یک گفتگوی دردمندانه

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد یک گفتگوی دردمندانه ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته روابط اجتماعی از سایت خانواده آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

دیر یا زود ممکن است یکی از اعضای خانواده تان را در وضعیتی ببینید که احساس کنید نمی‌توانید کاری برایش انجام دهید مثل حالتی که یکی از عزیزانتان را می بینید که می خواهد با مرگ یک کودک، شوهر، خواهر..........

یک گفتگوی دردمندانه
یک گفتگوی دردمندانه

دیر یا زود ممکن است یکی از اعضای خانواده تان را در وضعیتی ببینید که احساس کنید نمی‌توانید کاری برایش انجام دهید مثل حالتی که یکی از عزیزانتان را می بینید که می خواهد با مرگ یک کودک، شوهر، خواهر، برادر، والدین و یا یک دوست آشنای دیگر کنار بیاید. این یک حس وحشتناک است. نمی‌دانید باید چکار کنید، چه بگویید و یا با این فرد چطور برخورد کنید. عزاداری هر کسی منحصربه فرد است لذا آنچه برای یک نفر جواب می‌دهد ممکن است پاسخ یا روش مناسبی برای فرد دیگری نباشد. با این حال هنوز هم راه حل‌هایی هست که با آنها می‌توانید آرامش را به دیگران هدیه بدهید.

 

از چشم عزیزتان به این مساله نگاه کنید: هر کسی با یک داغ به طرز خاصی کنار می آید و مراحل داغداری را به‌ترتیب و طبق برنامه خاصی تجربه می‌کند. با او نگاه کنید و ببینید چطور با داغش کنار می‌آید. اینکه در هر مرحله زمانی به چه چیزی نیاز دارد، اولین مرحله در کمک کردن به اوست. ممکن است آنچه در روزهای نخستین پس از مرگ یک نفر، او نیاز دارد با آنچه در هفته‌های بعدی یا یک سال بعد نیاز دارد، متفاوت باشد.

مراحل داغداری را بدانید:  دیر یا زود هر کسی وارد یک دوره 5 مرحله‌ای می‌شود: انکار، خشم و آشفتگی، گفتگو، افسردگی و نهایتا پذیرش.

انکار اولین مرحله داغداری است که طی آن احتمالا عزیزتان در شوک و ناباوری به سر می‌برد، نوعی حالت کرخی و یا عدم توانایی درک آنچه اتفاق افتاده است دارد.

مرحله دوم که مرحله خشم است ممکن است متوجه خدا، افرادی که حس می‌شود باعث مرگ متوفی شده‌اند، افرادی که هنوز عشق به بودن را در خود نگه داشته‌اند و یا هر کسی که در مسیر دوستتان قرار گیرد. این مرحله همچنین شامل نوعی حس پوچی و تهی بودن، بی‌یاور و بی‌کس بودن، احساس صدمه دیدگی است و ممکن است دربرگیرنده حسادت، ترش رویی، رنجیدگی و غضب ناکی، نفرت و دشمنی و یا ترس و واهمه نیز باشد.

مرجله سوم مرحله‌ای است که در آن شخص داغدار تلاش می‌کند برای گله‌گذاری و شکایت کردن با خدا و یا حتی خودش اقدام کند. این مرحله، مرحله گذاراست که طی آن او تلاش می‌کند با آنچه که باید انجام شود کنار بیاید. ممکن است جملاتی شبیه به اینها بگوید: خدایا فقط بگذار تمام شدن درس بچه‌هایم را شاهد باشم، اگر همین یک هفته را به من مهلت دهی همه چیز عالی است.

از گریه کردن در برابر فرد داغدار ترس نداشته باشید، نیازی نیست که همیشه آدم قوی‌ای باشید. در واقع داشتن درد مشترک و مشارکت در درد دیگران گاهی اوقات کنار آمدن را برای فرد داغدار راحت‌تر می‌کند

مرحله چهارم افسردگی است که طولانی‌ترین و بادوام‌ترین مرحله است. این مرحله می‌تواند توام با احساس بی‌کسی، یاس مطلق، بی‌علاقگی به چیز‌های لذت‌بخش گذشته، خوابیدن مفرط، فقدان طرح و برنامه‌ریزی، ناتوانی در تمرکز، دردهای جسمانی واقعی،کابوس و بی‌خوابی، نفس کم آوردن، جملات اضطرابی و هراسی، ترس مفرط و بی‌تناسب از یکسری چیزها و یا حتی علائم ظاهرا بی‌ربط دیگری باشد.

مرحله آخر مرحله پذیرش است. این مرحله در واقع مرحله بهبودی و التیام است و طی آن شخص داغدار تشخیص می‌دهد که زندگی‌اش باید ادامه یابد پس شروع به سازماندهی مجدد زندگی‌اش بدون حضور آنکه از دست داده می‌کند و شروع به کار در حالتی می‌کند که او را به وضعیت طبیعی جدیدش سوق می‌دهد.

در غم او شریک شوید: از گریه کردن در برابر فرد داغدار ترس نداشته باشید، نیازی نیست که همیشه آدم قوی‌ای باشید. در واقع داشتن درد مشترک و مشارکت در درد دیگران گاهی اوقات کنار آمدن را برای فرد داغدار راحت‌تر می‌کند. صحبت کردن درباره کسی که فرد داغدار علی‌رغم علاقه زیاد او را از دست داده و شما هم او را می‌شناسید یک همدردی خوب است. با هم گریه کنید بگذارید او متوجه شود که دردش و رنجش طبیعی است و او یک انسان است.

تسلی و دلداریتان را ابراز کنید: به او بگویید که چقدر از این قضیه ناراحت هستید. یک یادداشت تسلیت، یک دسته گل و یا هر چیزی که بیانگر احترام و توجه شما باشد، برای او به منزلش یا محل برگزاری جلسه ختم ارسال کنید. او را در آغوش بگیرید و یا با دستانتان دستش را بگیرید. گاهی اوقات در این لحظات گفته‌ها توخالی بنظر می رسند اما یک تماس و لمس کردن می‌تواند یک مفهوم غیر‌قابل تصور داشته باشد و کمک کند که او از لاک خود خارج شود. بگذارید در آغوش یا روی دوش‌تان گریه کند.

عزاداری

از او بپرسید چطور می‌توانید کمکش کنید:  بگذارید فرد داغدار بفهمد که شما در دسترس او هستید و او را ترغیب کنید که برای هر حمایتی، یا کمک عملی (مانند نگهداشتن بچه‌ها یا تهیه غذای آنها، کمک کردن در تصمیمگیری‌های مراسم، تمییز کردن منزلش، پرداخت هزینه ها و قبض های او و ....) می تواند روی شما حساب باز کند. اگر چیز خاصی را به شما گفت که انجام دهید آنرا به درستی انجام دهید. اگر او گفت کاری نیست که شما بتوانید انجام دهید، راههایی را که می‌توانید به او کمک کنید به او پیشنهاد دهید.

به انچه که می‌گوید گوش دهید (و به آنچه که نمی‌گوید):  یکی از بهترین راههای کمک کردن، اجازه دادن به او برای حرف زدن است. درباره دردهایش، ناراحتی و خشمش، مرور کردن خاطرات متوفی، برنامه‌هایی که با متوفی قصد انجامش را داشته‌اند، ترس و نگرانی‌هایش از آینده و ... با هم صحبت کنید. حرفش را قطع نکنید حتی اگر مرتبا آنها را تکرار کرد. او نیاز دارد که برای التیامش آنها را با کسی مطرح کند. هرگز وانمود نکنید که مطالبش مهم نیستند. او یا احساساتش را قضاوت نکنید.

بخاطر داشته باشید که عزاداری یک فرآیند شخصی و متفاوت بین افراد است:  آنطور که دوست شما متوفی را دوست داشته حتی اگر بیماری طولانی داشته یا در اثر حمله ناگهانی قبلی یا تصادف اتومبیل مرده باشد و یا در اثر خودکشی و یا قتل، ممکن است در مدت زمان، قدرت و نحوه داغداری او تاثیر بگذارد. اینکه به لحاظ مکانی بهم نزدیک بوده‌اند یا نه، اینکه قبل از مرگ با هم بگو مگو داشته‌اند یا نه و بسیاری چیزهای دیگر ممکن است منحصربه فرد بودن داغداری او را تشدید کند.

تشویق کنید که احساساتش را بطور لفظی یا کتبی ابراز کند:  متوجه‌اش کنید که او نباید در تنهایی اش فرو رود. دنبال گروه‌ها یا افرادی باشید که بتوانند به او کمک کنند و یا او را نزد یک مشاور مجرب ببرید.

در دسترس باشید:  هر چند در ابتدای یک مصیبت اغلب موجی از همدردی، حمایت و سرزدن های مکرر  هست ولی در روزها، هفته‌ها یا ماه‌های بعد ممکن است شخص داغدار تنها با مصیبتش رها شود و تنها بماند. هر از چندگاهی تلفن بزنید و او را ملاقات کنید. ابتدا هر روز به او زنگ بزنید بعد حداقل به طور هفته ای تا راههای ارتباطی شما باز بماند. بگذارید متوجه شود که به فکرش هستید. اگر از هم فاصله دارید، بطور مرتب برایش نامه بفرستید و یا به او تلفن بزنید. برنامه ملاقات چند روه بعد از هر چند ماه داشته باشید.

برای کمک کردن به او مقاومت کند. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که متنفر از شماست. یادتان باشد که این یک گفتگوی دردمندانه است. این حرفها را به خود نگیرید. کسی چه می‌داند شاید شما هم در چنین شرایطی همین برخورد را می‌ کردید. داغداری یک فرآیند طولانی، دشوار و دردناک است

با ملایمت و نرمی از او بخواهید که دوباره به زندگی عادی برگردد: از او بخواهید برای صرف شام، قدم زدن، خرید کردن و ... از خانه خارج شود و سپس کم کم او را برای جلسات اجتماعی وسیع‌تر با افراد بیشتر همراهی کنید البته به شرطی که خودش خواهان این کار باشد. برای برخی از افراد تجربه داغداری، معادل تمایل به پس زدن تمام دنیا و ساکت و گوشه‌گیر شدن برای مابقی عمر است. درحالیکه حالت عادی و طبیعی‌اش می‌تواند شامل طولانی شدن مدت افسردگی باشد.

بطور بی‌قید و شرط او را دوست داشته باشید:  گاهی اوقات شخص داغدار بی‌ادب، بد قلق، گریزان از مشارکت، بدخلق و بد دهان می‌شود. ممکن است گاهی اوقات درد و غصه‌اش را سر شما خالی کند. ممکن است مقابل تلاش شما برای کمک کردن به او مقاومت کند. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد که متنفر از شماست. یادتان باشد که این یک گفتگوی دردمندانه است. این حرفها را به خود نگیرید. کسی چه می‌داند شاید شما هم در چنین شرایطی همین برخورد را می‌ کردید. داغداری یک فرآیند طولانی، دشوار و دردناک است. بهترین راه آرامش و آسایش یک فرد داغدار دوست داشتن او هنگام تجربه این داغ و کمک کردن به بهبود شرایط اوست.

 

 


منبع:

tebyan.net

گردآوری خانواده آکا
یک گفتگوی دردمندانه گردآوری توسط بخش روانشناسی روابط اجتماعی سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات