خستگی برایتان باقی نمی ماند و به طور کل روی آرامش را نخواهید دید. احساس و تفکرتان همیشه برمبنای «فلان چیز را می خواهم» و «فلان کار را باید انجام دهم» خواهد بود و پایانی بر این تفکر و خواسته هایتان نمی بینید.

بدهکاری و نرسیدن به اهداف

نتیجه مسلم زندگی برای داشتن کالاهای مختلف و چشم و همچشمی چیزی جز به خاک سیاه نشستن و بدهکاری نیست. تا آنجا که برخی افراد به سبب بدهی به زندان نیز می افتند. فرد با چشم و همچشمی اهداف اصلی خود را فراموش کرده و گرفتار مشکلاتی می شود که بی دلیل برای خود تراشیده است.

از بین بردن روابط خوب

مسلما برای این که فرد بتواند از پس عواقب چشم و همچشمی برآید، باید بسیار کارکند و از آنجا که بیشتر وقتش را برای کار و کسب درآمد می گذراند، ارتباط خوب با خانواده یا دوستانش را ازدست می دهد، به مرور تنها شده و سرگرم وسایلی می شود که به خاطر رقابت با همسایه یا اقوام مجبور به خریدشان شده است. همچنین ریشه برخی از اختلافات میان زن و شوهرها نیز در چشم و همچشمی نهفته است.

گم کردن وجود خود

وقتی پیوسته بخواهید کسی یا چیزی باشید که نیستید و مدام به دنبال مواردی که دیگران می خواهند باشید، نمی توانید پی به ارزش و استعدادهای خود برده و آنها را شکوفا کنید و تصمیم گیری هایتان در زندگی برمبنای عملکرد دیگران خواهد بود و سرانجام روزی می رسد که می بینید که هرگز لحظه ای برای خود و خواسته های واقعی خود زندگی نکرده اید و تقریبا زندگی باارزش تان را از دست داده اید.

پیشی گرفتن برای رسیدن به موفقیت

رقابت در کسب علم و دانش هم از دیگر زمینه های مثبت چشم و همچشمی است. به عنوان نمونه دو دانش آموزی که برای به دست آوردن رتبه بهتر در کنکور یا مثلا گرفتن مدال المپیاد علمی در درس خواندن و برنامه ریزی بهتر داشتن، با هم رقابت دارند، دانشجویانی که در ارائه پایان نامه جامع تر و علمی تر با هم رقابت می کنند یا دو استادی که در به روز کردن اطلاعات و پربار کردن کلاس ها و جذب دانشجویان با هم رقابت دارند. در این صورت بعید است این رقابت نتایج منفی و خانمان سوز داشته باشد.

نهایتا تلاش و بازده علمی دو استاد را بیشتر کرده و به تعدادی دانشجوی مستعد هم انگیزه تلاش و کوشش بیشتر داده است. بار مثبت این موضوع را می توانیم در خیلی زمینه های دیگر هم تصور کنیم. مثلا دو کارمندی که در داشتن راندمان بالای کاری رقابت دارند یا راننده های تاکسی که در برخورد خوب داشتن با مسافران با یکدیگر چشم و همچشمی می کنند. در این حالت است که رقابت در اخلاقیات و امور معنوی می تواند جایگزین رقابت بر سر ظواهر و ویژگی های منفی شود.

کارشناسان چه می گویند؟

چشم و همچشمی ممکن است در فردی به صورت موقتی بروز کند و فرد را برای این که به اصطلاح جلوی دیگران کم نیاورد ترغیب به الگوبرداری از دیگران کند هرچند در این مورد هم ناشی از ضعف شخصیتی و کمبودی است که در فرد وجود دارد اما این رفتار وقتی حالتی بیمارگونه پیدا کند و فرد همیشه و در همه حال دچار چنین ضعف شخصیتی و خلائی باشد با هیچ چیز جز چشم و همچشمی نمی تواند آرامش درون یابد. شاید این واژه در نگاه اول ذهن را به سمت رقابت طلبی منفی و به نوعی واکنش در مقابل پیروزی ها و موفقیت های دیگران بکشاند اما در واقع چشم و همچشمی در امور معنوی شاید یک جهش مثبت در زندگی انسان ها به وجود آورد، مثلارقابت در کسب تحصیلات عالیه خود امری است که می تواند منجر به رشد و ترقی افراد شود.

به اعتقاد روان پزشکان، زمانی که افراد واقعیات زندگی و توانایی های فردی خود را قبول داشته باشند کمتر به نظرات دیگران در مورد خود توجه می کنند و می خواهند اطرافیان، آنها را همان طور بپذیرند که در واقعیت هستند. هم چنین وقتی افراد بیش از حد در پی کسب اطلاع از نظرات دیگران نسبت به خود باشند تلاش می کنند تا همان طور که دیگران دوست دارند در مقابل آنها ظاهر شوند و از همین طریق نظر مثبت آن ها را نسبت به خود جلب کرده و مورد تایید آن ها واقع شوند. در این صورت است که این افراد از واقعیات شخصیتی و توانایی های خود غافل شده و معیار خود را تایید دیگران قرار می دهند.

در واقع می توان گفت، شاید اگر به چشم و همچشمی با دید مثبت نگاه کنیم و جنبه های منفی آن را دور بیندازیم خواهیم دید که این مقوله می تواند موتور محرک برای حرکت انسان و ایستادگی در مقابل سکون و بی حرکتی بسیاری از انسان ها باشد. کارشناسان معتقدند چشم و همچشمی به این معناست که فرد به بلوغ فکری کامل نرسیده است. در واقع چنین فردی ضعف درونی خود را با ظواهر بیرونی جبران می کند، اما در نهایت هیچ گاه راضی نمی شود

به هر صورت چشم و همچشمی به عنوان یک پدیده رفتاری و ناهنجاری اخلاقی در رفتارها آشکار می شود و در نتیجه موجب رنج های بی شماری خواهد شد که بسیاری از آنان قابل درمان نیست. با وجود این کارشناسان به نتایج و جنبه های مثبت این ویژگی هم اشاره کرده اند.

ریشه یابی علل چشم و هم چشمی

چنان که گفته شد منشأ چشم و هم چشمی را می بایست در برخی از غرایز طبیعی و فطری بشر جست. اگرچه شخصی که گرفتار بیماری چشم و هم چشمی می شود و این نابهنجاری را در خود رشد و تقویت می کند به کژی و بیراهه می رود. در انسان ها غریزه الگوپذیری وجود دارد. همین غریزه است که آدمی را برای رشد و تعالی و تکامل و جامعه پذیری آماده می کند. کودکان با تقلید، واژگان را می آموزند و با تقلید از رفتار بزرگ ترها خود را با محیط اجتماعی هماهنگ می کنند و با بهره گیری از آن دانش های نظری و تجربی منتقل می شود و تکامل و رشد فردی و اجتماعی در جوامع انسانی روز به روز فزونی می یابد.
اما کسانی که دچار نابهنجاری رفتاری چشم و هم چشمی می شوند از این مسئله (الگوپذیری و تقلیدکردن فطری بشری) به درستی بهره نمی گیرند و آن را در جایی نادرست هزینه و خرج می کنند. همانند این مسئله را قرآن درباره تقلید از باورهای نادرست و آیین ها و اعمال و مناسک خرافی مطرح می سازد و آن را به عنوان تقلید غیرمجاز و ناروا مورد سرزنش قرار می دهد.
بنابراین می بایست به کسانی که گرفتار چشم وهم چشمی هستند آموخت به جای آن که در این حوزه ها از دیگری تقلید کنند، در اموری تقلید کنند که برای آنان مفید و سازنده است.

گردآوری خانواده آکا

گردآوری توسط بخش روانشناسی روابط اجتماعی سایت آکاایران
  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران