وقتی مازندرانی ها می خواهند باران نبارد! - آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد وقتی مازندرانی ها می خواهند باران نبارد! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت ایرانگردی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید


این روزها تمام کشور بارانی و پرآب است و این برای بیشتر مناطق خشک ایران نعمت بزرگی به حساب می آید. به این حال، کشاورزان شمال کشور همیشه کابوس باران های قطع نشدنی را دارند. به همین دلیل هم از سال ها قبل مراسمی به نام باران خوانی برپا می کنند تا در باران های شدید و غیر منقطع از آسمان طلب نباریدن کنند!

 

باران خوانی را مازندرانی های قدیم خیلی خوب می شناسند. این رسم که این روزها در شهرهای کوچک استان و روستاها هنوز رواج دارد، بیشتر در زمستان ها اجرا می شود. هم در زمانی که باران زیاد است و هم در زمانی که برف زمستانی خیال قطع شدن ندارد!

باران و برف زیاد و سیلی که به تبع آنها به راه می افتد خسارات زیادی به محصولات کشاورزی وارد می کند که به سختی قابل جبران است. به همین دلیل در این مواقع مازندرانی ها دور هم جمع می شوند، زیر باران می ایستند و با دست پشت پیراهن یکدیگر را می گیرند و به در خانه ها می روند. نفر جلویی که اول صف ایستاده است به در خانه ای که می رسد، یک جارو را طوری به دست می گیرد که سر آن تا به گردنش برسد و سپس این شعر را می خواند:

وارون وا، وارون وا

هر کی اما ره دونه ندا

وشون خنه ره وا له بدا

یعنی: باد بارون باد بارون

هر کسی که به ما برنج نداد

خانه اش را باد خراب می کند

وقتی بچه این شعر را می خواند، صاحب خانه یک پیمانه برنج در کیسه او می ریزد. این برنج ها آنقدر جمع می شود تا بالاخره بزرگ ترها در زیر بارش سیل آسای باران، کیسه های برنج جمع شده را بردارند و در تکیه محل جمع کنند. مردم سوادکوه معتقدند که بعد از خواندن این شعر، باران پس از چند روز بند می آید.



مازندران ,دیدنی های مازندران ,جاذبه های گردشگری مازندران ,شهرهای استان مازندران- دیدنی های استان مازندران

با اولین اشعه آفتاب که بعد از چندین روز باران سیل آسا، به طبیعت می تابد، همان بچه ها دوباره جمع می شوند و سراغ چوپان های ده می روند و از آنها شیر می گیرند و در همان روز همه اهل محل در تکیه ده جمع می شوند و با برنج و شیر گردآوری شده، در ظرف های بزرگ شیربرنج درست می کنند و بین اهالی تقسیم می کنند.

البته شعری که خوانده می شود در روستاهای مختلف، متفاوت است. و آیین اجرای آن هم در برخی روستاها با کمی تفاوت اجرا می شود. مثلا در روستاهای لفور، یک دختر بچه، جارو به دست می گیرد و در زیر بارش یک بند باران، به طور سمبلیک حیاط گل آلود را جارو می کند و این آواز را می خواند: ململ شو افتاب دکفه / تیل و پشو افتاب دکفه پیر زنا بنسی بمرده / پیر مردی کفلسی بمرده... یعنی: روشنایی آفتاب بر شب مهتاب بتابد / بر گل و لای آفتاب بتابد/ پیر زن در پایین دست اتاق مرد از سرما/ پیر مرد در بالادست اتاق مرد از سرما.

 

 

بخش گردشگری تبیان


گردآوری ایران شناسی آکاایران
وقتی مازندرانی ها می خواهند باران نبارد! گردآوری توسط بخش شهرهای استان مازندران- دیدنی های استان مازندران سایت آکاایران

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات