مارکوپلو،سفر و آرش نورآقایی -آکا

آکاایران گزارش-رحیمه زرگر - بخش گردشگری آکا ایران
عکاس- عباس زاده گان
مارکوپلو،سفر و آرش نورآقایی
,[categoriy]

آکاایران: مارکوپلو،سفر و آرش نورآقایی

به بهانه عید و شروع سفرهای نوروزی به سراغ "آرش نورآقایی" رئیس هیات مدیره کانون سراسری انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری رفتیم تا در مورد تجربیات و سفرهایش، گفتگویی خودمانی داشته باشیم.
آرش نورآقایی ، متولد سال 1353 که وقتی از او می پرسیم مختصری خود را برایمان توصیف کند تنها به یک جمله اکتفا می کند : "من راهنمای گردشگری ام.! "
سالها قبل،آرش نور آقایی رشته مهندسی کامپیوتر را نیمه کاره رها می کند و وارد بازار کار می شود. بعد از مدتی فعالیت در زمینه سخت افزار کامپیوتر و انتقال اطلاعات از طریق ماهواره های مخابراتی،از کارش انصراف می دهد و به سمتی می رود که امروز جایگاه ویژه ای در آن دارد و به نظر اکثر فعالان در این رشته بسیار موفق است، چنان که به گفته خودش : " الآن کارم نوشتن و سفر کردن است و بسیار راضی ام. "

-  آرش نورآقایی اهل کجاست؟
اهل تهرانم.
- چی شد که اومدید سمت سفر و گردشگری؟
من در کارای قبلی ام خیلی سفر می رفتم و سفر رو دوست داشتم. مهندسی کامپیوتر خونده بودم و کاری که می کردم نصب یکسری تجهیزات در شهرهای مختلف بود و وقتی به این دلیل سفر می کردم، می دیدم که سفر خیلی با روحیه ام  سازگاره.بعد که تصمیم گرفتم از کارم جدا شم اومدم توی رشته ای که بشه بیشتر سفر کرد.
-  آرش نورآقایی بیشتر سفر کرده یا مارکوپلو؟
نمی دونم مارکوپلو چقدر سفر کرده اما من جدا از 5 سالی که خودم سفر می کردم، به صورت حرفه ای،  12 ساله که سفر می کنم و توی این 12 سال، تقریبا 6 یا 7 ماه از سال رو کاملا در سفر بودم، بنابراین می تونم بگم که 6 سال کامل در سفر بودم.
- به نظرتون در زمینه فعالیت گردشگری چقدر موفق بودید؟
از نظر خودم خوب بوده. اون چیزهایی که بهش فکر می کردم و می خواستم بدست بیارم تا حد زیادی بهش رسیدم.
-  پس به جایگاهی که می خواستید رسیدید؟
من دنبال جایگاه نبودم و به جایگاه خاصی هم فکر نمی کردم فقط فکر می کردم که باید یکسری فعالیت ها انجام بدم که انجام دادم و دارم انجام میدم. هیچ وقت نه جایگاهی برای خودم متصور بودم، نه دنبال مقامی بودم و نه دنبال هیچ چیز دیگه ای. دلم می خواست یکسری بینش ها بدست بیارم که به دست آوردم و هنوز هم  راه در پیش دارم ولی هنوز همون آدمی هستم که  12 سال پیش با کوله پشتی سفر می کردم.جایگاهی نیست که بخوام به اون جایگاه به عنوان موفقیت یا عدم موفقیت بهش نگاه کنم.
- بیشتر دوست دارید با چه وسیله ای سفر کنید؟
بستگی داره. من وقتی به عنوان راهنما تور سفر می کنم، مقتضیات خاص خودش رو داره ولی واقعا دوست دارم ماشین شخصی داشته باشم و در کنارش هم دوچرخه ای باشه که بتونم جاهای صعب العبور رو با اون برم.دوست دارم یک ماشین  Four-wheel drive داشته باشم و جاهایی رو باهاش برم که کمتر کسی میتونه بره .در مجموع ترجیحم سفر با اتومبیله.
 
-  اگر بهتون بگن 3 تا بلیط مجانی به هرجایی که دوست دارید بهتون میدن،سه جای اولی که به ذهنتون میرسه کجاست؟
یکی از جاهایی که قبلا رفتم و خیلی علاقه مندم دوباره برم هنده.
دیگه از جاهایی که دلم میخواد برم حتما آسیای میانه ست مثلا دوست دارم ازبکستان رو ببینم و جای دیگه ای که خیلی علاقه مندم برم یکی از کشورهای دوردست آفریقاست چون تنها قاره ایه که ندیدمش.
- یعنی هیچ جایی در ایران نیست که توی ذهنتون باشه یا حسرت نرفتش رو داشته باشید؟
من همه جای ایران رو رفتم. شهرهای ایران رو رفتم و حتی در حد روستاها هم در ایران دارم سفر می کنم.سفر به بخشی از ایران برای من حسرت نیست،اشتیاقه؛اشتیاق سفر به روستاهای ایران همیشه برای من وجود داره.الان دیگه علاقه مند به سفر به شهرهای ایران نیستم بلکه علاقه مند به سفر به روستاهای ایران و مکانهای بکرش هستم.
- با همه این تجربیاتی که دارید ،به نظرتون مغفول ترین جای ایران برای گردشگری کجاست؟
مغفول بودن از چندین جنبه ست؛من فکر می کنم کل فرهنگ ایران مغفول مونده.البته این ایده هست که یک جاهایی وجود داره که بهش کم توجهی شده و بی بهره و محروم اند ولی من فکر می کنم همه جای ایران مغفول مونده؛حتی در همین تهران،30 کیلومتر که از مرکز شهر دور بشیم،جاهایی رو می بینید که اونقدر محروم اند که شاید توی دورترین نقاط ایران شبیه اش رو پیدا کنین.
بنابراین به نظرم خیلی از جاها هست که بهش توجه نشده و یا اگه توجه شده با معنای دقیقی بهش نگاه نشده.
 - اگر رییس سازمان گردشگری بودید برای شناسایی بیشتر جاذبه های گردشگری ایران چه کار می کردید؟
من هرگز اینطوری فکر نکردم که باید سمتی داشته باشم تا کار کنم.خیلی خوشحالم که جای ایشون نیستم.
 آدم های زیادی هستند که به کارهایی که من میکنم اعتقاد دارن؛مثلا در پروژه یوزپلنگ،شاید محیط زیست هم نمیتونست این کاری رو که ما کردیم انجام بده.
علاقه مند نیستم که پست دولتی داشته باشم چون اونجا همه چیز دستوری میشه و بخاطر بوروکراسی های اداری که توی مملکت ما هست خیلی علاقه مند نیستم که این اتفاق بیفته و چنین پستی داشته باشم.
دلم میخواد همین آدم باشم و با کمک های مردمی کار انجام بدم.کارهای NGO ای رو فوق العاده دوست دارم و فکر میکنم توی مدیریت این کارها خیلی مهارت دارم.
-   چقدر به نظرتون آرش نورآقایی خوش سفره؟
شاید مردم از همسفر بودن با من  به عنوان راهنمای تور،لذت ببرند اما نه به عنوان اخلاق خوشم؛ خیلی اخلاق خوشی در خودم سراغ ندارم.خیلی جدی تر از این هستم که مردم به اون بگن اخلاق خوش.مردم ما کسی رو که فقط بخنده و به همه خواسته های اونها بگه "بله"،خوش اخلاق میدونن.من از اون تعبیر خوش اخلاق نیستم و بیشتر آدم جدی هستم ولی میدونم که کسانی که به من اعتماد میکنن و با من سفر میان و درواقع خودشون رو به دست من میسپارن،به اون هیجانات و چیزهایی که دلشون میخوان میرسن.
البته بعضی از مردم صرفا دوست دارن به یکسری از لذت های آنی برسن که من آدم اون کار نیستم.
- بهترین همراهتون توی سفر کیه؟
هر دوتاش. باید ببینم که چه شرایطی هست. بهترین همراه شخصیه که می فهمه من برای چی دارم سفر می کنم و با اون معنا آشناست.مهم نیست چه جنسیتی داره یا کیه و چه نسبتی با من داره؛مهم اینه که اون چیزی که من دوست داشته باشم ایشون دوست داشته باشه و همینطور بالعکس.
- یک خاطره جالب از سفرهاتون برامون تعریف می کنید؟
خاطره جالب که زیاد هست توی سفر؛ مثلا شده که من در یک صحنه تئاتر توی چین بودم و یکی از مسافرانی رو که با من سفر دیگه ای رو اومده بوده، اونجا دیدم.
یا مثلا در آخرین سفرم اتفاق قشنگی افتاد؛ من در شهر ورشو قدم میزدم و از یک مجسمه ای عکس گرفتم و وقتی سوار اتوبوس شدم که برم شهر ویلنیوس در لیتوانی، عکس رو در صفحه اینستاگرامم آپلود کردم. یکی از خوانندگان صفحه ام برام پیام گذاشت: آرش کجایی؟ منم گفتم: ورشو بودم و دارم می رم ویلنیوس. بعد ایشون گفتن شما الان از پشت خونه ما عکس گرفتی.
من این خانم رو که از همکلاسی های قدیمی ام بود،10 سال بود که ندیده بودم و اصلا نمیدونستم بعد از ازدواج به لهستان مهاجرت کرده و خیلی برام جالب بود که یه عکس و یه اتفاق دوباره باعث شد که من ایشون رو ببینم؛با اینکه حتی اسم ایشون رو هم یادم رفته بود.بخاطر همین من دوباره از ویلنیوس برگشتم ورشو و یک شب رو مهمون ایشون و خانواده اش بودم.
این اتفاق خیلی برام جالب بود.
- اهل سفرنامه نوشتن هستید؟
فکر می کنم یکی از بیشترین سفرنامه ها یا بهتر بگم گزارش سفر رو در طی 7 ،8 سالی که وبلاگ دارم در فضای مجازی منتشر کردم. ضمن اینکه من 3 دوره مشارکت داشتم در برگزاری سفرنامه نویسی ناصرخسرو قبادیانی و خیلی ها رو هم تشویق کردم به اینکه سفرنامه بنویسن .

,[categoriy]

- بهترین سفرنامه ای که خوندید چی بوده ؟
تقریبا همه سفرنامه هایی که هست، چه معاصر و چه قدیمی خوبن. 
سفرنامه هایی که خارجی ها درباره سفر به ایران نوشتن و همینطور سفرنامه هایی رو که بعضی از ایرانی ها نوشتن دوست دارم.کارهای آقای منصور ضابطیان رو خیلی دوست دارم و همین طور حاج سیاح خیلی خوبه.من سفرنامه هایی رو که ارزش خوندن دارن،در سایت خودم معرفی کردم.
-  ترسناک ترین و مرموزترین جای ایران که رفتید کجاست؟
من نه می تونم اسمش رو بزارم ترسناک نه مرموز ولی شگفت آوره.کلا ایران فرهنگ هزارتویی داره. خیلی از جاهای ایران شگفت آوره ولی ترسناک نیست.من اسم مرموز و ترسناک نمیزارم بلکه اسمش رو در همه شهرهای ایران،شگفت آور،تودر تو و فرهنگ چند لایه ای میزارم؛مخصوصا در شهرهای مرکزی و استانهای سیستان و بلوچستان،خوزستان،آذربایجان و حتی خراسان.درواقع نمیتونم یک جای خاص رو نام ببرم که بگم شگفت آوره بلکه باید فرهنگش رو فهمید و اینکه چه چیزی پشتش هست و عمق اش رو درک کرد.
- اگر این شغل رو نداشتید، دوست داشتید چه کاره باشید ؟
خیلی دوست داشتم ریاضی دان باشم.
- توی سفر چه موزیکی رو بیشتر از همه گوش میدید؟
من موسیقی رو خیلی دوست دارم ولی اونقدر ذهنم همیشه درگیر فکر کردنه که متاسفانه فرصت نمی کنم به موسیقی خاصی گوش بدم.
-  چه چیزی شما رو بیشتر از همه هیجان زده میکنه ؟
چیزی که من رو خیلی خیلی خیلی مشعوف میکنه،ایده جدیده.هم از ایده های دیگران که خیلی خوب هستن لذت می برم و تا مدت ها ذهنم کیف میکنه و هم وقتی خودم یک پیشنهاد جدید و خوب میدم.

 - اگر فقط قرار باشه 5 تا وسیله رو همراه خودتون ببرید سفر چه چیزایی رو برمی دارید؟
حتما کتاب و دوربین میبرم و حتما یه دفترچه ای می برم که بنویسم.همین سه تا !
 - خوشمزه ترین غذایی که توی سفرهاتون خوردید؟
من همه غذاها رو دوست دارم و خیلی خوش خوراکم.
 - بهترین مشخصه اخلاقی که از خودتون سراغ دارید یا دیگران شما رو به این مشخصه میشناسن چیه؟
دیگران رو نمیدونم راجع به من چجوری فکر میکنن.بعضی ها فکر میکنن که من آدم جدیم و بعضی ها هم فکر میکنن من آدم بداخلاقی ام.
ولی چیزی رو که می تونم خودم راجع به خودم بگم اینه که اخلاقیات برای من مهمه؛یعنی یکسری چیزهایی که شاید توی جامعه دیگه رنگ نداره برای من مهمه.
مهمترین چیزی که دلم میخواد مردم از من بدونن اینه که دوست دارم بدونن که آدم قابل اعتمادیم.
خیلی هم خوش قولم.
من با جرات میتونم بگم 7 ساله،جشن راهنمایان گردشگری رو راس ساعت 9:57 دقیقه روز 2 اسفند شروع می کنیم.من خیلی به زمان معتقدم و اگه کسی که باهاش قرار دارم، دیر کنه عصبانی می شم.
- یک جمله،شعر یا تکه کلامی که همیشه تکرار می کنید؟
راجع به سفر به کسانی که تدریس می کنم همیشه میگم:سفر یاد گرفتنیه و شغل راهنمایان گردشگری یعنی کتاب خوندن.آدم ها اگه میخوان رشد کنن باید بخونن و بنویسن.
 - اگر یک نفر بخواد برای اولین بار سفر کنه کجا رو بهش پیشنهاد می دید؟
بستگی داره توی کدوم شهر باشه.من بهش میگم اول از شهر و استان خودش شروع کنه،بعد ایران و بعد دنیا.
 
-  چند کلمه میگم اولین چیزی که به ذهنتون میرسه بگید:
 پنچری لاستیک : عصبانیم می کنه.
  سفر : برای من بزرگترین دریافته.
 نوروز : یاد مادربزرگم می افتم.
کویر جن : به نظر من شگفت آور.
 ایران : هم خون ِ دله و هم کام ِ دل.
محمدعلی اینانلو : استاد من بودن .
راهنمای گردشگری : شغل مهمی خواهد بود در آینده
آرش نورآقایی : امیدوارم بتونم برای کشورم مفید باشم


منبع :

مارکوپلو،سفر و آرش نورآقایی گردآوری توسط بخش شهرهای استان تهران- دیدنی های استان تهران سایت آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات