معرفی استان اردبیل - آکا

,شهرهای استان تهران- دیدنی های استان تهران

موقعیت جغرافیایی

استان اردبیل درشمال غربی فلات ایران بین مختصات جغرافیایی 37.45 تا 39.42 عرض شمالی و 48.55 تا 47.3 طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. از شمال با جمهوری آذربایجان همسایه بوده ونزدیک به 5/282 کیلومتر مرز مشترک آبی وخاکی با این کشور دارد. از قسمت شرقی با استان گیلان از جنوب با استان زنجان و از غرب با استان آذربایجان شرقی هم جوار است. استان اردبیل از نواحی سردسیر کوهستانی محسوب می شود و به طورکلی از نظر ویژگیهای حرارتی سرد بودن ویژگی مشترک تمامی گونه های اقلیمی استان است. حتی قسمت شمالی استان که به جهت پست بودن منطقه دارای اقلیم معتدل است به طور متوسط 50 روز در سال شاهد یخبندان می باشد میزان نزولات جوی در استان اردبیل به طور متوسط بین 250 تا 600 میلی متر در سال نوسان دارد. معروفترین و بزرگترین رشته کوههای استان سبلان و طالش است. سبلان با ارتفاع 4811 متر در منتهی الیه شرقی رشته کوه قوشا داغ واقع شده و بلندترین نقطه استان به شمار می آید. این آتشفشان خاموش با مناظر بدیع و نعمات فراوان اطراف خود از زیباترین قلل جهان محسوب می شود. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان اردبیل با وسعتی معادل 17951.4 کیلومتر مربع به لحاظ وسعت حدود 09/1 درصد مساحت کل کشور رابه خود اختصاص داده است. این استان به مرکزیت شهر اردبیل 9 شهرستان ، 19 شهر ، 21 بخش ، 63 دهستان و 2218 آبادی می باشد.


تاثیر ادوار قبل از اسلام در اردبیل

باید اظهار تاسف نمود که از دوران قدیم اردبیل ، به خصوص از وضع قبل اسلام آن ماخذ کامل وکافی موجود نیست موسی خورن یکی از نویسندگان قدیم ارمنی است و نوشته های او نزد تاریخ نویسان اعتباردارد او فهرستی از استانهای ایران در عهد ساسانیان باقی گذاشته ، طبق این فهرست ایران درآن دوره به چهار ایالت بزرگ تقسیم می شد ون ظر به اهمیت و اعتبار هریک از آنها به استانداران آنها تخت نقره از طرف پادشاه اعطا می گردید قسمت سوم این استانها ، در فهرست مذکور باختر ذکر شده و شامل آذربایجان و ارّان و ارمنستان و ولایات جنوبی و غربی دریای خزر بوده است. آذربایجان به قول خورن ، دو پایتخت یا دوکرسی داشت ، یکی اردبیل و دیگری گنزک یاشیز قرون اسلامی ،که امروزه به نام تخت سلیمان خوانده می شود. در تشکیلات دوران انوشیروان ، آذربایجان مرکز شمال بود و شمال را در آن عهد کوستی آپاختا یعنی به سوی شمال می نامیدند و حاکم نشین آن آرتاوید یا اردبیل بوده است طبق صریح نوشته او ، اردبیل کرسی شمالی آذربایجان بوده است ، بدین اعتبار می توان گفت که مقر استاندار زرین تخت عهد ساسانیان ، این شهر بوده و از عظمت و موقعیت سیاسی و اداری خاصی بهره مند می گشته است. از جمله مطالبی که در باب اردبیل قابل تامل و رسیدگی است مسئله ظهور زردشت و ارتباط آن با این شهر می باشد. مورخین اتفاق نظر دارند که از زمان مادها ، دشت مغان و اطراف آن یعنی حوالی اردبیل ، متعلق به پیشوایان درجه اول مذهبی و محل استقرار آنها بود و تعلیمات عالیه دینی وتربیت مبلغین مذهبی درآنجا صورت می گرفت. چون بزعم بعضی از تاریخ نویسان زردشت نیز از روحانیون عهد خود به شمار می آمد. به خاطر چنین می گذرد که اگر در جای دیگری نیز متولد بوده طعبا در این منطقه تعلیم یافته و افکار دینی یا الهامات غیبی خود را در آنجا به دست آورده است و با این تربیب دعوتهای اولیه او نیز در این حوالی صورت گرفته و حدود اردبیل و دامنه های سبلان نخستین محل انتشار آن کیش باستانی بوده است وجه تسمیه مغان به عقیده جمعی از محققین به آن جهت است که سالی یک بار پیشوایان آئین زردشت درآنجا گرد می آمدند و درباره مسائل دینی سمینارهائی ترتیب می دادند چون سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امکنه هر مذهب تشکیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زردشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد که اردبیل و سبلان از نقاط بسیار مقدس دین باستانی ایران به شمار می آمده و احیاناً محل بعثت و دعوت اولیه پیشوای آن بوده است.


تاثیر ادوار بعد از اسلام در اردبیل

اردبیل دردوره اعراب

بزرگترین واقعه تاریخی اردبیل ، بعد از شکست ایرانیان در جنگ با اعراب ، حمله مسلمین به آذربایجان است به طوریکه تاریخ نویسان آورده اند. در این دوره اردبیل مرکز آذربایجان و مقر مرزبان این ایالت بود و از میانه تا باجروان در کنار رود ارس و شهر شیز نزدیک مراغه جزو این ایالت محسوب می شد. از این زمان صفحه دیگری در وقایع اردبیل باز شد و آن سکونت اعراب در این شهر بود. اینان به نام اسلام بدین نواحی هجوم آوردند و چون جنگها پایان یافت به فکر نشیمن و مالکیت افتادند و به قول واقد اردبیلی ،که بلادزی نقل می کند ، اعراب شام وکوفه و بصره پس از سقوط آذربایجان ،کسان و خویشاوندان خود را نیز بدانجا آوردند و در اردبیل و دیگر نواحی سکونت دادند. حمله اعراب به ایران از دو نظر قابل بررسی است یکی از جهت دین و اثرات آن و دیگری ازحیث سیاست و حکومت پس از پایان جنگها وآغاز دوره مدنیت اسلامی ، مردم آنرا با جان و دل پذیرفتند و به نسبت درجه فهم و شعور و تمدن پیشین خود ، در عمل به اصول آن اقدام کردند.


اردبیل در دوره سالاریان

بعد از دوره اعراب دوره سالاریان آغاز می گردد با ظهور سالاریان ، اردبیل بار دیگر در مرکز تحولات جدید قرار گرفت و عزت و ذلتهای متناوبی برآن روی آورد. ازجمله اتفاقات در این دوره می توان به هجوم و قتل و غارت گرجیها در اردبیل را ذکر کرد حمله گرجیان از حوادث ناگوار این عهد می باشد. گرجیان در این دوران ،که مدت آن درکتابها متجاوز از یک قرن نوشته شده ، بلای بزرگی برای مسلمانان آذربایجان به ویژه اردبیل بودند و از قتل و آزار آنان خودداری ننمودند. شهرها و دیه ها را ویران کردند مردم بیگناه بسیاری راکشتند حتی در اردبیل به انتقام سوخته شدگان نخجوان جمعی در در آتش انداخته سوزانیدند.گرجیان خرابی بسیار در این شهر کردند حتی درب مسجد جمعه اردبیل را ،که بسیار زیبا وگرانبها بود و صنعت زیادی در ساختن آن بکار رفته بود ، از جاکندند و بر گردونه گذاشته و به تفلیس بردند هم چنین در دوره سالاریان حمله مغول به اردبیل نیز خرابیهایی را به وجود آورد. چنگیز در سال 616 هجری به ایران حمله کرد و چون سلطان محمد خوارزمشاه شکست خورد و فراری شد ولایات ایران یکی پس از دیگری در مقابل این سیل خروشان تاب مقاومت نیاورده و سقوط نمودند. بین سالهای 617 و 618 هجری لشگریان مغول به آذربایجان رسیدند و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار دادند و بتدریج بسمت اردبیل سرازیر گشتند اردبیل در این زمان برج و باروی محکمی داشت از اینرو تسلط چنگیز خان به این شهر به آسانی صورت نگرفت ولی بار سوم که مدافعان ضعیفتر گردیده و مهاجمین نیز با نیروی زیادی حمله ور شده بودند شهر بدست آنها افتاد و با خاک یکسان گردید و از سکنه بیشمار آن جز آنهائی که قبلا فرار کرده بودند کسی زنده نماند.

اردبیل در دوره صفویه

شیخ صفی در عهد تسلط مغول بر آذربایجان ، یعنی در سال 650 هجری در کلخوران ،که قریه ای است در سه کیلومتری شمال غربی اردبیل ، دیده به جهان گشود حیات او با دوران زندگی دانشمندان بزرگی نظیر مولانا جلال الدین رومی صاحب کتاب مثنوی ، شیخ سعدی شاعر نامدار پارسی ، امیر عبدالله شیرازی ، شیخ نجیب الدین بزغوش ، علا الدوله سمنانی ، شیخ محمود شبستری ، و شیخ محمد کچه چی که از عرفا و بزرگان آن عهد بودند معاصر بود شیخ صفی الدین بعد از مرگ استادش شیخ زاهد گیلانی اردبیل را محل اقامت خود قرار داد و با عزت و احترام در این شهر زندگی نمود و بنا به نوشته ریاض العارفین "زیاده از صد هزار کس تربیت نمود" در آخر عمر خود به سفر حج رفت و در آنجا وثیقه ای به قلم آورد و فرزند خود صدرالدین موسی را بعد از خود صاحب خرقه و سجاده ساخت و اول محرم سال 735 هجری به اردبیل بازگشت ولی حیات او بعد از مراجعت طولی نکشید و ظهر روز دوشنبه 12 محرم بداعی حق لبیک گفت شیخ صدرالدین موسی بعد از پدر صاحب خرقه شد اوکه 59 سال بر مسند ارشاد نشست مردی عالم و مفسر بود و طبع شعر داشت. او بود که درهای مسجد جمعه اردبیل را از گرجیان پس گرفت در مراتب کمالات معنوی او می نویسند که از اوان کودکی قدرت معنوی بسیار داشت و صاحب کشف وکرامت بود بنای اصلی بقعه شیخ صفی الدین از آثار اوست که خود ایشان نیز در کنار قبر پدرش شیخ صفی الدین مدفون گردید بعد از صدرالدین فرزندش خواجه علی معروف به سیاه پوش صاحب سجاده گردید و ارشاد مریدان به او محول شد خواجه علی مردی دانشمند و با فضیلتی بود و واقعه ملاقات امیر تیمور گورکان را در اردبیل با او می توان به تعبیری ، سنگ اول بنای سلطنت صفویان دانست زیرا در این ملاقات بود که شیخ وسیله آزادی سران هفت طایفه بزرگ گردید طوایفی که بعدها به نام قزلباش در ایران صاحب قدرت گشتند و در تاسیس سلسله صفویه مؤثر شدند. بعد از خواجه علی فرزندش ابراهیم معروف به شیخ شاه جانشین وی شد اوکه در سفر حج همراه پدر بود در بیت المقدس به تجهیز جنازه پدر مباشرت کرد و چون به اردبیل بازگشت به ارشاد مریدان پرداخت و 21 سال بدین کار توفیق یافت و در سال851 هجری ، هنگام ارتحال بسرای باقی ، سجاده ارشاد را به فرزندش شیخ جنید واگذاشت بعد از او فرزندش شیخ حیدر فرزند او به جای پدر بر مسند ارشاد نشست و به تقویت صوری و معنوی مریدان پرداخت پس از قتل شیخ حیدر سه فرزند صغیر او به امر یعقوب دستگیر و به فارس تبعیدشدند و درقلعه استخر محبوس گشتند اسماعیل کوچکترین فرزند شیخ حیدر بود و روز سه شنبه 25 رجب 892 هجری ، یک سال قبل از قتل پدر تولد یافته بود اوتا شش سالگی در قلعه استخر بود و درآنجا از ملاطفتهائی که منصور بیگ پرناک فرومانروای قلعه نسبت به این سه کودک می نمود بی بهره نبود زیرا او از طرفداران حضرت علی و از ارادتمندان شیخ صفی الدین بود و از این رو مخفیانه از سه محبوس صغیر حمایت می کرد اقامت اسماعیل در گیلان و لاهیجان قریب شش سال و نیم طول کشید و در این مدت قرآن و علوم مختلف را به وسیله استاتید بزرگی مثل مولانا شمس الدین لاهیجی و نجم گیلانی آموخت و در 13 سالگی کم کم به فکر قیام و رهبری مریدان افتاد اسماعیل به سال 905 هجری با هفت تن از مریدان و صوفیان به راه افتاد او هرچه به اردبیل نزدیکتر می شد برعده مریدان و همراهانش افزوده می گشت چنانکه در طارم عده آنها به 1500 نفر رسید و چون عزم جنگ با فرخ یسار شروانشاه نمود هفت هزار تن از طوایف قزلباش بدو پیوستند اسماعیل پس از ورود به اردبیل مصلحت آن دید که جهاد پدر و جدش را در قفقاز تکمیل نماید و لذا با سپاهی مرکب از مریدان خود به شیروان لشگر کشید و با شجاعت و از جان گذشتگی خود و یارانش بر دشمنان فائق آمد و با تصرف خزائن و دفائن شروانشاه عازم تبریز گردید و آنجا را از الوند میرزا بایندر گرفت و پایتخت خود گردانید. اوتشیع را مذهب رسمی ایران کرد و پس از تاجگذاری دستور داد که به نام اوسکه زر زدند و در آن خود را بنده شاه ولایت خواند شاه اسماعیل در سال 930 هجری در نزدیکها ی سراب بیمار گردید و در آن منطقه بدرود زندگی گفت. جنازه اش را به اردبیل منتقل کردند و در کنار قبر شیخ صفی الدین به خاک سپردند و بزرگترین پسر وی طهماسب میرزا بود که بعد از پدر در یازده سالگی در تبریز به سلطنت نشست و در سال 962 هجری قزوین را به پایتختی برگزید. اسماعیل دوم جانشین شاه طهماسب دو سال سلطنت کرد و بعداز او سلطان محمد معروف بخدا بنده به پادشاهی رسید و12 سال در این مقام حکومت نمود پایه سلطنت این پادشاه بر دوش فرزند بزرگش حمزه میرزا بود ولی او در سال 994 هجری هنگامی که درصدد مراجعت از گنجه به قزوین بود به وسیله توطئه خائنانه جمعی از بزرگان قزلباش به قتل رسید فرزند دیگر سلطان محمد که عباس میرزا نام داشت و در خراسان حکومت می کرد به دستیاری دوتن از بزرگان قزلباش بر پدر قیام کرد و سلطنت را به نام شاه عباس اول به دست گرفت او در سال 996 هجری به سلطنت نشست و42 سال پادشاهی کرد این پادشاه که از سلاطین مقتدر ایران است اعتقاد خاصی به جد خود داشت و هنگام زیارت از قبر جدش از نیم فرسخی چکمه و پا پوش از پا در می آورد.


اردبیل درعهد نادر شاه افشار

مهمترین واقعه ای که در اواخر سلطنت صفویان درباره اردبیل قابل ذکر است سازش روسها و عثمانیها برای تقسیم شمال و مغرب ایران و از جمله این شهر تاریخی می باشد که با ظهور نادر آن نقشه به هم خورد و دست روس و عثمانی از این سرزمین کوتاه گردید. اما نادر درسال 1143 با یک صد هزار سپاه به قصد راندن عثمانیها به آذربایجان آمد و در 27 محرم آنسال تبریز و چندی بعد اردبیل را از ترکها پس گرفت آزادی اردبیل مدت زیادی طول نکشید زیرا در شرق ایران گرفتاریهائی پیش آمد ونادر ناگزیر بدانجا رفت و فرصت جدیدی برای تجاوز عثمانیها پیدا شد این بار شاه طهماسب خود با آنها جنگید ولی شکست خورد و عهدنامه ننگینی با آنها امضا کرد ، لیکن نادر آنرا پذیرفت و با عزل شاه طهماسب پسر کوچک او را به سلطنت برداشت وخود نایب السلطنه شد و با عثمانیها جنگهای سختی کرد وی که در محرم 1146 به قصد این محاربه از اصفهان حرکت کرده بود از همدان و سنندج و شاهین دژ و مراغه و تبریز گذشته به اردبیل رسید و قسمتی از سپاهیان خود را در این شهر گذاشت و خود از رود ارس گذشته و به داغستان حمله برد و پس از پیروزی چشمگیری که به دست آورد عهدنامه ای با عثمانیها در تفلیس منعقد ساخت که به موجب آن قفقاز وآذربایجان به ایران مسترد گردید در مراجعت از این سفر بود که نادر به همه ولایات نامه نوشت و سران و بزرگان لشکری وکشوری را به دشت مغان فراخواند و چون همه گرد آمدند خطاب به آنها چنین گفت تاکنون من آنچه لازمه کوشش وجانفشانی بود به جای آوردم و دشمنان ایران مانند افغان و روس و عثمانی را از ایران بیرون کردم به خراسان بازگشته آسایش نمایم همه گفتند هیچ کس برازنده تر از تو برای تخت ایران نیست او یک ماه فرصت دادکه کسی را برای سلطنت تعیین نمایند ولی سرانجام دو ساعت و بیست دقیقه بعداز ظهر روز پنج شنبه 24 شوال 1148 هجری خودش به نام نادر شاه بر تخت مرصعی نشست و سپاهیان و حاضرین با فریادهای شورانگیز او را شاد باش گفتند سرداران و بزرگان ایران متفقاً او را به سلطنت قبول نموده و در شهر اردبیل تشریفات تاجگذاری به عمل آمد.

 

نقاشی و خطاطی

اردبیلیان بر مبنای معتقدات مذهبی از نقاشی استقبال زیادی نمی کردند بویژه اگر این هنر در مورد موجودات زنده می بود زیرا به آنها گفته شده بود که اگر شکل جانداری را بکشند در روز قیامت باید به او جان دهند این بود که این هنر در این ولایت امکان رشد و پیشرفت نداشت و آنهایی هم که سرانجام ذوق خود را بر این خرافه برتری می دادند هنر خود را در امور مذهبی بکارمی بردند و فی المثل به نقاشی صحنه های خیالی از واقعه کربلا در عاشورای سال 61 هجری می پرداختند و تصاویری به نام شمایل می آفریدند و آنها را در مساجد و حسینیه ها قرار می دادند.

برخی از نقاشان دیگر هنر خود را در پاره ای از بناها مثل سقف گنبدی جامه کنهای حمام ها نشان می دادند و تابلوهایی از عشاق تاریخی مانند"لیلی و مجنون" ، "اصلی و کرم" و نظایر آنها رسم می نمودند یا مناظری از درخت و آب و مرغان زیبا نقاشی می کردند این کارها بیشتر "من عندی" و بدون تعلیم استاد و هنرآموز صورت می گرفت و ذوق نقاش او را به آفریدن چنان صحنه ها وامی داشت زیباترین نقاشیها برروی عصا و چپق و قلیان دیده می شد و هنرمندان ماهر تصاویر ظریف و زیبایی بر روی آنها نقش می کردند و در هشتاد سال پیش مرحوم "میرغفور فاضلی" به استادی در این کار معروف بوده است. برای نقاشی علاوه بر باورهای ناصواب وسایل لازم نیز موجود نبود و کسی در صدد ساختن بوم قلم و رنگهای مختلف برنمی آمد و لذا بطور کلی در اردبیل از حیث این هنر و بالمال مجسمه سازی چیزی دیده نمی شد فقط در ایام نوروز در قریه "داشکسن" یا "ججین" اسباب بازیهایی بنام "توتک" بصورت جانداران مختلف ساخته می شد و بعضی از آنها واقعا ارزش هنری زیادی داشت. برخلاف هنرهای مذکور خط ویسی در حد اعلای توجه بود و اساتید بزرگ و نامداری که غالبا مکتبدار بودند به تعلیم آن می پرداختند و چون برای ارضای ذوق هنری این راه بازتر از هنرهای دیگر بود از اینرو علاقه مندان زیادی نیز در این رشته پیدا می شدند. خطاطی اصول و قواعدی داشت معلم هر روز نمونه ای از طرز نوشتن را که به سرمشق معروف بود بشاگردان می داد و روز دیگر که به نوشته های آنها نگاه می کرد نکات ضعف مشقها را به آنان گوشزد می نمود. خط با دو قلم ریز و درشت نوشته می شد و هریک از آنها انواع و اشکالی داشت که ذکر آنها خارج از گفتار ماست هر چه خط نوشتن مورد توجه بود خط نگهداشتن و به عبارت بهتر جمع آوری و نگهداری نوشته های زیبا معمول نبود و این امر موجب گشته است که امروزه نوشته هایی از اساتید خط اردبیل ولو برای نمونه باقی نباشد.

 

مشاهیر و دانشمندان اردبیل

باید اظهار تاسف شود که از نام و شرح حال علمای قبل از اسلام اردبیل و نیز بیشتر دانشمندانی که درطول قرنهای متمادی بعد از ظهور اسلام از این منطقه برخاسته اند اطلاعی در دست نیست. ولی این بدان معنا نیست که در این خطه باستانی ،که قرنهای مرکز سیاسی و اداری و علمی آذربایجان بوده است ، عالم ودانشمندی نبوده ولی با توجه به اینکه مغان مرکز تربیت علماء و روحانیون دین قدیم ایران بود و زردشت نیز یکی از روحانیون به شمار می آید این مطلب ، یعنی مرکزیت دینی قدیم درجوار اردبیل ، می تواند موجد این فکر باشد که درآن ایام کسانی از سکنه این ولایت نیز در ملک روحانیون مذکور ، اعم از مخالف زردشت یا طرفدار آئین وی بوده باکسب دانش معمول روز ، به نشر واشاعه آن می پرداخته اند. اما گذشت روزگار چنانکه از دیگران ، نام ونشانی باقی نگذاشته ، یادی از دانشمندان اردبیل نیز درتاریخ نگذاشته است و در نتیجه بی توجهی های گذشتگان یا حوادث ایام ، نه تنها تاریخ اردبیل بلکه تاریخ بیشتر نقاط ایران را از این رهگذر با تاریکیهائی مواجه ساخته است.

ابوالفرج اردبیلی

ابن بزار اردبیلی

ابراهیم قلعه جوقی

آیت الحق ملا ابراهیم

مولانا مقدس اردبیلی

الهی اردبیلی

شیخ ابوسعید اردبیلی

حاج ابوالفضل فضلی

ثانی صفوی

تزریقی اردبیلی

تاج الدین اردبیلی

بیضای اردبیلی

سید حسین اردبیلی

شیخ حبیب اردیموسی

جنونی اردبیلی

جمال الدین یوسف

شرف الدین اردبیلی

سامی اردبیلی

خطایی

حکیم الهی اردبیلی

خواجه علی سیاهپوش

شیخ صفی الدین

صدرالممالک اردبیلی

حاج مجتهد اردبیلی

الیاس اردبیلی

سید احمد مرتضوی

محمد ننه کرانی

صدرالدین موسی


 مساجد علوم دینی

مسجد جنتسرا

مسجدکلخوران

مسجد جمعهاردبیل

مسجد اعظم اردبیل


 مدرسه ها و مدارس علوم دینی

مدرسه جعفریه

مدرسه نصریه

مدرسه بیله سوار

مدرسه روشن

مدرسه رشیدیه

مدرسه شرافت


مجموعه بازار اردبیل

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در میانه شهر و در طرفین خیابان امام خمینی واقع گردیده و به جهت قدمت و دارا بودن معماری سنتی از بازارهای تاریخی و جالب توجه ایران به شمار می آید و چون دیگر بازارها مشتمل بر راسته ها ، تیمچه ها ، سراها و مسجد و گرمابه است.

بازار اردبیل از سابقه طولانی و درخشانی برخوردارمی باشد. مقدسی و اصطخری (قرن چهارم ه.ق) ، بازار اردبیل را به شکل صلیبی توصیف می کنندکه در میانه آن مسجد قرار داشته است. بازار اردبیل در قرن 7و8 ه.ق نیز از رونق فراوانی برخوردار بوده اما رونق اصلی آن مربوط به دوره صفویه است. در این دوره به جهت اینکه اردبیل خاستگاه سلاطین صفوی ، مرکز دینی و همچنین جایگاه مقابر شیخ صفی الدین اردبیلی و دیگر گذشتگان سلاطین صفوی بود شهر و بازار آن از اهمیت و رونق خاصی برخوردار گردید.

مجموعه کنونی بازار معرف آثاری از دوره صفویه و قاجاریه است و شامل راسته اصلی بازار ، راسته پیر عبدالملک ، راسته قیصریه ، راسته کفاشان ، راسته غلامان ، بازار زرگران ، سراجان ، پنبه فروشان ، مسگران ، چاقوسازان ، آهنگران ، سرای خشکبار (حاجی میرزا) ، سرای گلشن ، سرای وکیل ، سرای نو یا زنجیرلو ، سرای حاج احمد ، سرای حاج شکر ، سرای مجیدیه ، سرای امام جمعه ، سرای دوگچی و تیمچه زنجیرلی است.

مجموعه بازار با طاق های جناغی و گنبدهای ساده پوشش یافته و عرض طاق نمای مغازه ها به طور متوسط 3 متر و قطر پایه های طاق ها حدود 80 سانتی متر است. روشنایی داخل بازار از طریق روزنه های تعبیه شده در پوشش های گنبدی تامین می شود.

سرای خشکبارها از دو بازارچه موازی هم که هر دو بر راسته بازار عمودند تشکیل شده و هر کدام دارای 5 دهانه و 51 مغازه است. سرای گلشن نیز مرکب از دو بازارچه و یک سرا است و در مقابل سرای زنجیرلی واقع شده وبه راسته بازار و راسته پیر عبدالملک مربوط می شود. بخش اصلی سرا فضایی مستطیل شکل به ابعاد 80/3×94/9 متر می باشد که پوشش آن متشکل از 9 گنبد در میانه با چهار ستون مدور از سنگ خارا به ارتفاع 75/2 و قطر 52% متر (یا 52 سانتیمتر) و در اطراف بر جرزها نگهداری می شود. ستون ها دارای سرستون مکعب شکل بوده و طاق های زیرین گنبدها توسط تیرهای چوبی به یکدیگر اتصال یافته و مهار شده است.

از دیگر بخش های مهم بازار ، چهار سوق یا بازار بزرگ قیصریه است . این بخش بنایی است مدور با گنبد کروی بلند وساده . قطر بنا در پایین 12 متر و ارتفاع تقریبی آن 13 متر است . بخش زیرین بنا ، بدون در نظر گرفتن پایه مغازه ها و امتداد بازارچه ها عبارت است از 12 پایه که با 12 طاق جناغی زمینه را برای بر پایی گنبد فراهم ساخته است . در هشت طاق جناغی مغازه ودر 4 تای دیگر راهرو بازارچه ها تعبیه شده است. بر سر بازارچه شمال شرقی ، سنگ نبشته ای به چشم می خورد.

که به علت فرسودگی امکان قرائت آن وجود ندارد این سنگ نوشته حاوی نام بانی و تاریخ بنا بوده است. تیمچه و سرا و بازارچه زنجیرلی از دیگر بخش های مهم بازار اردبیل است که به راسته بازار راه می یابد. سرای زنجیرلی بنای هشت ضلعی است (چهار ضلع اصلی و چهار ضلع فرعی) که ابعاد اضلاع اصلی آن 20/10 متر می باشد صورت 8 ضلعی در بالا با گوشه سازی به دایره تبدیل شده و گنبدی کروی و ساده ای بر فراز آن جا گرفته است.

مجموعه تاریخی بازار اردبیل در سالهای اخیر از طرف سازمان میراث فرهنگی تعمیر ومرمت شده و به شماره 1690 به ثبت تاریخی رسیده است.

 

کلیسای اردبیل

چون اردبیل برسرشاخه ای از راه معروف ابریشم قرار داشت مرکز مهم بازرگانی ایران با قفقاز و ماورای آن به شمار می رفت. به این جهت جماعتی از شرق و غرب ایران بدین شهر آمد و شد داشتند ارامنه از جمله این جماعت بودند که از قدیم الایام ، حتی قبل از تاسیس سلسله صفوی به این شهر آمده در آن متوطن گردیدند وکوچه و محله مخصوصی هم برای خود به وجود آوردند که امروز نیز به نام ارمنستان خوانده و نزدیک مجموعه بازار اردبیل قرار دارد. هزینه بنای کلیسای اردبیل را که به سال 1876 میلادی بنا شده است ، خانواده "گالوست میرزابان" از خانواده های ارمنی مقیم اردبیل متقبل شده و به اهتمام شاپور خاچاطور شهبازیان بنا شده است. تا سال 1944 میلادی این کلیسا فعال بوده وآخرین مراسم مذهبی و نماز جماعت رادر سال 1944 میلادی کشیش وارطان ژاما گورسیان انجام داده است. از آن تاریخ به بعد به علت مهاجرت آخرین خانواده ارمنی از اردبیل به تهران و تبریز انجام مراسم مذهبی در کلیسا تعطیل شده است. امروز که از عمر کلیسای مریم مقدس اردبیل متجاوز از یک قرن می گذرد ، متعلقات بنا ازجمله حمام و مدرسه به طور کامل از بین رفته فقط بنای کلیسای در حال استیصال به حیات غیر فعال خود ادامه می دهد. درحال حاضر حتی یک خانواده ارمنی در اردبیل مقیم نیست.


 گزیده ای از جغرافیای اردبیل

کوهستان عظیم وآتش فشان سبلان که به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از کوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشکیل شده است. دامنه های این کوهستان در بخش مرکزی از چهارسو به شهرستان های مشکین شهر و اهر در شمال ، تبریز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبیل در شرق مشرف می باشد. سبلان به شکل مخروط زیبائی است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت دریاچه ای در آمده است. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترین نقطه آذربایجان و پس از دماوند بلندترین قله ایران است. کوهستان ساوالان از کانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می کند در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود دارد که در فصول مختلف مورد استفاده اهالی وگردشگران قرار می گیرد. در بالای قله سبلان حفره ای وجود دارد که دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود.


 قلعه مشکین شهر

این قلعه برفراز یکی از مرتفع ترین قلل منفرد از رشته کوههای غرب روستای گنچوبه و در فاصله 3-4کیلومتر آن و (82 کیلو متری مشگین شهر ) بنا شده است سطح فوقانی صفه قله کد تاسیسات قلعه در آنها بنا شده نسبتا مسطح و در حدود یک هکتار وسعت دارد این قلعه در 4 طرف دارای برید گیهای عمودی و پرتگاههای رفیعی است که نفوذ ناپذیر میباشد تنها در بخش کوچکی از ضلع غربی دارای بریدگیهای کم ارتفاع و با شیب های نسبتا ملایم می باشد که به دامنه ها راه پیدا می کند در بریدگیها کم ارتفاع پله های کم عرض کنده شده و در بعضی نقاط به آن افزوده اند در هر حال محل عبور و صعود به قلعه در حد و ظرفیت یک نفر بوده است با احداث باروها - برج ها - دوازه ها در مسیر های ورودی بر صلاحیت قلعه افزوده اند مصالح به کار رفته سنگ مالون ماسه ای و آذرین با ملات گچ می باشد طاق هشتی و بخشی کوچکی از تاسیسات روی قلعه آجر چهار گوش می باشد واحدهای تشکیل دهنده قلعه اعم از تاسیسات دفاعی - نگهبانی - زندان - مخازن - انبار و ... هنوز مطالعه نشده است لازم است به موازات عملیات حفلظتی و ساماندهی پژوهش های باستان شناسی نیز انجام پذیرد

در ارتفاعات قلعه و در دامنه های آن هیچگونه چشمه ای مشاهده نشده است تنها

منبع : tebyan.net

zavaran

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات