.

آکاایران: چندی پیش، روحانی به نام «سیدمحمدمهدی صدرالساداتی» با انتشار عکس هایی از عروسی لاکچری «سیده آناشید حسینی» (طراح لباس زنانه) و همسرش «امیر محسن مرادیان» (پسر سفیر ایران در دانمارک) و بررسی هزینه های انجام شده در این عروسی و عکس های منتشره توسط آن ها در فضای مجازی، باعث به پا شدن هیاهوی زیادی در فضای مجازی علیه لاکچری بازی آقازاده ها شد و پس از آن پای «مهدی مظاهری»، فرزند طهماسب مظاهری، رئیس کل پیشین بانک مرکزی را هم با انتشار عکس هایی از او به این ماجرا باز کرد.

ماجرای ازدواج پسر سفیر دانمارک با یک طراح لباس که صحبت از هزینه های میلیاردی و لاکچری بازی های آنچنانی در آن مطرح شد، این زوج را به واکنش واداشت تا جایی که آنها هزینه های عروسی خود و تالار را ۵۰ میلیون تومان اعلام کردند؛ اما پس از سخنان عروس خانم در خصوص پوشیدن مارک و پخش آن از طریق یکی از شبکه های رادیویی که واکنش سخت مجری را به همراه داشت تا از این رویکرد زندگی های خاص انتقاد کرده و چنین افرادی را پایمال کننده خون شهدا بخواند، موضوع وارد فاز دیگری شد.

<>

پاسخی به آقازاده وزیر سابق: گیرم پدر تو بود طهماسب؛ از سفره انقلاب چه می خواست؟

آکاایران: پاسخی به آقازاده وزیر سابق: گیرم پدر تو بود طهماسب؛ از سفره انقلاب چه می خواست؟

پس از آن بود که روحانی منتقد به پسر و عروس آقای سفیر، یک آقازاده دیگر را معرفی و به استناد عکس های منتشر شده توسط او از رویکرد برخی آقازادگان انتقاد کرد؛ موضوعی که فرزند رئیس کل بانک مرکزی با انتشار یک ویدئو به آن پاسخ داده و البته سخنان عجیب و غریبی که در آن شاهد توهین به مقام شامخ شهدا هستیم، بر زبان جاری کرده است. انگار که ایشان اعتقاد دارد، هر چیزی با پول خریدنی است، حتی جانی که در راه دفاع از وطن و اسلام داده شده است!

پس از سخنان فرزند «محمد رضا عارف» رئیس فراکسیون امید مجلس که بحث «ژن خوب» را در مورد خود و برخی آقازادگان مطرح کرده بود، این بار یک آقازاده دیگر به نام «مهدی مظاهری» موضوعات جدیدی را در خصوص رویکرد آقازادگان مطرح کرد.

فاقد هیچ پیش داوری، متن سخنان «مهدی مظاهری» که در ویدئو مطرح کرده و در شبکه های اجتماعی بازتاب زیادی داشته است، در ادامه می آید؛

<>

پاسخی به آقازاده وزیر سابق: گیرم پدر تو بود طهماسب؛ از سفره انقلاب چه می خواست؟

او در این ویدئو می گوید: یک روز زمستانی که من راهنمایی بودم، وقتی پدر (طهماسب مظاهری) می خواست عازم محل کر بشود، آنقدر برف آمده بود که نمی توانست ماشین را بیرون ببرد، برای همین وایسادیم با پارو راه را باز کنیم. پدر خطاب به من گفت که «بریم پارویی کنیم.» رفتیم پارویی کردیم، بابا را شناختند و گفتند آقای دکتر مظاهری شما آمدید پارویی می کنید؟ طرف دست توی جیبش کرد که پول در بیاورد، پولی که امضای بابا روش بود. گفت: آقای دکتر شرمنده اصلا نمی دانم باید پول بدهم یا نه؟ بابا گفت: «دستمزد بچه هاست و باید بدهی!»

مظاهری ادامه می دهد: گناه ما این است که پایین نبودیم، اما اینجور نیست که چون پایین نبودیم، پایین را ندیده باشیم. ما اینجوری بزرگ شده ایم؛ یعنی جدای از مدرسه و فضای مدرسه یا به قول آقایان، چون پدر ما مسئول بوده اسمش را گذاشته اند اشرافی بدین معنا که در محیطی بزرگ شده ایم که برای هر کاری باید اجازه می گرفتیم؛ چرا که نکند حفاظت خانواده خراب بشود. ما اینطور بزرگ نشده ایم.

فرزند رئیس کل پیشین بانک مرکزی می گوید: ما هر وقت خواسته ایم رفتیم بیرون، توی خیابان دعوا کردیم. توی برج سفید بزن بزن کردیم. مثلا شیشه یک مغازه را شکسته ای تویی که به من می گویی آقازاده؟! تا حالا بازداشت شده ای که وثیقه نداشته باشی؟ پدر حتی برای آن ماجرا هم نیامد و وثیقه را بچه ها آوردند دیگر!

وی در پاسخ به این که «آقازاده یعنی چه؟» گفته: نمی دانم اصلا یعنی چی؟ ریشه آقازاده برمی گردد به عنوانی که برای فرزندان آخوندها به کار می بستند. اولین تعبیر را در این خصوص آقای کرباسچی داشتند که برای فرزندان آقای هاشمی به کار بست این واژه را و در کل برای بچه آخوندها بود. بعدا به یکسری بچه های سرداران سپاه و پس از آن به فرزندان اعضای هیأت دولت هم می گفتند؛ آقازاده!

مظاهری گفته، اولین باری که کار کردم، دوم دبیرستان بودم که یک کار منجر به درآمد انجام دادم و آش فروختم. او در پاسخ به فردی که با او گفت و گو می کند و می پرسد که می دانند پدر بزرگ شما پولدار بوده و بخشی از دارایی های شما ارثیه است، می گوید که نمی دانم. ببینید یک جوری شده که اگر هم بگوییم باور نمی کنند، بس که برخی آقایان برای خودشان شجره درست کرده اند که نمی دانم ما مزرعه دار بوده ایم و پسته دار بوده ایم و نمی دانم متمول بوده ایم و اصلا از قبل داشتیم.

مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که می گوید: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» در قرآن هم می گوید: «به اموالکم و انفسهم».

او می گوید: جهان هر کس چقدر است؟ آیا جهانت به اندازه یک حجره ۲ در ۲ است؟ خب برو دنیا رو بگرد! اگر تو ماشین خوب نداری توی زندگیت مشکل بچه های مردم است؟ گفته بودند چند میلیارد، والا ما تا الان بیشتر از ۳۰۰ – ۴۰۰ میلیون تومان پول به ماشین نداده ایم! دروغ هم نداریم بگوییم؛ هر کسی می گوید که من بیشتر از این ارقام پول به ماشین داده ام بیاورد وسط رو کند و مدرک بدهد، من نوکرش هم هستم؛ آخه چند جا نوشته بودند که این همه اموال را از کجا آورده؟ خوب بیایند بگویند و راهنمایی کنند، شاید شریک شدیم و با هم بخوریم!

منبع : تابناک

.

منبع : saten.ir

تبلیغات