چشم بگشا بر نابینایان
 
در تامین حقوق اجتماعی افراد نابینا و کم بینا، دست اندرکاران امر همواره با این سؤال مواجه بوده اند که مناسب ترین راه برای تامین مطالبات اجتماعی این گروه از توانخواهان چیست و چگونه می توان آنان را برای کسب استقلال در زندگی و پای نهادن به عرصه تعاملات انسانی یاری کرد؟ در پاسخ به این پرسش اساسی، نظرات متفاوتی مطرح می شود.
گروهی برای اصلاح جامعه و تغییر نگرش آحاد مردم نسبت به افراد نابینا و باور به توانمندی ها و قابلیت های آنان تاکید می ورزند. گروه دیگر مؤکداً بیان می دارند ...

چشم بگشا بر نابینایان

که حمایت از نابینایان تنها تحت لوای قانون و اهرم های قدرت در جامعه امکان پذیر خواهد بود. اما دسته ای دیگر ضمن درنظرداشتن مقوله قانون و اهمیت آگاه سازی جامعه، می کوشند تااصلاح شیوه های مدیریتی در امور نابینایان را سرلوحه کار خود قرار دهند، چرا که امروزه اعتقاد غالب این است که عمده ترین مشکلات فراروی افراد نابینا و کم بینا، ناشی از ناکارآمدی شیوه های مدیریتی در ارائه خدمت رفاهی، آموزشی و اجتماعی به گروه مزبور است. آنچه این ادعا را تایید می کند، مقایسه تحلیلی شیوه اداره امور نابینایان در کشورهای توسعه یافته و جوامع در حال توسعه است. با انجام چنین مقایسه ای به وضوح درمی یابیم که در جوامع پیشرفته، نوع ساختار تشکیلاتی مرکز توانبخشی و سازمان های متولی این امر، به گونه ای است که اصول علمی مدیریت سازمانی در آن کاملاً مشهود است.
تجربه کشورهایی چون انگلستان، اسپانیا، آلمان و... نشان می دهد که چنانچه ارائه خدمات اجتماعی و آموزشی به افراد نابینا و کم بینا به صورت تمرکزیافته و تحت یک ساختار سازمانی صورت گیرد، سرویس دهی به توانخواهان مزبور در تمامی زمینه ها- اعم از رفاهی و آموزشی- به گونه منسجم تری صورت می پذیرد. برای نمونه در کشور انگلستان، اداره سازمان امور نابینایان زیرنظر عالی ترین مقام مملکتی یعنی ملکه انجام می شود که به این ترتیب، این سازمان از جهت ساختار اداری، عملاً به نیرومندترین اهرم قدرت(دربار) وابسته خواهد بود که این خود در گسترش اختیارات متولیان امور نابینایان تاثیر به سزایی خواهد داشت. در کشورهای مورد بحث، ارائه خدمات خاص مانند آموزش مهارت های مربوط به خواندن و نوشتن، مهارت های روزمره، خدمات مشاوره ای و... که به شکل کاملاً تخصصی صورت می گیرد، توسط سازمان امور نابینایان انجام می شود. بخش دیگری از خدمات اجتماعی که از ماهیت عام تری برخوردارند، مانند امکانات بهداشتی و بیمه از سوی دولت به این افراد ارائه می شود.
بخشی از اعتبارات موردنیاز سازمان های متولی امور نابینایان به ویژه در حوزه خدمات خاص، توسط دولت و مراجع رسمی تامین می شود، لیکن نکته قابل توجه این است که در کشورهای توسعه یافته، تشکل های فعال در زمینه مسائل و مشکلات افراد نابینا و کم بینا این امکان را یافته اند که با دریافت حق انحصار پاره ای فعالیت های تجاری و نیز جلب کمک هایی از سوی افراد خیر، بخش عمده ای از هزینه های خود را تامین کنند. سازمان های امور نابینایان عمدتاً به صورت هیات امنایی اداره می شوند. هسته مرکزی این تشکل ها را افرادی تشکیل می دهند که به صورت ثابت یا استخدام دائمی به کار مشغولند اما در بخش خدمات خاص، از نیروهای داوطلب نیز استفاده می شود.
در کشورهای اروپای شرقی همانند روسیه و اوکراین نیز شاهد وضعیت مشابهی هستیم؛ در این دسته از کشورها، دولت ها کوشیده اند تا ضمن ارائه خدمات عام به افراد نابینا، با قراردادن پاره ای فعالیت های اقتصادی در انحصار سازمان های امور نابینایان، منابعی را به منظور درآمدزایی برای این موسسات فراهم کنند؛ چنان که کمک به کانون های موردنظر جهت تشکیل تعاونی های خاص، کارگاه های تولیدی، معافیت های مالیاتی و... از جمله مساعدت هایی است که در راستای تقویت بنیه اقتصادی موسسات امور نابینایان صورت می گیرد.
در ایران، سازمان بهزیستی و سازمان آموزش وپرورش استثنایی به عنوان اصلی ترین متولیان آموزش، توانبخشی و تأمین امکانات رفاهی توانخواهان نابینا و کم بینا محسوب می شوند. سازمان استثنایی به عنوان زیرمجموعه ای از تشکیلات وزارت آموزش وپرورش، بر حسب وظیفه در راستای آموزش دروس مدرسه ای و تامین نیازهای تحصیلی نابینایان، در مقاطع پیش از دانشگاه گام برمی دارد. سازمان بهزیستی نیز می کوشد تا در تامین تجهیزات کمک آموزشی و کمک توانبخشی، ارائه خدمات توانپزشکی و توانبخشی آموزشی و اجتماعی، اعم از بریل آموزی، آموزش مهارت های روزمره، مهارت های زندگی، فنون خودیاری و نیز تامین امکانات شغلی و حرفه آموزی و... برنامه هایی را تدوین و اجرا نماید. پرواضح است که محدودیت های اجرایی سازمان های مزبور از سویی و وسعت دایره مخاطبان از سوی دیگر، موجبات ناکافی بودن خدمات موجود را فراهم آورده است. هر چند واگذاری بخشی از فعالیت های مربوط به امور معلولان و نابینایان به تشکل های غیردولتی، زمینه مناسبی را برای این تشکل ها جهت انجام تلاش های موازی فراهم آورده است، لیکن عدم بضاعت مالی و محرومیت از حمایت های قانونی مراجع رسمی موجب شده است تا موسسات غیردولتی نیز نتوانند چنانکه باید، در راستای تأمین مطالبات اجتماعی افراد تحت پوشش گام بردارند. حال سؤال اینجاست که برای بهبود شرایط موجود و تغییر شیوه ارائه خدمات به افراد نابینا و کم بینا چه باید کرد؟
چنانکه گفته شد تغییر و اصلاح شیوه های مدیریتی امور نابینایان، عمده ترین راه حل در رفع موانع موجود است. به نظر می رسد که تشکیل سازمان امور نابینایان زیر نظر عالی ترین مقام رسمی و اجرایی کشور یعنی ریاست محترم جمهور و متمرکزساختن تمامی فعالیت ها و خدمات مربوط به این گروه از توانخواهان در این تشکیلات، زمینه مساعدی را جهت بهبود کیفیت اداره امور نابینایان و ارائه خدمات خاص به آنان فراهم خواهد ساخت. به طور کلی فواید تشکیل سازمان امور نابینایان را می توان به شرح زیر بیان داشت:
۱- ایجاد وحدت رویه در ارائه خدمات رفاهی، آموزشی و اجتماعی مورد نیاز افراد نابینا و کم بینا
۲- پیگیری دقیق تر امور نابینایان؛ چه در بخش خدمات خاص و چه در زمینه خدمات عام
۳- تسهیل ارتباطات برون سازمانی به منظور جلب هر چه بیشتر مشارکت سایر سازمان ها در ارائه خدمات عام به افراد نابینا و کم بینا؛ به ویژه در زمینه اشتغال، امکانات بهداشتی، خدمات بیمه ای و سایر خدمات مربوط به امکانات زندگی شهری
۴- نظارت و ارزیابی دقیق بر نحوه ارائه خدمات مورد نیاز افراد نابینا و کم بینا و نیز چگونگی عملکرد متولیان امر و نیز نظارت گسترده تر بر عملکرد سایر سازمان ها در انجام وظایف محوله در راستای تامین مطالبات اجتماعی نابینایان
سازمانی که تحت عنوان سازمان ملی نابینایان از آن یاد می شود، دارای تشکیلاتی غیردولتی است که کلیه امور مربوط به افراد نابینا اعم از خدمات توانبخشی، توانپزشکی، رفاهی و حمایتی در آن تمرکز می یابد. شکی نیست که در چنین سازمانی، آموزش نیروی انسانی، دارای اهمیت به سزایی است؛ از بخش های خدماتی گرفته تا مقاطع کارشناسی و حتی رده های مدیریتی، همه و همه باید به فراخور حال، آموزش هایی را در خصوص چگونگی ایجاد ارتباط با افراد نابینا و کم بینا و نحوه ارائه خدمات خاص به آنان فراگیرند.
در ساختار اداری سازمان ملی نابینایان، می تواند یک هسته مرکزی ایجاد شود که متشکل از نیروهای استخدامی باشد، اما در سایر بخش ها می توان از نیروهای موقتی یا داوطلب خدمت استفاده کرد.
عمده ترین منابع اعتباری سازمان مزبور می بایستی از سوی دولت تامین شود. علاوه بر آن، برای تامین هزینه های جانبی می توان از طریق جلب مشارکت های مردمی و نیز پاره ای فعالیت های اقتصادی خودجوش همانند خرید سهام، ایجاد تعاونی های خاص و به ویژه ارتباط با مجامع بین المللی فعال در امور نابینایان و دریافت کمک از این سازمان ها اقدام کرد.
استراتژی های سازمان ملی نابینایان را نیز می توان تحت عناوین زیر بیان کرد:
الف- جمع آوری و تدوین اطلاعات مختلف مربوط به توانخواهان نابینا و کم بینا به صورت طبقه بندی شده و نیازسنجی دقیق از این گروه از معلولان جهت برنامه ریزی و ارائه خدمات خاص به آنان
ب- ایجاد ارتباطات برون سازمانی جهت تسهیل ارائه خدمات عام به افراد نابینا و جلب مشارکت فعال سایر سازمان ها در تامین مطالبات این قشر از افراد جامعه
ج- تدوین لوایحی در خصوص حقوق اجتماعی نابینایان و ارائه آن به دولت و همیاری جهت تصویب این لوایح و تحکیم پشتوانه های حقوقی در خصوص فعالیت های اجتماعی معلولان به ویژه افراد نابینا و کم بینا
د- برنامه ریزی در جهت آگاه سازی خانواده های دارای فرزندان معلول بینایی و نیز عموم آحاد مردم نسبت به قابلیت های افراد نابینا از طریق ارتباط با رسانه های گروهی
ه- نظارت و ارزیابی دقیق نسبت به عملکرد سایر سازمان ها درخصوص تامین حقوق افراد نابینا و نیز ایجاد هماهنگی و وحدت رویه بین این سازمان ها به منظور انسجام تلاش های انجام شده
بر اساس آنچه گفته شد، حال به سهولت می توان بر ضرورت تشکیل سازمان ملی نابینایان در کشور تاکید کرد. لذا جا دارد تا صاحب نظران و اندیشمندان نابینا با همفکری و تلاش، زمینه مناسبی را جهت تدوین طرح ها و لوایحی در این راستا فراهم سازند تا در سایه این تلاش ها، شاهد بروز تحولات بنیادی در زندگی افراد نابینا و ارتقای سطح پایگاه اجتماعی آنان باشیم.
 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران

که حمایت از نابینایان تنها تحت لوای قانون و اهرم های قدرت در جامعه امکان پذیر خواهد بود. اما دسته ای دیگر ضمن درنظرداشتن مقوله قانون و اهمیت آگاه سازی جامعه، می کوشند تااصلاح شیوه های مدیریتی در امور نابینایان را سرلوحه کار خود قرار دهند، چرا که امروزه اعتقاد غالب این است که عمده ترین مشکلات فراروی افراد نابینا و کم بینا، ناشی از ناکارآمدی شیوه های مدیریتی در ارائه خدمت رفاهی، آموزشی و اجتماعی به گروه مزبور است. آنچه این ادعا را تایید می کند، مقایسه تحلیلی شیوه اداره امور نابینایان در کشورهای توسعه یافته و جوامع در حال توسعه است. با انجام چنین مقایسه ای به وضوح درمی یابیم که در جوامع پیشرفته، نوع ساختار تشکیلاتی مرکز توانبخشی و سازمان های متولی این امر، به گونه ای است که اصول علمی مدیریت سازمانی در آن کاملاً مشهود است.
تجربه کشورهایی چون انگلستان، اسپانیا، آلمان و... نشان می دهد که چنانچه ارائه خدمات اجتماعی و آموزشی به افراد نابینا و کم بینا به صورت تمرکزیافته و تحت یک ساختار سازمانی صورت گیرد، سرویس دهی به توانخواهان مزبور در تمامی زمینه ها- اعم از رفاهی و آموزشی- به گونه منسجم تری صورت می پذیرد. برای نمونه در کشور انگلستان، اداره سازمان امور نابینایان زیرنظر عالی ترین مقام مملکتی یعنی ملکه انجام می شود که به این ترتیب، این سازمان از جهت ساختار اداری، عملاً به نیرومندترین اهرم قدرت(دربار) وابسته خواهد بود که این خود در گسترش اختیارات متولیان امور نابینایان تاثیر به سزایی خواهد داشت. در کشورهای مورد بحث، ارائه خدمات خاص مانند آموزش مهارت های مربوط به خواندن و نوشتن، مهارت های روزمره، خدمات مشاوره ای و... که به شکل کاملاً تخصصی صورت می گیرد، توسط سازمان امور نابینایان انجام می شود. بخش دیگری از خدمات اجتماعی که از ماهیت عام تری برخوردارند، مانند امکانات بهداشتی و بیمه از سوی دولت به این افراد ارائه می شود.
بخشی از اعتبارات موردنیاز سازمان های متولی امور نابینایان به ویژه در حوزه خدمات خاص، توسط دولت و مراجع رسمی تامین می شود، لیکن نکته قابل توجه این است که در کشورهای توسعه یافته، تشکل های فعال در زمینه مسائل و مشکلات افراد نابینا و کم بینا این امکان را یافته اند که با دریافت حق انحصار پاره ای فعالیت های تجاری و نیز جلب کمک هایی از سوی افراد خیر، بخش عمده ای از هزینه های خود را تامین کنند. سازمان های امور نابینایان عمدتاً به صورت هیات امنایی اداره می شوند. هسته مرکزی این تشکل ها را افرادی تشکیل می دهند که به صورت ثابت یا استخدام دائمی به کار مشغولند اما در بخش خدمات خاص، از نیروهای داوطلب نیز استفاده می شود.
در کشورهای اروپای شرقی همانند روسیه و اوکراین نیز شاهد وضعیت مشابهی هستیم؛ در این دسته از کشورها، دولت ها کوشیده اند تا ضمن ارائه خدمات عام به افراد نابینا، با قراردادن پاره ای فعالیت های اقتصادی در انحصار سازمان های امور نابینایان، منابعی را به منظور درآمدزایی برای این موسسات فراهم کنند؛ چنان که کمک به کانون های موردنظر جهت تشکیل تعاونی های خاص، کارگاه های تولیدی، معافیت های مالیاتی و... از جمله مساعدت هایی است که در راستای تقویت بنیه اقتصادی موسسات امور نابینایان صورت می گیرد.
در ایران، سازمان بهزیستی و سازمان آموزش وپرورش استثنایی به عنوان اصلی ترین متولیان آموزش، توانبخشی و تأمین امکانات رفاهی توانخواهان نابینا و کم بینا محسوب می شوند. سازمان استثنایی به عنوان زیرمجموعه ای از تشکیلات وزارت آموزش وپرورش، بر حسب وظیفه در راستای آموزش دروس مدرسه ای و تامین نیازهای تحصیلی نابینایان، در مقاطع پیش از دانشگاه گام برمی دارد. سازمان بهزیستی نیز می کوشد تا در تامین تجهیزات کمک آموزشی و کمک توانبخشی، ارائه خدمات توانپزشکی و توانبخشی آموزشی و اجتماعی، اعم از بریل آموزی، آموزش مهارت های روزمره، مهارت های زندگی، فنون خودیاری و نیز تامین امکانات شغلی و حرفه آموزی و... برنامه هایی را تدوین و اجرا نماید. پرواضح است که محدودیت های اجرایی سازمان های مزبور از سویی و وسعت دایره مخاطبان از سوی دیگر، موجبات ناکافی بودن خدمات موجود را فراهم آورده است. هر چند واگذاری بخشی از فعالیت های مربوط به امور معلولان و نابینایان به تشکل های غیردولتی، زمینه مناسبی را برای این تشکل ها جهت انجام تلاش های موازی فراهم آورده است، لیکن عدم بضاعت مالی و محرومیت از حمایت های قانونی مراجع رسمی موجب شده است تا موسسات غیردولتی نیز نتوانند چنانکه باید، در راستای تأمین مطالبات اجتماعی افراد تحت پوشش گام بردارند. حال سؤال اینجاست که برای بهبود شرایط موجود و تغییر شیوه ارائه خدمات به افراد نابینا و کم بینا چه باید کرد؟
چنانکه گفته شد تغییر و اصلاح شیوه های مدیریتی امور نابینایان، عمده ترین راه حل در رفع موانع موجود است. به نظر می رسد که تشکیل سازمان امور نابینایان زیر نظر عالی ترین مقام رسمی و اجرایی کشور یعنی ریاست محترم جمهور و متمرکزساختن تمامی فعالیت ها و خدمات مربوط به این گروه از توانخواهان در این تشکیلات، زمینه مساعدی را جهت بهبود کیفیت اداره امور نابینایان و ارائه خدمات خاص به آنان فراهم خواهد ساخت. به طور کلی فواید تشکیل سازمان امور نابینایان را می توان به شرح زیر بیان داشت:
۱- ایجاد وحدت رویه در ارائه خدمات رفاهی، آموزشی و اجتماعی مورد نیاز افراد نابینا و کم بینا
۲- پیگیری دقیق تر امور نابینایان؛ چه در بخش خدمات خاص و چه در زمینه خدمات عام
۳- تسهیل ارتباطات برون سازمانی به منظور جلب هر چه بیشتر مشارکت سایر سازمان ها در ارائه خدمات عام به افراد نابینا و کم بینا؛ به ویژه در زمینه اشتغال، امکانات بهداشتی، خدمات بیمه ای و سایر خدمات مربوط به امکانات زندگی شهری
۴- نظارت و ارزیابی دقیق بر نحوه ارائه خدمات مورد نیاز افراد نابینا و کم بینا و نیز چگونگی عملکرد متولیان امر و نیز نظارت گسترده تر بر عملکرد سایر سازمان ها در انجام وظایف محوله در راستای تامین مطالبات اجتماعی نابینایان
سازمانی که تحت عنوان سازمان ملی نابینایان از آن یاد می شود، دارای تشکیلاتی غیردولتی است که کلیه امور مربوط به افراد نابینا اعم از خدمات توانبخشی، توانپزشکی، رفاهی و حمایتی در آن تمرکز می یابد. شکی نیست که در چنین سازمانی، آموزش نیروی انسانی، دارای اهمیت به سزایی است؛ از بخش های خدماتی گرفته تا مقاطع کارشناسی و حتی رده های مدیریتی، همه و همه باید به فراخور حال، آموزش هایی را در خصوص چگونگی ایجاد ارتباط با افراد نابینا و کم بینا و نحوه ارائه خدمات خاص به آنان فراگیرند.
در ساختار اداری سازمان ملی نابینایان، می تواند یک هسته مرکزی ایجاد شود که متشکل از نیروهای استخدامی باشد، اما در سایر بخش ها می توان از نیروهای موقتی یا داوطلب خدمت استفاده کرد.
عمده ترین منابع اعتباری سازمان مزبور می بایستی از سوی دولت تامین شود. علاوه بر آن، برای تامین هزینه های جانبی می توان از طریق جلب مشارکت های مردمی و نیز پاره ای فعالیت های اقتصادی خودجوش همانند خرید سهام، ایجاد تعاونی های خاص و به ویژه ارتباط با مجامع بین المللی فعال در امور نابینایان و دریافت کمک از این سازمان ها اقدام کرد.
استراتژی های سازمان ملی نابینایان را نیز می توان تحت عناوین زیر بیان کرد:
الف- جمع آوری و تدوین اطلاعات مختلف مربوط به توانخواهان نابینا و کم بینا به صورت طبقه بندی شده و نیازسنجی دقیق از این گروه از معلولان جهت برنامه ریزی و ارائه خدمات خاص به آنان
ب- ایجاد ارتباطات برون سازمانی جهت تسهیل ارائه خدمات عام به افراد نابینا و جلب مشارکت فعال سایر سازمان ها در تامین مطالبات این قشر از افراد جامعه
ج- تدوین لوایحی در خصوص حقوق اجتماعی نابینایان و ارائه آن به دولت و همیاری جهت تصویب این لوایح و تحکیم پشتوانه های حقوقی در خصوص فعالیت های اجتماعی معلولان به ویژه افراد نابینا و کم بینا
د- برنامه ریزی در جهت آگاه سازی خانواده های دارای فرزندان معلول بینایی و نیز عموم آحاد مردم نسبت به قابلیت های افراد نابینا از طریق ارتباط با رسانه های گروهی
ه- نظارت و ارزیابی دقیق نسبت به عملکرد سایر سازمان ها درخصوص تامین حقوق افراد نابینا و نیز ایجاد هماهنگی و وحدت رویه بین این سازمان ها به منظور انسجام تلاش های انجام شده
بر اساس آنچه گفته شد، حال به سهولت می توان بر ضرورت تشکیل سازمان ملی نابینایان در کشور تاکید کرد. لذا جا دارد تا صاحب نظران و اندیشمندان نابینا با همفکری و تلاش، زمینه مناسبی را جهت تدوین طرح ها و لوایحی در این راستا فراهم سازند تا در سایه این تلاش ها، شاهد بروز تحولات بنیادی در زندگی افراد نابینا و ارتقای سطح پایگاه اجتماعی آنان باشیم.
 
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران

گردآوری توسط بخش دنیای معلولان سایت آکاایران
تبلیغات