می‌گویند قدمت

قدیمی‌ترین بامیه‌پز تهران کیست؟

وقتی برای دیدن و صحبت با قدیمی‌ترین بامیه‌پز تهران کیست؟

بامیه فروش‌های طبق به دوش

رو به روی او روی حصیر می‌نشینم و از او درباره چراغعلی بامیه‌پز می‌پرسم و او ب خنده ای دلنشین می‌گوید: «چراغعلی از قدیمی‌ترین بامیه‌پزهای تهران در همین کوچه "اسماعیل بزاز" بود که هیچ کس را به داخل مغازه‌اش راه نمی‌داد تا مبادا روش پخت بامیه را که به بامیه ترکی معروف است، یاد بگیرد. به خاطر همین من و بچه‌های هم سن و سالم که 10 و 12 ساله بودیم، جلوی در مغازه‌اش با طبق صف می‌کشیدم و منتظر می‌ماندیم تا بامیه در طبق‌مان بریزد و ما ببریم بفروشیم.»

و بعد، طوری که انگار تصویرهای ده سالگی‌اش را دوره می‌کند، می‌گوید: «یادم هست 200 تا بامیه از او به قیمت 1شاهی می‌خریدم و ظرف شیره کشمش را هم کنارش می‌گذاشتم و دم بازار می‌فروختم. آن موقع‌ها مثل امروز بامیه و زولبیا را در شهد نمی‌انداختند تا شیرین شود، جدا کاسه‌ای از شیره کشمش را کنار طبق بامیه می‌گذاشتند تا هر کس دوست دارد به اندازه طبعش بامیه را در آن شیره فرو کند و بعد بخورد.»

قدیمی‌ترین بامیه‌پز تهران کیست؟

مغازه کوچک سیدعلی را این روزها دو پسرش اداره می‌کنند؛ البته با نظارت خود سیدعلی نوری‌زاده. روی شیشه مغازه، با خطی قدیمی نوشته شده است: زولبیا سرای «به به»، گوش‌فیل، باقلوا، بامیه...

می‌پرسم چطور شد که به دنیای پختقدیمی‌ترین بامیه‌پز تهران کیست؟

قبل از آنکه بپرسم چرا انقدر برای یادگرفتن روش پخت بامیه ترکی اصرار داشته، خودش می‌گوید: «وقتی دیدم مردم این شیرینی را دوست دارند و در بین آنها جا افتاده است و خوش‌خوراک هم هست، به این فکر کردم که خودم به دنبال پخت این شیرینی بروم تا رونق آن با مرگ چراغعلی از بین نرود و همین باعث شد تا الان نام و مزه این شیرینی ماندگار بماند و خیلی‌ها از پخت آن نانی بخورند.»

شیرینی‌هایی که اگر او به سراغ شاگرد چراغعلی نرفته بود، شاید دیگر امروز نام و مزه و رنگ طلایی آن در سفره‌های افطار ما به چشم نمی‌خورد.

همچنین بخوانید : قدیمی ترین هتل جهان

 مخترع بی‌سواد

سید علی با فروتنی خاصی در میان صحبت هایش به طراحی دستگاهی اشاره می‌کند که برای بامیه زدن استفاده می‌شود. دستگاهی که مبتکر آن مرد بی‌سوادی است که حالا این روزها، همه بامیه‌پزهای تهران راحتی کارشان را مدیون او هستند. حتی طرح‌های امروزی‌تر بامیه‌زن هم برگرفته از همین دستگاه است.

خودش می‌گوید: «15 سال پیش بود که به این فکر افتادم تا برای راحتی و سرعت کار دستگاهی را طراح کنم که پس از طراحی و کشیدن نقشه‌ دستگاه در ذهنم چگونگی ساخت آن را برای آهنگری در میدان شوش توضیح دادم و او هم از عهده ساخت آن برآمد که الان به خاطر نبودن ماسوره‌های استفاده شده در ساخت دستگاه دیگر نمی‌توانم آن را تعمیر کنم.»

قدیمی‌ترین بامیه‌پز تهران کیست؟

او در ادامه از استادش آقا رضا در قنادی روبروی بازار حضرتی می‌گوید، از مردی که نزدیک به 18 سال برایش شاگردی کرده است، که با تمام سختگیری‌هایش چیزهای زیادی به او یاد داده است و این جمله را از او کاملا به یاد داشت که: «سید علی هر چه که درست می‌کنی اول خودت مزه آن را امتحان کن و بعد که مطمئن شدی خوب است، به مردم و مشتری‌ها بفروش.»

وقتی رضاخان سقوط کرد

پیرمرد، حالا سر حرف آمده است و برایم از خاطرات گذشته می‌گوید. از چگونگی ساخت زایشگاه فرح که امروز به نام بیمارستان شهید اکبرآبادی معروف شده است، از ماجرای دستگیری اصغر قاتل و آوردنش به کلانتری میدان قیام که آن موقع به نام میدان شاه معروف بود، از کافه هایی که در خیابان لاله‌زار وقت استراحت با دوستانش می‌رفته و از مزه کباب‌های چلوکبابی شمشیری در سبزه میدان و لوطی‌های قدیمش...

به جنگ جهانی دوم که می‌رسد، از قحطی‌ها می‌گوید و سقوط رضاشاه در شهریور 1320 و کمبود شکری که کاسب‌ها به سختی با آن کنار می‌آمدند. در میان خاطراتی که او اشاره می‌کند ماجرای فروش بامیه در سه ماه تعطیلی مدارس توسط بچه‌ها بسیار دلنشین است. می‌گوید: «در سه ماه تعطیلی تابستان از کارهایی که بچه‌ها برای به دست آوردن پول و گذراندن وقتشان استفاده می‌کردند فروش بامیه بر طبق بود. همان کاری که خودم اوایل برای مدت‌های طولانی انجام می‌دادم که همه آنها بعدها وقتی بزرگ شدند برای خود کاسب و بازاری و تاجری شدند.»

همچنین بخوانید : قدیمی‌ترین تپه شمال ایران
قدیمی‌ترین بامیه‌پز تهران کیست؟

سیدعلی درباره دوستان و هم‌شغل های قدیمی‌اش که به این حرفه مشغول بوده‌اند، می‌گوید: «یکی از آنها حاج علی کربلایی است که چند سالی خودش فوت کرده و پسرش محسن کربلایی با پخت و فروش این شیرینی شغل اجدادی خود را در مغازه ای قدیمی که به نام «زولبیا فروشی باباعلی» در محله باغ فردوس مولوی معروف است، ماندگار کرده است. چرا که پدربزرگ این خانواده نیز که در سال 1322 فوت کرده است به این شغل مشغول بوده است و قدمت این مغازه به سال می‌رسد.»

همراه او از روی حصیر بلند می‌شوم تا دستگاهی را که طراحی کرده بود ببینم. روی دیوار مغازه تابلویی به چشم می‌خورد که پر از شعرهای نوشته شده به خط نستعلیق است. از او دربار این تابلو می‌پرسم و می‌گوید: «من با اینکه سواد ندارم اما شعرهایی زیادی را از بر کرده‌ام و چند تایی از آنها را دادم به یک خطاط تا برایم بنویسند که بعد از نوشتن، آنها را قاب کردم و داخل مغازه نصب کردم تا دیگران بخوانند.»

لا به لای شعرهای تابلو، یک بیت بیشتر از بقیه برایم مصداق پیدا می‌کند. شعری که شاید حکایت سیدعلی نوری‌زاده و عشقی باشد که بامیه‌پزی داشته است:

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد           رنج گل بلبل کشید و بوی گل را باد برد

بخش گردشگری تبیان

برگرفته از مجله مهر


گردآوری ایران شناسی آکاایران
گردآوری توسط بخش شهرهای استان تهران- دیدنی های استان تهران سایت آکاایران

  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات